بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

پایان کدوم بازی منظورته؟لیون و ایدا که تا اینجای داستان هر دو زنده اند!

والا من هنوز بازی و کامل تمام نکردم ولی چند وقت پیش تو فروم بودم یکی از خیرین اسپویل گفت آخر شماره 6 یکی از این دو میمیرن !:|

شایعه بوده :))
این شکلک مو کندن کجاست :| 4 5 نفر تایید کردن من با اسپویل زیباشون نخواستم بازی و ادامه بدم پس بریم از اول ادامه بدیم :|:دی
میدونم جمله گنگه از اول شروع میکنن ادامه نمیدن :دی
 
آخرین ویرایش:
خب دوستان یک نقد از بازی resident evil 5 براتون میگذارم. یکی از بهترین بازی های سال 2009.
نویسنده : سید طه رسولی
هفته نامه کلیک
تاریخ 6 اردیبهشت 1388

شنیدن نام رزیدنت اویل پشت هر بازی‌خور و بازی‌سازی را می‌لرزاند. بازی‌خورها یاد لحظات ترسناک و هیجان‌انگیزی می‌افتند که با هر شماره از این بازی دارند و بازی‌سازها یاد دقت و ظرافتی می‌افتند که در طراحی تک‌تک اشیا و کاراکترهای این سری به کار می‌رود و کاری می‌کند که به‌ندرت بازی‌های اکشن به محبوبیت آن برسند. شماره پنجم از رزیدنت اویل در آخرین روزهای سال 87 به بازار آمد. ‌ ‌

اگر جزو آن دسته از بازی‌خورهایی هستید که از رزیدنت اویل 4 به این بهانه که از ریشه‌ها و کلیشه‌های رزیدنت اویل فاصله گرفته خوشتان نیامده، به‌یقین از شماره پنجم هم دل خوشی ندارید. سبک بازی تغییر زیادی نسبت به شماره قبلی ندارد. این موضوع یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف رزیدنت اویل 5 محسوب می‌شود. ‌ ‌



عادت کردن به زاویه دوربین در این بازی کمی زمان لازم دارد. البته باید این موضوع را به‌خاطر داشته باشید که در هنگام بازی با رزیدنت5، بازی اکشن سوم شخص دیگری انجام ندهید، چون به‌کلی نقطه تمرکزتان به‌هم می‌ریزد. دیگر مشکلات کنترلی رزیدنت4، مانند آهسته بودن حرکات کاراکترها و عدم حرکت در هنگام هدف‌گیری هم‌چنان وجود دارند. جا داشت که کریس حداقل در هنگام هدف‌گیری با

سلاح‌های سبک مانند کلت بتواند راه برود. تنها تغییر در این بخش، امکان راه رفتن یک‌طرفی ((Strafe‌ است که قبلا وجود نداشت.


جالب این‌جاست که سازنده‌ها از محدودیت حرکت دوربین این‌بار در جهت تعریف یک نوع گیم‌پلی جدید استفاده کرده‌اند که شامل پیدا کردن لوح‌های آبی رنگ مخفی ‌BSAA‌ است. این لوح‌ها (همانند لوح‌های آبی که در دو منطقه محدود در اوایل رزیدنت4 وجود داشتند) به روش‌های گوناگون مخفی شده‌اند و برای پیدا کردنشان باید در هر منطقه دوربین را تا می‌توانید به اطراف بچرخانید و با اسنایپر همه نقاط دوردست را بررسی کنید. یافتن لوح‌های ‌BSAA‌ پس از پایان بازی برای اولین بار تبدیل به یکی از تفریح‌های اساسی رزیدنت‌اویل5 می‌شود.

در زمینه گیم‌پلی سازنده‌ها هیچ چیزی کم و کسر نگذاشته‌اند. شما توسط شخصی همراهی می‌شوید که یا هوش مصنوعی او را هدایت می‌کند و یا یکی از دوستانتان. در هر حال این بهانه خوبی‌است برای این‌که تعداد زامبی‌ها و دشمن‌ها چند برابر بیشتر شود؛ زامبی‌ها که در این بازی ماجینی نام دارند و نسخه‌های پیشرفته‌تری نسبت به همنوع‌های اروپایی‌شان به‌حساب می‌آیند. ‌ ‌


به‌طور کلی، بازی‌هایی در زمینه جذب دوباره مخاطب و افزایش تعداد ساعت‌های تعامل مخاطب با خودشان موفق هستند که بتوانند به‌نوعی شوق انجام یک کاری را به‌جان بازی‌خورها بیندازند! رزیدنت‌اویل5 در این زمینه کاملا موفق است و با ارائه دسترسی به هر گونه نیاز ذاتی بازی‌کننده‌ها (نظیر رفتن به هرجای بازی در هر زمان یا نامحدود کردن خشاب سلاح‌ها) کاری کرده که پس از یک بار تمام کردن، برای یافتن همه گنج‌ها و آپگرید همه سلاح‌ها باز هم برگردید. ‌ ‌

