فکر کنم یخورده این نقدم طولانی شه
میخوام بخش سوم Fate Grand Order رو نقد کنم (Lostbelt 5.5 - Lostbelt 7)
طبیعتا دارم در مورد بازی موبایل صحبت می کنم ولی چون تاپیک "امتیاز اعضای بازی سنتر به عناوین پلتفرم Android\IOS" رو نداریم همین جا زحمت شو می کشم

شاید کپی کردم تو تاپیک انیمه هم گذاشتم نقدمو

به نظرم اون جا شاید بیشتر مخاطب داشته باشه.
طبیعتا تو دوران پسا گنشین ایمپکت (2020 به این ور) که استاندارد بازی های موبایل و مخصوصا بازی های ژانر گاچا کلا متحول شده و همه چیز رو شابلون گنشین میچرخه، شروع کردن یه بازی مثل FGO که 5 سال قبل از اون بازی ریلیز شده و از همه نظر در قیاس با اون بازی مثل یه فسیل بوگندوئه یکم سوال برانگیزه، ولی مسئله این جاست FGO کماکان بعد 11 سال از عرضه اش بازی فوق العاده محبوبیه رو پلتفرم اش. تو بازار پررقابت ژانر گاچا، هنوزم از نظر درآمد ماهیانه بین ده تا بازی برتر ژانره و بعضی ماه ها پاش به Top 5 هم باز میشه و با این که بیشتر این درآمد و محبوبیت از پلیرهای ژاپنی میاد ولی من بازم هنوز میبینم یوتیوبرها و استریمر هایی که بازی رو استارت می زنن (خدا قوت

) بازی نه تنها بعد 11 سال زنده مونده، بلکه بعد 11 سال از خیلی از گاچاهای مدرن پر زرق و برق هم سالم تره!
خب این باعث سواله. بازی 11 سالشه، خیلی هم عمر کرده و خیلی خیلی از استانداردها عقبه. دوستانی که گاچا باز اند خیلی بهتر میدونن دقیقا تو چی ها از استاندارهای ژانر عقبه.

تو حوصله مطلب نیست من از عمق فارمینگ و Pity و Banner Carry Over و اینا بنویسم.
من میتونم یه لیست بنویسم که چرا این جوری شده FGO و چرا موفقه. خیلی عوامل ریز دست به دست هم دادن
ولی به نظرم "الآن" مهم ترین عاملی که باعث میشه پلیر جذب بازی شه، این Good Will و حرف مثبتیه که دقیقا این بخش سوم بازی که میخوام نقد کنم برای بازی به وجود آورده.
اینی که میگم مهمه. بازی به شدت بدنامه که چپترهای ابتدایی اش (مخصوصا در مقایسه با بقیه کارهای سری Fate و Type-Moon) به شدت سطحی و ضعیفه و نویسنده هاش واقعا حالیشون نبوده دارن چه غلطی می کنن. و از چپتر ششم ـشه که واقعا روشن میشه موتورش.
از اون جا به بعد بازی موفق میشه پله پله اعتماد مخاطب هاشو تو زمینه کیفیت داستانی چپتر هاش به دست بیاره.
از شروع چپترهای Lostbelt (که میشه بخش دوم بازی) این قضیه قوت دوچندان میگیره و از لاست بلت 1 تا انتهای لاست بلت 5، بازی کاملا مستعده که پلیر رو تو یه جریان داستان سریالی با خودش دنبال کنه و لاست بلت 5 (یونان) به شدت تو نتیجه دادن به هایپ جمع شده از این بخش با موفقیت عمل می کنه.
این جاست که با سطح انتظارات طوفانی بخش سوم بازی که از Lostbelt 5.5 شروع میشه و تا انتهای Lostbelt 7 ادامه داره به نقطه اوج طوفانی ای تبدیل میشه که از اون انتظارات فراتر میره و اعتبار بازی رو مثل یه ریشه محکم تو زمین سفت می کنه، جوری که واقعا چیزی تو این ژانر نتونه تکون اش بده. الان که من لاست بلت 7 رو تموم کردم، میتونم دقیق در مورد این که چرا این پدیده تو این بخش از عمر FGO رخ داده صحبت کنم.
Lostbelt 5.5
Naraka Mandala . Heian-Kyo
لاست بلت 5.5 عملا یه جورایی یه چپتر فرعیه که میشه خیلی راحت ردش کرد. خود بازی هم برای این که سریع داستان رو برید جلو اصن این رو پیشنهاد میده مستقیم به شما

