K I 1 1 E R
ناظم انجمن

اولین بنر تبلیغاتی ریبوت Hellboy
تلخ گاها طنز؛فوتبال و سینما در یک قاب- کنایه ای به بازی جنجالی رئال و یوونتوس؛ فیلم هیجانی با پایان بندی جنجالی
یادم نرفته است که با تماشای مسابقه کره جنوبی و ایتالیا در جام جهانی 2002، من را حالی کرد که فوتبال بعضی اوقات فقط یک ورزش پر هیجان و سالم از جنبه های مختلف نیست. همیشه دوست داشتم که تحقیقات زیادی انجام بدهم که سینما و فوتبال را در یک قاب با هم قرار بدهم. گرچه در وبسایت های داخلی و خارجی، مقاله هایی در مورد شباهت های نزدیک فوتبال و سینما ارائه دادند، اما باز خودم دوست داشتم که این موضوع را تنهایی بررسی کنم. دیشب خوشبختانه تونستم فوتبال و سینما در یک قاب کنار هم قرار بدهم. همانطور که سینما در سرتاسر جهان، از جشنواره ها تا تقسیم جوایز بگیر تا مشکلات پشت پرده ساخت یک فیلم بلاک باستری، گهگای از قضیه تبانی، رشوه، حمایت مالی غیر معمول و در نهایت فساد همراه است، در فوتبال این قضیه فراتر هم می رود. قبل از مقدمه چینی که کردم، بازی دیشب با آن پنالتی جنجالی که برای تیم رئال مادرید گرفته شد، شبیه یک فیلم مستقل با التهاب و پرهیجانی بود که در پلان و سکانس پایانی، همه چی را خراب می کند و مخاطب را با لب هایی آویزان از سینما بیرون می آید. مثل فیلم خرگوش قهوه ای (ساخته ی وینست گالو) که فیلمی در ابتدا و اواسط، اثری قابل قبول به چشم می آید اما با سکانس جنجالی پایانی فیلم، همه چی را بر دهن مخاطب تلخ می کند. (اشاره به سکانس اروتیک پایانی فیلم) یا مثل سریال لاست که با این همه هیجان و التهاب، در پایان، سکانسی را در به مخاطب نشان می دهد که باعث می شود مخاطب عصبانی شده که بعد از این که شش سال این سریال را دنبال کرده، چنین پایان افتضاحی را مشاهده کند. بازی فوتبال دیشب هم همانطور است. همانند یک فیلم سینمایی مستقل 90 دقیقه خوش ساخت و خوب، در پایان با تصمیم جهت گیرانه به نفع رئال مادرید و پنالتی، همانند یک سکانس جنجالی پایانی شبیه می شود که مخاطبان فوتبالی ممکن است خوششان بیایند یا ممکن است در همان لحظه تلویزیون خود را خاموش کنند.
همانطور که سینمای هالیوود با دادن جایزه بهترین فیلم به اثر شکل آب و مونلایت و دادن جایزه نخل طلایی کن به فیلم آبی گرم ترین رنگ است.. و حمایت از سایر فیلم های بی محتوا با جبهه گیری های غیر سینمایی، من را ناامید کرده است. در فوتبال هم دیشب با تماشای این مسابقه، من را حالی کرد که فوتبال دیگر همانند دهه گذشته جذابیتی ندارد و جذابیت را مسائلی چون حمایت های مالی غیر معمول و تبانی و رشوه و غیره، به فنا برده است. عاقبت فوتبال هم اینجوری شد!
