بلای مقیم میکامی سان : یادداشتی بر عنوان Resident Evil 4

BEHZAD W3SKER

King Of The Game Industry
Gold User
Jan 25, 2018
105
943
نام
Big Behzad
IMG_20181014_190753_999.jpg

من و سایر طرفداران کنسول ps2 روزهای سختی را برای عرضه ی عنوان رزیدنت اویل 4 بر روی محبوب ترین کنسول تاریخ سپری کردیم.قراردادی با شرکت نینتندو امضاء شده بود و میکامی پایش را در یک کفش کرده بود که اگر بازی به غیر از کنسول گیم کیوب بر روی کنسول و به طور کلی پلتفرمی دیگر عرضه شود سرش را خواهد زد!تبلیغات بازی را در شبکه های چون گیم نتورک و گیم وان را یادم هست و به طرز فجیعی دچار هیجان بودم!اما نمیدانستم که ان زمان استاد گرانقدر چنین فکر شیطانی را در سر دارند و گفتند بازی فقط برای کنسول گیم کیوب عرضه میشود!اما در نهایت در ماه اکتبر شاهکار صنعت بازی بر روی کنسول محبوبم ps2 عرضه شد.وای!چه بازی چه شاهکاری و چه حال و هوای تازه ای در صنعت بازی!واقعا اغراق نیست اگر بگویم نقطه اوج صنعت بازی resident evil 4 هست.بدون شک میتوان صنعت بازی را به قبل و بعد از رزیدنت 4 تقسیم کرد!بعد از رزیدنت 4 گویی صنعت دچار یک پیشرفت صد ساله شده بود.بعد از این همه سال مقالاتی راجع به بازی نوشته میشود و میگویند چرا رزیدنت 4 بی همتاست؟!سوالی که پاسخ به ان را باید در شگفت انگیز بودن بازی پیدا کرد.در همین وبسایت های فارسی زبان بارها دیده ام که صحبت از تمام کردن 40 بار یا 50 باربازی بوده است.بیایید روراست باشیم.کدام بازی انقدر تکرار پذیری دارد؟هر بار که بازی میکنیم گویی با یک بازی جدید طرف هستیم.

نخستین تغییر بزرگ در قسمت چهارم سری ، گیم پلی بازی بود.گیم پلی ای که حالا به عنوان یک استاندارد برای عناوین اکشن ادونچر و شوتر سوم شخص شناخته می شود.اولین نکته ای که در گیم پلی بازی به چشم می اید دوربین بازی است.دوربین روی شانه ای که به بهتر شدن بخش اکشن در قسمت چهارم و جذاب شدنش کمک فراوانی کرد.اکشن بازی در این نسخه یک جهش بزرگ نسبت به عناوین کلاسیک سری داشت و به شدت لذت بخش و در عین حال چالش برانگیز است.اما از دوربین و بخش اکشن بازی که هر چند با عناوین کلاسیک سری شباهتی ندارد بگذریم میتوان رگه هایی از المان های گیم پلی کلاسیک سری نظیر عدم حرکت در هنگام تیر اندازی(هر چند امروز دیگر جایگاهی ندارد) و کند بودن حرکت کردن کرکتر بازی و مدیریت ایتم های بازی اشاره کرد. مدیریت ایتم های بازی بر خلاف قسمت پنجم سری که به یک مدیریت ایتم ساده و سطحی بسنده کرده بود ، در قسمت چهارم میکامی مدیریت بازیباز را به چالش میکشید.اگر هیچ کدام از بخش های قسمت 4 تناسبی با گذشته سری نداشته باشد بدون هیچ شک و تردیدی مدیریت ایتم ها کاملا به سبک عناوین قدیمی سری شما را به چالش خواهد کشید و کاملا به ان وفادار است.

IMG_20181006_203900_221.jpg

اما نقطه اوج بازی در بخش گیم پلی مبارزه با باس هاست. سری Resident Evil علاوه بر تاثیر عمیق در صنعت بازی به چیزهای مختلفی شهرت دارد که یکی از ان ها داشتن باس های متنوع و به یادماندنی است.رزیدنت ایول 4 از این قاعده مستثنی نیست و راه عناوین کلاسیک سری را ادامه میدهد.از جک کراوزر تا سدلر ، از سالازار تا مندز ، از نهنگ داخل اب تا ان گوریل غول پیکر ، نشان دهنده ی قدرت رزیدنت 4 در بخش باسهای بازی است.هر باس روش مبارزه خاص خود را نیز دارد و بعضی از ان ها در حد بهترین های تاریخ است..شاید با من هم عقیده باشید که بهترین باس بازی که به عقیده ی نگارنده ی مطلب بهترین مبارزه ی تن به تن در یک بازی ویدیویی هست مبارزه با جک کراوزر هست.یک شخصیت منفی عالی و مصمم در رسیدن به اهدافش که تقریبا در اواخر بازی با قهرمان داستان ما یعنی لئون روبرو میشود.بخش اول که با qte دنبال میشود واقعا زیبا و به یادماندنی کار شده است و در قالب یک میان پرده سینمایی است.اما بخش دوم ان که در قالب گیم پلی هست هم نظیر نداره و از بهترین باسهای صنعت بازی است.نکته ای را که باید در عنوان رزیدنت 4 درنظر داشت و ان را از دلایل ماندگار شدن بازی دانست لول دیزاین بازی است.شروع بازی واقعا استثنایی هست.در کمتر از چند ثانیه همه چیز به هم میریزد.لئونی که فقط در پی پاسخ به یک سوال وارد دهکده میشد حالا باید با دسته ای از گانادوس های وحشی مبارزه کند.این مبارزه تا به صدا درامدن زنگ کلیسا ادامه پیدا میکند و مغز هنگ کرده ی ما میپرسد چه شد؟!برای اثبات حرف من کافی است سری به لیست بهترین شروع های تاریخ صنعت بزنید تا متوجه شوید برخی از سایت ها ان را بهترین شروع تاریخ صنعت بازی میدانند.