خود چپتر اورآل خیلی خوبه و عملا همون چپتر شیموسا است ولی از هر لحاظ بهتر (مخصوصا آنتاگونیست)
ولی خب دو تا مشکل اساسی داره این چپتر.
مشکل اول همینه که چپتر فرعیه و با تمام آب و تابی که داره از هیچ لحاظ هیچ اثری نه روی داستان اصلی داره و نه حتی به صورت عکس، اثری از داستان اصلی رو این چپتر دیده میشه (موضوعی که چپتر فرعی بعدی خدا رو شکر نداره)
مشکل دوم که یجورایی ادامه مشکل اوله، اینه که آنتاگونیست اصلی این آرکه که آشیا دومان باشه (دوستان تاریخ شناس ژاپنی باید ایشون رو به عنوان رقیب دیرینه جادوگر معروف ژاپنی آبه نو سیمه بشناسن، تو گینتاما هم پارودی شون وجود داشت

) آشیا دومان به خودی خودش واقعا کاراکتر محشریه. دیزاین خدایی داره و نقشش تو داستان هم واقعا قوی و رمزآلوده. منتهی وقتی اورآل به داستان نگاه می کنیم به عنوان یکی از آنتاگونیست های اصلی ای که تو لاست بلت 3 و 4 حضور داشت، نقشه نهایی اش تو این چپتر واقعا ضعیفه و ابهت اش در مقایسه با بقیه آنتاگونیست های بازی خیلی دچار خدشه میشه. خوشبختانه خارج از نقش انتاگونیست بازم کارکتر دوست داشتنی ایه و پلی استایل اش هنوزم باعث میشه سامن کردن اش خیلی کاراکتر ها رو بهبود بده.
از نقاط قوت بگیم.
به شدت کینتوکی شخصیت گل و دوست داشتنی و Bro ـیه

این جوری نیست که FGO همیشه شخصیت های کلیدی چپترهاش مونث باشن. اتفاقا بدیویر، گیلگمش، جیسون و ناپلئون نمونه های خوب شخصیت های مردی اند که همراه فوجیمارو (شخصیت اصلی بازی) تو چپتر ها ظاهر میشن، ولی کینتوکی بازم درخشش خودش رو داره

شخصیت های فرعی با این که اکثرشون مثل شوتن دوجی و رایکو به عنوان کاراکتر باهاشون آشنا تریم این جا به شدت شخصیت پردازی بهتری دارن تا حضورهای قبلی شون تو داستان.
موسیقی این آرک هم بی نظیره. اتمسفر بازی جاهایی که یهو دوئل میشه و کل صجنه به یه کوه پر استخون و جمجمه در حال سوختن تبدیل میشه واقعا فوق العاده است.
اورآل داستان و ته بندی اش اون قدره رضایت بخش نیست ولی جریانی که با کینتوکی تو داستان طی می کنی واقعا دنبال کردنیه و باس فایت های این چپتر واقعا عالی اند، زیاد سخت نیستند ولی خیلی جو و حس و حال خفنی دارند.
7/10
Lostbelt 6
Fae Domain of Round Table
Avalon le Fae
بیشتر به خاطر کارهای دیزنی، ولی از سر بقیه داستان های تخیلی، این پیش فرض تو ذهن اکثر ما وجود داره که پری ها، موجودات گوگولی ای اند که تو دل طبیعت یا یه بعد دیگه از انسان ها زندگی می کنند و هر از گاهی کمک قهرمان های بخت برگشته داستان های مختلف میان. نمیگم پیش فرض اشتباهیه. میخوام بگم Lostbelt 6 این قدرت رو داره که این پیش فرض رو تغییر بده کامل و معنای و مفهوم "پری" رو تو ذهن مخاطب اش به لجن بکشه. و همین به نظرم کافیه تا بدونیم این چپتر چجوری موقع عرضه اش نه فقط بین ژانر بلکه به عنوان یکی از بهترین داستان های روایت شده ویدیو گیم تو اون سال تبدیل شد.
لاست بلت 6 به شدت چپتر طولانی ایه. داستان تو سه Act روایت میشه که Act اول به نسبت آروم تر، روایی و توضیحی تره و دنیای این لاست بلت رو پردازش می کنه. بریتانیای متحول شده ای که مسیر تاریخش هزارها ساله از مسیر تاریخ حقیقی بشریت منحرف شده و نژاد غالب در این سرزمین، پری ها و نژادهای مختلف شونه که تو صدرشون ملکه بی رحم میزگرد شوالیه ها، مورگان لا فی به این سرزمین حکومت می کنه. داستان خیلی طوفانی خودشو آغاز می کنه تو پرده اول و بعد تا انتهای Act 1 خیلی خوب شرح میده همه چیز رو. روایت دو زاویه ای داستان (یکی از نگاه شخصیت اصلی و اون یکی از نگاه Mash) به شدت تو خلق یه تصویر کلی از کشمکش های سیاسی پری ها و نحوه فکر مریض شون برمیاد
Act 2 داستان شروع می کنه اوج گرفتن، کلی درگیری افسانه ای، دیدارهای مجدد با شخصیت های قدیمی تر و گره های داستانی محشری باز میشه که منجر به انتهای این Act میشه که جزو معدود نقاط اوج داستانی ایه که این جوری خوندنش من رو غافلگیر کرد. مورگان به عنوان آنتاگونیست اصلی این چپتر یه چیز افسانه ای ایه و این Act به چندین روش سامورایی این رو به شما ثابت می کنه.
Act 3 در نهایت بخشیه که داستان از طوفانی که کاشته، رسما تورنادوی EF5 درو می کنه و چنان هیاهویی ایجاد میشه که باورنکردنیه. این داستان، داستانیه که دست رو خیلی مضامین میذاره و به طرز ترسناکی تو همه شون موفقه. علی رغم بخش های کمدی ای که ذره ذره تو جاهای مختلف چپتر ریخته، وقتی داستان میخواد تاریک باشه، به شدت سیاه میشه و جایی که بخواد غافلگیرت کنه، خیلی راحت این کار رو میکنه و اونم بدون این که حس کنی پیچش های داستانی از هوا دراومده باشن.
یکی از کلاسیک ترین باس فایت های بازی که سرننوس باشه هم به عنوان پرده اکشن نهایی واقعا خیلی بی نقص کار رو می بنده. باسی که واقعا باس سگی و سختیه و از مکانیک های بازی کاملا علیه پلیری که تیمش آماده نیست استفاده می کنه.
جمع شخصیت های بازی هم واقعا افسانه ای اند.
کستوریا شخصیتیه که از صفر تا صدش رو تو این چپتر می بینید. و نتیجه چسبیدن به این شخصیت تو این همه ساعت، واقعا خودشو تو انتهای داستان نشون میده.
اوبرون به غایت یکی از بهترین شخصیت های کل بازیه، نمیشه چیز بیشتری گفت. واقعا برداشت خلاقانه و ترسناکی داشته تایپ مون از شاه پریان.
مورگان بهترین شاه لاست بلت کل بازی بین هفت تاییه که معرفی شده و میستری پشت این شخصیت و عمقی که داره رسما ستون این داستانه
ملوزین، بارگست و بائوبان سیث هر کدوم به نوبه خودشون شاهکارهای متفاوتی تو روایت تراژیک اند.
و NPC ها هم هر کدوم داستان تلخ خودشون رو به بهترین نحو ممکن تعریف می کنن.
شاید تنها ایرادی که میتونم به لاست بلت 6 بگیرم اینه که چرا انیمه شو نمیسازن! واقعا چرا!؟
یه بازی گاچا میتونه یه روایت افسانه ای از یه پادشاهی رو به نابودی رو به بهترین شکل ممکن دربیاره که خیلی راحت با خیلی از بهترین داستان های شناخته شده این ژانر رقابت می کنه. حیفه که همچین داستان خفنی پشت یه بازی گاچا قفل باشه.
10/10
الان که فکرشو می کنم بهتره سه تا چپتر دیگه رو بعدا سر حوصله نقد کنم. یه نفس نقد کردن شون واقعا ظلمه. مخصوصا این که نمی تونم خیلی در مورد داستان شون صحبت کنم