دروغ میگی هیچ وقت تحقیقی نکردی، هیچ سایتیم مقاله ای درباره شباهت فوتبال و سینما ندیدی، از ده سال پیشم به فکر مقایسه سینما و فوتبال نیفتادی بلکه از دیشب که رئال صعود کرد به این فکر افتادیتلخ گاها طنز؛فوتبال و سینما در یک قاب- کنایه ای به بازی جنجالی رئال و یوونتوس؛ فیلم هیجانی با پایان بندی جنجالی
یادم نرفته است که با تماشای مسابقه کره جنوبی و ایتالیا در جام جهانی 2002، من را حالی کرد که فوتبال بعضی اوقات فقط یک ورزش پر هیجان و سالم از جنبه های مختلف نیست. همیشه دوست داشتم که تحقیقات زیادی انجام بدهم که سینما و فوتبال را در یک قاب با هم قرار بدهم. گرچه در وبسایت های داخلی و خارجی، مقاله هایی در مورد شباهت های نزدیک فوتبال و سینما ارائه دادند، اما باز خودم دوست داشتم که این موضوع را تنهایی بررسی کنم. دیشب خوشبختانه تونستم فوتبال و سینما در یک قاب کنار هم قرار بدهم. همانطور که سینما در سرتاسر جهان، از جشنواره ها تا تقسیم جوایز بگیر تا مشکلات پشت پرده ساخت یک فیلم بلاک باستری، گهگای از قضیه تبانی، رشوه، حمایت مالی غیر معمول و در نهایت فساد همراه است، در فوتبال این قضیه فراتر هم می رود. قبل از مقدمه چینی که کردم، بازی دیشب با آن پنالتی جنجالی که برای تیم رئال مادرید گرفته شد، شبیه یک فیلم مستقل با التهاب و پرهیجانی بود که در پلان و سکانس پایانی، همه چی را خراب می کند و مخاطب را با لب هایی آویزان از سینما بیرون می آید. مثل فیلم خرگوش قهوه ای (ساخته ی وینست گالو) که فیلمی در ابتدا و اواسط، اثری قابل قبول به چشم می آید اما با سکانس جنجالی پایانی فیلم، همه چی را بر دهن مخاطب تلخ می کند. (اشاره به سکانس اروتیک پایانی فیلم) یا مثل سریال لاست که با این همه هیجان و التهاب، در پایان، سکانسی را در به مخاطب نشان می دهد که باعث می شود مخاطب عصبانی شده که بعد از این که شش سال این سریال را دنبال کرده، چنین پایان افتضاحی را مشاهده کند. بازی فوتبال دیشب هم همانطور است. همانند یک فیلم سینمایی مستقل 90 دقیقه خوش ساخت و خوب، در پایان با تصمیم جهت گیرانه به نفع رئال مادرید و پنالتی، همانند یک سکانس جنجالی پایانی شبیه می شود که مخاطبان فوتبالی ممکن است خوششان بیایند یا ممکن است در همان لحظه تلویزیون خود را خاموش کنند.
همانطور که سینمای هالیوود با دادن جایزه بهترین فیلم به اثر شکل آب و مونلایت و دادن جایزه نخل طلایی کن به فیلم آبی گرم ترین رنگ است.. و حمایت از سایر فیلم های بی محتوا با جبهه گیری های غیر سینمایی، من را ناامید کرده است. در فوتبال هم دیشب با تماشای این مسابقه، من را حالی کرد که فوتبال دیگر همانند دهه گذشته جذابیتی ندارد و جذابیت را مسائلی چون حمایت های مالی غیر معمول و تبانی و رشوه و غیره، به فنا برده است. عاقبت فوتبال هم اینجوری شد!
تلخ گاها طنز؛فوتبال و سینما در یک قاب- کنایه ای به بازی جنجالی رئال و یوونتوس؛ فیلم هیجانی با پایان بندی جنجالی
یادم نرفته است که با تماشای مسابقه کره جنوبی و ایتالیا در جام جهانی 2002، من را حالی کرد که فوتبال بعضی اوقات فقط یک ورزش پر هیجان و سالم از جنبه های مختلف نیست. همیشه دوست داشتم که تحقیقات زیادی انجام بدهم که سینما و فوتبال را در یک قاب با هم قرار بدهم. گرچه در وبسایت های داخلی و خارجی، مقاله هایی در مورد شباهت های نزدیک فوتبال و سینما ارائه دادند، اما باز خودم دوست داشتم که این موضوع را تنهایی بررسی کنم. دیشب خوشبختانه تونستم فوتبال و سینما در یک قاب کنار هم قرار بدهم. همانطور که سینما در سرتاسر جهان، از جشنواره ها تا تقسیم جوایز بگیر تا مشکلات پشت پرده ساخت یک فیلم بلاک باستری، گهگای از قضیه تبانی، رشوه، حمایت مالی غیر معمول و در نهایت فساد همراه است، در فوتبال این قضیه فراتر هم می رود. قبل از مقدمه چینی که کردم، بازی دیشب با آن پنالتی جنجالی که برای تیم رئال مادرید گرفته شد، شبیه یک فیلم مستقل با التهاب و پرهیجانی بود که در پلان و سکانس پایانی، همه چی را خراب می کند و مخاطب را با لب هایی آویزان از سینما بیرون می آید. مثل فیلم خرگوش قهوه ای (ساخته ی وینست گالو) که فیلمی در ابتدا و اواسط، اثری قابل قبول به چشم می آید اما با سکانس جنجالی پایانی فیلم، همه چی را بر دهن مخاطب تلخ می کند. (اشاره به سکانس اروتیک پایانی فیلم) یا مثل سریال لاست که با این همه هیجان و التهاب، در پایان، سکانسی را در به مخاطب نشان می دهد که باعث می شود مخاطب عصبانی شده که بعد از این که شش سال این سریال را دنبال کرده، چنین پایان افتضاحی را مشاهده کند. بازی فوتبال دیشب هم همانطور است. همانند یک فیلم سینمایی مستقل 90 دقیقه خوش ساخت و خوب، در پایان با تصمیم جهت گیرانه به نفع رئال مادرید و پنالتی، همانند یک سکانس جنجالی پایانی شبیه می شود که مخاطبان فوتبالی ممکن است خوششان بیایند یا ممکن است در همان لحظه تلویزیون خود را خاموش کنند.
