Movie Center

سلام مهرپویا جان

من و چند تا از دوستان توی این تاپیک فیلک دانلود میکنم

ولی این فیلم هایی که شما میخواید رو نمیشه به این راحتی پیدا کرد

حالا توی تورنیت که نمیشه ولی گه لینکی هست میشه یه کاریش ولی من با لینکی یه خورده
مشکل دارم ولی در هر حال هر کمکی از دستم بر باید نوکرتم هستم

اصلا هم صحبت و بحث پول با من نکن Ok
 
سلام
نمی دونم از دوستان کسی این فیلم هایی که من می خوام معرفی کنم رو معرفی کرده یا نه
ولی من سعی می کنم تقریبا هر روز یه حالی به این تاپیک بدم




هواشناس The Weather Man

کارگردان: گور وربينسکي. فيلمنامه: استيو کانراد. موسيقي: جيمز ال. لوين، هانس زيمر. مدير فيلمبرداري: فيدون پاپا مايکل. تدوين: کريگ وود. طراح صحنه: تيم دافيلد. بازيگران: نيکلاس کيج[ديويد اسپريتز]، مايکل کين[رابرت اسپريتز[، هوپ ديويس[نورين]، مايکل ريسپولي[راس]، جيل بيلاوز[دان]، نيکلاس هولت[مايک]، جميني دلا پنيا[شلي]. ١*١ دقيقه. محصول ٢**٦ آمريکا.
ديويد اسپريتز در يک کانال تلويزيوني محلي شيکاگو گوينده اخبار هواشناسي است. او با دريافت پيشنهادي مبني بر اجراي بخش هواشناسي در برنامه صبحگاهي "سلام آمريکا" در يک شبکه سراسري وارد دوره طلايي کارنامه خود مي شود. ديويد در زمينه مراتب شغلي به موقعيتي عالي دست يافته، اما اين موضوع درباره زندگي خصوصي اش چندان صدق نمي کند. پدرش به شدت بيمار است و همين باعث بيشتر شدن روابطش با فرزندش مي شود. ديويد سعي دارد همه چيز را تحت کنترل خود درآورد، اما به زودي با حقايق غير قابل تغيير زندگي روبرو مي شود. حقايقي مانند گزارش هاي هواشناسي که نمي توان براي مقابله با پيامدهاي آن آمادگي کامل داشت.
چرا بايد ديد؟
گور وربينسکي متولد ١٩٦٤ با نام اصلي گرگور وربينسکي از کارگردان هايي است که تجربه کار با او براي اغلب تهيه کنندگان در اکثر موارد مقرون به صرفه و سود فراوان بوده است. او که از ١٩٩٦ با ساختن آيين وارد کار سينما شد، در سال بعد با فيلم شکار موش توجه بينندگان نوجوان را به خود جلب کرد. سومين فيلمش مکزيکي با وجود اين که سود چندان زيادي عايد تهيه کنندگان نکرد، اما نشان داد که او مي تواند در کار با بازيگران اسم و رسم دار از عهده اداره پروژه بر بيايد. موفقيت تجاري با بازسازي حلقه در سال ٢**٢ به سراغ وربينسکي آمد و سال بعد با کارگرداني دزدان دريايي کارائيب: نفرين مرواريد سياه شهرتي جهاني پيدا کرد. هواشناس که در فاصله ساخت قسمت دوم دزدان دريايي کارائيب ساخته شده به خاطر بازي نيکلاس کيج نظر مثبت منتقدان را جلب کرده، اما در گيشه با ١٢ ميليون دلار عايدي، چندان موفقيت آميز نبوده است. با اين حال تجربه وربينسکي درباره احساس فزاينده بي کفايتي که در جوامع مدرن شهري ديدني است. براي کساني که به فيلم هاي شخصيت محور علاقه دارند، فرصت تازه اي است تا بازي خوب نيکلاس کيج را در کنار مايکل کين[از دو مکتب متفاوت بازيگري] ببينند. البته در کنار دو گوينده مشهور برنامه هاي صبحگاهي تلويزيون هاي آمريکا- برايانت گامبل و تام اسلينگ- که به عنوان هنرپيشه ميهمان در فيلم حضور دارند.
ژانر: کمدي، درام
 



آخرين امتياز/امتياز نهايي Match Point

نويسنده و کارگردان: وودي آلن. موسيقي: انتخابي. مدير فيلمبرداري: رمي آدفاراسين. تدوين: اليسا ليپسلتر. طراح صحنه: جيم کلاي. بازيگران: جاناتان ريس مه يرز[کريس ويلتن]، اسکارلت جوهانسون[نولا رايس]، الکساندر آرمسترانگ[آقاي تاونزند]، برايان کاکس[الک هيوت]، پنلوپ ويلتون[الينور هيوت]، اميلي مورتيمر[کلوئه هيوت ويلتون]، ماتيو گوده[تام هيوت]. ١٢٤ و ١٢٦ دقيقه. محصول ٢**٥ انگلستان، آمريکا، لوکزامبورگ. برنده اسکار بهترين فيلمنامه اريژينال، نامزد بهترين فيلم خارجي از انجمن نويسندگان سينما اسپانيا، نامزد جايزه سزار باري بهترين فيلم خارجي، نامزد گولدن گلاب بهترين کارگرداني، بهترين فيلم درام، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش اول زن/اسکارلت جوهانسون، برنده جايزه گويا براي بهترين فيلم اروپايي، نامزد بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان اينترنتي.
کريس ويلتن بازي حرفه اي تنيس را رها کرده و به لندن مي رود تا در يک باشگاه ورزشي به آموزش تنيس بپردازد. در آنجا با تام هيوت، جواني ثروتمند آشنا مي شود و به زودي مورد علاقه تمامي اعضاي خانواده تام قرار مي گيرد. کريس که نسبت به نولا نامزد تام احساس علاقه مي کند، به زودي با کلوئه خواهر تام داراي روابط عاطفي نزديکي مي شود و خود را در ميان دوراهي عجيبي مي يابد.
چرا بايد ديد؟
اگر با نام و کارهاي وودي آلن آشنا هستيد، پس دليلي براي ديدن اين فيلم داريد. اما مطمئن باشيد که آخرين ساخته وي که تماماً در لندن فيلمبرداري شده با کارهاي پيشين او تفاوت دارد و تا امروز هر کس موفق به تماشاي فيلم شده، آن را تحسين کرده است. البته اسکار بهترين فيلمنامه هم که نصيب آلن شد، کاملاً به حق بود و باعث ايجاد کنجکاوي بيشتر در ميان کساني مي شود که آن را نديده اند. يکي ديگر از دلايل جذابيت فيلم دادن نقش اول آن به خانم اسکارلت جوهانسون، ستاره جواني است که به تازگي شروع به درخشيدن کرده و نقشي بهتر از اين درام عاشقانه برايش نمي توان متصور بود. منتقدان تقريبا در اين موضوع متّفق القول هستند که آخرين امتياز بهترين فيلم او ميان کارهاي اخير اوست. خود وي نيز در رپرتاژ معرفي فيلم در لندن گفت که کار با جوهانسون براي وي الهام بخش بوده و از نتيجه کار راضي است. بنابر اين به دوستداران فيلم هاي عاشقانه توصيه مي کنيم که فرصت تماشاي آن را از دست ندهند.
ژانر: درام، عاشقانه، تريلر.
 
xpanfb.jpg


دو نفر آدم پولکي Two for the Money

کارگردان: دي. جي. کاروزو. فيلمنامه: دان گيلروي. موسيقي: کريستوفر بک. مدير فيلمبرداري: کنراد دبليو. هال. تدوين: گلن اسکانتلبوري. طراح صحنه: تام ساوتول. بازيگران: آل پاچينو[والتر آبرامز]، ماتيو مک کاناهي[براندون لنگ]، آرمان آسانته[نووي يان]، جرمي پايون[جري]، جيمي کينگ[الکساندريا]. ١٢٢ دقيقه. محصول ٢�*�*٥ آمريکا. نام ديگر: براي پول For the Money
براندون لنگ که از نوجواني تا دانشگاه فوتبال بازي کرده، قصد دارد تا اين کار را به شکلي حرفه اي ادامه دهد. اما يک شکستگي در ناحيه پا باعث مي شود تا براي هميشه از روياي خود چشم بپوشد. براندون که صاحب استعداد پيشگويي نتايج مسابقات فوتبال است، به زودي به صف شرط بندي کنندگان مي پيوندد. والتر آبرامز صاحب يکي از بزرگ ترين شرکت هاي مشاوره ورزشي کشور او را استخدام مي کند. آبرامز براي او نام جان آنتوني را انتخاب کرده و به تربيت او مي پردازد تا بتواند او را وارد مجامع ورزشي کند. به زودي براندون در پول غرق مي شود و شروع به شرط بندي هاي کلان و ميليوني مي کند. اما زماني که آبرامز درمي يابد استعداد او در حال از ميان رفتن است، نبرد ميان آن دو آغاز مي شود.
چرا بايد ديد؟
فيلم توسط کسي ساخته شده که خود يد طولايي در شرط بندي دارد و طبعاً زير و بم هاي چنين مکانيسمي را نيز به خوبي مي شناسد. دي جي کاروزو متولد ١٩٦٥ سابقه اي مثبت در ساخت سريال هاي تلويزيوني دارد و قبلاً تريلرهاي The Salton Sea و Taking Lives را از او ديده ايم. اما اين بار موضوعي را براي کار خوب برگزيده که قابليت زيادي براي ايجاد تعليق و هيجان ندارد. اما خوشبختانه حضور بازيگري چون آل پاچينو بر اين ضعف غالب شده و آن را از فيلمي معمولي به فيلمي قابل قبول تبديل کرده است. فوتبال آمريکايي و کساني که زندگي خود را از راه شرط بندي روي نتايج آن مي گذدرانند به نوبه خود سوژه اي گيرايي است، اما دو نفر آدم پولکي هرگز به فيلم اتاقي با ديوارهاي ضخيم[ماساکي کوباياشي] درياره پشت پرده بازي بيس بال نمي رسد، حتي اگر جزئيات قابل توجهي از پشت پرده شرط بندي ها را براي دوستداران قانون افشا کند. دو نفر آدم پولکي که در گيشه ٢�* ميليون دلار عايدي داشته براي کساني که به فيلم هاي ورزشي و احياناً افشا گرانه در اين زمينه علاقه دارند مي تواند لحظات خوشي را فراهم کند.
ژانر: کمدي، درام، ورزشي، تريلر.
 
آخرین ویرایش:
با سلام ؛

فیلم fearless رو دیدم . فیلم بدی نیست ولی اصلاً تو مایه های hero یا crouching tiger , hidden dragon نیست.

6/10

------------------------------------------------------
فیلمه دیگه ای که دیدم Mulholland Drive دیوید اینچ بود . اولش که فیلم تموم شد کلی فکر کردم که ببینم چی شد و داستان چی بود . ولی هیچ جور نمیشه همینجوری فیلم رو فهمید . چون حوصله دو سه بار نگاه کردن هم نبود نظرات دیگران رو خوندم و تازه فهمیدم داستان از چه قرار بوده . البته به نطر نمیرسه با چند بار دیدن هم بشه به راحتی فهمید چی به چی هست. به هر حال اگه راجع به فیلم مطلب بخونبد میفهمید داستان زیاد پیچیده ای نداره و یا مثل شرلوک هلمز و اینا نیست ولی فیلم به خوبی همه چی رو در جای خودش رعایت کرده و خیلی چیزها دلیل داره ولی میگم فهمیدن اینها کار بیننده آماتوری مثل من نیست . من اگر 20 بار هم فیلم رو میدیدم باز برام سئوالاتی باقی میموند. ولی حالا داستان فیلم و وقایع رو میدونم. اگر کسی دوست داشت بحث کنیم و یا سئوال داشت ، میتونم کمک کنم.
البته این جور فیلمها علاقه مندان خاص خودشونو دارن . شاید خیلی ها خوششون نیاد .

7/10

------------------------------------------------------

راستی کسی اینجا فیلم از پازولینی دیده ؟



۞۩ محمد ۩۞
 
نوشته شده توسط Mehdi_18:
امروز فيلم Intersection يا همون تقاطع رو ديدم. با بازي ريچارد گير و شارون استون و ....



اما يه نكتش خيلي جالب بود فيلم يه درام عاشقانه هست اما نميدونم يهو وسطش چي شد كه ريچارد گير نشسته بود و تلويزيون روشن بود و اخبار نشون ميداد كه يارو گفت: در تهران تظاهرات كننده ها شعار ضد امريكايي ميدادن و تصوير هم يه سري ايراني رو نشون ميداد كه چند تا امريكايي رو كه چشاشون بسته بود رو داشتن ميبردن و بعد يه صحنه نشون ميده كه پرچم امريكا رو دارن ميسوزونن ايرانيا بعد يارو ميگه كه حركت رهبران ايران كاملا بي دليل بود.