سلاح‌ها تعدادشان زیاد است اما از چهار دسته کلت‌، شات‌گان، مسلسل و مگنوم خارج نیستند. البته یک نارنجک و آرپی‌جی هم به این لیست اضافه کنید. اما با آپگرید کامل هر کدام از سلاح‌های این چهار دسته، یک سلاح خفن در آن دسته به شما جایزه داده می‌شود که واقعا ارزشش را دارد! به این ترتیب هربار پس از بهتر کردن هر سلاح یا گرفتن خشاب نامحدود آن، مجبور می‌شوید یک دور بازی را تمام کنید تا هم اسلحه‌های جدیدتان را به زامبی‌ها نشان داده باشید و هم مواد لازم برای باز کردن سلاح بعدی را به‌دست بیاورید.



غولاخرها تعدادشان زیاد است. اما بیشترشان از یک تم ثابت استفاده می‌کنند که مربوط به آزمایش‌های جدید شرکت ترای‌سل است. این آزمایش «اوروبورو» نام دارد و موجوداتی بی‌شکل را منتج می‌شود که بدنشان از کرم‌های سیاه پوشانیده شده است. هر چه در بازی پیش بروید این اوروبوروها تکامل پیدا می‌کنند.


برای بازی دو‌نفره رزیدنت اویل حتما باید یک یار قابل اعتماد پیدا کنید. کسی که معنای همکاری و پوشش را بداند و در زمینه صرفه‌جویی و استفاده بهینه از آیتم‌ها با شما کاملا هم عقیده باشد. در غیر این صورت بازی دونفره رزیدنت5 تجربه بسیار اعصاب خردکنی خواهد بود. توصیه می‌کنم به هیچ‌وجه سلاح‌های یکسان به‌دست نگیرید که سر جمع کردن خشاب برای این سلاح‌ها دعوایتان می‌شود! اگر حوصله دعوا ندارید، همه چیز را برعهده هوش مصنوعی فوق‌العاده خوب بازی بگذارید، تا شوا را برایتان هدایت کند.

از نظر گرافیکی احتیاجی به تعریف و تمجید از رزیدنت‌اویل5 نیست. بخش بیشتر بازی در روز انجام می‌شود و نورپردازی به‌معنای واقعی در آن وجود دارد. انیمیشن کاراکترها و دشمن‌ها روان و طبیعی کار شده و میان‌پرده‌ها، کارگردانی سینمایی بسیار خوبی دارند. صحنه‌های ‌ QTE‌(زدن دکمه‌های نشان داده شده در تصویر) تعدادشان زیاد نیست و بسیار خوش‌دست‌تر از شماره قبلی هستند.


رزیدنت اویل‌به‌خوبی نام این سری بازی بزرگ را زنده نگه داشته و آن‌قدر انگیزه به طرفداران می‌دهد که تا عرضه قسمت بعدی کماکان آن را بازی کنند. اخیرا یک پچ برای باز شدن مبارزه‌های رودررو از نوع دث‌مچ هم برای رزیدنت5 منتشر شده که با حجم کمی قابل دانلود است
 
کالبد شکافی بزرگترین شخصیت منفی تاریخ ALBERT WESKER

[FONT=&amp]در سال [/FONT][FONT=&amp]2006 [/FONT][FONT=&amp]سایت معروف[/FONT][FONT=&amp] IGN [/FONT][FONT=&amp]شخصیت وسکر را در یک رده بندی جزو سومین شخصیت های منفی دوست داشتنی در بازی های رایانه ای قرار داد و در ادامه نوشت که[/FONT][FONT=&amp] " [/FONT][FONT=&amp]طرفداران رزیدنت اویل می دانند هنگامی که وسکر در بازی نمایان میشود مشکلات و سختی ها هم به زودی نمایان خواهند شد[/FONT][FONT=&amp]. " [/FONT][FONT=&amp]و همچنین در سال [/FONT][FONT=&amp]2010 [/FONT][FONT=&amp]او را در رده [/FONT][FONT=&amp]14[/FONT][FONT=&amp]ام بهترین [/FONT][FONT=&amp]( [/FONT][FONT=&amp]توجه کنید بهترین با دوست داشتنی ترین فرق دارد[/FONT][FONT=&amp]) [/FONT][FONT=&amp]شخصیت های منفی بازی های رایانه ای قرار داد[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
در سال [/FONT]
[FONT=&amp]2008 [/FONT][FONT=&amp]سایت[/FONT][FONT=&amp] GamePro [/FONT][FONT=&amp]وسکر را در یک رده بندی در رده [/FONT][FONT=&amp]40[/FONT][FONT=&amp]ام شیطانی ترین شخصیت های منفی بازی های رایانه ای در تمام تاریخ قرار داد[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
منتقد سایت[/FONT]
[FONT=&amp] IGN [/FONT][FONT=&amp]در ماه مارس سال [/FONT][FONT=&amp]2010 [/FONT][FONT=&amp]او را به عنوان غول آخر هفته معرفی کرد و در ادامه ظاهر او را در طی حضور هایش در سری رزیدنت اویل مورد بحث قرار داد و همچنین او را با دیگر باس فایت هایی مانند[/FONT][FONT=&amp] Bowser ) [/FONT][FONT=&amp]باس فایت بازی سوپر ماریو [/FONT][FONT=&amp]) [/FONT][FONT=&amp]و[/FONT][FONT=&amp] Sephiroth) [/FONT][FONT=&amp]باس فایت سری فاینال فانتزی [/FONT][FONT=&amp]) [/FONT][FONT=&amp]مقایسه کرد و گفت که برای طرفداران این سری خیلی سخت است که رزیدنت اویلی بدون حضور او را داشته باشند[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]سایت معروف [/FONT][FONT=&amp]GameSpot [/FONT][FONT=&amp]او را جزو بهترین شخصیت های منفی در تمام بازی های رایانه ای قرار داد و او را بسیار شبیه به شخصیت[/FONT][FONT=&amp] Ganondorf [/FONT][FONT=&amp]در سری افسانه زلدا دانست[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
در سال [/FONT]
[FONT=&amp]2009 [/FONT][FONT=&amp]سایت گیم رادار او را جزو [/FONT][FONT=&amp]7 [/FONT][FONT=&amp]کاراکتری دانست که هیچ وقت نمی میرند و در ادامه او را مردی مثال زدنی دانست که همیشه در سری رزیدنت اویل پشت پرده قرار دارد[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
سایت [/FONT]
[FONT=&amp]1[/FONT][FONT=&amp]UP.COM [/FONT][FONT=&amp]نیز او را در ربته [/FONT][FONT=&amp]8 [/FONT][FONT=&amp]ام کاراکتر هایی قرار داد که دوباره زنده شده اند و قصد نابودی دنیا را دارند[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
سایت گیم رادار از نحوه وسکر در رزیدنت اویل [/FONT]
[FONT=&amp]5 [/FONT][FONT=&amp]تعریف کرد و توضیح داد که این صحنه نشان میداد که او چقدر مرد با ثباتی است که حتی بعد از مرگش هم همه باور دارن که او نمرده است و این نشان میدهد که وسکر در سری رزیدنت اویل زبان زد همه است[/FONT][FONT=&amp].
[/FONT]
[FONT=&amp]
سایت رسمی کنسول[/FONT]
[FONT=&amp] PS3 [/FONT][FONT=&amp]یعنی[/FONT][FONT=&amp] PlayStation Universe [/FONT][FONT=&amp]درمورد او نوشت که با توجه به سایه بلند،مدل مو های جذاب و همچنین غرورش، وسکر همیشه به عنوان یکی از بهترین شخصیت های منفی بازی های رایانه ای [/FONT][FONT=&amp]- [/FONT][FONT=&amp]که کمی هم کلیشه ای است [/FONT][FONT=&amp]- [/FONT][FONT=&amp]شناخته خواهد شد[/FONT][FONT=&amp].[/FONT]
 
آخرین ویرایش:
خب. امروز بلاخره بعد از یه وقفه یک ماه_ بازی RE:Zero رو شروع کردم ;;). اولش خیلی با سیستم کنترل کاراکترها مشکل داشتم که خب به مرور برطرف شد و کم کم دارم بهش عادت میکنم. داستان بازی فوق العاده جذاب هست و سیستم سوئیچ بین کاراکترها و همکاری اونها فوق العاده طراحی شده. فقط این محدودیت باکس وسایلمون بدجوری روی مخ هست )x
 
خب. امروز بلاخره بعد از یه وقفه یک ماه_ بازی RE:Zero رو شروع کردم ;;). اولش خیلی با سیستم کنترل کاراکترها مشکل داشتم که خب به مرور برطرف شد و کم کم دارم بهش عادت میکنم. داستان بازی فوق العاده جذاب هست و سیستم سوئیچ بین کاراکترها و همکاری اونها فوق العاده طراحی شده. فقط این محدودیت باکس وسایلمون بدجوری روی مخ هست )x
توی مپ می‌شه جای وسایلو دید. فقط قلاب پرتاب کن و اسلحه‌های مفید رو توی اتاق درس زمین بذاری - اگه می‌خوای بذاری. یکی از نکات منفی اینه که هیچ‌وقت نمی‌فهمی کجا ممکنه سر و کله باس پیدا شه! - برخلاف سایر شماره‌ها.
 
