سلام علیکم...
" خزعبل معناگرا "
هیچ دلم نمیخواد از فیلمی که از دین و خدا و آفرینش و کتاب و خلقت و رحمت، حرف میزنه ( با اینکه تحریف شده ام هستن ) بد بگم،( اونم تو این سینمای هیچی ندار) ولی چیکار کنم، فیلم ِ چرتیه ....
از لحاظ ِ فرم و شیوه روایت حرفی نمیزنم (با اینکه جای بحث زیادی هم داره). تکیه ام بیشتر روی مضمونِ فیلم ِ :
من نمیدونم کی این واژه فلسفه رو به این فیلم چسبونده...هرجا بحثِ این فیلم میشه سریع میگن "
آره بابا خیلی فلسفیه " ...دایناسور نشون دادن یا کیهان و کهکشان و نمیدونم عروس دریایی و مار آبی و آتشفشان نشون دادن که فلسفه نیس...اگه اینجوری بود از نظر فلسفی هیچ فیلمی به پای مستند home نمیرسید !!!
تازه هَمشَم طبیعیه ، نه جلوه های ویژه !!!!!به نظر من این فیلم یه عرفانِ ، اونم از نوع کاذبش... از این عرفانای من درآوردی و بیخود و لوس و اِواخواهری که به همه چی باید عشق بورزی(!!) و با همه مهربون باشی و در کل بهت خوش بگذره... آخه پروانه بازی (!) دیگه چی بود این وسط ...
فیلم میگه، دو تا روش داری بَرا زندگیت : غریزه و رحمت الهی...
نماد غریزه پدرَس و نماد رحمت هم مادرس.. که فیلم اصرار داره که روش رحمت بهتر ِ و اونایی که روش غریزه رو انتخاب میکنن آدمای حریص و دنیا دوستی هستن...
اگه به فرض این دو روش رو قبول کنیم ; به شخصه به روش ِ پدر ِ اعتقاد دارم. بر خلاف فیلم که میخواد القا کنه که مادر مذهبیه و مهربون تر ِ ولی عملا پدرَس که هم مذهبی تر و هم صلاح بچه هاشو بیشتر میخواد...مادر اَصن تو هپروته، انگار نه انگار زندگی داره، اومده خاله بازی ... پدر ِ به خدا و آخرت اعتقاد داره ولی به پسراش یاد میده تو زندگی باید محکم باشن و گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون، اشتباه هم میکنه ولی عذرخواهی هم میکنه، انسان دیگه ، جایزالخطاس...
این در و دیوار و ساختمونای بلند نشون دادن که آره ما از معنویات و انسانیت دور شدیم ، نمیدونم کی میخواد تموم شه ! بله اشرافیت و مادیات خوب نیس ولی با اون نماد پردازی که مالیک داره و جک رو حیرت زده تو یه ساختمون مدرن و شیشه ای نشون میده و بعد یه درخت رو مثلا اون وسط مظهر معنویات نشون دادن خیلی بیخود ِ ... به قرآن مشکل ما انسانها به خاطر در و پنجره و ساختمونای شیشه ایی نیس ...
به مالیک و امثالهم ایرادی نیس ، اینجور افراد تو کلیسا و با مذهب و دین (به اعتقاد خودشون قوی) بزرگ شدن، ولی :
یکی از علت های گرایش انسان غربی به مادیات و کنار گذاشتن آموزههای مذهبی، نارسایی های کلیسا در عرضه معنویات ِ .
کلیسا به خدا تصویری انسانی داد و در قالب بشر به افراد معرفی کرد. انسان غربی از دوران کودکی با این مسئله بزرگ شد تا وقتیکه با پیشرفت های علمی مشخص شد که این مطالب با موازین علمی و واقعی و عقلی مغایرت داره.
در همون دوران بود که مسائل معنوی و در راس اونا وجود خدا رو انکار کرد. این مسئله و خشونت های قرون وسطائی ، یکی از مهمترین علتهای دور شدن بشر غربی از مسائل معنوی ِ، که فیلم هیچکدوم از این مسائل رو بررسی و نقد نمیکنه و فقط در حد یه خطابه ای مبنی بر بازگشت به معنویات ِ.
الان سوال اینجاس که بشر غربی باید به کدوم معنویت برگرده و کدوم خدا رو بپرسته؟
معنویتی سراسر نقص و ایراد که از دل کلیسا بیرون اومده و نتیجه اون دوران تاریک قرون وسطیست؟
و یا پرستش خدایی که به قول فلاماریون، چشم راست تا چشم چپش شش هزار فرسخ فاصله دارد؟
واسه همیناس که معنویت میشه رقص در خلاء (!) و شاپرک بازی، فرشته ها میشن دو تا دختر و عالم برزخ هم میشه ساحل دریا !!!
ولی به هر حال باید از مالیک تشکر کرد که رفته سراغ ِ خدا .... زورشو زده بنده خدا ولی خب، خانه از پای بس ویران است ...
نمره : :thumbup: