Rate your last seen movie (قوانین پست اول حتما رعایت شود)

Darkfie1d

Lux Omnia Vincit
Loyal Member
  • اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
    1620238607876.png
    رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.

  • لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
  • عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
  • دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
  • نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
  • از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید

امکان ویرایش قوانین وجود داره .
 
Fifty Shades of Grey 2015

این فیلم خیلی وقته رو هاردم موجوده ولی تا حالا رقبت نکردم ببینمش امشب دیدمش باید بگم
اولین کلمه ای که بعد از اتمام فیلم به ذهنم اومد بیان کننده امتیاز این فیلم از دید من هست اونم این کلمه بود
"چرت"

3/10
Fifty-Shades-of-Grey-2015.jpg
 
آخرین ویرایش:
Pitch Perfect 1 ,2

نمی دونم قبلن امتیاز دادم یا نه دیشب برای بار دوم دیدم هر دوش رو و باید بگم واقعن فیلم های قشنگی هستن پر از انرژی مثبت! هر چند شماره یک رو بیشتر دوست داشتم

قسمت اول :

9/10

قسمت دوم :
7/10
 
The Cobbler 2014




یه فیلم فوق العاده دیدنی و لذت بخش، واقعا فیلم های آدام سندلر رو دوس دارم خیلی خوبه
صحنه های کمدی باحالی داره و همچنین یه صحنه غم انگیز که واقعا متاثر شدم
حتما پیشنهاد میدم ببینید

8/10
 
Nahang-Anbar1.jpg


نهنگ عنبر: 0.5/10
این چی بود دیگه!!!!!
یک فیلم با داستان بسیار مسخره که برچسب کمدی روشه در صورتی که من کمدی ای توش ندیدم
کلا این فیلم هیچ نکته مثبتی من توش نمی بینم، دلیل این همه فروششم نمی دونم
شاید استفاده از برند بازیگران و شایدم اشتیاق مردم برای دیدن فیلمی که حذفی داشته بوده
حیف از رضا عطاران که توی همچین آثار ضعیفی بازی می کنه
در کل دیدن این فیلم با زل زدن به دیوار اتاق فرقی نداره، چه بسا با زل زدن به دیوار به تفکر فرو برید و به یک نتیجه ای برسید که سودش از دیدن این فیلم به مراتب بیشتره
 


نهنگ عنبر: 0.5/10
این چی بود دیگه!!!!!
یک فیلم با داستان بسیار مسخره که برچسب کمدی روشه در صورتی که من کمدی ای توش ندیدم
کلا این فیلم هیچ نکته مثبتی من توش نمی بینم، دلیل این همه فروششم نمی دونم
شاید استفاده از برند بازیگران و شایدم اشتیاق مردم برای دیدن فیلمی که حذفی داشته بوده
حیف از رضا عطاران که توی همچین آثار ضعیفی بازی می کنه
در کل دیدن این فیلم با زل زدن به دیوار اتاق فرقی نداره، چه بسا با زل زدن به دیوار به تفکر فرو برید و به یک نتیجه ای برسید که سودش از دیدن این فیلم به مراتب بیشتره

من نمیدونم متولد چه سالی هستی شما ولی این فیلم یه جور یادآوری خاطرات قدیمی برای متولدین دهه 50 و اوایل دهه 60 هست. فکر میکنم علت فروش خوبش ام همین باشه. کل سکانس های مربوط به جنگ و جبهه ش ام حذف شده.
 
Spotlight
بدون شک یکی از بهترین فیلمای امساله... موضوع فیلم به شدت برام جالب بود و بخاطر همین بدون یه لحظه خسته شدن تا آخر فیلم رو دیدم. موسیقی های فیلم هم عالی بودن. تیم بازیگری خیلی خوب نقششون رو اجرا کرده بودن، البته این وسط مارک رافالو قشنگ یه سطح از بقیه بالاتر بود، بسیار عالی و کم نقص نقشش رو اجرا کرده و اگه اسکار رو بهش بدن به نظرم حقشه.
8.5

Bridge of Spies
یه فیلم جذاب و روان دیگه از اسپیلبرگ. جو فیلم بسیار عالی بود، خیلی راحت حس اون زمان جنگ سرد رو بهت میداد. تام هنکس عزیز هم که مثل همیشه عالی بود. مارک رایلنس هم بازی به یاد ماندنی ای بازی کرده تو این فیلم.
7.5 (به نظرم فیلم با همه خوبی هاش دیگه بالاتر از 7.5 نمیشه بهش داد )

The Good Dinosaur
یه انیمیشن سرگرم کننده. البته وقتی اسم پیکسار میاد من همیشه خودمُ برای یه چیزی بالاتر از سرگرم کننده آماده می کنم. این انیمیشن در کنار دو نسخه کارز به نظرم ضعیف ترین کارهای پیکسار هستن. در ضمن فراموش نشه که این انیمیشن مرزهای جدیدی رو از واقعی بودن به جا گذاشت... اگه میخواید یه ماجراجویی جالب ببینید و به چشماتونم یه حالی بدید به هیچ وجه The Good Dinosaur رو از دست ندین. :d
6