اقای نیما ردفیلد میشه این متن را کالبد شکافی کنی؟
شما میگید هر موقع رزیدنت امده جایزه بهترین داستان سال را گرفته و....از کجا این ها را اوردی؟ چون دوست دارم بدونم

رزیدنت اویل (Resident Evil) نام یک مجموعه از بازی های رایانه ای است که توسط شرکت کاپکوم (Capcom) و در ژانر وحشت (Survival Horror) ساخته شده است.گرچه بازی تنها در تاریکی (Alone In The Dark) معمولا به عنوان اولین بازی در این سبک شناخته می شود،ولی رزیدنت اویل با به کارگیری عناصر بازی و شناخت سلیقه ی مخاطبانش توانست به بهترین و پرطرفدارترین بازی در این سبک تبدیل شود و در واقع تثبیت کننده و آغازگر اصلی سبک بازی های ترسناک رزیدنت اویل بوده است.البته لازم به ذکر است که رزیدنت اویل را می توان جزو بازی های ماجرایی و اکشن هم به حساب آورد و در واقع تلفیقی از سبک های مختلف است.رزیدنت اویل که در ژاپن با نام Biohazard شناخته می شود و در فارسی هم شهروند شیطانی معنا می گردد همواره جزو بهترین و پرطرفدارترین بازی های رایانه ای بوده است.شاید اگر شخص دیگری به جز شینجی میکامی عهده دار ساخت این مجموعه بازی می شد رزیدنت اویل هرگز به محبوبیتی که امروز دارد دست نمی یافت.فردی که در سال 1965(1344 هجری شمسی) در ژاپن متولد شد و توانست سبکی جدید از بازی ها را ارائه دهد.کسی که به غیر از رزیدنت اویل عناوین دیگری همچون:Dino Crisis،Devil May Cry،Onimusha،God Hand و Killer 7 را هم در کارنامه ی خود دارد.گرچه اکثر مردم او را با بازی رزیدنت اویل می شناسند.چون شینجی میکامی را پدر رزیدنت اویل لقب داده اند.اگر بخواهیم میکامی را در یک جمله تعریف کنیم باید بگوییم:سرشار از ایده های نو.واژه ی رزیدنت اویل نخستین بار در سال 1996(1375هجری شمسی) به کار برده شد.در این سال نخستین شماره از مجموعه ی رزیدنت اویل توسط شرکت کاپکوم و به نویسندگی و کارگردانی شینجی میکامی برای پلی استیشن 1 ساخته شد و از همان ابتدا توانست طرفداران خود را پیدا کند.البته در آن زمان هیچ کس حتی تصورش را هم نمی کرد که روزی این بازی به این اندازه پیشرفت کند و بزرگ شود.پس از عرضه ی نخستین شماره و فروش بی نظیر آن به دلیل استقبال بیش از حد مردم قسمت های بعدی رزیدنت اویل یکی پس از دیگری و البته هر کدام با پیشرفت هایی نسبت به نسخه ی قبلی ساخته و وارد بازارهای جهانی شدند.استقبال مردم از این بازی به حدی بود که از سال 1996 تا سال 2009 یعنی در عرض 13 سال 20 نسخه ی مختلف از آن ساخته و وارد بازار شد و حتی شرکت های دیگر سازنده ی بازی های رایانه ای هم برای استفاده از نام رزیدنت اویل و افزایش اعتبار شرکت خود دست به ساخت بازی هایی با عنوان رزیدنت اویل زدند که البته هیچ کدام نتوانستند موفقیت چندانی کسب کنند.چرا که کلید ساخت رزیدنت اویل فقط در دست شرکت کاپکوم بود. رزیدنت اویل علاوه بر پرطرفدار بودن از نظر کیفی هم همیشه در صدر جدول بازی های رایانه ای بوده است و در هر سالی که یک رزیدنت اویل توسط شرکت کاپکوم ساخته می شد جایزه ی بهترین داستان سال ،بهترین صداگذاری سال،بالاترین گرافیک سال،بهترین موسیقی سال،زیباترین و تاثیرگذارترین طراحی سال و مهم تر از همه جایزه ی بهترین بازی سال را از آن خود می کرد.اما مهم ترین چیزی که رزیدنت اویل را از سایر بازی های رایانه ای متمایز می کند داستان و شخصیت پردازی منحصر به فرد آن است.به نظر می رسد که شرکت کاپکوم 90 درصد رزیدنت اویل را بر روی داستان و شخصیت پردازی آن متمرکز کرده است.به طوری که حتی خود بازی هم با وجود تمام زیبایی ها و جذابیت هایش در برابر داستان حرفی برای گفتن ندارد و اکثر هواداران واقعی رزیدنت اویل هم کسانی هستند که داستان کامل رزیدنت اویل را می دانند و اگر کسی واقعا رزیدنت اویل را بدون آگاهی از داستان آن و از سر ناآگاهی بازی کند هیچ لذتی از آن نخواهد برد.در مجموعه ی رزیدنت اویل بیش از 100 شخصیت و 100 مخلوق گوناگون و جذاب وجود دارد که نظیر آنها را در هیچ جای دیگری نمی توان یافت.داستان رزیدنت اویل برخلاف داستان های بزرگ و محبوب دیگر نظیر ارباب حلقه ها و هری پاتر به هیچ وجه تخیلی نیست.بلکه به طور مستقیم به علم وابسته است و در پشت هر حادثه و یا مخلوق تخیلی آن منطقی نهفته است.شخصیت های رزیدنت اویل هم از قهرمانان اصلی داستان کریس ردفیلد و جیل والنتاین گرفته تا فرعی ترینشان به هیچ عنوان تخیلی نیستند.بلکه انسان هایی از جنس خود ما هستند که خواسته یا نا خواسته وارد ماجرا شده اند.رزیدنت اویل توانست دنیای کاملا جدید و متفاوتی را به همگان عرضه کند.دنیایی که در آن همه چیز را می توان یافت: هیجان،ترس،عشق،خانواده،فداکاری،سیاست،قدرت طلبی،تعقیب و گریز،رقابت،دشمنی دیرینه،مبارزه با ستم و قدرت پرستی،استفاده از علم بر ضد بشریت به خاطر منافع مادی،دست بردن در کار خدا و طبیعت و مهمتر از همه انتقاد از سیاست های آمریکا.داستان پر شده از لحظات تلخ و شیرین.لحظاتی احساسی.لحظاتی پیچیده.داستانی که اگر به درستی درک و تجزیه و تحلیل شود هر انسانی را تحت تاثیر قرار می دهد.به علاوه در داستان رزیدنت اویل تمام وقایع و رویدادها تاریخ و زمان معین و دقیقی دارند.حتی تولد و مرگ شخصیت های فرعی و نمی توان واقعه ای هر چند کوچک را در داستان رزیدنت اویل پیدا کرد که زمان آن نامعلوم باشد.به خاطر تمام این پیچیدگی ها و تفاوت ها است که بسیاری از منتقدان و صاحب نظران رزیدنت اویل را یک علم مجازی دانسته اند و همانطور که قبلا هم ذکر شد شینجی میکامی را هم پدر این علم نامیده اند.رزیدنت اویل یک بازی استثنایی است.عنوانی که توانست از حد یک بازی رایانه ای فراتر رود.به طوری که از زوی این مجموعه بازی 3 فیلم در هالیوود ساخته شد که از نظر داستان به هیچ وجه به پای بازی ها نمی رسیدند و فقط اعتراض و شکایت طرفداران رزیدنت اویل را به همراه داشتند.بنابراین تماشای آنها هم به هیچ وجه توصیه نمی شود.7 جلد کتاب رمان و چند جلد کتاب مصور با محتوای داستان رزیدنت اویل نوشته شد،تمبرهایی با تصاویر بازی و شخصیت های آن در ژاپن چاپ شد،بازی های موبایل آن روانه ی بازار شد،سایت ها و وبلاگ های اینترنتی بی شماری به تمام زبان های زنده ی دنیا در مورد رزیدنت اویل به وجود آمد که البته تعداد سایت ها و وبلاگ های اینترنتی آن هم کم نیست و حتی اسباب بازی هایی هم از روی شخصیت ها و موجودات رزیدنت اویل تولید و به بازار عرضه شد که همگی با استقبال بی نظیر مردم مواجه شدند.
هدف من از تهیه ی این مجموعه علاوه بر علاقه ی شخصی خودم آشنا کردن شما عزیزان با رزیدنت اویل این شاهکار دنیای بازی های رایانه ای است.البته آشنا کردن با داستان و درون مایه ی رزیدنت اویل.

این هم صفحه ای که خودتون مطلب را گذاشتید. البته اگه خودت باشی

http://residentevil.ir/index.php?topic=1342.0
 
سلام
می‌خوام رزیدنت اویل 0 رو شروع کنم
شنیدم بازیه خیلی‌ سختیه
سختیش به اندازهٔ کد ورنیکا یا رزیدنت اویل ۳ هست؟
به نظرتون نرمال شروع کنم بازی رو مشکلی‌ پیش نمیاد؟
 
سلام
می‌خوام رزیدنت اویل 0 رو شروع کنم
شنیدم بازیه خیلی‌ سختیه
سختیش به اندازهٔ کد ورنیکا یا رزیدنت اویل ۳ هست؟
به نظرتون نرمال شروع کنم بازی رو مشکلی‌ پیش نمیاد؟


اتفاقا به نظرم Resident Evil Zero آسون هست و شما نرمال شروع کنید :دی البته به نحوه بازی کردن شما هم بستگی دارد اما نسبت به دیگر RE های کلاسیک آسون هست . به نظرم Remake و Code Veronica و کلا سری کلاسیک برای اولین بار ممکن هست سخت باشند که هستند و خیلی بیشتر از Zero ترسناک تر می باشند :-s :دی

اگر در Resident Evil Zero به مشکل برخوردید در خدمتیم .
 
