Rate your last seen movie (قوانین پست اول حتما رعایت شود)

Darkfie1d

Lux Omnia Vincit
Loyal Member
  • اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
    1620238607876.png
    رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.

  • لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
  • عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
  • دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
  • نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
  • از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید

امکان ویرایش قوانین وجود داره .
 
اما خب اینجوری خلاصه کردن حرفهای این فیلم در ضد اعتیاد میشه همون صحبتهای قصار جنابعالی درباره مفاهیم عمیق اواتار
بنظر منم خلاصه کردن یک فیلم در یک جمله خیلی غیر منصفانه است با این حال خیلی نمی شه به دنیال مفهوم تو این فیلم بود. تمام حیله های سینمایی بکار گرفته شده که نهایتا بگه دراگ چیز بدیه! یا دراگ فرم های زیادی داره, زندگی ها رو نابود می کنه, همه جا در اطراف ما وجود داره و اینکه کلا همه به نوعی از اعتیاد گرایش دارن.
 
فیلمای آرنوفسکی اصلا با موسیقی کلینت منسل که همراه میشن آدمو مسخ میکنن. Requiem که جای خود ولی Fountain رو هم ببینین.

جاش تو این تاپیک نیست ولی من همه فیلمای آرنوفسکی رو به شدت دوست دارم، غیر از همین Fountain که اصلا سردرنیوردم چی شد.

کسی مایل بود این پست رو تو movie center نقل قول کنه اونجا در موردش یکم صحبت کنیم.
 
بنظر منم خلاصه کردن یک فیلم در یک جمله خیلی غیر منصفانه است با این حال خیلی نمی شه به دنیال مفهوم تو این فیلم بود. تمام حیله های سینمایی بکار گرفته شده که نهایتا بگه دراگ چیز بدیه! یا دراگ فرم های زیادی داره, زندگی ها رو نابود می کنه, همه جا در اطراف ما وجود داره و اینکه کلا همه به نوعی از اعتیاد گرایش دارن.
البته من این فیلم تو این جمله خلاصه نکردم فقط گفتم این فیلم ضد اعتیاده این فیلم رو با همین جمله میشناسن.براهمین گفتم خودتون مفهومشو بفهمین زیاد هم پیچیده نیست.درسته ما تو فیلم هیچ شخصیت سالمی نمیبینیم همشون معتادن و اعتیاد به همچی نه فقط مواد مخدر.و میخواد بگه همه به نوعی معتادن
 
خب امروز میخوام به یه فیلم جنجالی نمره بدم ایشالا که جنجال نمیکنید:d فیلم سفارشیه و در این شکی نیست ولی از نظر فنی فیلم بدی نیست هرچند چون از زبان یک طرف منازعه حرف میزنه بیننده رو دچار شک و شبهه میکنه هرچند که کارگردانش مدعیه که فیلمنامه رو از روی اسناد محرمانه نوشتن و داستان حقیقیه! دیدن فیلم بنظرم بد نیست حرص ادم رو در نمیاره...حتی اگر ادعای کارگردانش رو هم مبنی بر واقعی بودن داستان قبول کنیم این وسط یه موضوع ادم رو اذیت میکنه اونم اینکه ای کاش نیم دیگه اون داستان واقعی رو هم میساخت تا فیلمش باورپذیر میشد....

قلاده های طلا
4/10
تو سینما دیدم فیلم رو و اگر این داستان واقعی (به قول کارگردان) رو کامل میساخت خیلی نمره بالاتری میگرفت...چون از نظر تکنیکی فیلم خوش ساختیه

پ.ن: دوستان لطفا پست منو نقل قول نکنید و وارد بیراحه نشید و به قوانین سایت احترام بگذارید نظر من صرفا از نقطه نظر فنی بیان شده و معنای دیگه ای نداره....ممنون که رعایت میکنید
 
batman the dark knight
لامصب عجب فیلمی بود.یعنی فکر نمی کردم یه فیلم از نوع اکشن و کمی تخیلی بتونه تا این حد خفن باشه.درحد آواتار ارزیابی میکنمش(ولی کمی پایین تر).از اول تا آخر فیلم تقریبا جایی نبود که که از فیلم حوصلم سر بره کل فیلم رو داشتم لذت میبردم از داستان پیچیده و زیباش:x جلوه های ویژشم خیلی خوب و قشنگ بود. بازی بازیگر ها به خصوص شخصیت جوکر(خدابیامرز) هم واقعا عالی بود.
در کل دم همه سازندگان فیلم گرم
8.75/10
 
