دوستان پست یکم طولانیه
اول یه مقالس بعدم پاسخ.
غلط تایپی هارو هم به لطف خودتون ببخشید

!
کپکام مدتی طولانی بوده که از سبکی اکشن و شوتر استفاده کرد که باعث شد محیط بازی عوض شه و اصلا از او اتمسفری که ما مدتی طولانی Resident Evil رو باهاش میشناختیم دور شیم. خیلی دور. به طوری که داستان بازی فدای سبک و محیط شد. ( و البته یه عالمه چیزای اضافه و الکی دیگه که پتانسیل شماره دار هارو خراب کرد و الکی همه چیو هدر داد ). برای همین بود که Capcom اومد و سری Revelations و از همه مهم تر Revelations 2 رو ساخت. شماره 2 یکی از مهم ترین تکه های این سری و یک بخش کلیدی در خط داستانی این سری است.
* * *
خط داستانی سری بازی RE توی شماره 5 به نتیجه ی اصیل و کامل خودش رسید و به داستانی اصلی این سری یک پایان کامل داد ، هرچند که سوال هایی رو همچنان بی جواب گذاشت. بعد از شماره 5 ما با یک سری بازی های فرعی و اضافه رو به رو شدیم که حتی اگر یک گیمر و یا یک فن از سری بازی آن هارو رد و یا حتی فراموش میکرد ، لطمه ای کوچک دارد نمی شد.
آلبته حتی قبل از 5 هم ما آیتم ها و تایتل های اضافه ای داشتیم که می شد با حذف اونا جای برای تایتل هایی با پتانسیل های بالاتر ، داستان و پیم پلی عالی و استفاده هر چه بهتر از کاراکتر های این سری استفاده کرد.
( مثال هایی از عنوان هایی که هدر رفتن : RE 4 , RE Operations Raccoon City , RE 6 , RE Survivor & Gun Survivor 2 )
البته این لیست کامل نیست ولی میشه با یه نگاه کوچیک اشتیاهای سری و هدر رفتگی هارو پیدا کرد.
RE 4 : اشکالات زیادی از این شماره بیرون اومدن. سبک گیمپلی ، کاراکتر های کلیشه ای و نچسب ، داستانی کم عمق و محیطی تکراری واقعا یک شماره رو هدر داد در صورتی که می تونست و کلر ، کریس ، ربکا ، بری و یا حتی شری و لیان بپردازه. ( البته منظورم از لیان این داستان خسته کننده نیست بلکه داستانی با عمق و قدرت بیشتر. هرچند ، لیان کراکتری تکراری و همه جا پیداست و به جر یک مکمل در RE 2 برای کلر ردفیلد دیگر نقش و ارزش خاصی نداشت و همون بهتر می شد اگر پرونده اش را در همان بازی اول می بستند. برای همه بهتر می شد! )
RE ORC : این بازی هم پتانسیل بالایی میتونست داشته باشه. یک Spin off با سبکی متفاوت. با وجود گند بودن بازی من دوستش دارم ولی کاش به جای اینکه تنها داستان رو دید دیگه ای بیان کنه به HUNK می پرداخت. اشتباه نکن. من همه کاراکتر هایی که توی بازی بودن رو دوست داشتم وای اگر این بازی به هانک ، یکی از مرموز ترین و در عین حال محبوب ترین کاراکتر ها، می پرداخت می تونست یک عنوان قوی باشه. انصافا تو کل سری از هانک مگه چه قدر می دونیم؟
RE 6 : این یکیو دیگه همه میدنیم که چه مصیبتی بود برای یک عنوان RE. گیم پلی برای کسی مثل من جذاب بود اما نه به عنوان RE. این بازی اصن RE نبود! یه آش شعله قلمکار و بی سر و ته که نه تنها ما رو راضی نکرد بلکه حرص هم داد. گیم پلی شوتر مثل چند عنوان قبلی ، داستان خر تو خر و الکی پیاز داغ زیاد ، کمپین های الکی اکشن با عمق بسیاااااااار پایین ، به طوری که شرط می بندم یک بچه ابتدایی هم مضحک بودنشونو درک میکنه. من تا فردا می تونم نقص هارو ادامه بدم دلی بذارید جمعش کنم. یک فاجعه به تمام عیار. و یک فرصت طلایی برای درخشش کلیر ، استیو ، الکس برای ورودش به داستان با حتی کاراکتر هایی دوس داشتنی مثل ربکا ، بیلی و بری.
Survivor رو هم که همه میدونن الکی بود.
***
حالا این همه گفتیم بییایم سر اصل مطلب.
سیاستی که Capcom این مدت استفاده کرد خشم همه رو بالا کشید. فن ها و گیمر ها ناراضی بودن و Capcom سرمایه زیادی رو علاوه بر فن های خودش از دست داد. این موضوع باعث شد که بیاد و Revelations رو بسازه. بازگشت جیل ، هرچند ضغیف تا حدودی دل فن هارو به دست اورد.فن ها دوباره تا حدودی امید وار شدند که کپکام صداشونو شنیده.
بعد از نکته هایی که از Revelations به دست اومد نسخه بعدی این سری اومد.
Revelations 2 برای فن های سری مثل یک هدیه جانانه بود. فن ها باز هم امیدوار تر از قبل شدند. ( هرچند که حذف شدن Steve Burnside از Revelations 2 باعث دلسردی شد ) محیط ها و دشمنان بازی برای ترس و لزر بازی کن از طراحی بسیار خوبی برخوردار بودند و بازی باز از انها لذت میبرد.Revelations 2 با بودجه کمی ساخته شد و ناقص بود اما داستانی غنی داشت. فقط فکر کنید Steve هم تو بازی بود! اونوقت دیگه همه تموم میشد. بی نقص.
بازگشت کلر ردفیلد و بری برتون که از کاراکتر های قدیمی این سری بودند باعث خوشحالی خیلی ها شد و البته ، معرفی یک وسکر جدید رو نباید فرموش کرد.
الکس وسکر که به عنوان شخصیت منفی جدید این سری معرقی شد به سرعت طرفدار پیدا کرد و نشون داد که یک کاراکتر ضعیف ، تکراری و کم عمق و بی روح طرف نیستم. الکس وسکر درست مثل البرت وسکر یک شخصیت ماندنی خواها بود و واکنش فن ها این رو ثابت کرد. الکس وسکر برخلاف باقی شخصیت هایی که امدند و رفتند و کسی هم تره براشون خرد نکرد ( منظورم تویی جیک >_> ) عمیق بود و حتی علایق مخصوص خود رو داشت. حتی طراحی کاملی هم داشت. انتخاب سفید برای الکس هوشمندانه بود چون مکملی برای تم سیاه البرت بود. سیاه و سفید. ( درست مثل شطرنجو اشاره هم کمنیم که شطرنج بازی زیرکی است و وسکر ها بسیار زیرک بودند. به ویژه الکس به خاطر انتقال زیرکانه ذهنش به بدن ناتالیا. هیچ کس فکرش رو هم نمیکنه! )
و حالا بریم سر 7 .
مانکن ها ، عروسک های توی تریلر ، تلفن و صدای مرموز پشت تلفن و حتی تم و محیط و فضای بازی ( که بسیار شبیه revelations 2 است ) ، همه و همه المان هایی هستند که بار ها و بار ها در Revelations 2 با الکس مشاهده کردیم. الکس توی 7 منتظره اجرای یه نقشه بزرگه و داره ازمایش و خطاشو روی خانواده بیکر انجام میده.
من فرضیه های زیادی راجب 7 ندارم ولی تمام شواهد برای تاکید و اثبات فرضیه های نیما وجود دارن.
من فقط یک شک و حدس خیلی پرت و بی اساس دارم که مربوط به هانک میشه و فکر می کنم هلیوپتر مربوط به Umbrella به هانک ربط داره.
هنوز مدرک زیادی ندارم پس در حد یک حدس میمونه.
همین

****
یعنی خااااااااک توسر همه که وسکر دوم شد. بریم بنزین بخریم
****
بابا الکی نیست که این 2 تا ریمیک انقدر طرفدار دارن! داستان که عالی و گیمپلی و مکانیک ها هم که ماهن. معما هاشم که نگو. RE اصیلن این 2 تا.
منم داستان مانگا رو خیلی بیشتر از انمیشن ( و حتی چند تا از بازی ها! ) دوست داشتم. امیدوارم این یکی از توش Die Hard و Call of Duty یا یه چرت اکشن دیگه در نیاد. -_____-
ولی سیستم خیلی خوبی بود. این که انتخاب کنی نوع دوربینو که عالی بود! گل گفتی!