كاري به اينا ندارم اما فيلم يه چيز ديگه بود يه فيلم عشق و عاشقي اخه چه ربطي به ايران و سياست داره. :eek:

صحبت از اين شد ياد يه چيز ديگه افتادم تو فيلم Dawn of The Dead . نميدونم شما هم دقت كرديد يا نه :



فيلم يه فيلم ترسناك در مورد زامبي و اين جور مسائل هست اما فيلم اولش يه تيكه نشون ميده كه دختره زامبي ميشه و.... خلاصه بعدش ميره كه اسم مسم بازيگرا رو بنويسه بعد همين جوري لابلاش يه صحنه هايي از اينكه زامبي ها به مردم حمله كردن و اين چيزا رو نشون ميده خلاصه يه جورايي شما يه حسي درونتون هست كه يه احساس بد و تنفر از اين صحنه ها دارين بعد يهو يه صحنه از يه نماز جماعت مسلمونا رو نشون ميده كه من خودم دهنم وا موند گفتم بابا شما ديگه چه ادم هايي هستيد. :eek:

داداش مهدي جايي رو سراغ نداري بشه اين فيلم intersection رو دانلود كرد؟
 




بي سرنوشت Sorstalanság/ Fateless

کارگردان: لايوش کولتاي. فيلمنامه: ايمره کرتژ بر اساس رماني از خودش. موسيقي: انيو موريکونه. مدير فيلمبرداري: گيولا پادوس. تدوين: هاينال سلو. طراح صحنه: تيبور لازار. بازيگران: مارسل ناگي[گايوري کووه س]، آرون دايمني[باندي کيتروم]، داني سابو[مسکوويچ]، تيبور مرتز[فودور]، پيتر ويدا[لنار]، ژولت در[روزي]. ١٤* و ١٣٤ دقيقه. محصول ٢**٥ مجارستان، آلمان، انگلستان. برنده جايزه طلا بهترين فيلمبرداري از Camerimage، نامزد خرس طلاي جشنواره برلين، نامزد بهترين فيلمبرداري و بهترين موسيقي از مراسم فيلم هاي اروپايي.
گايوري يهودي مجار ١٤ ساله به همراه پدر و مادرخوانده اش در بوداپست تحت اشغال نازي ها در دوره جنگ جهاني دوم زندگي مي کند. او که همچون تمامي يهوديان ستاره داود زرد رنگي را روي سينه خود نصب کرده، به عنوان شهروندي درجه دوم نگريسته مي شود. تا اين که با نزديک شدن به پايان جنگ، دولت دست نشانده نازي تصميم مي گيرد تا همه يهوديان را به اردوگاه هاي نازي بفرستد. پدر و مادر گايوري به اردوگاه فرستاده مي شوند، اما گايوري با گفتن اين که ١٦ ساله است، به بازداشتگاه هاي کار اجباري در آلمان فرستاده مي شود. در آنجا همه چيز ابتدا براي او مانند يک بازي است. اما به زودي شرايط سخت زندگي در بازداشتگاه سلامتي او را به خطر مي اندازد. باندي کيتروم به او کمک مي کند تا سلامتي اش را بازيايد و بعد از پايان جنگ به زادگاهش بازگردد. اما ديگر زندگي در بوداپست آن گونه که قبل از جنگ بوده، نيست.
چرا بايد ديد؟
اولين فيلم لايوش کولتاي فيلمبردار برجسته و تحسين شده مجارستاني که فيلم هاي زيادي از ايشتوان سابو و اين اواخر مالنا[جوزپه تورناتوره] را فيلمبرداري کرده است. فيلم بر اساس رمان ايمره کرتژ- و در واقع خاطراتش از بازداشتگاه بوخن والد که جايزه نوبل را دريافت کرده - ساخته شده و مانند اغلب فيلم هايي که به موضوع امحاء يهوديان و عواقب آن در جامعه اروپا مي پردازند، دو نحوه برخورد بازماندگان را زير ذره بين برده است. گروهي که اصرار دارند گايوري بايد آن چه را که ديده فراموش کند و گروهي ديگر که سعي دارند جهنمي را که در آن زيسته هرگز فراموش نکرده و هر روز آن را به ياد بياورد. البته گايوري جوان به حرف هاي هيچ کدام از اين دو گروه گوش نمي دهد و ترجيح مي دهد با خاطرات خود تنها بماند. بي سرنوشت اولين فيلم مجاري است که با سيستم پاناويژن فيلمبرداري شده و با بودجه ١٢ ميليون دلاري اش گران ترين محصول تاريخ سينماي مجارستان نيز محسوب مي شود. تماشاي فيلم براي کساني که درام هاي دوران جنگ را دوست دارند، تجربه اي فراموش نشدني خواهد بود. البته با ادعاهاي احمدي نژاد مبني بر نابودي اسرائيل مي تواند زمينه ساز کابوس هاي تازه اي براي يهوديان نيز باشد!
ژانر: درام.
 



