آرتاس,فرزند برومند شاه ترنس,شاگرد اصلی پالادین بزرگ Uther The Lightbringer و فردی که زمانی چشم امید همه ی مردم Lordaeron به او بود و خوشبختی همه را در او می دیدند,آتش کینه و انتقام چنان او را در خود فرو برد که از او یکی از ترسناک ترین و قدرتمندترینهای سرزمین Azeroth ساخت.
فردی که وقتی متوجه شد بسیاری مردمش در اثر حیله ی فردی به نام Kel'Thuzad مسوم و در آستانه تبدیل شدن به undead zombies هستند تصمیم محلکی گرفت,تصمیمی که حتی معشوقه اش Jaina نیز زیر بار آن نرفت و او را تنها گذاشت,اما آرتاس بدون توجه به اخطارهای Uther و Jaina با اندک یارانی که برایش مانده بود تمامی مردمش را قبل از تبدیل شدن به دست خود به قتل رساند!!
پس از آن برای گرفتن انتقام از بانی اصلی این حیله یعنی Mal'Ganis به تنهایی پا در سرزمینهای یخ زده شمالی قرار داد,اما افسوس که نمی دانست آرتاسی که از این سفر باز میگردد دیگر آن آرتاس خوش قلب و جوانمرد نخواهد بود.
نبرد و مبارزه در آن سرزمینها کار هر تازه واردی نیست اما آرتاس در آنجا با دوست قدیمی و استاد شمشیر زنی خود Muradin ریش برزنی برخورد میکند و آنها با هم بر علیه Mal'Ganis متحد میشوند. پس از مدتی سپری کردن در این سرزمینها پیک مخصوص پدرش نامه ای را برای آرتاس می آورد و او را ملزم به برگشتن به Lordaeron می کند, اما آرتاس که تا انتقام مردم خود را نگیرد آرام نمیشیند به طور مخفیانه با کمک بومی های آن سرزمین تمام کشتیهای خود و یارانش را نابود میکند که دیگر راه برگشتی برای هیچکس نباشد.
آرتاس و مورادین با هم به مصاف Mal'Ganis می روند,اما باز هم در آن سرزمینها پیروزی با Mal'Ganis است و آرتاس که خود را در آستانه شکست میبیند به فکر راه حلی می افتد که زندگی وی را برای همیشه تغییر میدهد!!
در افسانه ها گفته شده بود که در سرزمینهای شمالی شمشیری گمشده به نام Frostmourne وجود دارد که به صاحبش قدرتی بی حد و حصر می دهد.آرتاس که برای مردمش حاضر به انجام هر کاری بود به همراه مورادین به دنبال این شمشیر می روند,پس از جست و جوی فراوان آنها با محافظان قدرتمند شمشیر برمی خورند که تحت هیچ شرایطی حاضر به تسلیم شمشیر به آرتاس نیستند.با شکست دادن این محافظان راه برای به دست آوردن شمشیر باز میشود اما در همان لحظه آخرین محافظ که در حال جان سپردن بود به آنها هشدار می دهد که از شمشیر دوری کنند,آرتاس با تمسخر در جواب او می گوید حتی در مرگ خود نیز سعی در محافظت شمشیر داری؟؟
اما آخرین گفته ی محافظ هشدار به آنهاست که "نه میخواهم از شما در برابر او محافظت کنم!!"
با رسیدن به شمشیر مورادین که نحسی شمشیر را حس کرده بود به آرتاس میگوید که بهتر است شمشیر را در همین زندان یخیش باقی بگذارد و با یارانش به خانه برگردند اما آرتاس در جواب میگوید که برای مردمش هر بهایی را حاضر است بپردازید!!
با آزاد شدن شمشیر همان لحظه تکه ای یخ پرتاب می شود و مستقیم به قلب مورادین میخورد,آرتاس میخواهد به سمت مورادین رفته و به او کمک کند که ندای شمشیر در ذهن او طنین انداز میشود و آرتاس با کنار گذاشتن پتک مقدسش به نام Light's Vengeance و برداشتن Frostmourne مورادین را رها کرده و به پایگاه برای حمله به Mal'Ganis باز میگردد!
آرتاس با قدرت بی حدی که از Frostmourne گرفت توانست به راحتی Mal'Ganis را نابود کند.در لحظه مرگ Mal'Ganis به او می گوید اکنون صدایی که میشنود صدای شخص Lich king هست که آرتاس را قهرمان خود انتخاب کرده است,اما آرتاس بدون توجه به صحبتهای او جانش را میگیرد!
آرتاس که دیگر آن شاهزاده خوش قلب و ساده ی قدیم نبود آخرین بارقه های پاکی و خوبی را در نیز در خود از دست می دهد و تبدیل به دست راست Lich king و اولین شوالیه وی می شود!!
آرتاس بعد از سپری کردن هفته ها به Lordaeron باز میگردد.
با ورودش مردم که برای استقبال از شاهزاده محبوب خود جمع شده بودند با ریختن گل بر سرش از وی استقبال میکنند اما نگاه سرد شاهزاده به همه میفهماند که دیگر پشیزی ارزش برای آنها قایل نیست.
با رسیدن به نزد پدر,آرتاس با غینمت خود Frostmourne در مقابل پادشاه زانو میزند.پدرش که از بازگشت او بسیار خوشحال است با صدای بلند به او به خاطر موفقیتهایش تبریک میگوید و او را جانشین لایق خود معرفی میکند اما آرتاس بدون توجه به حرفهای پدر با زمزه به وی می گوید که آخرین روز پادشهایش فرا رسیده و دیگر نیاز نیست که سنگینی تاج را تحمل کند زیرا وی با نابودی این امپراتوری حکومتی به پا میکند که جهان را میلرزاند.
پس از آن آرتاس از جای خود بلند میشود و درحالی که یارانش مقابل محافظان کاخ را گرفته اند به جلو می رود و شمشیرش را در برابر چشمان بهت زده پدر در قلب وی فرو میکند!با کشتن پادشاه,آرتاس که حالا لقب شوالیه مرگ گرفته,با خروج از شهر و بدون پادشاه و جانشین قرار دادن حکومت شروع نابودی Lordaeron را رقم میزند.
در کنار همه ی افسانه های مربوط به Frostmourne افسانه ای وجود دارد که میگوید این شمشیر است صاحبش را انتخاب میکند و با گرفتن روح وی قدرتهای زیادی به او میدهد,تا بحال کسی موفق به کنترل Frostmourne نشده بود ولی آرتاس با روح قوی و پر از نوری که داشت و با قربانی کردن آن,اولین صاحب اصلی شمشیر لقب گرفت!