[Unforgiven [1992
توضیح خاصی ندارم.
7
 
The Good Dinosaur 8/10
TheGoodDinosaur.jpg


یک انیمیشن دیگه از Pixar !! مسلما وقتی اسم پیکسار وسط میاد ما فقط منتظر دیدن یک انیمیشین خلاقانه و عالی هستیم اما متاسفانه The good dinosaur خوب هست اما عالی نیست. دایناسور قصه ی ما طی اتفاقاتی از خونش دور میشه و همراه پسر بچه قصد برگشت به خونه را دارند که این فیلم مثل فیلم های جاده ای یک سری اتفاقات غیر مرتبط به هم را میبنیم که فقط قراره اتفاق بیوفتند تا زمان فیلم پر بشه و البته صحنه های احساسی خوبی هم در بعضی موارد میبینیم مثل:
زمانی که ارلو و اسپات با شکلک ها با هم ارتباط برقرار می کنند که جز برترین صحنه های عاطفی فیلم هست
این جور که خوندم فیلم از 5-6 سال قبل در حال ساخت بوده اما به طور کامل 2 سال قبل کارگردانش و اکثر صدا پیشه هاش و خط داستانی فیلم تغییر دادند که بنظرم همین موضوع تاثیر روی فیلمنامه گذاشته و باعث شده با داستان معمولی طرف باشیم
مهمترین نقطه قوت فیلم انیمشین های طبعیت هست .. به شدت عالی و زیبا کار شده و پیکسار ثابت کرده در این زمینه یک سر و گردن از بقیه استدیو ها بالاتر هست ! در بعضی جاها شک میکردم که اصلا دارم انمیشین میبینم یا واقعی هست ؟ اب و صحنه های مرتبط با اب و اصلا خود اب ( رودخانه درون فیلم ) به شدت فوق العاده کار شده
در کل فیلم برای کودکان و نوجوانان ساخته شده و البته در کنارش بزرگترها هم میتونند لذت ببرند .. مسلما وقتی اسم پیکسار وسط میاد باید اون انیمیشین را دید !
 
American Ultra 2015:


دومین ساخته نیما نوری زاده، کارگردان ایرانی، خیلی فیلم خوبی نبود از نظر من. بازیگرای مطرحی مثل کریستین استوارت و جسی ایزنبرگ تو فیلم بازی میکنن ولی واقعا چیز خاصی نداره و داستانش هم رسما CIA رو مورد تمسخر قرار میده:دی کلا تو هیچ زمینه ای فیلم خوبی نیست و فقط بازی بازیگرا صرفا "بد" نیست. اگه آدم سخت گیری تو فیلم دیدن هستید بهتره سراغش نرید. من خودم اینجوری نیستم و احساس پشیمونی ندارم راجبش منتهی دیدن یا ندیدنش فرقی نداره. کمدی‌ایِ بدون استفاده از مسائل جنسی که البته من یکی بعید میدونم تو یک صحنه حتی بتونه بخندونه شما رو:دی البته فیلم قبلی نوری زاده یعنی Project X از نظر من کمدی بدی نبود.
5/10
 
faPT3LZfAmwK8tHNupSfSqXPEIF.jpg


Black Mass 2015
ژانر فیلم: زندگی نامه، جنایی، درام
امتیاز: 9.5 از 10
فیلم خارق العاده ایی بود به نظرم یکی از بهترین فیلم هایی بود که زندگی نامه یه جنایت کار رو به تصویر کشیده بود، از اول فیلم حس هیجان و کنجکاوی شروع میشه بر خلاف دیگه اصلا هیچ دقیقه ایی از فیلم کسل کننده نیست.
روایت داستان به نرمی هرچه تمام صورت میگیره و هیچ جای سوالی هم باقی نمیزاره.
اما بریم سراغ بازی بازیگرا: گریم جانی دپ فوق العاده بود شخصیت پردازی این فرد عالی بود از همون اول فیلم میتونید باهاش ارتباط برقرار کنید ولی جانی دپ هم این نقش عالی بازی کرده یه آدم جدی و خشم ولی در چهره ایی آروم، در کل شخصیتش عالی بود چه طرز حرف زدن هاش چه طرز لباس پوشیدنش و چه طرز رفتار هاش، بازی مابقی هم در حد خودشون عالی بود و دقیقا همونی که انتظار میره صورت گرفته شده.
موسیقی فیلم و عالی و در بهترین سکانس ها بهترین ها نواخته میشه.
دیدم بعضی ها این فیلم با Legend 2015 مقایسه کردن ولی من میخوام بگم که درسته تام هاردی نقش دونفر خیلی عالی و متفاوت بازی کرده اما اون فیلم جنبه فان داره و جنایت آنچنانی در فیلم نیست اما نمیدونم چرا Black Mass از همون اول یه اتمسفر کاملا جدی و جنایی داره و واقعا آدم رو غرق خودش میکنه.
 
American Ultra 2015:


دومین ساخته نیما نوری زاده، کارگردان ایرانی، خیلی فیلم خوبی نبود از نظر من. بازیگرای مطرحی مثل کریستین استوارت و جسی ایزنبرگ تو فیلم بازی میکنن ولی واقعا چیز خاصی نداره و داستانش هم رسما CIA رو مورد تمسخر قرار میده:دی کلا تو هیچ زمینه ای فیلم خوبی نیست و فقط بازی بازیگرا صرفا "بد" نیست. اگه آدم سخت گیری تو فیلم دیدن هستید بهتره سراغش نرید. من خودم اینجوری نیستم و احساس پشیمونی ندارم راجبش منتهی دیدن یا ندیدنش فرقی نداره. کمدی‌ایِ بدون استفاده از مسائل جنسی که البته من یکی بعید میدونم تو یک صحنه حتی بتونه بخندونه شما رو:دی البته فیلم قبلی نوری زاده یعنی Project X از نظر من کمدی بدی نبود.
5/10
متاسفانه اکثر فیلمها طنزشون روی همین محور هست اما اگر دنبال طنز بدون مسائل جنسی هستید به سراغ سریال طنز IT Crowd برید !
 
کارنامه جشنواره فیلم فجر 1394
حتماً میدونین که بخش های داخل اسپویلر، چیزهایی از فیلم رو لو میدن که ممکنه از یه صحنه ساده باشه تا خفن ترین سورپرایزهای فیلم! :دی پس اگه میخواین فیلم ها رو خودتون ببینین، اسپویلرها رو باز نکنین!

اژدها وارد می شود
9.5/10

UESHF.jpg

یکی از دو فیلم برتر جشنواره. فیلمی که دیدنش بر هر کسی واجب هست و تجربه ای متفاوت و جذاب در سینمای ایران محسوب میشه. مانی حقیقی سعی داشته روایت فیلم رو با شکل و شمایلی واقعی جلو ببره و به خاطر همین، لابلای خود فیلم که داستانش به چند دهه قبل برمیگرده، صحنه های مستندمانند از روزگار فعلی و صحبت های عوامل مختلف و ... رو پخش میکنه تا بیننده رو بیشتر درگیر ماجراها بکنه. شروع فیلم و چند دقیقه اولش واقعاً طوفانی هست و ترکیب اتفاقاتی که می افته با فیلمبرداری و افکت های صوتی و موسیقی و ... یه تجربه عجیبی رو رقم میزنه. بعدش هم با اینکه بعضی جاها سرعت فیلم پایین میاد، ولی باز هم بسیار دیدنی هست و آدم دوست داره تا لحظه آخر دنبالش کنه تا پایان ماجرا رو ببینه. پایانی جالب و عجیب! در کنار این ها میشه برداشت های جالبی هم از فیلم کرد که خوش بحث دیگری رو میطلبه.
صحنه برگزیده:
صحنه های جالب زیاد داشت، ولی دومین برخورد با شتر یا به عبارتی جن، لحظه عجیبی بود و حس و حال خاصی داشت. حال و هوایی که نصفش به خاطر صدای خاص شتر بود و بعیده به این راحتی ها از ذهن بیننده خارج بشه.

ابد و یک روز
9.5/10

hGGa9.jpg

دیگر فیلم برتر جشنواره. فیلمی که با حس نه چندان خوبی سراغش رفتم و فکر میکردم یکی از این کپی برابر اصل های فیلم های اصغر فرهادی هست، ولی واقعاً فیلم خوش ساخت و محشری بود و در عین حال که از جهاتی به فیلم های اصغر شباهت داشت، تفاوت های قابل ملاحظه ای هم داشت. در کنار تلخی بسیار زیاد فیلم، تم ظریفی از طنز هم توی اون وجود داشت که باعث میشد بیننده غم و خوشی رو در کنار هم داشته باشه. شاید از این جهت تا حدودی شبیه کارهای کاهانی باشه. (البته به جز افتضاح آخرش) بازی ها همگی در سطح فوق العاده و بسیار تماشایی بودن، مخصوصاً پریناز ایزدیار و نوید محمدزاده. نوید محمدزاده غوغا کرده بود و نقش یه معتاد رو واقعاً محشر بازی کرده بود. از پایان فیلم هم به شدت لذت بردم و بهتر از این نمیتونست تموم بشه. در مجموع سعید روستایی به عنوان اولین کارش عالی شروع کرد و امیدوارم توی فیلم های بعدی هم خوب باشه و اسیر تکرار و ... نشه.
صحنه برگزیده:
جایی که نوید محمدزاده در حال رقص هست. صحنه ای که قدرت بالای فیلم و کارگردانی و بازیگری رو به بهترین شکل نشون میده و بیننده در یه لحظه هم خنده ـش میگیره و هم به شدت متأثر میشه و غم عجیبی رو حس میکنه.

نفس
9/10

kzmPW.jpg

به شدت از این فیلم خوشم اومد و البته اون طور که متوجه شدم، بقیه زیاد باهاش حال نکردن. به نظرم فیلم بسیار زیبا، دوست داشتنی و شاعرانه ای بود با محوریت یک دختر بچه که داستان های خودش و خونواده ـش (پدر، مادربزرگ و 3 برادر و خواهر) رو روایت میکنه. از نحوه روایت فیلم خیلی لذت بردم و ترکیبی بود از روایت های دختر بچه در مورد اتفاقات مختلف و همین طور بعضی صحنه های انیمیشنی که خیلی خلاقانه و جالب بودن. مخصوصاً یکی از آخرین انیمیشن ها که حالت به شدت سورئال و عجیبی پیدا میکرد و ترکیب محشری از آهنگ و تصویر میشد که مشابهش رو توی سینمای ایران ندیدم. یکی از بهترین ویژگی های فیلم هم بازی دختره بود که جزو بهترین هایی بود که در سینمای ایران بین بچه های کوچیک دیدم.
و اما پایان فیلم. خیلی دوست داشتم پایانش هم مثل بقیه جاهای فیلم شاد و شنگول باشه، ولی متأسفانه یا خوشبختانه با مرگ کاراکتر اصلی تموم شد. متأسفانه از این نظر که تجربه یه فیلم مهربون و زیبا رو کوفتم کرد، و خوشبختانه از این نظر که واقعاً صحنه زیبایی بود. چند دقیقه آخر و تاب بازی دختر بچه و اوج سرخوشی و شادی اون که در نهایت همزمان میشه با سقوط موشک و منهدم شدن خونه و مرگ دختر و حرکت قایق روی جوی آب کوچیکی که در اثر انفجار درست شده. صحنه به شدت تأثیرگذار و به یاد موندنی ای بود.

ایستاده در غبار
9/10

40NlS.jpg

داستان زندگی احمد متوسلیان از دوران کودکی تا آخرین لحظه ای که دیده شد. کارگردان این فیلم قبلاً هم یه سریال ساخته بوده که میگن اون هم چیز جالبی بوده و تو همین مایه ها ساخته شده. فیلم قصد داره با یه حالت مستندمانندی داستان خودش رو روایت کنه و در این جور فیلم ها، اتمسفر مهم ترین چیز هست که توی ایستاده در غبار به زیباترین شکل ممکن عملی شده. فضاسازی ها و حال و هوای فیلم به قدری قدرتمند طراحی شده که اگه یکی رو از کوچه بیارین و بدون مقدمه براش نمایش بدین، میگه خب اینکه مستند هست و زحمتی براش نکشیدن! :biggrin1: یعنی تک تک لحظات (شاید به جز یکی دو مورد که حالت سینمایی تری داره) کاملاً واقع گرایانه هستن و تمام صداها و دیالوگ ها هم واقعی هستن و از نمونه هایی که از قبل وجود داشتن استفاده شده و بازیگر روی اون ها لب زده. موسیقی های فیلم هم زیبا و متناسب با جو اون بود و در مجموع تجربه خوبی بود.

یک شهروند کاملاً معمولی
8.5/10

فیلم قبلی مجید برزگر یعنی پرویز، یکی از بهترین های سینمای ایران در سال های اخیر بوده و خیلی منتظر دیدن کار جدیدش بودم. این یکی در حد پرویز نبود، ولی باز هم با یه اثر تماشایی و جالب طرف هستیم که این بار به جای یه کاراکتر میانسال، یک پیرمرد محور ماجراها هست. پیرمردی که کم کم عاشق یه دختر جوون میشه و ... فیلم بعضی جاها کمی خسته کننده میشد، ولی خب این هم به خاطر کاراکتر اصلی بود و میخواست زندگی کسل کننده اون رو نمایش بده. به نظرم بهترین جای فیلم، پایانش بود که شاید بتونم جزو 10 پایان برتر سینمای ایران قرارش بدم!
پیرمرد در بخشی از فیلم مرتکب قتل میشه و پیرزن همسایه رو میکشه. بعدش مثل هر روز با نون سنگک و در کمال آرامش به سمت خونه میره، ولی پلیس که منتظرش هست دستگیرش میکنه و رییس پلیس یه تیکه سنگک میذاره دهنش و حال میکنه و در ستایش سنگک کلی جملات عرفانی میگه! :دی اینا سوار ماشین پلیس میشن و یکی از پلیس ها میره دو تا سنگک دیگه هم میخره و رییس همچنان در حال مدح و ستایش سنگک هست که یه دفعه کامیونی به ماشین برخورد میکنه و همه پلیس ها منهدم میشن و پیرمرد در کمال خونسردی، با دو تا سنگک از ماشین پیاده میشه و به آرومی به سمت ناکجاآباد میره! واقعاً صحنه محشری بود!

برادرم خسرو
8.5/10

شهاب حسینی یه بیمار روحی روانی با مشکلات دو قطبی هست که قراره مدتی با برادر و خونواده برادرش زندگی کنه. دو برابر 180 درجه با همدیگه متفاوت هستن و این موضوع باعث میشه مشکلات مختلفی ایجاد بشه و لحظات خنده دار و البته غم انگیزی رو شاهد باشیم. بازی ها واقعاً خوب بود و ناصر هاشمی هم بازی زیبایی داشت و حیف که فیلم های زیادی ازش نمی بینیم.
صحنه برگزیده: Angry Birds به وسیله غذاها! :biggrin1: صحنه بامزه و جالبی بود!

متولد 65
8.5/10

یکی از فیلم های گمنام جشنواره که ازش خوشم اومد. فیلم با شوخی های یه دختر و پسر شروع میشه که میخوان یه روز جالب و مهیج داشته باشن، ولی به جایی میرسن که قضیه کم کم جدی میشه و حالت دیگه ای به خودش میگیره. یه چیزی تو مایه های آخر بازی و رخ دیوانه. فیلم جالب و باحالی بود و لحظه های بامزه و البته گاهی اوقات همراه با استرسی هم داشت.

لانتوری
8/10

rwPbv.jpg

عصبانی نیستم رو ندیدم، ولی خب نسبت به چیزهایی که ازش شنیده بودم انتظار یه شاهکار رو از لانتوری داشتم که این طور نبود. فیلم خوبی بود و به شدت خوش ساخت با کارگردانی و بازی های عالی، ولی حرف خودش رو به جای اینکه به شکل لطیفی مطرح کنه، داد میزد و من از این حالت خوشم نمیاد. فیلم رو میشه به دو نیمه تقسیم کرد و نیمه دوم به نظرم به مراتب بهتر بود. فیلم یه سکانس خاص هم داره که با کارگردانی استادانه و حس تعلیق خودش، بیننده رو بیچاره میکنه!
سکانسی هست که در اون قراره صحنه قصاص رو ببینیم. قصاص کسی که به صورت یک نفر اسید پاشیده. از اونجایی که قبلش صورت منهدم شده یکی از کاراکترها توسط اسید رو به صورت تمام و کمال دیدیم (با گریم کم نظیر) و کارگردان نشون داده که احتمال نمایش دادن هر چیزی وجود داره، بیننده منتظر هست که صحنه قصاص رو هم ببینه و همین موضوع باعث شد که یه بخشی از تماشاگرهای داخل سالن (که بیشترین تعداد تماشاگر رو هم داشت و تمام صندلی ها و کناره های سالن و کف و ... پُر بود) سرشون رو پایین بگیرن که صحنه خالی کردن اسید در چشم متهم توسط پزشک رو نبینن! :دی بعد یه دفعه دیدیم 2،3 نفر از سالن خارج شدن و چند ثانیه بعد این تعداد بیشتر و بیشتر شد و شاید 30 نفری بودن که از سالن خارج شدن تا اون صحنه رو نبینن!! :دی ولی خب اشتباه کردن، چون خبری از اون صحنه نبود و شاکی در لحظه آخر گفت از حقم کوتاه میام! در اینجا بود که ملت خوشحال حاضر در سینما دست زدن و کارگردانی صحنه به قدری قوی بود که بندگان خدا فکر کردن دارن به صورت زنده یه واقعه حقیقی رو میبینن! :دی

خشم و هیاهو
8/10

داستان فیلم به شدت شبیه ماجراهای ناصر محمدخانی و شهلا هست، ولی تفاوت هایی هم داره که مهم ترینش تغییر نقش کاراکتر اصلی از یک فوتبالیست به یک خواننده هست. بازی نوید محمدزاده اینجا هم محشر بود و بسیار تماشایی. بقیه بازی ها هم خوب بودن و البته یه پسر بچه تپل و بامزه هم توی فیلم بود که واقعاً بچه جالبی بود و ملت خیلی باهاش حال میکردن! :biggrin1: در مجموع شاهکار نبود، ولی دیدنش هم ضرر نداره.

بارکد
8/10

یه فیلم خوشحال و سر حال و بسیار پر انرژی و باحال با نحوه روایت جالب. بازی ها هم کاملاً متناسب با فضای فیلم. کاراکترهای جالبی داشت و بیشتر از همه از پژمان بازغی خوشم اومد. شاید تنها مشکلش این بود که مثل فیلم های قبلی کارگردان، تأکید زیادی روی شعار دادن در مورد پایمال شدن حق ملت توسط ثروتمندان زورگو داشت.

وارونگی
7.5/10

یکی دیگه از اون فیلم های شهری/اجتماعی با المان های ثابت این جور فیلم ها، ولی با داستانی متفاوت. در مورد مادری که به خاطر آلودگی هوای تهران اوضاعش خراب میشه و باید دیگه خارج از شهر زندگی کنه. این قضیه باعث میشه بین برادر و خواهرها درگیری پیش بیاد که چه کسی این وظیفه همراهی با مادر بر دوشش هست و ... فیلم صحنه های جالبی داشت، ولی چیزهای کلیشه ای و تکراری هم کم نداشت. هرچند پایانش رو به شدت دوست داشتم و پایان خیلی خوب و مناسبی بود.

دختر
7.5/10

قضایای تعصب بیجا و شک و تردید در مورد دختر و این حرفا. یه دختر جنوبی میخواد فقط برای یه روز و یه دورهمی ساده دخترونه به تهران بره، ولی حوادث مختلفی پیش میاد و ... فیلم بدی نبود و بعضی جاهاش رو خیلی دوست داشتم، ولی به طرز زننده و زشتی به اصغر فرهادی گیر داده بود که باعث شد نظرم نسبت به فیلم خیلی هم مثبت نباشه.
در بخشی از فیلم، عموی دختر (یا دایی یا پدربزرگ یا هر چیز دیگه که یادم نیست!) بهش یه وسیله ای میده که 3تا قابلمه رو کنار هم میشه حمل کرد و اسمش یه چیزی تو مایه های سپاراتور یا همچین چیزی هست. یعنی مثلاً معادل فارسی Separator (جدا کننده) دختر این رو با خودش به تهران میبره و توی سکانس آخر فیلم که با دوست هاش توی رستوران هستن، بحث در مورد خروج از کشور و مهاجرت پیش میاد و دختر به سبک جدایی نادر از سیمین جواب مشخصی به سوال نمیده. بعدش یادش میره این وسیله رو با خودش از رستوران ببره و مثلاً پایان باز در حال رقم خوردن هست، ولی یه دفعه دوباره وارد رستوران میشه و Separator (که اسمش کاملاً شبیه A Separation یعنی نام خارجی جدایی نادر از سیمین هست) رو با خودش میبره و مثلاً میفهمیم که دختر بسیار اندیشمندی هست و میخواد توی ایران بمونه و وطن رو ترک نکنه! :دی این اشاره مستقیم و ضایع به فیلم فرهادی، خیلی بد و سطح پایین بود.