لامصب عجب فیلمی بود.یعنی فکر نمی کردم یه فیلم از نوع اکشن و کمی تخیلی بتونه تا این حد خفن باشه.درحد آواتار ارزیابی میکنمش(ولی کمی پایین تر).از اول تا آخر فیلم تقریبا جایی نبود که که از فیلم حوصلم سر بره کل فیلم رو داشتم لذت میبردم از داستان پیچیده و زیباش:x جلوه های ویژشم خیلی خوب و قشنگ بود. بازی بازیگر ها به خصوص شخصیت جوکر(خدابیامرز) هم واقعا عالی بود.
شما که با همون ارزیابی فیلم رو نابود کردید دوست عزیز :دی!
 
شما که با همون ارزیابی فیلم رو نابود کردید دوست عزیز :دی!
یعنی چی؟
الان منظورت اینه که چون من در حد آواتار میبینمش مثلا سطحش اومده پایین؟:))
اگه این جوری هست باید بگم من این فیلم رو از ترمیناتور2 هم پایین تر میبینم:d
در کل اونلی استاد کامرون:x
 
The Shawshank Redemption

رستگاری از شاوشانک فیلمیه که از روی خلاصه داستان یه خطیش میشه فهمید حرف نهایی که میخواد بزنه، چیه. "در ناامیدی بسی امید است". داستان های زیادی هستن که هدف نهاییشون زنده کردن امید در مخاطبه. ولی تعداد بسیار کمیشون میتونن این پیام رو طوری منتقل کنن تا در قلب و ذهن مخاطب به طور عمیق نفوذ کنه و واقعا بهش ثابت کنه امید چیز خوبیه. نمیشه گفت این فیلم در القای این حس ناموفقه، چون به نظر میرسه روی خیلی ها تاثیر گذاشته. ( با توجه به رتبه ی اولش در IMDB Top 250 ) ولی چیزی که میشه گفت، اینه که داستان فیلم، بیش از حد خوشبینانه و به دور از واقعیت های زندگی و زندان هست.
واقعا نمیشه قبول کرد اندی دوفرین، شخصیت اصلی فیلم، طی بیست سال، در حال حفر کردن یک تونل توی سلولشه، در عین حال داره یک شخصیت جعلی برای خودش درست میکنه تا وقتی از زندان فرار کرد، با اون هویت زندگی کنه، پول های رییس زندان رو به حساب این شخصیت جعلی میریزه تا وقتی بیرون اومد، ازشون استفاده کنه و آخرش هم کسی بهش شک نکنه و بتونه نقشش رو به طور موفقیت آمیز اجرا کنه. اون هم به تنهایی و بدون این که با کسی مشورت کنه.
یا مثلا یکی از سکانس های نهایی فیلم که توش با Red درباره ی این که آمادست به جامعه برگرده، مصاحبه میشه و Red با لحن بی ادبانه صحبت کردن با مسئول ها، آزاد میشه. البته هیچ کدوم از این اتفاقات غیرممکن نیستن، فقط برای یه داستان واقع گرایانه، بیش از حد غیر منطقی هستن.

البته مشکلاتی که در داستان هست رو نمیشه به فیلم نسبت داد. چون فیلم مو به مو و به شدت وفادارانه، حتی بعضی وقت ها، بدون تغییر دیالوگ ، داستان استفن کینگ ( Rita Hayworth and Shawshank Redemption ) رو اقتباس میکنه ( هرچند با تغییر و اضافه کردن یه سری جزییات ریز ) و میشه گفت از لحاظ اقتباسی، با یه اثر تقریبا بی نقص رو به روییم. ( البته بنده داستان رو کامل نخوندم، فقط بعضی قسمت هاش رو خوندم که قضاوتم رو بر اساس همون قسمت ها میگم. ولی به هر حال، مشت نمونه ی خرواره. )

چند تا از سکانس های فیلم واقعا خوب از آب در اومدن ( مثل سکانس های مربوط به گروه " خواهر ها " و کتک خوردن شخصیت چاق به خاطر گریه و زاری کردن ) و کاملا بیننده رو با فضای هولناک زندان آشنا میکنن
یا مثلا سکانسی که Brooks ، یکی از اعضای قدیمی زندان، حسش رو بعد از آزاد شدن از زندان میگه و آخر سر هم به خاطر عدم تطابق با جامعه ی بیرون از زندان، کارش به خودکشی میکشه. یکی از بهترین و پرمعنا ترین سکانس های فیلم.