بعد از شروع استثنایی بازی باید به کلیت مراحل بازی اشاره کرد.طراحی مراحل تنوع بسیاری دارد.پس از دهکده که میتوان را بهترین بخش طراحی مرحله بازی دانست به یک قلعه ، یک زندان و چند محیط دیگر میرسیم که همگی عالی کار شده اند اما ان قدرت دهکده را ندارد.نکته دیگر در بحث طراحی مراحل بازی این هست که نسبت به عناوین قبلی سری با محیط های نسبتا بزرگتر و بازتر طرف هستیم اما میدان دید محدود و ویژگیهای کنترلی لئون(مثل کند حرکت کردن یا نچرخیدن در هنگام حرکت) باعث شده بود که همچنان حس یک محیط بسته و احساس ترس و دلهره به بازیباز دست بدهد. از نکات جالب بازی در طول مراحل بازی در مبارزه با گانادوس ها و مواجهه شدن با خطرات بازی است که میتوان از تاکتیک های مختلف استفاده کرد.میتوانیم همان موقع هدشاتشان کنیم ، میتونیم با تیراندازی به پایشان و زدن یک حرکت اکروباتیک کارشان را تمام کنیم،میشود با چاقو به ان ها حمله کرد و اصلا از جایی بالا رفت و تار و مارشان کرد.شاید یکی از دلایل تکرار بازی همین برخورد لذت بخش با این موجودات دیوانه باشد.

IMG_20181006_203017_645.jpg

اما از گیم پلی ، لول دیزاین و باس های بازی که بگذریم به داستان بازی میرسیم.جایی که بعد از تغییرات گیم پلی بازی ،بیشترین محل بحث و گفتگو بین هوارادان سری بوده است.داستان بازی بسیار هوشمندانه انتخاب شده است و دارای دو لایه است.لایه اول به فرقه ی مذهبی لوس ایلامینادوس و تفکرات شخص سدلر و لایه دوم بازی به شخصیت افسانه ای سری رزیدنت ایول ، البرت وسکر و اهدافش برای رسیدن به انگل لاس پلاگاس و از همه مهم تر شخصیت مرموز ایدا ونگ و ان سازمان مجهولی هست که در پایان بازی مشخص میشود که ایدا برایش کار میکند.هر چند تغییر تم داستان بازی،(هرچند همچنان کلیت علمی تخیلی هست) به یک تم مذهبی و تا حدی سیاسی باعث شده است که عده ای از طرفدران سری رزیدنت ایول ، داستان قسمت 4 را بی ربط بودن به کل سری متهم کنند ، اما با در نظر داستان لایه ی مهم تر داستان یعنی البرت وسکر و همچنین ایدا ونگ و ان سازمانی که ایدا به شکل مرموز برایش کار میکند و اینکه در اخر هم همه چیز به ایدا ختم میشود میتوان گفت که داستان بازی سراغازی برای یک سه گانه بوده است که متاسفانه یا خوشبختانه با جدایی میکامی از کپکام داستان ناتمام ماند.البته اینکه داستان بازی با گذشته ی سری به خصوص ان پیشینه ی غنی مجموعه ارتباط چندانی ندارد را نمیتوان رد کرد ، اما چیزی که میکامی هوشمندانه انتخاب کرده ارتباط داستان قسمت چهارم با شخصیت های محبوب و پیشین سری هست که باید میکامی را بابت همچین پیوند مبارک! و فوق العاده ای ستود. جدا از داستان ، نحوه ی روایت بازی یک کلاس درس برای سایر سازندگان است.میان پرده هایی که به شکل دیدنی و هنرمندانه با شخصیت هایی جذاب و خوب پرداخت شده روایت میشد.رزیدنت اویل 4 در زمینه روایت داستان یک تحول برای ژانر ترس نیز بود.تا قبل از رزیدنت 4 روایت داستان از طریق میان پرده های نسبتا طولانی به سبک متال گیری! در ژانر ترس نداشتیم.چیزی که در قسمت 5 سری به اوج خود رسید و دوستداران سری رزیدنت ایول حتما میان پرده های قسمت پنجم را به یاد دارند.


IMG_20181006_203031_974.jpg
در عصر حاضر صحبت کردن در رابطه با گرافیک بازی سخت است.در روزگاری هستیم که عناوینی چون رد دد 2 و لست اف اس پارت دو منتشر می شوند.با این همه گرافیک رزیدنت اویل 4 انقلابی بود.جزییات بالای شخصیت ها و محیط های بازی ، کیفیت بافت ها ، انیمیشن های بازی ، لیپ سینک ها(هماهنگی بین صدا و لب) و در نهایت مرغ های بازی که تا ان زمان طبیعی ترین مرغ های صنعت بازی بودند!(مدت ها مشغول فکر کردن به مرغ های دهکده بودم) از گرافیک رزیدنت ایول 4 یک هیولا ساخته بود.حتی اگر الان هم بازی را انجام بدیم شاید برخی از نکات گرافیکی بازی نظیر انیمیشن های تیر خوردن گانادوس ها موجب حیرتمان شود.

شاید موسیقی بازی عنوان رزیدنت اویل 4 در سطح عناوین چون The Evil Within 2 یا Silent Hill 2 نباشد اما با فضای بازی کاملا هماهنگ است. موسیقی رزیدنت 4 بازیباز را در موقعیت های مختلف به خوبی همراهی میکند و کاملا در انتقال فضا و سکانس های مختلف بازی به بازیباز کمک شایانی میکند. کافی است تا موسیقی متن صحنه ی جان دادن سرا را در ذهن مرور کنیم.دیگر مواردی که به بخش صدا مرتبط میشود بخش صداگذاری محیط و اسلحه ها و صدا پیشگی شخصیت هاست.مثل دیگر عناوین سری این قسمت بی نقص و شاهکار هست.کافی است تا یاد صداهای عجیب و غریب گانادوس ها یا اره برقی بیفتیم یا وزش باد و صدای هولناکی که از حرکت کردن شاخ و برگ های درختان ایجاد مشود را به یاد بیاوریم.صداپیشگی شخصیت ها به خصوص سدلر و جک کراوزر عالی هستند.لحن مریض و دیالوگ های این شخصیت(سدلر) از بهترین های کل سری رزیدنت ایول است و ان را در زمره ی یکی از بهترین شخصیت های منفی سری رزیدنت و صنعت بازی قرار میدهد.

از همه چیز بازی صحبت کردیم.بگذارید تا در پایان مطلب هم از فروشنده ی قسمت 4 هم حرفی بزنیم.این هم یکی دیگر از ابتکارات میکامی در قسمت 4 بود.ظاهر جذابش در کنار دیالوگ های بانمکش ، کور سوی امیدی در دل دنیای دیوانه و وحشتناک بازی بود! به قول یکی از دوستان در نقد و بررسی اش از بازی ، خداوند ایشان را در پناه خود حفظ کنند!


*بحث راجع به رزیدنت ایول 4 زیاد است.اما نه وقت کافی هست ونه حوصله فراوان.با این همه اما از نظر من رزیدنت ایول 4 بهترین بازی تاریخ و جزء 5 بازی تاثیرگذار تمام دوران است.عنوانی که از راک استار تا کن لوین ، از ناتی داگ تا سانتامونیکا ، از راک استدی تا کلیف بلزینسکی ازش الهام گرفتند. با این همه کافی نیست تا ایستاده برای این بازی و سازنده ی نابغه اش دست بزنیم و هزاران بار تحسینش کنیم؟ چرا کافی است!
 
آخرین ویرایش:

Sera.

کاربر سایت
Jan 6, 2013
170
127
نام
Neo
سپاس از شما آلبرت وسکر کبیر مقاله ی زیبایی بود.

من یادمه وقتی برای اولین وارد این بازی شدم شوکه بودم،واقعا هرگز نمی تونم جمله ای بیابم برای توصیفش،فقط میتونم بگم مسحور کننده بود،من عاشق ابتدای بازیم وقتی لیان اسکات کندی توی ماشین داره از پنجره بیرون نگاه می کنه و این درختان انگار دارن حرکت می کنن و اون سایه ها لابه‌لای درخت ها حس عمیق ناامیدی القا می کنند وقتی شاخه ها حرکت می کنن و کلاغ ها دیده میشن حس هراس آور یه برهوت مرده به آدم منتقل می کنند،و لیان تنها رها در میان یک کابوس اما واقعی...
هنوز که هنوزه بازی ندیدیم که چنین شروع خاطره انگیزی رو داشته.
رنگ بندی خاکستری این بازی وای وحشتناک بود اصن میشد بازی رو قطع و درمیان اتمسفر و خلأ این بازی گم شد و میکامی کاری کرد رنگ بندی رزیدنت ایول ۴ در بین تمام فرانچایز دس نیافتنی و یگانه باشه.
اما چیزی که این بازی رو فراموش نشدنی کرد دوربین روی شونه بود میکامی صنعت گیم رو یک گام به جلو نبرد بلکه متحول کرد.
وقتی بزرگان صنعت گیم داشتن برای هم شاخ و شونه می کشیدن.
میکامی یهو از وسط سایه ها اومد و گفت؛
ارتقا!
در اون لحظه دنیا داشت به رزیدنت ایول نگاه می کرد و همه لب به تحسین ش گشودند و میان چشم انداز این بازی دنبال تکه پازل های تصوارت گمشده ی خودشون می گشتن و در آن لحظه روح بزرگ زنده گیم داشت بر ورای بینش انسانی پرواز می کرد.
هر چند رزیدنت ایول صنعت گیم رو متحول کرد ولی پیامد هایی نیز داشت
بعد Resident Evil 4 علاقه مندان این سری به دو دسته تقسیم شدن نخست کسانی که با این تغییرات کنار اومدن و به طرفداران (پسا رزیدنت اویلی) معروف شدند و دسته دوم کسانی که با این حجم از تغییرات کنار نیمودن و آن را آشنایی بیگانه بیش نیافتند که بعد ها به طرفداران وفادار و واقعی Resident Evil یا همان «فن های خاموش» معروف شدند.

ولی با تمام این تفاسیر صنعت گیم همیشه مدیون و وام دار میکامی و رزیدنت ایول خواهد بود.
 
آخرین ویرایش:

jhoobin

کاربر سایت
Jul 21, 2016
3,676
3,904
نام
ژوبین
عالی بود بهزاد خوبه که ایندفعه وقت گزاشتی و تونستی جزئیات داستان و شخصیت ها رو بگی
وقتی اویل 4 بازی کردم به اون خوبی نبود که تو بچگی دیده بودم و انتظار داشتم فکر میکردم ترسناک تره :D ولی وقتی بازی تموم کردم@-)
مهم نیست فن های بازی چی میگن این بازی هنوزم خفنه و تا ابد خواهد بود
 

BEHZAD W3SKER

King Of The Game Industry
Gold User
Jan 25, 2018
105
943
نام
Big Behzad
انقدر من گفتم لوین و بایوشاک!نمیخواید مقالش را بخونید؟:D

من پارسال تو سایت ها چرخ میزدم که ناگهان این مقاله را دیدم;))

هیچی خوندمش و تو تلگرام به ادمین پردیس گیم دادم و رفت برای ترجمه.البته اگه اینجا ان اکانتم به طرز نامعلومی بن نشده بود خودم ترجمه میکردم میگذاشتم ابنجا:p

How Resident Evil 4 Influenced the Design of BioShock


چگونه قدرت Resident Evil 4 زمینه ساز خلق شاهکاری نظیر Bioshock شد؟

خودم هم پست دادم

7.PNG
 

MASOUD-CRASH

کاربر سایت
Jun 20, 2018
569
1,313
نام
کراش

من و سایر طرفداران کنسول ps2 روزهای سختی را برای عرضه ی عنوان رزیدنت اویل 4 بر روی محبوب ترین کنسول تاریخ سپری کردیم.قراردادی با شرکت نینتندو امضاء شده بود و میکامی پایش را در یک کفش کرده بود که اگر بازی به غیر از کنسول گیم کیوب بر روی کنسول و به طور کلی پلتفرمی دیگر عرضه شود سرش را خواهد زد!تبلیغات بازی را در شبکه های چون گیم نتورک و گیم وان را یادم هست و به طرز فجیعی دچار هیجان بودم!اما نمیدانستم که ان زمان استاد گرانقدر چنین فکر شیطانی را در سر دارند و گفتند بازی فقط برای کنسول گیم کیوب عرضه میشود!اما در نهایت در ماه اکتبر شاهکار صنعت بازی بر روی کنسول محبوبم ps2 عرضه شد.وای!چه بازی چه شاهکاری و چه حال و هوای تازه ای در صنعت بازی!واقعا اغراق نیست اگر بگویم نقطه اوج صنعت بازی resident evil 4 هست.بدون شک میتوان صنعت بازی را به قبل و بعد از رزیدنت 4 تقسیم کرد!بعد از رزیدنت 4 گویی صنعت دچار یک پیشرفت صد ساله شده بود.بعد از این همه سال مقالاتی راجع به بازی نوشته میشود و میگویند چرا رزیدنت 4 بی همتاست؟!سوالی که پاسخ به ان را باید در شگفت انگیز بودن بازی پیدا کرد.در همین وبسایت های فارسی زبان بارها دیده ام که صحبت از تمام کردن 40 بار یا 50 باربازی بوده است.بیایید روراست باشیم.کدام بازی انقدر تکرار پذیری دارد؟هر بار که بازی میکنیم گویی با یک بازی جدید طرف هستیم.

نخستین تغییر بزرگ در قسمت چهارم سری ، گیم پلی بازی بود.گیم پلی ای که حالا به عنوان یک استاندارد برای عناوین اکشن ادونچر و شوتر سوم شخص شناخته می شود.اولین نکته ای که در گیم پلی بازی به چشم می اید دوربین بازی است.دوربین روی شانه ای که به بهتر شدن بخش اکشن در قسمت چهارم و جذاب شدنش کمک فراوانی کرد.اکشن بازی در این نسخه یک جهش بزرگ نسبت به عناوین کلاسیک سری داشت و به شدت لذت بخش و در عین حال چالش برانگیز است.اما از دوربین و بخش اکشن بازی که هر چند با عناوین کلاسیک سری شباهتی ندارد بگذریم میتوان رگه هایی از المان های گیم پلی کلاسیک سری نظیر عدم حرکت در هنگام تیر اندازی(هر چند امروز دیگر جایگاهی ندارد) و کند بودن حرکت کردن کرکتر بازی و مدیریت ایتم های بازی اشاره کرد. مدیریت ایتم های بازی بر خلاف قسمت پنجم سری که به یک مدیریت ایتم ساده و سطحی بسنده کرده بود ، در قسمت چهارم میکامی مدیریت بازیباز را به چالش میکشید.اگر هیچ کدام از بخش های قسمت 4 تناسبی با گذشته سری نداشته باشد بدون هیچ شک و تردیدی مدیریت ایتم ها کاملا به سبک عناوین قدیمی سری شما را به چالش خواهد کشید و کاملا به ان وفادار است.


اما نقطه اوج بازی در بخش گیم پلی مبارزه با باس هاست. سری Resident Evil پس از تاثیرگذارگذاشتن بر صنعت بازی به چیزهای مختلفی شهرت دارد که یکی از ان ها داشتن باس های متنوع و به یادماندنی است.رزیدنت ایول 4 از این قاعده مستثنی نیست و راه عناوین کلاسیک سری را ادامه میدهد.از جک کراوزر تا سدلر ، از سالازار تا مندز ، از نهنگ داخل اب تا ان گوریل غول پیکر ، نشان دهنده ی قدرت رزیدنت 4 در بخش باسهای بازی است.هر باس روش مبارزه خاص خود را نیز دارد و بعضی از ان ها در حد بهترین های تاریخ است..شاید با من هم عقیده باشید که بهترین باس بازی که به عقیده ی نگارنده ی مطلب بهترین مبارزه ی تن به تن در یک بازی ویدیویی هست مبارزه با جک کراوزر هست.یک شخصیت منفی عالی و مصمم در رسیدن به اهدافش که تقریبا در اواخر بازی با قهرمان داستان ما یعنی لئون روبرو میشود.بخش اول که با qte دنبال میشود واقعا زیبا و به یادماندنی کار شده است و در قالب یک میان پرده سینمایی است.اما بخش دوم ان که در قالب گیم پلی هست هم نظیر نداره و از بهترین باسهای صنعت بازی است.نکته ای را که باید در عنوان رزیدنت 4 درنظر داشت و ان را از دلایل ماندگار شدن بازی دانست لول دیزاین بازی است.شروع بازی واقعا استثنایی هست.در کمتر از چند ثانیه همه چیز به هم میریزد.لئونی که فقط در پی پاسخ به یک سوال وارد دهکده میشد حالا باید با دسته ای از گانادوس های وحشی مبارزه کند.این مبارزه تا به صدا درامدن زنگ کلیسا ادامه پیدا میکند و مغز هنگ کرده ی ما میپرسد چه شد؟!برای اثبات حرف من کافی است سری به لیست بهترین شروع های تاریخ صنعت بزنید تا متوجه شوید برخی از سایت ها ان را بهترین شروع تاریخ صنعت بازی میدانند.

بعد از شروع استثنایی بازی باید به کلیت مراحل بازی هم اشاره کرد.طراحی مراحل تنوع بسیاری دارد.پس از دهکده که میتوان را بهترین بخش طراحی مرحله بازی دانست به یک قلعه ، یک زندان و چند محیط دیگر میرسیم که همگی عالی کار شده اند اما ان قدرت دهکده را ندارد.نکته دیگر در بحث طراحی مراحل بازی این هست که نسبت به عناوین قبلی سری با محیط های نسبتا بزرگتر و بازتر طرف هستیم اما میدان دید محدود و ویژگیهای کنترلی لئون(مثل کند حرکت کردن یا نچرخیدن در هنگام حرکت) باعث شده بود که همچنان حس یک محیط بسته و احساس ترس و دلهره به بازیباز دست بدهد. از نکات جالب بازی در طول مراحل بازی در مبارزه با گانادوس ها و مواجهه شدن با خطرات بازی است که میتوان از تاکتیک های مختلف استفاده کرد.میتوانیم همان موقع هدشاتشان کنیم ، میتونیم با تیراندازی به پایشان و زدن یک حرکت اکروباتیک کارشان را تمام کنیم،میشود با چاقو به ان ها حمله کرد و اصلا از جایی بالا رفت و تار و مارشان کرد.شاید یکی از دلایل تکرار بازی همین برخورد لذت بخش با این موجودات دیوانه باشد.


اما از گیم پلی ، لول دیزاین و باس های بازی که بگذریم به داستان بازی میرسیم.جایی که بعد از تغییرات گیم پلی بازی ،بیشترین محل بحث و گفتگو بین هوارادان سری بوده است.داستان بازی بسیار هوشمندانه انتخاب شده است و دارای دو لایه است.لایه اول به فرقه ی مذهبی لوس ایلامینادوس و تفکرات شخص سدلر و لایه دوم بازی به شخصیت افسانه ای سری رزیدنت ایول ، البرت وسکر و اهدافش برای رسیدن به انگل لاس پلاگاس و از همه مهم تر شخصیت مرموز ایدا ونگ و ان سازمان مجهولی هست که در پایان بازی مشخص میشود که ایدا برایش کار میکند.هر چند تغییر تم داستان بازی،(هرچند همچنان کلیت علمی تخیلی هست) به یک تم مذهبی و تا حدی سیاسی باعث شده است که عده ای از طرفدران سری رزیدنت ایول ، داستان قسمت 4 را بی ربط بودن به کل سری متهم کنند ، اما با در نظر داشتان لایه ی مهم تر داستان یعنی البرت وسکر و همچنین ایدا ونگ و ان سازمانی که ایدا به شکل مرموز برایش کار میکند و اینکه در اخر هم همه چیز به ایدا ختم میشود میتوان گفت که داستان بازی سراغازی برای یک سه گانه بوده است که متاسفانه یا خوشبختانه با جدایی میکامی از کپکام داستان ناتمام ماند.البته اینکه داستان بازی با گذشته ی سری به خصوص ان پیشینه ی غنی مجموعه ارتباط چندانی ندارد را نمیتوان رد کرد ، اما چیزی که میکامی هوشمندانه انتخاب کرده ارتباط داستان قسمت چهارم با شخصیت های محبوب و پیشین سری هست که باید میکامی را بابت همچین پیوند مبارک! و فوق العاده ای ستود. جدا از داستان ، نحوه ی روایت بازی یک کلاس درس برای سایر سازندگان است.میان پرده هایی که به شکل دیدنی و هنرمندانه با شخصیت هایی جذاب و خوب پرداخت شده روایت میشد.رزیدنت اویل 4 در زمینه روایت داستان یک تحول برای ژانر ترس نیز بود.تا قبل از رزیدنت 4 روایت داستان از طریق میان پرده های نسبتا طولانی به سبک متال گیری!نداشتیم.چیزی که در قسمت 5 سری به اوج خود رسید و دوستداران سری رزیدنت ایول حتما میان پرده های قسمت پنجم را به یاد دارند.


در عصر حاضر صحبت کردن در رابطه با گرافیک بازی سخت است.در روزگاری هستیم که عناوینی چون رد دد 2 و لست اف اس پارت دو منتشر می شوند.با این همه گرافیک رزیدنت اویل 4 انقلابی بود.جزییات بالای شخصیت ها و محیط های بازی ، کیفیت بافت ها ، انیمیشن های بازی ، لیپ سینک ها(هماهنگی بین صدا و لب) و در نهایت مرغ های بازی که تا ان زمان طبیعی ترین مرغ های صنعت بازی بودند!(مدت ها مشغول فکر کردن به مرغ های دهکده بودم) از گرافیک رزیدنت ایول 4 یک هیولا ساخته بود.حتی اگر الان هم بازی را انجام بدیم شاید برخی از نکات گرافیکی بازی نظیر انیمیشن های تیر خوردن گانادوس ها موجب حیرتمان شود.

شاید موسیقی بازی عنوان رزیدنت اویل 4 در سطح عناوین چون The Evil Within 2 یا Silent Hill 2 نباشد اما با فضای بازی کاملا هماهنگ است. موسیقی رزیدنت 4 بازیباز را در موقعیت های مختلف به خوبی همراهی میکند و کاملا در انتقال فضا و سکانس های مختلف بازی به بازیباز کمک شایانی میکند. کافی است تا موسیقی متن صحنه ی جان دادن سرا را در ذهن مرور کنیم.دیگر مواردی که به بخش صدا مرتبط میشود بخش صداگذاری محیط و اسلحه ها و صدا پیشگی شخصیت هاست.مثل دیگر عناوین سری این قسمت بی نقص و شاهکار هست.کافی است تا یاد صداهای عجیب و غریب گانادوس ها یا اره برقی بیفتیم یا وزش باد و صدای هولناکی که از حرکت کردن شاخ و برگ های درختان ایجاد مشود را به یاد بیاوریم.صداپیشگی شخصیت ها به خصوص سدلر و جک کراوزر عالی هستند.لحن مریض و دیالوگ های این شخصیت(سدلر) از بهترین های کل سری رزیدنت ایول است و ان را در زمره ی یکی از بهترین شخصیت های منفی سری رزیدنت و صنعت بازی قرار میدهد.

از همه چیز بازی صحبت کردیم.بگذارید تا در پایان مطلب هم از فروشنده ی قسمت 4 هم حرفی بزنیم.این هم یکی دیگر از ابتکارات میکامی در قسمت 4 بود.ظاهر جذابش در کنار دیالوگ های بانمکش ، کور سوی امیدی در دل دنیای دیوانه و وحشتناک بازی بود! به قول یکی از دوستان در نقد و بررسی اش از بازی ، خداوند ایشان را در پناه خود حفظ کنند!


*بحث راجع به رزیدنت ایول 4 زیاد است.اما نه وقت کافی هست ونه حوصله فراوان.با این همه اما از نظر من رزیدنت ایول 4 بهترین بازی تاریخ و جزء 5 بازی تاثیرگذار تمام دوران است.عنوانی که از راک استار تا کن لوین ، از ناتی داگ تا سانتامونیکا ، از راک استدی تا کلیف بلزینسکی ازش الهام گرفتند. با این همه کافی نیست تا ایستاده برای این بازی و سازنده ی نابغه اش دست بزنیم و هزاران بار تحسینش کنیم؟ چرا کافی است!
مقالتون خیلی خیلی عالی بود و مفید !
 
  • Like
Reactions: BEHZAD W3SKER

jhoobin

کاربر سایت
Jul 21, 2016
3,676
3,904
نام
ژوبین
واقعا?!من هیچی غیر تریلر ای تیری ازش ندیدم
فکر کنم امروز یه چیزیم شده بهزاد :D
نه میشه توش حرکت کرد مثل 4 نیست ولی خب از اونم سخت تره خیلی خیلی سخت تر حتما گیم پلیش رو ببین مخصوصا جدیدا رو خیلی پیشرفت کرده و خیلی خفن شده درواقع همون re2 با دوربین re4
(دوربین re از اولم قرار بود عین 4 باشه اما بخاطر قدرت کنسولای اون موقع نشد) :D
 
آخرین ویرایش:

BEHZAD W3SKER

King Of The Game Industry
Gold User
Jan 25, 2018
105
943
نام
Big Behzad
فکر کنم امروز یه چیزیم شده بهزاد :D
نه میشه توش حرکت کرد مثل 4 نیست ولی خب از اونم سخت تره خیلی خیلی سخت تر حتما گیم پلیش رو ببین مخصوصا جدیدا رو خیلی پیشرفت کرده و خیلی خفن شده درواقع همون re2 با دوربین re4
(دوربین re از اولم قرار بود عین 4 باشه اما بخاطر قدرت کنسولای اون موقع نشد) :D
اره.جالب هست بدونی میکامی گفته هیچ چیز به اندازه روح ترسناک نیست

من فکر کنم بازی بعدی یک چیزی مثل پی تی هست

چون هم خودش گفته و هم اینکه این را هم مثل دوربین روی شونه عملی کنه:D
 

jhoobin

کاربر سایت
Jul 21, 2016
3,676
3,904
نام
ژوبین
اره.جالب هست بدونی میکامی گفته هیچ چیز به اندازه روح ترسناک نیست

من فکر کنم بازی بعدی یک چیزی مثل پی تی هست

چون هم خودش گفته و هم اینکه این را هم مثل دوربین روی شونه عملی کنه:D
همونطور که خودش گفت(چند وقت پیش با کامیا رفته بود capcom :D) باید برگرده capcom این بازی بسازه از این بتزدا با id tech هیچی در نمیاد کپکام همین الانم خفنه حالا فکرش بکن میکامی کامیا هم برگردن (dmc1.re4 تکرار میشود):D نمیدونستم هنوز قصد بازی ساختن داره:D
 

rezvideo

کاربر سایت
Oct 3, 2005
407
390
نام
رضا چشمی
کلا صنعت خیلی به ژاپنی ها بدهکاره به خصوص به میکامی و کوجیما مدل روایت داستان تو بازی این دو نفر تو صنعت نظیر نداره.عاشق هر جفتشون هستم و البته رزیدنت 4 که جای خود داره گیم پلی عالی و روایت بی نظیر داستان تو آثار میکامی بی نظیره.
 

Kavigne

کاربر سایت
Sep 16, 2007
8,498
543
در همین وبسایت های فارسی زبان بارها دیده ام که صحبت از تمام کردن 40 بار یا 50 باربازی بوده است. بیایید روراست باشیم. کدام بازی انقدر تکرار پذیری دارد؟هر بار که بازی میکنیم گویی با یک بازی جدید طرف هستیم.
زیر 70 بار اصلا با من حرف نزنین :D
GOAT#
 
  • Like
Reactions: BEHZAD W3SKER

mondas

کاربر فعال
Feb 23, 2013
405
2,180
نام
سعید
تشکر و سپاس بیکران از دکتر بهزاد وسکر عزیز , بابت این مقاله بسیار زیبا و خاطره انگیز...
خاطرات من که کاملا زنده شد الان هم تو آشپزخونه هست داره چایی شیرینش رو هورت می کشه...!

مقاله بسیار جامع و کاملی بود قسمتی از قسمت های لیون و اشلی نبود که دست نگذاشته باشید روش ..!
واقعا نمی دونستم استاد میکامی دوست نداشته بازی روی دیگر پلتفورم ها هم عرضه بشه آخه چرا؟... مثل اینکه کپکام از همون 2005 سر شوخی رو با استاد باز کرده تا دو سه ماه دیگه هم فکرکنم برای سوییچ بیاد...اینا تا میکامی رو دق ندن ول نمی کنن...!