بله.این متن رو خیلی وقت پیش نوشتم.ولی یک مسئله برام خیلی جالب بود.اینکه شما توی بحث اصلی که باهم داشتیم کم آوردی (اینکه مثل بچه ها بیای صندوق پیامهات رو ببندی،معنیش چیزی جز کم آوردن در بحث نیست) بعد رفتی گشتی یک چیزی رو از مدتها پیش پیدا کردی که مثلا منو خراب کنی.
بله.مگه نسخه ی 3 و 4 جایزه ی بهترین بازی سال رو نگرفتن؟شاید تازه نسخه های دیگه ای هم گرفتن و من در خاطرم نیست.ولی من هیچوقت منظورم این نبوده که همه ی نسخه های رزیدنت اویل بهترین بازی سال شدن.شاید نوع بیانم یا جمله بندیم طوری بوده که اینطوری به نظر اومده.اگه قصدت اینه که ثابت کنی من اشتباه کردم و به همین راضی میشی،آره من اونجا اشتباه نوشتم.الآن آروم شدی؟داری کیف میکنی؟واقعا دلم برات میسوزه!
yahoo_4.gif


بعدش هم بحث ما سر مقایسه ی داستان 4 و 5 بود.من از این کار الآنت واقعا خندم گرفت.اینکه آدم هیچ دلیل و استدلالی نداشته باشه و بره برگرده مطلبی که چند سال پیش نوشتم رو بکشه بیرون و از توش یک چیزی پیدا کنه که مثلا خودش رو ارضاء کنه واقعا تاسف باره.شما با اینکار فقط خودت رو کوچیک کردی.بذار بچه ها خودشون قضاوت کنن.واقعا راست میگن که بزرگ شدن،ربطی به سن و سال نداره!

در ضمن،من حداقل اینقدر وجود دارم که خودم مطلب بنویسم.هر چند اشتباه،ولی حداقل خودم فکر میکنم.نه اینکه فقط برم مطالب یکی دیگه (مثل طاها رسولی) رو کپی کنم و فقط از IGN و....مایه بذارم و خودم هیچ نظر و فکری نداشته باشم.شما توی این مدت،حتی یک دلیل منطقی برای مهمتر و بهتر بودن داستان 5 نسبت به 4 نیاوردی.فقط میگی IGN نمرات بهتری بهش داده یا بازی قشنگتر بوده یا ترسناکتر بوده یا طراحی مراحل بهتری داشته.دلایلی که همشون مربوط به گیم پلی میشن و هیچ ربطی به داستان ندارن.IGN میاد داستان و صداگذاری و کارگردانی و گرافیک و گیم پلی و چیزای دیگه رو در کنار هم میذاره و نمره میده.منم اگه بودم به 4 نمره ی بهتری میدادم.چون به عنوان یک بازی،مسلما از 45 قشنگتر بوده.ولی بحث من سر داستانه.IGN که نمیاد به عقب برگرده و حساب کنه که کدوم داستان بیشتر به نسخه های قبلی ربط داره یا مسائل مهمتری در اون مطرح شده.فقط میاد بازی رو با بازی های دیگر همون سال مقایسه میکنه.

همین که شما فکر میکنی داستان 5 سر انگل لاس پلاگا بوده و به همین دلیل هم اون رو مدیون 4 میدونی،خودش ثابت میکنه که فقط به گیم پلی و ظاهر بازی نگاه میکنی.به هر حال از کسی که هدف نهایی وسکر (نابودی جهان توسط اوروبوروس) رو با یکی از اهداف فرعی اون (بدست آوردن لاس پلاگا) مقایسه کنه،ماجرای دزدیده شدن اشلی رو با ماجرای 10 ساله ی کریس و وسکر مقایسه کنه،ماجرای سدلر رو با نشون دادن سرنوشت وسکر و اسپنسر مقایسه کنه،فرقه ی مسخره ی لوس آیلومینادوس رو با مسائل مهمی که در 5 از گذشته ی آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم مقایسه کنه و درک نکنه که داستان 5 دنباله ی قدیمی ترین و مهمترین خط داستانی سریه،ولی 4 فقط یک ماجرای جدید و فرعی بود،انتظاری جز این نیست!