همانطور که سینمای هالیوود با دادن جایزه بهترین فیلم به اثر شکل آب و مونلایت و دادن جایزه نخل طلایی کن به فیلم آبی گرم ترین رنگ است.. و حمایت از سایر فیلم های بی محتوا با جبهه گیری های غیر سینمایی، من را ناامید کرده است. در فوتبال هم دیشب با تماشای این مسابقه، من را حالی کرد که فوتبال دیگر همانند دهه گذشته جذابیتی ندارد و جذابیت را مسائلی چون حمایت های مالی غیر معمول و تبانی و رشوه و غیره، به فنا برده است. عاقبت فوتبال هم اینجوری شد!
اینجا جای این حرفاست آخه؟تلخ گاها طنز؛فوتبال و سینما در یک قاب- کنایه ای به بازی جنجالی رئال و یوونتوس؛ فیلم هیجانی با پایان بندی جنجالی
یادم نرفته است که با تماشای مسابقه کره جنوبی و ایتالیا در جام جهانی 2002، من را حالی کرد که فوتبال بعضی اوقات فقط یک ورزش پر هیجان و سالم از جنبه های مختلف نیست. همیشه دوست داشتم که تحقیقات زیادی انجام بدهم که سینما و فوتبال را در یک قاب با هم قرار بدهم. گرچه در وبسایت های داخلی و خارجی، مقاله هایی در مورد شباهت های نزدیک فوتبال و سینما ارائه دادند، اما باز خودم دوست داشتم که این موضوع را تنهایی بررسی کنم. دیشب خوشبختانه تونستم فوتبال و سینما در یک قاب کنار هم قرار بدهم. همانطور که سینما در سرتاسر جهان، از جشنواره ها تا تقسیم جوایز بگیر تا مشکلات پشت پرده ساخت یک فیلم بلاک باستری، گهگای از قضیه تبانی، رشوه، حمایت مالی غیر معمول و در نهایت فساد همراه است، در فوتبال این قضیه فراتر هم می رود. قبل از مقدمه چینی که کردم، بازی دیشب با آن پنالتی جنجالی که برای تیم رئال مادرید گرفته شد، شبیه یک فیلم مستقل با التهاب و پرهیجانی بود که در پلان و سکانس پایانی، همه چی را خراب می کند و مخاطب را با لب هایی آویزان از سینما بیرون می آید. مثل فیلم خرگوش قهوه ای (ساخته ی وینست گالو) که فیلمی در ابتدا و اواسط، اثری قابل قبول به چشم می آید اما با سکانس جنجالی پایانی فیلم، همه چی را بر دهن مخاطب تلخ می کند. (اشاره به سکانس اروتیک پایانی فیلم) یا مثل سریال لاست که با این همه هیجان و التهاب، در پایان، سکانسی را در به مخاطب نشان می دهد که باعث می شود مخاطب عصبانی شده که بعد از این که شش سال این سریال را دنبال کرده، چنین پایان افتضاحی را مشاهده کند. بازی فوتبال دیشب هم همانطور است. همانند یک فیلم سینمایی مستقل 90 دقیقه خوش ساخت و خوب، در پایان با تصمیم جهت گیرانه به نفع رئال مادرید و پنالتی، همانند یک سکانس جنجالی پایانی شبیه می شود که مخاطبان فوتبالی ممکن است خوششان بیایند یا ممکن است در همان لحظه تلویزیون خود را خاموش کنند.