SR یک بازه ی زمانی بیست ساله رو پوشش میده، ولی یکی از خوبی های فیلم اینه که خیلی گسستگی توی روایت داستان وجود نداره و پرش های پیوسته ی داستانی، اصلا مخاطب رو از خط اصلی داستان دور نمیکنن و این حس رو ایجاد نمی کنن که بیننده ، جزییات داستانی و زندگی شخصیت های فیلم رو از دست داده. در حالی که توی اکثر داستان هایی که جهش زمانی دارن، بیننده حس میکنه چیزی رو از داستان از دست داده و با داستان احساس غریبگی میکنه.

در کل رستگاری از شاوشانک، فیلمیه که نقاط قوت زیادی داره و به عنوان اولین اثر جدی یک کارگردان، قابل تقدیره. بازی ها ( غیر از چند مورد مثل Gil Bellows در نقش تامی) ، موسیقی فیلم، فیلمنامه، کارگردانی و به طور کلی، همه ویژگی هایی که یک فیلم درام داره، خوب هستن. ولی به شخصه طی دیدن فیلم، اصلا این حس بهم دست نداد که دارم یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما رو می بینم.

7/10
 
city of god
cog-poster.jpg

از اون جایی که فیلمایی که من میبینم همه با ارزش هستن بنابراین هر وقت میام اینجا فقط میتونم بگم عجب فیلم قشنگی بود.:d
این قضیه در مورد این فیلم هم صادقه>:d<
فیلم واقعا باارزشی هست. توش هیچ کس قهرمان نیست.آدم خوب ها تو فیلم هستن ولی قهرمان نیستن. وقتی یه نفر تو فیلم میمیره هیچ وقت براش احساس ناراحتی نمیکنید.:>
داستانشم کاملا بر اساس واقعیت هست.
نمره من: 8/10
نکته :
شهر خدا خود ریو نیست یه حلبی آباد اطرافشه
 
Plan 9 From Outer Space


اینکه بدترین فیلمیه که تابحال ساخته شده اغراق هست. فیلمهای مستقل زیادی هستن که بدتر ازینن مثل Manos: The Hands of Fate. ولی بدون شک این یکی از مسخره ترین فیلمهایی که تابحال ساخته شده. مثل دو فیلم دیگه ی اد وود که تابحال دیدم یعنی Bride of the Monster و The Sinister Urge پره از دیالوگهای عمیق و بیمزه، حتی از فیلمهای تلوزیونی شبکه ی نمایش هم بیمزه تر هست دیالوگهاش. اد وود همیشه سعی داره به عمق افراد وارد شه و اصلا خبر نداره که عرضه ی هیچ کاری رو نداره و همون بهتر که به ساخت فیلمهای پـورن رو آورد تا اینکه دنیا از وجود نحسش پاک شد.
 
من چند روزی نبودم، چون بجز این قسمت مباحث گوناگون جای دیگه ای هم سر نمی زنم، همینجا سال نو رو به همه تبریک می گم.

------------------------------------------------
The Artist

MV5BMzk0NzQxMTM0OV5BMl5BanBnXkFtZTcw.jpg


برای موفق شدن باید چیزی داشت که بقیه نداشته باشن.

این فیلم هم چیزی داره که بقیه ندارن. صامته و حس و حال فیلمای کلاسیک رو داره. مشکل اینجاست که من به شخصه، از این موضوع لذتی نبردم. یعنی مثلا برای من مهم نیست که این فیلم تو هالیوود فیلمبرداری شده و شبیه فیلمای دهه 20 هست ! این حس و حال کلاسیک رو هم ازش بگیریم چیزی از فیلم نمی مونه.
واقعا از این فیلم لذتی نبردم. یه داستان ساده و تکراری که شاید اگه تو 30-40 دقیقه روایت می شد قابل تحمل تر بود و وسط فیلم اینقدر خمیازه نمی کشیدم و منتظر تموم شدنش نمی موندم.
البته یه صحنه اش رو خیلی دوست داشتم :
اون صحنه ای که جورج خواب می دید و همه ی محیط جز خودش صدا داشت

امتیازی هم که بهش میدم به خاطر بازی های فوق العاده (انصافا حق این یارو نقش اوله اسکار بوده) و اون صحنه ای که گفتم و یکی دو تا از قطعه های موسیقیش و مهمتر از همه اون سگه ست.

6 از 10
 
Pan's Labyrinth

ترکیب سبک های Fairy tale Fantasy, War و کمی هم Horror توی یک فیلم، به طوری که توی ذوق نزنه، کار راحتی نیست. ولی گیلرمو دل تورو توی این اثر تونسته این کار رو به بهترین شکل انجام بده. فیلم رو میشه یه جور تقابل فانتزی و واقعیت تصور کرد. واقعیت توی این فیلم، زشت و ناامید کنندست و همین واقعیت تلخ بهونه ای هست برای افلیا، شخصیت اصلی فیلم، تا پاش به یک دنیای فانتزی کشیده بشه. اگه افلیا موفق بشه سه کار خطرناک رو انجام بده، میتونه برای همیشه به این دنیا بیاد و مقامش رو به عنوان دختر پادشاه سرزمین که قبلا از دست داده بود ( و البته خودش هم خبر نداشت، چون توی یه بدن جدید و در دنیای انسان ها دوباره متولد شده ) به دست بیاره. بعضی ها اعتقاد دارن دنیای فانتزی فیلم، ساخته ی ذهن افلیا و برای فرار از واقعیته، ولی توی بعضی قسمت های فیلم وجود داره که نشون میده این دنیا و جنبه های فانتزیش الکی نیست و واقعا وجود داره. البته این فیلم بیشتر از این که فانتزی باشه، یه فیلم درباره ی درگیری بین نیروی فاشیست در اسپانیای سال 1944 و یاغی هایی که سعی در مقابله دارن، هست. به طوری که بیشتر زمان فیلم، به جای پرداخت به دنیای فانتزی افلیا، راجع به این جنگ هست. اصلا هم سعی نشده تا جنبه های خشن این درگیری ساده سازی بشن. فیلم سرشار از صحنه های خشن و شدید از مبارزات نیروهای یاغی توسط فاشیست ها هست. Captain Vadal، ناپدری بی رحم و مستبد، ولی مصمم و باجذبه ی افلیا ( با یه بازی فوق العاده عالی از Sergi Lopez ) که یک Villain تمام عیار هست، یکی از جنبه های اصلی عنصر دلهره در فیلمه و توی هر صحنه ای که هست، دل مخاطب رو به لرزه میندازه. ( خصوصا صحنه ی مربوط به قبل از شکنجه ی یکی از اعضای یاغی ها که لکنت زبان داره و واقعا استادانه ساخته شده. )

صحنه های مربوط به دنیای فانتزی فیلم، کم هستن. ولی به یاد ماندنی و شاخص ساخته شدن، موجودات فانتزی طراحی شده در فیلم زیاد نیستن، ولی همشون عالی ( و البته به طور واقعی ) طراحی شدن و از افکت های کامپیوتری نسبت به آثار فانتزی دیگه، خیلی کمتر استفاده شده. گل سرسبدشون هم " مرد رنگ پریده " :
images


هست که طراحی عجیب و خاصی داره که به شدت به دل میشنیه.
و سکانسی که توش در حال تعقیب کردن افلیاست، از لحاظ انتقال حس اضطراب، شاهکاره.

علاوه بر موارد بالا، جنبه ی احساسی فیلم هم بالاست و صحنه های مربوط به افلیا و مادر باردارش و همین طور قسمت پایانی فیلم همه به شدت دلگرم کننده و تاثیر گذار هستن و باعث میشن فیلم علاوه بر زیبایی بصری، زیبایی معنایی هم داشته باشه.

در کل، میشه گفت دل تورو با Pan's Labyrinth ، سعی کرد یه کار غیرمتعارف بکنه و میشه گفت در انجام این کار کاملا موفق بوده و حاصل یه اثر به شدت جذاب و گیراست که همه ی عناصرش ( حتی زبون اسپانیایی فیلم ) همه در هماهنگی با هم، باعث شکل گیری یکی از بهترین آثار فانتزی سینما میشن.

8.5/10
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or