خب اپیزود اول هم بعد از مدت های انتظار دیدیم
قبل از اینکه بخوام نقدی وارد کنم دو تا مورد رو عنوان میکنم
اولی اینکه این سریال رو در جایگاه خودش نقد میکنیم. بدون شک معتقدم که گات بهترین سریال تاریخه و به عنوان بهترین هم بهش نقد وارد میکنم نه به عنوان یک سریال چیپ پس سوء تفاهم نشه.
دومی هم اینکه گفته های من صرفا نظر شخصی و لطفا نابودم نکنید
طرح فیلم نامه کلی اپیزود اول رو دوست داشتم
یکم مارو برد به فضای گذشته اللخصوص اپیزود اول فصل اول که چقدر اون زمانا سریال قوی تر پیش میرفت
اما چیزی که به این تجربه صدمه قابل توجهی زد بازی ضعیف بازیگر های اصلی فعلی سریال در مقابل بازیگر های اصلی اپیزود اول فصل یک بودن
وقتی بازی بازیگر شخصیت هایی مثل ند استارک و رابرت باراتیون و سرسی لنیستر و کتلین استارک رو بذارید جای جان اسنو و سانسا و آریا خب واقعا وقتش شده یخورده ناامید بشیم که از این بچه هاای استارکی آخر سر بازیگر درست حسابی در نمیاد که نمیاد. هنوزم اون استیل بچه گونه و فانتزی تو بازی مسی ویلیامز و سوفی ترنر موج میزنه و همین باعث شد که سکانس هایی که میتونستن فوق العاده تاثیر گذار و هیجان انگیز باشن خیلی ساده و لوس از آب در بیان مثل دیدار دوباره جان اسنو و آریا که شخصا انتظار خیلی خیلی بیشتری ازش داشتم.
تقابل دنریس با خاندان های اشرافی شمالی هم یجورایی احمقانه به نظر میرسه. یک موجود مخوف و وحشی از ترسناک ترین افسانه هاشون اومده بیرون میخواد بزنه همه رو پر پر کنه بعد این جماعت به فرد اسم و عناوین و این مزخرفاتن ! بعضا تصور میکنیم کارکتر های عام سریال واقعا از نظر مغزی دچار مشکل هستن. فراموش نکنید اینا کارکتر هایی هستن که خودشون اکثرا با چشم خودشون تو شمال مرده های زنده شده رو دیدن.
از این سکانس های نوستالژی وار و تجدید خاطرها که بگذریم به نظرم مهمترین بحثی که بعد از این اپیزود شکل میره تو سکانس مربوط به اون پسرک بدشانس خاندان آمبرهاست
به مسافتی که جیمی لنیستر طی کرد تا رسید به وینترفل دقت کنید. از جنوب وستروس رسید اما جالب نیست که شاه شب با ارتشی که رسما زنده نیستن و خستگی و گرسنگی براشون مفهومی نداره هنوز نرسیده ؟
عوضش میاد اون طرح عجیب و غریب رو درست میکنه
احساس میکنم کینگ نایت همش داره سعی میکنه با انسان ها ارتباط برقرار کنه و حرفی برای گفتن داره
از اپیزود اول فصل اول هم چنین طرح هایی رو شاهد بودیم الانم داریم میبینیم
در این رابطه تئوری های زیادی میشه مطرح کرد مثل داستان قلعه نایت فورت و بحث تبادل بچه ها که نتیجه آخرش میشه سم کوچولو پسر گیلی که از چنگ آدرها درش آوردن
تا شاید حتی تئوری دیوانه وار کویین نایت دفن شده تو سرداب وینترفل !
در آخر هم که سکانس فوق العاده باحال رو در رو شدن جیمی با برن بود که انصافا باید اعتراف کرد بازی سرد و بی روح برندون تو این فصل خیلی تاثیرگذار تر از قبل شده و همین باعث شد حسابی صبرمون رو برای دیدن قسمت دوم لبریز کنه.