طرفداران سری Tekken

کدام شخصیت تکن؟!


  • مجموع رای دهنده‌ها
    579
با اجازه هارد رایتر عزیز: البته ممکنه داستان ناقص باشه (چون الان اعداد یادم نیست )
هیهاچی بعد از اینکه متوجه میشه پسرش یعنی کازویا (که 5 سال بیشتر نداشت) آلوده به یک قدرت غیر قابل مهار شیطانی شده(چطور؟؟) تصمیم میگیره تا اونو بکشه و میره طبق سنتی که داشتند کازویای خرد سال رو از دره پرت میکنه
سالهای زیادی میگذره ... هیهاچی که انسان قدرت طلب و مغروری بوده تصمیم میگیره تا یک سری مسابقات رزمی رو برگزار کنه ......پس از طی مراحل مقدماتی در مرحله آخر که هشت مبارز باقی مانده و با هم مبارزه میکنند ...دست آخر هیهاچی در فینال با شخصی که خیلی به نظرش آشنا میاد مواجه میشه ...بله پسرش کازویا .....مبارزه ای نزدیک به یک ساعت و کازویا پدر رو شکست میده
و تلافی میکنه یعنی هیهاچی رو از دره به پایین پرت میکنه (پایان تیکن 1)

کازویا که به مال و قدرت زیادی رسیده تصمیم میگیره تا کار پدرش یعنی مسابقات رزمی رو ادامه بده ... در ضمن با جون کازاما ازدواج میکنه ...کازویا که متوجه قدرت شیطانی خودش شده بود میخواد تا با اینکار رقیب های احتمالی رو از سر راهش برداره ......این بار افراد بیشتری جمع میشن و برای رسیدن به پول جایزه مسابقه مبارزه میکنند ......اما ....گویا داستان تیکن1تکرار میشه .....هیهاچی زنده است (کما اینکه در دموی اول تیکن 2 میبینیم که هیهاچی به سختی از صخره ها بالا میاد ) و در فینال این بار گرگ بارون دیده یعنی هیهاچی موفق میشه کازویا رو شکست بده و برای راحتی خیالش کازویا رو از دهانه یک اتشفشان به درون گدازه ها پرتاب میکنه (پایان تیکن 2)

در حالی که به نظر میرسه جسد کازویا در حال سوختن در گدازه هاست همسر ش جون کازاما
جین رو به دنیا میاره .جین دوران کودکی رو به آرامی سپری میکنه تا به سن پانزده سالگی میرسه . در این مدت پدربزرگ جین یعنی هیهاچی در حال انجام یکسری حفاریهای باستانشناسی در جنونب مکزیک(اگه اشتباه نکنم) بود در این تحقیقات متوجه میشوند که میتوان خدای جنگ رو آزاد کرد و از خونش به قدرت زیادی رسید ..... ناگهان بدلیل نامعلومی ارتبط گروه اکتشافی با هیهاچی قطع میشه و هیهاچی به همراه گروهی از مزدورها به محل مزبور حرکت میکنند تا علت رو کشف کنند ....در اونجا باصحنه ای وحشتناک مواجه میشند (دموی اول تیکن 3) تمام گروه اکتشافی کشته شدند و.... هیهاچی از روی کشفیات قبلی و آثار باقیمانده متوجه میشه که باید با خدای جنگ ارتبطی وجود داشته باشه .....هیهاچی از وجود جین و مادرش بی اطلاع است...
در شبی طوفانی اوگر (همون خدای جنگ) به سمت محل زندگی جین و مادرش حرکت میکند (چرا؟؟) مادر جین شجاعانه از فرزندش دفاع میکند اما مادر و پسر به شدت مجروح میشوند در ضمن جین هم با نیرویی شطانی که از اوگر به بازویش بر خورد میکند آلوده میشود .....مادر جین در آخرین لحظات زندگی اش از جین میخواهد هر طور شده خودش را به پدر بزرگش هیهاچی برساند (تکلیف آسوکا چی شد من که نفهمیدم)...... چهار سال تمرینات سنگین در حضور برای انتقام خدای جنگ از جین نوجوان یک جوان پرقدرت رزمی کار میسازد در این زمان افراد زیادی برای نابودی اوگر تلاش کرده بودند که البته هیچکدام زنده برنگشته بودند ....هیهاچی به تحقیقاتش هم ادامه داد به این نکته پی میبره که برای کنترل(؟) قدرت نیازمند به خون شیطانی کازویا هم میباشد .....||دراینجا هیهاچی هر دو دست را بلند میکند و بر فرق سرش میزند که چرا کازویا رو در آتشفشان انداخته|| ....تنها کسی که باقیمانده بود جین بود...
..... هیهاچی میدانست نمیتواند حریف اوگر شود بنابراین سعی کرد آنچه در چنته دارد به جین هم بیاموزد ...خوب تورنمنت بزرگ تیکن 3 با جایزه ای وسوسه انگیز شروع شد .... یکی یکی حریفان جین از پیش رویش کنار رفتند تا روزی که قرار بود جین با اوگر مبارزه کند ..مبارزه در معبدی بزرگبرگزار میشد هیهاچی تمام افراد خودش را در معبد مستقر کرده بود ....در مبارزهای سخت جین موفق شد اوگر رو شکست بده ولی پدربزرگ قدرت طلب بی رحم به جین خسته از مبارزه حمله میکند و با چند گلوله ..........(دموی پایانی جین در تیکن 3) ولی جین که نیروی شیطانی اوگر و پدرش کازویا را دارد ناگهان بلند میشود و هیهاچی را به دیوار میکوبد و...(بقیه اش رو خودتون میدونید)( پایان تیکن 3 )

دو سال بعد .....
اجازه بدید کمی به عقب برگردیم یعنی زمانی که کازویا در کوه اتشفشان افتاد در اینجا کازویا درون گدازه ها نیفتاد بلکه در محل امنی در میان دود و گازهای آتشفشان پنهان و بیهوش افتاده بود طوری که هیهاچی با این تصور که او درون گدازه ها افتاد است محل را ترک کرده بود...چند هفته بعد یک گروه اکتشافی که داشتند در انجا تحقیق میکردند جسد بیجان کازویا را پیدا میکنند که البته آثاری از حیات در اون دیده میشد ...کازویا به آزمایشگاهی واقع در ....واقع در..(یادم نمیاد ببخشید!!!)منتقل شد وبا تعجب دیدند باوجود اینکه بیشتر آثار حیاتی کازویا قطع شده ولی وضعیت بدنی اش بسیار خوب حفظ شده ....به همین خاطر کازویا به مدت بیست سال در انجماد نگه داشته بودند و روی اون تحقیق میکردند تا اینکه کازویا به هوش آمد (چرا؟؟؟)
هیهاچی اکنون دوسال است که بعد از ناکامی از بدست آوردن اوگر و جین دستورداده تا تکه های پوست نمونه های خون و...جین واوگر رو برای تکمیل آزمایشات جمع کنند...ولی برای اینکار باز هم نیاز به جین یا کازویا میباشد و نمونه های بدست آمده کافی نبود......ههاچی در حین جستجو برای پیدا کردن جین به تکه عکسی نیم سوخته در یک آزمایشگاه قدیمی و متروکه دست پیدا میکند بله عکس متلعق به کازویا بود :eek: تاریخ عکس مربوط به بعد از افتادن کازویا در دهانه اتشفشان بود .... بعد از تحقیقات زیاد هیهاچی به کمپانی بزرگ به نام جی کوپریشن میرسد که متوجه میشود این کمپانی تحقیقات را از سمت دیگر ادامه داده اند و الان جسد کازویا رو هم دارند
هیهاچی به همراه نیروهای اموزش دیده به این کمپانی نفوذ میکنند بعد از نابود کردن سیستم امنیتی به دنبال جسد کازویا میگردند ولی.... کازویا نیروهای نفوذی را یکی یکی نابود میکند و هیهاچی از دوربینی که رو سر افرادش نصب کرده بود کازویا را شناسایی میکند (دموی شروع تیکن 4 )
جین باز هم حریفان خود را از پیش رو بر میدارد ولی بیخبر از توطئه ای که هیهاچی برای او چیده
.........هیهاچی با کازویا به توافق رسیده بود تا با کمک هم جین رو بگیرند البته کازویا هم نقشه های خودش رو داشت و میخواست به خون اوگر دست پیدا کند ... در مبارزه نیمه نهایی کازویا میدان رو خالی میکنه تا بعد از مبارزه هیهاچی جین خسته رو از پای در بیاره .....هیهاچی از جین بعد از مبارزه ای طولانی شکست میخورد ....کازویا موفق میشه جین رو اسیر کنه و سعی میکنه تا با نیروی شیطانی که داره جین رو به زانو دربیاره . جین که به زنجیر کشیده شده تحمل میکنه و سر انجام با نیرویی مهیب زنجیر ها رو پاره میکنه و تبدیل به دیول جین میشه ....کازویا که کم آورده بود به سختی شکست میخوره و بیهوش میشه .....جین بعد از شکست هر دو نفر با از بین بردن قسمتی از سقف معبد
هیهاچی با راه اندازی یک تورنمنت دیگه سعی میکنه تا جین و کازویا را بدام بندازه جایزه تورنمنت هم تمام ثروت هیهاچی است .....
جین باز هم حریفان خود را از پیش رو بر میدارد ولی بیخبر از توطئه ای که هیهاچی برای او چیده
.........هیهاچی با کازویا به توافق رسیده بود تا با کمک هم جین رو بگیرند البته کازویا هم نقشه های خودش رو داشت و میخواست به خون اوگر دست پیدا کند ... در مبارزه نیمه نهایی کازویا میدان رو خالی میکنه تا بعد از مبارزه هیهاچی جین خسته رو از پای در بیاره .....هیهاچی از جین بعد از مبارزه ای طولانی شکست میخورد ....کازویا موفق میشه جین رو اسیر کنه و سعی میکنه تا با نیروی شیطانی که داره جین رو به زانو دربیاره . جین که به زنجیر کشیده شده تحمل میکنه و سر انجام با نیرویی مهیب زنجیر ها رو پاره میکنه و تبدیل به دیول جین میشه ....کازویا که کم آورده بود به سختی شکست میخوره و بیهوش میشه .....جین بعد از شکست هر دو نفر با از بین بردن قسمتی از سقف معبد پرواز میکنه ومیره(پایان تیکن 4)


فکر کنم توضیح زیادی در مورد تیکن پنج لازم نباشه دوستان حتما دموی اول بازی رو دیدند
بعد از اون انفجار بزرگ هیهاچی ظاهرا کشته شد و خبرمرگش منتشر شد ولی ظاهرا کسی زمام امور امپراتوری اقتصادی هیهاچی رو در دست گرفته بود و کارها به روال عادی برگشت .....و.........بعد از یکماه شایعه ای شکل گرفت و به تمام افراد شرکت کننده در تورنمنتهای قبلی نامه هایی فرستاده شد مبنی بر اینکه تورنمنت پنجم در خال شروع است و....
در بخشهایی از بازی میبینیم که هیهاچی مسن هنوز نمرده ولی دیگر انگار از درجه اعتبار ساقط شده (در مبارزه ای که با راون داشت)
شیطان درون جین در حال طغیان است و مرتب به او تلقین میکند که باید مبارزه کند شاید به همین دلیل است که دوستیش با هورانگ مختل میشود و در صحنه ای اجازه میدهد تا هورانگ به راحتی او را شکست دهد و میگوید من کاری ناتمام دارم متاسفم ولی نمیتوانم با تو ادامه دهم
تا بتواند به راهش ادامه دهد .
از طرفی در اینجا با یک فسیل !!!! طرف هستیم یعنی جینپاجی میشیما پدر هیهاچی و دوست قدیمی وانگ (یک فسیل رزمی کار دیگه ...) که گویا اونم شیطان زده شده ....
ظاهرا برای درک داستان باید یکبار با هورانگ و یکبار هم با جین بازی رو تمام کنید ....


خوب دیگه بسه کم کم دارم احساس میکنم دو تا شاخ رو کله ام و دو تا بال هم رو پشتم داره سبز میشه و دلم میخواد بابام رو بکشم:evil: ;)
ببخشید اگه زیاد حرف زدم و داستان ناقص بود
اگه زبا انگلیسی تون خوبه برین این سایت توضیحات کاملی داره
http://www.manji-clan.com/wtcl/storymode_t1.htm
اگر میبینید چیزی من گفتم و تو این سایت نیست باور کنید از خودم نبوده و از جاهای دیگه گرفتم ولی ادرسمش یادم نیست
 
جناب THE ONE این آخرین باری باشه که در انجمن های سایت پست های این چنینی از طرف شما زده میشه !
در صورت مشاهده ی مجدد با شما برخورد جدی خواهد شد !
 
ببین آقای The One واقعا شما فکر میکنی داری با این پستات چیزی به دیگران یاد میدی؟! یا اونا اصلاحشون میکنی ؟! یا میخوای تعداد پستات بره بالا ... ؟! من نمیدونم قصد شما چیه ولی ...
باید بگم که بهتره خودتو اصلاح کنی چون اگه نکنی بودن شک جات توی این سایت نیست ! دیروز هم بهت یه پیش اخطار داده بودم ولی انگار اصلا توجهی نکردی.
اینجا با تمام سایت های دیگه فرق داره و پست های افراد باید بر طبق یه سری اصول و قوائدی باشه و پست های شما کاملا با این اصول و قوائد متضاد هست.
************اخطار************​
بهتره به این اخطار من به طور خیلی جدی توجه کنی ! اگه نکنی و بخوای به همین روال ادامه بدی ... !
 
چشم

ببین آقای The One واقعا شما فکر میکنی داری با این پستات چیزی به دیگران یاد میدی؟! یا اونا اصلاحشون میکنی ؟! یا میخوای تعداد پستات بره بالا ... ؟! من نمیدونم قصد شما چیه ولی ...
باید بگم که بهتره خودتو اصلاح کنی چون اگه نکنی بودن شک جات توی این سایت نیست ! دیروز هم بهت یه پیش اخطار داده بودم ولی انگار اصلا توجهی نکردی.
اینجا با تمام سایت های دیگه فرق داره و پست های افراد باید بر طبق یه سری اصول و قوائدی باشه و پست های شما کاملا با این اصول و قوائد متضاد هست.
************اخطار************​
بهتره به این اخطار من به طور خیلی جدی توجه کنی ! اگه نکنی و بخوای به همین روال ادامه بدی ... !

بروی چشم جناب مدیر :ziped: :ziped: :ziped:
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or