البته این تقصیر شما نیست.تمام کسانی که با نسخه ی 4 وارد این سری شدن یا اطلاعات کاملی از داستان ندارن،مسلما ارتباط بین داستان 5 و نسخه های قبلی رو درک نمیکنن و 5 رو هم مثل 4 یک داستان جدید میدونن که صرفا در بردارنده ی بخشی از اقدامات وسکر بوده.طبیعی هم هست که داستان 4 رو بهتر بدونن.چون هیچ وابستگی به نسخه های قبلی ندار و کسی که اصلا از گذشته ی داستان هم خبر نداره،داستانش رو میفهمه.در حالی که درک داستان کد ورونیکا و 5،مشروط به داشتن آگاهی کامل از گذشته ی داستانه.داستان 5 کاملا مرتبط با ریشه های داستان بو و تماما مربوط میشد به اقدامات اسپنسر،آشفورد و مارکوس و کشف ویروس پروجنیتور در آفریقا و ادامه ی داستانی که کریس،جیل و وسکر از واقعه ی عمارت شروع کردن.در حالی که داستان 4 کاملا جدید و بی ریشه بود و هیچ ربطی به این مسائل نداشت.فقط یک مشت مسائل جدید مثل لوس آیلومینادوس،لاس پلاگا،سدلر و....که هیچ ریشه و بنیانی نداشتن و حتی اگه کل مسائل مربوط به گذشته ی داستان و ویروس های دیگه و حتی خود آمبرلا و اسپنسر رو هم حذف کنیم،لطمه ای به این داستان وارد نمیشه.تنها نکته ی مهمی که میتونست توی 4 مطرح بشه،این بود که وسکر به نمونه ی لاس پلاگا دست پیدا کنه که تازه همون هم عملی نشد.چون اید یک نمونه ی تقلبی رو برای وسکر میفرسته و ما توی 5 می فهمیم که وسکر نمونه ی اصلی رو از بازار سیاه خریده.یعنی حتی تنها نکته ی مهمی که توی 4 میتونست مطرح بشه هم توی 5 عملی شد!

متاسفانه از اونجایی که اکثر مردم فقط به ظاهر بازیها نگاه میکنن،افکر میکنن که داستان 5 هم مثل 4 سر انگل لاس پلاگا بوده.در حالیکه این افراد نمیدونن داستان 5 در اصل به خاطر ادامه دادن و پایان دادن به خط اصلی داستان و ماجرای کریس،جیل و وسکر و همچنین سرنوشت اسپنسر ساخته شد.هدف وسکر و اکسلا هم ساخت و بهره برداری از اوروبوروس بوده و حتی هیچ اسمی از انگل لاس پلاگا نمیارن.انگار که اصلا چنین چیزی در داستان نیست.اما چون ماهیت و قدرت اوروبوروس طوری بوده که کپکام نمیتونسته برای طراحی دشمنان معمولی بازی ازش استفاده کنه و همچنین برگ برنده داستان بوده و نباید از اول رو میشده،اومدن در کنارش از انگل لاس پلاگا استفاده کردن.در واقع لاس پلاگا در 5 جنبه ی گیم پلی داشته نه داستان.یعنی اصلا مثل 4 نبوده که داستان روی این انگل بچرخه.بنابراین مهم فرض کردن 4 صرفا به خاطر لاس پلاگا غیر منطقیه.

بحث تمام....!
 
آخرین ویرایش:
بله.این متن رو خیلی وقت پیش نوشتم.ولی یک مسئله برام خیلی جالب بود.اینکه شما توی بحث اصلی که باهم داشتیم کم آوردی (اینکه مثل بچه ها بیای صندوق پیامهات رو ببندی،معنیش چیزی جز کم آوردن در بحث نیست) بعد رفتی گشتی یک چیزی رو از مدتها پیش پیدا کردی که مثلا منو خراب کنی.
بله.مگه نسخه ی 3 و 4 جایزه ی بهترین بازی سال رو نگرفتن؟شاید تازه نسخه های دیگه ای هم گرفتن و من در خاطرم نیست.ولی من هیچوقت منظورم این نبوده که همه ی نسخه های رزیدنت اویل بهترین بازی سال شدن.شاید نوع بیانم یا جمله بندیم طوری بوده که اینطوری به نظر اومده.اگه قصدت اینه که ثابت کنی من اشتباه کردم و به همین راضی میشی،آره من اونجا اشتباه نوشتم.الآن آروم شدی؟داری کیف میکنی؟واقعا دلم برات میسوزه! :d

بعدش هم بحث ما سر مقایسه ی داستان 4 و 5 بود.من از این کار الآنت واقعا خندم گرفت.اینکه آدم هیچ دلیل و استدلالی نداشته باشه و بره برگرده مطلبی که چند سال پیش نوشتم رو بکشه بیرون و از توش یک چیزی پیدا کنه که مثلا خودش رو ارضاء کنه واقعا تاسف باره.شما با اینکار فقط خودت رو کوچیک کردی.بذار بچه ها خودشون قضاوت کنن.واقعا راست میگن که بزرگ شدن،ربطی به سن و سال نداره!

در ضمن،من حداقل اینقدر وجود دارم که خودم مطلب بنویسم.هر چند اشتباه،ولی حداقل خودم فکر میکنم.نه اینکه فقط برم مطالب یکی دیگه (مثل طاها رسولی) رو کپی کنم و فقط از IGN و....مایه بذارم و خودم هیچ نظر و فکری نداشته باشم.شما توی این مدت،حتی یک دلیل منطقی برای مهمتر و بهتر بودن داستان 5 نسبت به 4 نیاوردی.فقط میگی IGN نمرات بهتری بهش داده یا بازی قشنگتر بوده یا ترسناکتر بوده یا طراحی مراحل بهتری داشته.دلایلی که همشون مربوط به گیم پلی میشن و هیچ ربطی به داستان ندارن.IGN میاد داستان و صداگذاری و کارگردانی و گرافیک و گیم پلی و چیزای دیگه رو در کنار هم میذاره و نمره میده.منم اگه بودم به 4 نمره ی بهتری میدادم.چون به عنوان یک بازی،مسلما از 45 قشنگتر بوده.ولی بحث من سر داستانه.IGN که نمیاد به عقب برگرده و حساب کنه که کدوم داستان بیشتر به نسخه های قبلی ربط داره یا مسائل مهمتری در اون مطرح شده.فقط میاد بازی رو با بازی های دیگر همون سال مقایسه میکنه.

همین که شما فکر میکنی داستان 5 سر انگل لاس پلاگا بوده و به همین دلیل هم اون رو مدیون 4 میدونی،خودش ثابت میکنه که فقط به گیم پلی و ظاهر بازی نگاه میکنی.به هر حال از کسی که هدف نهایی وسکر (نابودی جهان توسط اوروبوروس) رو با یکی از اهداف فرعی اون (بدست آوردن لاس پلاگا) مقایسه کنه،ماجرای دزدیده شدن اشلی رو با ماجرای 10 ساله ی کریس و وسکر مقایسه کنه،ماجرای سدلر رو با نشون دادن سرنوشت وسکر و اسپنسر مقایسه کنه،فرقه ی مسخره ی لوس آیلومینادوس رو با مسائل مهمی که در 5 از گذشته ی آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم مقایسه کنه و درک نکنه که داستان 5 دنباله ی قدیمی ترین و مهمترین خط داستانی سریه،ولی 4 فقط یک ماجرای جدید و فرعی بود،انتظاری جز این نیست!

البته این تقصیر شما نیست.تمام کسانی که با نسخه ی 4 وارد این سری شدن یا اطلاعات کاملی از داستان ندارن،مسلما ارتباط بین داستان 5 و نسخه های قبلی رو درک نمیکنن و 5 رو هم مثل 4 یک داستان جدید میدونن که صرفا در بردارنده ی بخشی از اقدامات وسکر بوده.طبیعی هم هست که داستان 4 رو بهتر بدونن.چون هیچ وابستگی به نسخه های قبلی ندار و کسی که اصلا از گذشته ی داستان هم خبر نداره،داستانش رو میفهمه.در حالی که درک داستان کد ورونیکا و 5،مشروط به داشتن آگاهی کامل از گذشته ی داستانه.داستان 5 کاملا مرتبط با ریشه های داستان بو و تماما مربوط میشد به اقدامات اسپنسر،آشفورد و مارکوس و کشف ویروس پروجنیتور در آفریقا و ادامه ی داستانی که کریس،جیل و وسکر از واقعه ی عمارت شروع کردن.در حالی که داستان 4 کاملا جدید و بی ریشه بود و هیچ ربطی به این مسائل نداشت.فقط یک مشت مسائل جدید مثل لوس آیلومینادوس،لاس پلاگا،سدلر و....که هیچ ریشه و بنیانی نداشتن و حتی اگه کل مسائل مربوط به گذشته ی داستان و ویروس های دیگه و حتی خود آمبرلا و اسپنسر رو هم حذف کنیم،لطمه ای به این داستان وارد نمیشه.تنها نکته ی مهمی که میتونست توی 4 مطرح بشه،این بود که وسکر به نم

اقا نیما اولا که من تو پروفایل باهات بحث کردم ثانیا شما دفعه اول رفتی تو پیغام خصوصی! در ضمن من ترجیح میدم در مورد چیزی که ثابت شده هست دیگه بحث نکنم. من رزیدنت را زمانی که کنسول پلی استیشن امد خریدم و بازی کردم.
دوجین مطلب هم در موردش دارم. در ضمن برای کسی که مثلا قرار دانشجو دکترا بشه اصلا این بچه بازیها معنی نداره..در ضمن این مطلبت را خیلی دوست داشتم. فقط میخواستم بدونم اگه واقعا اینجور بوده که میگفتی واقعا عالی هست.
در ضمن بله 4 تو همه زمینه ها جوایز زیادی برده. قطعا نسخه های قبلی هم بردند نه مثل 4.
باشه شما درست میگی!جدا دیگه حال و حوصله بحث کردن باهاتو ندارم. دیگه کسی که میگه من هیچی را قبول ندارم .....فقط خودم من باهاش وارد بحث نمیشم. خیالت راحت من تمام پیغاماتو پاک کردم.
فکر کردی من این مطلب را گذاشتم که خرابت کنم نه بابا میخواستم ببینم متنشو از کجا اوردی. چون بعضی از حرفات قطعا باید با رفرنس باشه
قابل توجهت بنده همین چندوقت پیش برای دومین بار کدورونیکا را تموم کردم. :d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or