همانطور که سینمای هالیوود با دادن جایزه بهترین فیلم به اثر شکل آب و مونلایت و دادن جایزه نخل طلایی کن به فیلم آبی گرم ترین رنگ است.. و حمایت از سایر فیلم های بی محتوا با جبهه گیری های غیر سینمایی، من را ناامید کرده است. در فوتبال هم دیشب با تماشای این مسابقه، من را حالی کرد که فوتبال دیگر همانند دهه گذشته جذابیتی ندارد و جذابیت را مسائلی چون حمایت های مالی غیر معمول و تبانی و رشوه و غیره، به فنا برده است. عاقبت فوتبال هم اینجوری شد!
پیشنهاد دوستانم اینه که اعتباری که این چند سال کم و بیش داشتید رو یه شبه به فنا نده... پستا هستند که از ماها اینجا میمونه ...تلخ گاها طنز؛فوتبال و سینما در یک قاب- کنایه ای به بازی جنجالی رئال و یوونتوس؛ فیلم هیجانی با پایان بندی جنجالی
یادم نرفته است که با تماشای مسابقه کره جنوبی و ایتالیا در جام جهانی 2002، من را حالی کرد که فوتبال بعضی اوقات فقط یک ورزش پر هیجان و سالم از جنبه های مختلف نیست. همیشه دوست داشتم که تحقیقات زیادی انجام بدهم که سینما و فوتبال را در یک قاب با هم قرار بدهم. گرچه در وبسایت های داخلی و خارجی، مقاله هایی در مورد شباهت های نزدیک فوتبال و سینما ارائه دادند، اما باز خودم دوست داشتم که این موضوع را تنهایی بررسی کنم. دیشب خوشبختانه تونستم فوتبال و سینما در یک قاب کنار هم قرار بدهم. همانطور که سینما در سرتاسر جهان، از جشنواره ها تا تقسیم جوایز بگیر تا مشکلات پشت پرده ساخت یک فیلم بلاک باستری، گهگای از قضیه تبانی، رشوه، حمایت مالی غیر معمول و در نهایت فساد همراه است، در فوتبال این قضیه فراتر هم می رود. قبل از مقدمه چینی که کردم، بازی دیشب با آن پنالتی جنجالی که برای تیم رئال مادرید گرفته شد، شبیه یک فیلم مستقل با التهاب و پرهیجانی بود که در پلان و سکانس پایانی، همه چی را خراب می کند و مخاطب را با لب هایی آویزان از سینما بیرون می آید. مثل فیلم خرگوش قهوه ای (ساخته ی وینست گالو) که فیلمی در ابتدا و اواسط، اثری قابل قبول به چشم می آید اما با سکانس جنجالی پایانی فیلم، همه چی را بر دهن مخاطب تلخ می کند. (اشاره به سکانس اروتیک پایانی فیلم) یا مثل سریال لاست که با این همه هیجان و التهاب، در پایان، سکانسی را در به مخاطب نشان می دهد که باعث می شود مخاطب عصبانی شده که بعد از این که شش سال این سریال را دنبال کرده، چنین پایان افتضاحی را مشاهده کند. بازی فوتبال دیشب هم همانطور است. همانند یک فیلم سینمایی مستقل 90 دقیقه خوش ساخت و خوب، در پایان با تصمیم جهت گیرانه به نفع رئال مادرید و پنالتی، همانند یک سکانس جنجالی پایانی شبیه می شود که مخاطبان فوتبالی ممکن است خوششان بیایند یا ممکن است در همان لحظه تلویزیون خود را خاموش کنند.
همانطور که سینمای هالیوود با دادن جایزه بهترین فیلم به اثر شکل آب و مونلایت و دادن جایزه نخل طلایی کن به فیلم آبی گرم ترین رنگ است.. و حمایت از سایر فیلم های بی محتوا با جبهه گیری های غیر سینمایی، من را ناامید کرده است. در فوتبال هم دیشب با تماشای این مسابقه، من را حالی کرد که فوتبال دیگر همانند دهه گذشته جذابیتی ندارد و جذابیت را مسائلی چون حمایت های مالی غیر معمول و تبانی و رشوه و غیره، به فنا برده است. عاقبت فوتبال هم اینجوری شد!
رسما مارول سوپر هیرویی شده :hearteyes: