بازیهایی که بخاطر حضور دیگران برای شما خراب شدن

The Spectre

کاربر سایت
درود.
مطمئنا برای شما هم پیش اومده که وقتی دارید بازی میکنید، یکی یا چند تا از دوستاتون یا هر کسی که گیمر نیست وارد اتاقتون میشه و تجربه ی بازی رو براتون خراب میکنه.برای مثال دارید Mass Effect بازی میکنید یکی میاد تو و وقتی Liara رو میبینه میگه: اه اون چرا آبیه؟ عجب بازیه مذخرفی!

یا مثلا در حال Kinectimals بازی کردن هستید و یکی میاد تو.:d

یا حتی زمانی که دارید God Of War III بازی میکنید و به اتاق Aphrodite رسیدید، یکی وارد اتاقتون بشه.

و و و ....

در این تاپیک تجربه های شخصیتون رو بیان کنید.

===========================

تجربه ی من:

1
-داشتم Little Big Planet 2 بازی میکردم که دوست دخترم وارد خونه شد.از خجالت در حال مردن بودم!:">

2- داشتم Red Dead Redemption بازی میکردم.حدود 15 دقیقه ی آخر بازی بودم که رفیقم اومد تو اتاقم گفت: اه اینجا اون قسمت نیست که John میمیره؟ یعنی اگر اون لحظه یه Lancer تو صورتم میرفت بهتر از این بود.~x(:d
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: Good Guy Greg
والّا نه، چون من برای رضایت دیگران زندگی نمیکنم و کوچکترین اهمیتی نمیدم که در مورد من چی فکر میکنن.
مانیتور هم طرف دیواره، کسی نمیتونه بازی رو برام اسپویل کنه چون تا بیاد توی اتاق من پاز زدم.
 
من اصولا عادت دارم موقع گیم هدفون میذارم گوشم
برای همین هیچی از بیرون نمیشنوم
میبینم گهگاهی مامانم و بابام و داداشم میان تو اتاق و یه چیزایی میگن میرن
ولی هیچوقت نفهمیدم چی میگن :d
 
من توی مافیا 2 برام پیش اومده که اون مجله ها را یکیش را برداشتم وقتی عکسش اومد برادر کوچیکم اومد توی اتاق ................:-s
خدا را شکر که عکس از اون بد ها نبود وگرنه بدبخت میشدم#:-s.برای همین موضوع من میخوام بازیه مافیا 2 را بفروشم چون خطرناکه:))
 
همچین مشکلایی که نداشتم ولی یه رفیق بی شعور دارم فقط بلده قلعه بازی کنه
هر بازی براش میذاریم میگه:ای این چیه من طبیعی دوست دارم
دلم میخواد سرشو بکوبم تو دیوار:d
 
درود، وحشت ناک ترین خاطره رو من دارم:dحدودای ساعت 2 شب بود داشتم از بخت بدم بازی فوق نحس(البته بسیار زیبا) siren blood curse رو با کلی احتیاط بازی میکردم(وحشت ناک تر از این بازی تو عمرم ندیدم)، یک دفعه‌ای یه shibito خدا نشناس منو از پشت سر گرفت، در همین لحظه یه دستی شونم رو محکم گرفت، خوشبختانه پدرم بود(با این نقل قول که، ساعت 2 شبه نمیخوای دل بکنی و بری بخوابی، البته اون موقع نفهمیدم چی میگه!)، از شدت ترس آنچنان فریادی زدم که چراغ همسایه بقلیمون روشن شد.
یک بار دیگه داشتم blood رو بازی میکردم(بچگی‌ها) برادرم نمیگذاشت که این بازی رو تنهایی بازی کنم.من هم بی خبر رفتم سراغ بازی یک دفعه صدای: "چه غلطی میکنی" داداشم رو شنیدم، از شدت ترس و هیجان موس رو کشیدم و طرف صورتش پرت کردم، بعد ادامه ماجرا...
و بدترین خاطرم این بود که تو صحنه نافرم بازی red dead(همونجا که خودتون میدونید:d) یک دفعه‌ای پسرعمم وارد اتاق شد، تا یه مدت باهام حرف نمیزد میگفت جنست خرابه، نمیدونست که تقصیر من نبوده که این صحنه‌های احمقانه داخل بازی هست.(حالا جنس خودش از من خرابتر بودا:d).
ببخشید اگه طولانی شد.
 
شاید عمو جون من red dead رو هنوز تموم نکرده
باز رفیقت واس یه نفر اسپویل کرده
دوس داری الان اسپویل نکنی؟

اقا اون که گذاشته تو اسپویل :دی چرا گیر میدی!! الان تو اسپویلش کردی!دوستمون که اصلاحش کرد، شما از نقل قولت درش بیار استاد! من تموم نکردم بازیو اولش رو خوندم گفتم تهش اسپویله :دی دیگه باید زرنگ باشی :دی!
 
این تاپیک واقعا دیدن داره!
داشتم کانوکشن بازی میکردم یه نوب بی زبونی اومد گفت بابا این کارا چیه برو وسط رگبار رو بردار بزن دخلشون رو بیار دیگه اینکارا چیه دیگه:))
خیلی اتفاقات دیگه بیشتر از این افتاده انقدر زیاد که متاسفانه بر خلاف علاقه ی شدیدی که به بازی داشتم کاملا زده شدم و از هاردکور افتادم روی Casual =((
 
درود، وحشت ناک ترین خاطره رو من دارم:dحدودای ساعت 2 شب بود داشتم از بخت بدم بازی فوق نحس(البته بسیار زیبا) siren blood curse رو با کلی احتیاط بازی میکردم(وحشت ناک تر از این بازی تو عمرم ندیدم)، یک دفعه‌ای یه shibito خدا نشناس منو از پشت سر گرفت، در همین لحظه یه دستی شونم رو محکم گرفت، خوشبختانه پدرم بود(با این نقل قول که، ساعت 2 شبه نمیخوای دل بکنی و بری بخوابی، البته اون موقع نفهمیدم چی میگه!)، از شدت ترس آنچنان فریادی زدم که چراغ همسایه بقلیمون روشن شد.
یک بار دیگه داشتم blood رو بازی میکردم(بچگی‌ها) برادرم نمیگذاشت که این بازی رو تنهایی بازی کنم.من هم بی خبر رفتم سراغ بازی یک دفعه صدای: "چه غلطی میکنی" داداشم رو شنیدم،
از شدت ترس و هیجان موس رو کشیدم و طرف صورتش پرت کردم، بعد ادامه ماجرا...
و بدترین خاطرم این بود که تو صحنه نافرم بازی red dead(همونجا که خودتون میدونید:d) یک دفعه‌ای پسرعمم وارد اتاق شد، تا یه مدت باهام حرف نمیزد میگفت جنست خرابه، نمیدونست که تقصیر من نبوده که این صحنه‌های احمقانه داخل بازی هست.(حالا جنس خودش از من خرابتر بودا:d).
ببخشید اگه طولانی شد.

=)) ایول حال داد

البته منم دست کمی از این red dead شما ندارم.
یه بار داشتم The Witcher 2 بازی میکردم به یک صحنه ی خاصی (!) رسیدم که یهو دیدم یکی از پشتم میگه: عجب کیفیتی داره! برگشتم دیدم پدرم داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه.البته این از معدود دفعاتی هست که با لپ تاپ تو حال خونه بازی کردم.(که البته بعد از این دیگه اتفاق نیفتاد.البته نه اینکه پدرم مشکلی داشته باشه.بچه که نیستم.ولی آدم خجالت میکشه!:">)
 
درود، وحشت ناک ترین خاطره رو من دارم:dحدودای ساعت 2 شب بود داشتم از بخت بدم بازی فوق نحس(البته بسیار زیبا) siren blood curse رو با کلی احتیاط بازی میکردم(وحشت ناک تر از این بازی تو عمرم ندیدم)، یک دفعه‌ای یه shibito خدا نشناس منو از پشت سر گرفت، در همین لحظه یه دستی شونم رو محکم گرفت، خوشبختانه پدرم بود(با این نقل قول که، ساعت 2 شبه نمیخوای دل بکنی و بری بخوابی، البته اون موقع نفهمیدم چی میگه!)، از شدت ترس آنچنان فریادی زدم که چراغ همسایه بقلیمون روشن شد.
یک بار دیگه داشتم blood رو بازی میکردم(بچگی‌ها) برادرم نمیگذاشت که این بازی رو تنهایی بازی کنم.من هم بی خبر رفتم سراغ بازی یک دفعه صدای: "چه غلطی میکنی" داداشم رو شنیدم، از شدت ترس و هیجان موس رو کشیدم و طرف صورتش پرت کردم، بعد ادامه ماجرا...
و بدترین خاطرم این بود که تو صحنه نافرم بازی red dead(همونجا که خودتون میدونید:d) یک دفعه‌ای پسرعمم وارد اتاق شد، تا یه مدت باهام حرف نمیزد میگفت جنست خرابه، نمیدونست که تقصیر من نبوده که این صحنه‌های احمقانه داخل بازی هست.(حالا جنس خودش از من خرابتر بودا:d).
ببخشید اگه طولانی شد.
منظورت اون قسمت کات سنس ماله مکزیک هست ؟ :))

---------- نوشته در 02:54 AM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 02:53 AM ارسال شده بود ----------

=)) ایول حال داد

البته منم دست کمی از این red dead شما ندارم.
یه بار داشتم The Witcher 2 بازی میکردم به یک صحنه ی خاصی (!) رسیدم که یهو دیدم یکی از پشتم میگه: عجب کیفیتی داره! برگشتم دیدم پدرم داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه.البته این از معدود دفعاتی هست که با لپ تاپ تو حال خونه بازی کردم.(که البته بعد از این دیگه اتفاق نیفتاد.البته نه اینکه پدرم مشکلی داشته باشه.بچه که نیستم.ولی آدم خجالت میکشه!:">)
خوش به حالت چه بابایی داری ! تو کاره بازی هم هست واز کیفیت هم سر در میاره ! حالا کیفیت چی رو میسنجید این قدر خوب بود ؟:d=))
یه وقت توهین نشه !
 
این موظوع برای من بر میگرده به 2 یا 3 سال پیش بازی hx 1 ( همونی که شبیه ساز هوا پیما بود ) تازه امده بود ماهم رفتیم خریدیم . رفتم نصب کردم مرحله 1 رو تموم کردم دیدم یکی در زد بدون این که توجه کنم گفتم بیا تو در باز شد یکی امد تو فهمیدم پدر گرام هستن و گفتن پاشو من میخوام بازی کنم خلاصه عاشق این بازی شد از موقع به بعد حتی 0.001 ثانیه از گیم پلی رو نتونستم برم هر وقت سمت بازی میرفتم بابام عین عجل معلق جلوم ظاهر میشه:d
 
من زیاد مشکلی نداره ولی یه بار داشتم ناروتو بازی میکردم تکنیک انحرافی که اجرا میکنه یهو نوه دائیم 6 سالشه اومد تو اتاق گفت آی خانم ل***ته رو خانم ل***ته رو حالا چی؟ جلو 50 نفر یه کم خجالت کشیدم :دی. به هر حال کارتون بود.

سر AC BH بود داشتم بازی میکردم تو پذیرائی جلو مهمونا قشنگ بازی رو گذاشتم رفتم اومدم دیدم همه چشماشون 4 تا هست بعدا فهمیدم اول بازی بوده و...

یه بارم سر فارنهایت مجبور شدم مانیتور رو خاموش کنم :دی.

اما بزرگترین مشکل من همیشه با خانواده این بوده که اگر بابام یا خواهرم میومدن تو اتاق دیگه دسته برای من نبود مثلا داشتم آچیومنت های COD MW رو باز میکردم اون مرحله که کاپیتان مک میلان رو باید ببرید رودوشتون بابام اومد تو اتاق سرویسم کرد که میخواد یه دست بزنه :| هیچی 45 دقیقه زحمتم از بین رفت.

سر Forza 3 که یه مدت مشکل داشتم یعنی شب های جمعه ساعت 2 شب که همه خواب بودن صبح هم کاری نداشتم از تخت بلند میشدم بازی میکردم چون اگر روز بازی میکردم کسی میدید همش میگفتن بزار یه دور برم بهت بگم دنیا دست کیه :دی.

بزرگترین مشکل من همیشه GT بود :دی، اون زمان PS2 داشتم هیچکس نبود باهام بازی کنه چون همشون رو میبردم و هیچکس هم حوصله نداشت مث آدم تو این سری بازی کنه تک تک دوستام میگفتن این چه آشغالی هست بازی میکنی و چندتا فحش میزاشتن پشتش و میرفتن ...
 
چه تاپیک لولی :d
من فقط یه بار سر فارنهایت دهنم صاف شد . مشکل بازی این بود که دموها رد نمیشد و آخرای بازی یه صحنه بود که ... ! :d
اون تیکه رو هی منو رو میزدم یکی رد بشه دوباره ... با گرفتاری ای تمومش کردم :d
البته الانه دیگه مشکلی نیس ! بازیا اخلاقی شده ! لول :d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or