من
7.5/10

متفاوت ترین نقشی که از لیلا حاتمی دیدم و برعکس 99% فیلم هاش، به جای یه کاراکتر مظلوم و مثبت، یه کاراکتر خاکستری و از جهاتی منفی بود. فیلم جالبی بود و بازی ها هم زیبا، ولی به نظرم فضا و حال و هواش از بعضی جهات به ایران نمیخورد و فیلمی بود که انگار داره ماجراهای یه کشور دیگه رو روایت میکنه.

سینما نیمکت
7/10

فیلم متفاوتی بود و بیشتر شبیه فیلم های دهه های 60،70 بود تا امروز. کارگردان یعنی محمد رحمانیان از معروف ترین های تئاتر هست و بازیگرها هم هرچند همگی توی سینما و تلویزیون معروف هستن، ولی تئاتری محسوب میشن. داستانش در مورد گروهی بود که در دوران ممنوعیت ویدئو، به روستاها و کافه های بین شهری و ... میرن و فیلم های سینمایی رو به صورت تئاتری اجرا میکنن، البته به شکل 2،3 نفری. گریم اشکان خطیبی در نوع خودش جالب بود و یه صحنه خفن هم توی برف داشت که دیدنی بود.

بادیگارد
7/10

کیفیت کلی فیلم خوب بود و از نظر فنی هم یکی از بهترین های جشنواره بود. بازی های 3 کاراکتر اصلی (پرستویی، زارعی و حمیدیان) هم واقعاً خوب بود. ولی خب این حالت شعارزده ای که توی فیلم های حاتمی کیا وجود داره، اینجا هم به شدت به چشم میخورد و حالم رو بهم میزد. یه بادیگارد در جواب هر سوال بیاد ده خط شعر و کلمات عارفانه و ... به کار ببره!
صحنه برگزیده:
جایی که زن و بچه کاراکتر اصلی در حال درمان کردن این بنده خدا هستن و یه جوری دورش حوله پیچیدن و صحنه به شکلی نورپردازی شده و نمایش داده میشه که مثلاً یه حالت عرفانی و معنوی داشته باشه! بیشتر شبیه تابلوهای نقاش های دوران رنسانس بود تا چیزی مربوط به فضای بادیگارد!
ولی انصافاً پایان فیلم قشنگ بود. با اینکه آدم حتی قبل از دیدن فیلم هم میدونه آخرش چی میشه، ولی باز هم مرگ زیبایی داشت.

سیانور
7/10

p6hbd.jpg

فیلم خوش ساختی بود و به حوادث قبل از انقلاب و ماجراهای مجاهدین و ... می پرداخت. بازی ها هم خوب بود و از فیلمبرداری و طراحی صحنه که توی همچین فیلم هایی مهم هست، خوشم اومد. ولی از اون طرف خیلی شعارزده بود و سعی داشت از همون اول حرف خودش رو مستقیماً توی سر بیننده بکوبونه!

به دنیا آمدن
6.5/10

یه خانوم و آقایی که وضعیت مالی نسبتاً متوسطی دارن، در حال بچه دار شدن هستن. خانوم میخواد بچه رو نگه داره و به دنیا بیاره، ولی آقا مخالف هست و تصمیم داره بچه رو بندازن. ماجراهای مختلفی پیش میاد و ... حال و هوای فیلم رو دوست داشتم، مخصوصاً نیمه اولش، ولی نیمه دوم یه جوری شد که زیاد به دلم نمی نشست. در مجموع فیلم بی سر و صدا و فراموش شدنی ای بود که میتونست خیلی بهتر از این سوژه استفاده کنه.

چهارشنبه
6.5/10

یکی دیگه از فیلم های تأثیرگرفته از دوران پسا فرهادی! :دی فضای تلخ و سیاه و پر از بدبختی و کتک و فحش و ... با تم تعصب بیجا و این حرفا. بازی ها خوب بود، ولی اغراق آمیز. مخصوصاً شهاب حسینی با اون صدای عجیبی که داشت و البته بنده خدا خیلی براش تلاش کرده بود.

عادت نمی کنیم
6.5/10

iXJMz.jpg

سندروم اصغر فرهادی به توان 100. فیلمی که از مدل تصویر تا نوع بازی ها (که البته همگی خوب بودن) تا داستان و ... دقیقاً توی فضاهای تکراری سال های اخیر سینمای ایران اتفاق می افتاد. این نکته زمانی بدتر میشه که مچ نویسنده/کارگردان رو بگیریم و سورپرایز اصلی فیلم رو همون اواسطش متوجه بشیم، چون دیگه بیننده به همچین فیلم هایی عادت کرده و میدونه یه نفر این وسط داره دروغ میگه و قضیه چیز دیگری ـست.

زاپاس
6/10

در بهترین حالت به درد پخش از تلویزیون میخورد. یعنی یه فیلم تلویزیونی کمدی که در کنار امیر جعفری، زوج سریال دردسرهای عظیم هم توش بودن با کارگردانی همون کارگردان سریال. به عنوان یه فیلم بی ادعا و ساده، چیز بدی نبود ولی خب به درد جشنواره هم نمیخورد.

مالاریا
6/10

دختر و پسری وارد شهر فاسد تهران میشن و حوادثی براشون پیش میاد. اگه فیلم رو به 3 بخش تقسیم کنم، بخش دوم رو بسیار دوست داشتم و حس و حال جالب و خاصی داشت که خیلی خوب بود. ولی بخش های اول و سوم رو نه. پایانش هم چیز داغونی بود به نظرم.

امکان مینا
6/10

انتظار خیلی بیشتری از کمال تبریزی داشتم. البته خیلی وقت بود فیلم هاش رو ندیده بودم و شاید فیلم های آخرش هم این طوری بوده، ولی قدیما خیلی بهتر میساخت. موضوع فیلم، مثل خیلی های دیگه در مورد شک و تردید به همسر بود، ولی خب سوژه فیلم خیلی متفاوت بود. بدترین نکته در مورد فیلم هم طراحی صحنه و عدم توجه به زمان و مکان فیلم بود. فیلمی که در دهه 60 میگذره، ولی میتونین وسط خیابون از پراید و L90 تا پژو 206 و ... رو مشاهده کنین!!! یا توی کتابخونه، کتاب آموزش برنامه نویسی کامپیوتر از اون مدل هایی که تازه اواخر دهه 70 مُد شده بود رو ببینین! یعنی دیگه کم مونده بود کاراکتر اصلی یه موبایل از توی جیبش دربیاره و خیلی ریلکس باهاش کار کنه! نمیدونم چرا وقتی همچین چیزهایی انقدر واضح و مشخص دیده میشه، عوامل سازنده فیلم انقدر احمقانه از اون ها میگذرن و کاری باهاشون ندارن. و البته هم همچین فیلمی با این سوتی های توهین آمیز، نامزد بهترین فیلم فجر هم میشه، هم در بخش اصلی و هم کارگردانی! الله اکبر! :|

کفش هایم کو؟
6/10

yya5e.jpg

رضا کیانیان نقش یه پیرمرد آلزایمری رو داره و خب همچین نقش هایی واقعاً سخت هستن. به عنوان کسی که سال ها با این بیماری در ارتباط بودم، شاید بتونم قضاوت خوبی در مورد بازیش داشته باشم و به نظرم بعضی جاها استادانه و تماشایی کار کرده بود، ولی بعضی جاها هم خیلی ضایع و خنده دار از آب در اومده بود. شاید یکی از بدترین بخش ها جایی بود که با وجود آلزایمر شدید، خیلی زیبا و تماشایی موسیقی می نواخت! :دی البته شاید هم بیمارهای آلزایمری بتونن این کار رو بکنن، چون در مورد خوندن ترانه میتونن و بعضی از آوازهایی که ده ها سال پیش شنیدن رو هیچ وقت فراموش نمیکنن، ولی خب زدن نُت موسیقی بحث دیگری ـست!
صحنه برگزیده: دختر طرف که از خارج اومده و اونجا بزرگ شده، در صحنه ای از فیلم میگه بابام من رو یادش نمیاد، ولی من که اون رو میشناسم! =)) یعنی ارجاع از این خفن تر و سنگین تر به فیلم جدایی نادر از سیمین ندیده بودم! :دی ولی خوبیش این بود که حداقل خودشون هم توی فیلم به این قضیه اشاره میکنن و دختره میگه این یه دیالوگ از فیلم A Separation بود. :دی ولی خب یه جوری میگه که شاید خیلی از بیننده ها متوجه نشن و اسم فرنگی فیلم رو ندونن.

هفت ماهگی
6/10

باز هم تم محبوب این روزها شک و گمان بد در مورد دیگران. با بازی تکراری و مسخره حامد بهداد و بازی خوب باران کوثری. قیافه حامد بهداد در پایان فیلم هم پدیده عجیبی بود!

آخرین بار کی سحر رو دیدی
5/10

نامزد شدن این فیلم در بخش های فیلم و کارگردان، بدجوری بنده رو حیرت زده کرد! حالا فیلمنامه شاید اندک چیزهایی داشت، ولی دیگه کارگردانی واقعاً سطح پایین بود و خود فیلم هم بعضی جاها باعث خنده ملت میشد. فیلم ترکیبی از فضاهای پلیسی/جنایی با تم کهنه شک و تردید و ... بود و بازی ها هم به جز ننه بابای سحر، در سطح جالبی نبودن. مخصوصاً فریبرز عرب نیا که نمیدونم از متدهای خاصی استفاده میکنه یا کلاً در عالم دیگه ای هست، ولی هرچی که هست افتضاح بازی میکنه! فیلمبرداری هم به شدت ضایع و درپیت، در حدی که بعضی جاها ما رو می خندوند. زوم کردن روی صورت کاراکترها به سبک فیلم های 30،40 سال پیش و همین طور حرکات محیرالعقول دوربین که خیلی خنده دار بودن. در مجموع چیز مسخره ای بود این فیلم.
صحنه برگزیده: جایی که دوربین در حرکتی خفن و استادانه یه دفعه از فاصله دور و زاویه های کنار و پایین روی صورت عرب نیا زوم کرد! =)) فقط یه آهنگ خفن رو کم داشت که صحنه تکمیل بشه!

آبنبات چوبی
3/10

افتضاح محض! از همون لحظات اول، بازی فجیع و حال بهم زن سحر قریشی جوری روی مغز آدم میره که نیاز به یک عدد کیسه برای بالا آوردن احساس میشه. ایشون همین طوریش استعداد خاصی نداره و بیشتر به درد گریه کردن و ناله زدن میخوره، حالا توی این فیلم اومده برای کاراکترش یه لحن صحبت کردن مسخره هم ایجاد کرده که فقط باعث تبخیر مغز بیننده میشه! بقیه بازی ها هم بین معمولی و ضعیف دسته بندی میشدن و فقط عطاران یه کمی بهتر بود، ولی اون هم با فیلم های خوبش فاصله زیادی داره. فیلم مثلاً میخواست سورپرایز خفنی هم داشته باشه، ولی همون اواسطش لو میره. کل فیلم هم یه طرف، نوشته اولش یه طرف! اول فیلم مینویسه برای دو بازیگر اصلی فیلم از کلاهگیس استفاده شده. ما گفتیم شاید یه سکانس خاصی توی فیلم هست که مثلاً موهای اینا کاملاً معلوم میشه و برای همین کلاهگیس گذاشتن، ولی کلهم خبری از همچین چیزی نبود و در کل فیلم موهاشون پوشیده بود و فقط چند تار موی جلو معلوم بود. نمیدونم هدف از اون تذکر (!) چی بوده. مثلاً کارگردان خواسته بگه من خیلی خفن هستم و حتی یک تار موی بازیگرم رو هم توی فیلم نمی بینین یا چی؟! :|
صحنه برگزیده:
عطاران که کاراکتر خبیثی هست، در انتهای فیلم بعد از نوش جان کردن ضربات متعدد وارد آسانسور میشه و می افته زمین و منهدم میشه، ولی دستش از لای در آسانسور بیرون می مونه و در آسانسور بسته میشه و میخوره به دستش و دوباره باز میشه و صدای آسانسور پخش میشه که لطفاً از جلوی در کنار برین! این قضیه چند بار اتفاق می افته و باعث میشه پایان یه فیلم تلخ و سیاه، تبدیل به یکی از کمدی ترین لحظات جشنواره بشه! :دی

رسوایی 2
0.5/10

vtEO6.jpg

یه حاج آقایی با بازی اکبر عبدی میاد میگه شهر رو اصلاح کنین و از فساد دربیاین و ... وگرنه حادثه خفنی از راه میرسه و زلزله میاد و از این چیزا! این فیلم نه تنها با فاصله زیاد بدترین فیلم جشنواره بود، که یکی از بدترین فیلم های تاریخ بشریت هم میتونه باشه. فیلم های قبلی ده نمکی که کیفیت جالبی نداشتن، ولی حداقل دو تا دونه صحنه خنده دار توشون پیدا میشد. ولی این یکی به قدری فجیع و داغون هست که نمیدونم چی بگم! ده نمکی به خاطر حاشیه هایی که داره، همیشه فیلم هاش حتی توی جشنواره هم شلوغ میشه و ملت میریزن ببینن چه خبره، ولی این بار شاید 70% سالن خالی بود و خیلی ها هم از اواسطش شروع کردن به خارج شدن از سالن. یعنی تحمل دیدن فیلم تا پایانش واقعاً کار سختی بود! اون 0.5 رو هم به خاطر جلوه های ویژه میدم که با اینکه خیلی عالی نبود، ولی بعضی جاهاش در سطح سینمای ایران جالب کار شده بود.
یه نکته ای هم توی فیلم بود که نمیدونم درست دیدم یا نه. سحر قریشی توی آبنبات چوبی یه کیف داشت که روش یه جک جونور کارتونی بود. بعد همین کیف توی رسوایی هم دیده میشد! :| حالا شاید هم شبیهش بوده و دقیقاً همون نبوده، ولی گویا استاد برای بازی در فیلم ها شرط میذاره و میگه یا با کیف های ملوس خودم میام یا بازی نمیکنم! lol

=================

در مجموع جشنواره بدی نبود. نه خیلی عالی بود و نه خیلی بد و بیشتر یه حالت متوسط رو به خوب داشت برای من.
بین فیلم های امسال هم سه ویژگی مشترک مثل اکثر فیلم های اجتماعی/شهری (!) این سال ها دیده میشد:
1. کتک کاری بین کاراکترها و برخورد سیلی و پرتاب شدن و ...
2. فحاشی و استفاده بیش از حد از کلمه زیبای «گـــــُـــه»
3. سیگار کشیدن
یعنی کمتر فیلم جدی ای رو میشه پیدا کرد که این 3 مورد توش نباشه. سایر موارد مشترک فیلم های امسال:
گشتن در موبایل ملت بدون اجازه
شک و تردید در مورد دختر/خواهر/زن که خیلی جاها بی مورد هست و به نتایج بدی ختم میشه
بحث در مورد آلودگی هوای تهران
یه نکته جالب و شاید خنده دار جشنواره هم نوع اسپانسر شدن رایتل بود! گذشته از اینکه اول هر فیلم باید 10 دقیقه تبلیغات تکراری اینا رو نگاه میکردیم، قبل از تک تک فیلم ها هم یه کُد مفت و مجانی برای دریافت سیمکارت میدادن! :دی نتیجه این شد که در روز آخر جشنواره، 50،60تا کد و به عبارتی 50،60تا سیمکارت در دست بنده و رفقا بود! :دی
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

  • رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
    اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
    or