X Vs. Y (پست اول تاپیک خوانده شود)

Group XXIV


  • مجموع رای دهنده‌ها
    20
  • نظرسنجی بسته شده است .
وضعیت
گفتگو بسته شده و امکان ارسال پاسخ وجود ندارد.
فقط ایلیدان! درسته اینم شخصیت منفی بود ولی خیلی بچه ی باحالی بود! >:) از اون آرتاس خائن هم خیلی خفن تر بود :-" حالا من خودمم هیچی ازش یادم نیست دقیقا :-" (تازه کتاب اولش هم فکر کنم در مورد ایلیدان و اینا بود! همونم یادم نیست! :d )
البته شخصیت محبوبم توی بازی ترال میباشد! :x (اصلا عاشق اورک ها بودم! :d )

باز هم میگم رای ما ایلیدان :d این هم یک عکس ازش،باشد که به ایلیدان رای دهید و رستگار شوید! :d
 
ادامه داستان آرتاس!:d

در افسانه ها گفته شده بود که در سرزمینهای شمالی شمشیری گمشده به نام Frostmourne وجود دارد که به صاحبش قدرتی بی حد و حصر می دهد.آرتاس که برای مردمش حاضر به انجام هر کاری بود به همراه مورادین به دنبال این شمشیر می روند,پس از جست و جوی فراوان آنها با محافظان قدرتمند شمشیر برمی خورند که تحت هیچ شرایطی حاضر به تسلیم شمشیر به آرتاس نیستند.با شکست دادن این محافظان راه برای به دست آوردن شمشیر باز میشود اما در همان لحظه آخرین محافظ که در حال جان سپردن بود به آنها هشدار می دهد که از شمشیر دوری کنند,آرتاس با تمسخر در جواب او می گوید حتی در مرگ خود نیز سعی در محافظت شمشیر داری؟؟
اما آخرین گفته ی محافظ هشدار به آنهاست که "نه میخواهم از شما در برابر او محافظت کنم!!"
با رسیدن به شمشیر مورادین که نحسی شمشیر را حس کرده بود به آرتاس میگوید که بهتر است شمشیر را در همین زندان یخیش باقی بگذارد و با یارانش به خانه برگردند اما آرتاس در جواب میگوید که برای مردمش هر بهایی را حاضر است بپردازید!!
با آزاد شدن شمشیر همان لحظه تکه ای یخ پرتاب می شود و مستقیم به قلب مورادین میخورد,آرتاس میخواهد به سمت مورادین رفته و به او کمک کند که ندای شمشیر در ذهن او طنین انداز میشود و آرتاس با کنار گذاشتن پتک مقدسش به نام Light's Vengeance و برداشتن Frostmourne مورادین را رها کرده و به پایگاه برای حمله به Mal'Ganis باز میگردد!
آرتاس با قدرت بی حدی که از Frostmourne گرفت توانست به راحتی Mal'Ganis را نابود کند.در لحظه مرگ Mal'Ganis به او می گوید اکنون صدایی که میشنود صدای شخص Lich king هست که آرتاس را قهرمان خود انتخاب کرده است,اما آرتاس بدون توجه به صحبتهای او جانش را میگیرد!
آرتاس که دیگر آن شاهزاده خوش قلب و ساده ی قدیم نبود آخرین بارقه های پاکی و خوبی را در نیز در خود از دست می دهد و تبدیل به دست راست Lich king و اولین شوالیه وی می شود!!

ادامه دارد!
 
شانس آوردید من 99% عکسهای مرتبط با Warcraft رو پاک کردم وگرنه اینجا الان ساکت نبود:dالبته چیزهایی در آستین دارم:>
 
اين مجتبي هي داره منو وسوسه ميكنه به آرتاس راي بدم:d
---
لامصّـبا یک از یک خفن ترند این دو !!! :d ... همینجا اعلام میکنم هر کدوم از این دو که بیوگرافی بهتر و خفن تری داشت منم به همون رأی میدم! :d
خدا از دهنت بشنوه كيان وضعيت مارو مشخص كردي:dما هم به پيروي از كيان عزيز دل رايمون رو در اختيار نويسنده برتر ميزاريم:d

wotlk_arthas_pose.jpg
 
حالا من کل تاپیک رو بایکوت کردم به خاطر اون نتیجه، شما دیگه چرا ادامه نمی دین؟! :دی منم که اهل WoW نیستم. :| :دی البته دوستان در دانشگاه سخت در تلاشن بنده رو به سمت وارکرفت بکشونن، من مقاومت می کنم اما!
facepalm.gif
:دی
 
چرا نظرسنجی عوض نمیشه؟؟؟:|

چون مصوبه شورای عالی لایک رو نگرفتیم:| هنوز:دی
منم که اهل WoW نیستم. :| :دی البته دوستان در دانشگاه سخت در تلاشن بنده رو به سمت وارکرفت بکشونن، من مقاومت می کنم اما!
facepalm.gif
:دی
خو Warcraft بزن:دی
دم به تله اشون نده :دی WOW از هروئین بدتره :|:|:|
 
دم در تاپيك چه گرد و خاكي گرفته نزديك بود خفه بشم:d
---

arthas_vs_illidan_by_timskoglundd4veu9x.jpeg



منتظر بيوگرافي و نظرات شما عزيزان هستيم:dنميدونم وجود من نحسه چيه هرجا ميرم اونجا به خاموشي فرو ميره:|:d
 
آرتاس بعد از سپری کردن هفته ها به Lordaeron باز میگردد.
با ورودش مردم که برای استقبال از شاهزاده محبوب خود جمع شده بودند با ریختن گل بر سرش از وی استقبال میکنند اما نگاه سرد شاهزاده به همه میفهماند که دیگر پشیزی ارزش برای آنها قایل نیست.
با رسیدن به نزد پدر,آرتاس با غینمت خود Frostmourne در مقابل پادشاه زانو میزند.پدرش که از بازگشت او بسیار خوشحال است با صدای بلند به او به خاطر موفقیتهایش تبریک میگوید و او را جانشین لایق خود معرفی میکند اما آرتاس بدون توجه به حرفهای پدر با زمزه به وی می گوید که آخرین روز پادشهایش فرا رسیده و دیگر نیاز نیست که سنگینی تاج را تحمل کند زیرا وی با نابودی این امپراتوری حکومتی به پا میکند که جهان را میلرزاند.
پس از آن آرتاس از جای خود بلند میشود و درحالی که یارانش مقابل محافظان کاخ را گرفته اند به جلو می رود و شمشیرش را در برابر چشمان بهت زده پدر در قلب وی فرو میکند!با کشتن پادشاه,آرتاس که حالا لقب شوالیه مرگ گرفته,با خروج از شهر و بدون پادشاه و جانشین قرار دادن حکومت شروع نابودی Lordaeron را رقم میزند.

در کنار همه ی افسانه های مربوط به Frostmourne افسانه ای وجود دارد که میگوید این شمشیر است صاحبش را انتخاب میکند و با گرفتن روح وی قدرتهای زیادی به او میدهد,تا بحال کسی موفق به کنترل Frostmourne نشده بود ولی آرتاس با روح قوی و پر از نوری که داشت و با قربانی کردن آن,اولین صاحب اصلی شمشیر لقب گرفت!
ادامه دارد!

دوستان زحمت توضیح ایلیدان رو کسی نمکشه؟؟:d
 
آخرین ویرایش:
یک عدد رای، در حد نو (فقط یک بار یه خانم دکتری بوده که اومده تو این تاپیک رای داده و رفته و ازش استفاده کرده)، با قیمت عالی به فروش می رسد.
:دی
 
مجتبی عزیز، شما داستان آرتاس رو تو یه پست قرار بده تا برای جمع بندی ما با مشکل رو به رو نشیم
ممنون
 
وضعیت
گفتگو بسته شده و امکان ارسال پاسخ وجود ندارد.

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or