همونطور که در مقاله هم ذکر شد بحث در مورد این بازی تمومی نداره ولی یک نکته ای که به شخصه برای خود من خیلی جالب بود تعداد انیمیشن هایی بود که برای مرگ لیون در نظر گرفته شده بود , منظورم لحظاتی هست که

" لیون لعنتی با اون لباس لاکچری و لوازم لازم و تسلیحات لبریز از لذت , اون لالوها له و لورده میشه یا لحظاتی که لاشه لاغر و لطیفش لای لنگ و لگن غول لامصب لگد مال و یا لت و پار و لیته توسط سالازار کوتوله بی لیاقت ملعون ...!"

فکر کنم 48 تا میشه تعدادش حالا یخورده پایین بالا...! چقذه زیاده اون هم در سال هایی که پچ هات کافی ته پیشرفت تلقی میشد ..! البته ما گیمرهای وطنی اصولا چون نژاد و نشان از رستم و سیاوش داریم عادت نداریم زیاد تو بازی ها بمیریم برای همین شاید اصلا متوجه این موضوع نشده باشیم همینجا این نکته رو هم ذکر کنم که حساب اره برقی جداست اون رو خیلی دیدیم , برای همین خواهشا بمیرید..! بمیرید تا ببینید...کسایی هم که مثل من مرگ هراسی دارند می تونند از ظرفیت های موجود در یوتوب وآپارات بهره ببرند و شاهد مکاشفات بعد از مرگ لیون باشند..

دوستان عنایت کنند در مورد رد دد 2 صحبت نمی کنیم که 44 انیمیشن برای سوار شدن اسب داره یا 23 انیمیشن رفتن به مستراح..این بازی 2005 اومد پروسه ساختش پس میره باسه 2003, 2004 ... اون موقع بهترین بازی پرنس بود که فرح توش انگشت دست نداشت ...واقعا استاد از زمان خودش جلوتره...!!

 
آخرین ویرایش:

Big boss_returns

کاربر سایت
Jan 29, 2019
594
664
نام
ژوبین
تشکر و سپاس بیکران از دکتر بهزاد وسکر عزیز , بابت این مقاله بسیار زیبا و خاطره انگیز...
خاطرات من که کاملا زنده شد الان هم تو آشپزخونه هست داره چایی شیرینش رو هورت می کشه...!

مقاله بسیار جامع و کاملی بود قسمتی از قسمت های لیون و اشلی نبود که دست نگذاشته باشید روش ..!
واقعا نمی دونستم استاد میکامی دوست نداشته بازی روی دیگر پلتفورم ها هم عرضه بشه آخه چرا؟... مثل اینکه کپکام از همون 2005 سر شوخی رو با استاد باز کرده تا دو سه ماه دیگه هم فکرکنم برای سوییچ بیاد...اینا تا میکامی رو دق ندن ول نمی کنن...!

همونطور که در مقاله هم ذکر شد بحث در مورد این بازی تمومی نداره ولی یک نکته ای که به شخصه برای خود من خیلی جالب بود تعداد انیمیشن هایی بود که برای مرگ لیون در نظر گرفته شده بود , منظورم لحظاتی هست که

" لیون لعنتی با اون لباس لاکچری و لوازم لازم و تسلیحات لبریز از لذت , اون لالوها له و لورده میشه یا لحظاتی که لاشه لاغر و لطیفش لای لنگ و لگن غول لامصب لگد مال و یا لت و پار و لیته توسط سالازار کوتوله لاغر بی لیاقت ملعون ...!"

فکر کنم 48 تا میشه تعدادش حالا یخورده پایین بالا...! چقذه زیاده اون هم در سال هایی که پچ هات کافی ته پیشرفت تلقی میشد ..! البته ما گیمرهای وطنی اصولا چون نژاد و نشان از رستم و سیاوش داریم عادت نداریم زیاد تو بازی ها بمیریم برای همین شاید اصلا متوجه این موضوع نشده باشیم همینجا این نکته رو هم ذکر کنم که حساب اره برقی جداست اون رو خیلی دیدیم , برای همین خواهشا بمیرید..! بمیرید تا ببینید...کسایی هم که مثل من مرگ هراسی دارند می تونند از ظرفیت های موجود در یوتوب وآپارات بهره ببرند و شاهد مکاشفات بعد از مرگ لیون باشند..

دوستان عنایت کنند در مورد رد دد 2 صحبت نمی کنیم که 44 انیمیشن برای سوار شدن اسب داره یا 23 انیمیشن رفتن به مصطراح..این بازی 2005 اومد پروسه ساختش پس میره باسه 2003, 2004 ... اون موقع بهترین بازی پرنس بود که فرح توش انگشت دست نداشت ...واقعا استاد از زمان خودش جلوتره...!!

برای این نمیخواست رو پلتفرمای دیگه بیاد(اون موقع فقط ps2 بود:D) چون از ps2 بدش میومد و میگفت سونی از قصد لنزش ضعیف ساخته تا لنز بفروشه:-@
به هرحال بازی رو گیم کیوب شکست خورده بود و کپکام چاره ای نداشت........
متاسفانه استاد دیگه از زمان خودش جلوتر نیست بلکه عقبم رفته:D
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: mondas

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