خوب من طی یک حرکت با شور حسینی یه بیوگرافی نوشتم از تامی آنجلو البته باید بگم داستان کامل زندگیش هست و
صد البته اسپویل داره!
توماس " تامی " آنجلو کاراکتر اصلی بازی Mafia : The City Of Lost Heaven است . تامی در اصل یک راننده تاکسی معمولی بوده ولی به دلیل در گیر شدن با خانواده ی مافیایی سالیاری , و عوامل مختلف دیگر , تبدیل به Soldato (به پیاده نظام های خانواده های مافیایی می گویند) برای سالیاری ها می شود .
تامی در 30 آگوست سال 1900 در شهر Lost Heaven متولد می شود. تامی به عنوان یک راننده تاکسی در شهر فعالیت می کند . وی احتمالا در ارتش کشورش در جنگ جهانی اول جنگیده است . البته هیچ وقت به این موصوع در بازی اشاره ای نمی شود
در روز 30 سپتامبر سال 1930 وقتی به عنوان یک راننده تاکسی در شهر گشت می زد توسط 2 گانگستر که بعد ها به همکارش تبدیل می شوند (Paulie و Sam ) مجبور می شود تا از دست گانگسترهای خانواده های دیگر آن ها را فراری دهد . پس از این آن 2 را دم در بار دون سالیاری و پاداش زیادی دریافت می کند. پول به دهن تامی مزه کرده بود پس تصمیم گرفت وارد خانواده سالیاری شود و آن ها را از یک حمله دیگر نجات داد . بعد از این کشت و کشتار او شغلش به عنوان یک راننده تاکسی را از دست می دهد و به جایش وارد خانواده ی مافیایی سالیاری می شود . اندکی بعد تامی با شخص سالیاری آشنا و در ماموریت های زیادی وی را همراهی می کند از جمله : قتل , دزدی , مسابقات غیز قانونی و ... کم کم تامی به درجات بالاتری در این خانواده دست می یابد.
در سال 1938 , Paulie و تامی متوجه می شوند که تمام مدت سالیاری آن ها را بازی داده و تمام شود قاچاق الماس را برای خود نگه می داشته است . پاولی که از سالیاری ناامید شده بود پیشنهاد سرقت یک بانک را داد . که در سم آن را رد کرد ولی به آن ها نمی گوید که تمام داستان را برای سالیاری باز گو می کند . دزدی از بانک کاملا موفقیت آمیز انجام می شود ولی روز بعد تامی , پاولی را در اپارتمانش غرق در خون می یابد . سم به تامی زنگ می زند و قراری با تامی می گذارد . تام به قرار رفته و همه از جمله سم را به قتل می رساند. سپس تامی با سارا همسرش ( که دختر لوییجی متصدی بار سالیاری است ) و دخترش به اروپا می رود . در یک دادگاه تمام خانواده ی سالیاری را لو می دهد . وی به هشت سال زندان محکوم و سالیاری به حبس ابد محکوم می شود . تامی به دلایل امنیتی و فرار از سالیاری ها برای سال ها در خفا در شهری در آمریکا به نام Empire Bay زندگی می کند.
25 سپتامبر 1951 تامی که حالا 51 سال دارد همراه با خانواده اش در Empire Bay زندگی آرامی دارد . وی در حال آپاشی باغچه اش است که 2 گانگستر با نام ها Vito و Joe او را به قتل می رسانند
ذیالوگ پایانی بازی بعد از قتل تامی :
You know, the world isn't run by the laws written on paper. It's run by people. Some according to laws, others not. It depends on each individual how his world will be, how he makes it. And you also need a whole lot of luck, so that somebody else doesn't make your life hell. And it ain't as simple as they tell you in grade school. But it is good to have strong values and to maintain them. In marriage, in crime, in war, always and everywhere. I messed up. So did Paulie and Sam. We wanted a better life, but in the end we were a lot worse off than most other people. You know, I think it's important to keep a balance in things. Yeah, balance, that's the right word. Cause the guy who wants too much, risks losing absolutely everything. Of course, the guy who wants too little from life, might not get anything at all."
"میدونی دنیا بوسیله ی قانون های نوشته شده روی کاغذ ها اداره نمی شه . بوسیله ی مردم اداره می شه . بعضی هاشون طبق قوانین و بعضی ها شون نیستن. این به خود شخص بستگی داره که زندگیش چطور باشه. البته به شانس زیادی هم نیاز داری! پس کس دیگه ای نمی تونه زندگیت رو جهنم کنه! . و البته به سادگی که در دبستان بتون آموزش داده می شه هم نیست . ولی این خوبه که آدم یه سری اعتقادات داشته باشه و به اون ها پایبند بمونه . در ازدواج , در جنگ , در جرم همیشه و همه جا .من گند زدم! همنجور پاولی و سم . ما یه زندگی بهتر می خواستیم ولی در آخر به چیز بدتر رسیدیم . میدونی به نظر من باید تو کارهامون تعادل داشته باشیم! آره تعادل کلمه ی درست همینه! بخاطر این کسی که خیلی میخواد ریسک می کنه که همچی رو از دست بده و اونی که خیلی کم می خواد ممکنه هیچی بهش نرسه"
و به همین دلیل Mafia 1 به یکی از بهترین و ماندگارترین بازی ها تبدیل شد .
حالا برین به عوامل صحنه ی Mass Effect رای بدین :d