ماهي مرکب و وال The Squid and the Whale

نويسنده و کارگردان: نوآح بائومباخ. موسيقي: بريتا فيليپس، دين ورهام. مدير فيلمبرداري: رابرت دي. ئيومان. تدوين: تيم استريتو. طراح صحنه: آن راس. بازيگران:جف دانيلز[برنارد برکمن]، لورا ليني[جوآن برکمن]، جسي آيزنبرگ[والت برکمن]، اوئن کلاين[فرانک برکمن]، هالي فيفر[سوفي]، آن پاکوين[لي لي]، ويليام بالدوين[ايوان]، ديويد بنجر[کارل]. ٨١ و ٨٨ دقيقه. محصول ٢**٥ آمريکا. برنده جايزه بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان فيلم لس آنجلس، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از انجمن ملي منتقدان، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن ملي منتقدان فيلم آمريکا، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان فيلم نيويورک، برنده جايزه بهترين کارگرداني از جشنواره فيلم سندنس، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان فيلم تورنتو.
سال ١٩٨٦، بروکلين. برنارد آکادميسين و نويسنده اي نه چندان موفق و همسرش جوآن تصميم مي گيرند تا به زندگي مشترک خود خاتمه دهند. اين وضعيت براي پسر ١٦ ساله آنها والت و دختر ١٢ ساله شان فرانک بسيار دردآور و زمينه ساز به دست آوردن تجربه هايي تازه است. اين تجربه ها براي والتر که در سن بلوغ به سر مي برد، نشانه هاي دوره گذاري جذاب به شمار مي آيد، اما اين دوره براي فرانک بغرنج و زودرس است.
چرا بايد ديد؟
نوآح بائومباخ که با همکاري در نوشتن فيلمنامه زندگي در زير آب با استيو زايسو[وس آندرسون] توجه سينما دوستان جدي و منتقدان را به خود جلب کرد، فرزند جاناتان نوآح نويسنده و منتقد سينما و جورجيا براون[منتقد ويليج ويس] است. او که از طلاق والدين خود متاثر شده بود، کوشيده تا با نوشتن و ساختن اين فيلم از يک تراژدي به نام طلاق فيلمي کمدي بسازد و بسيار هم موفق بوده است. ماهي مرکب و وال که از سوي منتقدان به شدت مورد استقبال قرار گرفته، در ترسيم حال و هواي دهه هشتاد بسيار موفق است. اين فيلم که به طريقه سوپر ١٦ و در عرض ٢٣ روز فيلمبرداري شده، محصولي کم خرج با يک سناريوي اسکاري و يک بازي فوق العاده از جف دانيلز است و به جرات مي توان گفت که يکي از بهترين فيلم هايي است که تا امروز درباره طلاق ساخته شده است.
بائومباخ فيلمسازي مستقل است که با اولين فيلمش ضربه زدن و فرياد کشيدن در ١٩٩٥ توانست در جشنواره مسکو نامزد دريافت جايزه سنت جورج طلا شود. ماهي مرکب و وال چهارمين ساخته اوست که تا امروز جوايز متعددي را به چنگ آورده است. بائومباخ که به تازگي با جنيفر جيسن لي ازدواج کرده، از اميدهاي سينماي آمريکا به شمار مي رود.
ژانر: کمدي، درام.
 



زن هايي با عطر اسطوخودوس Ladies in Lavender. *

کارگردان: چارلز دنس. فيلمنامه: چارلز دنس بر اساس داستاني کوتاه از ويليام جي. لاک. موسيقي: نايجل هس. مدير فيلمبرداري: پيتر بيزيو، اد راترفورد. تدوين: مايکل پارکر. طراح صحنه: کارولين اميس. بازيگران: جودي دنچ[اورسولا وايدينگتون[، مگي اسميت[جانت وايدينگتون]، ناتاشا مک الهون[اولگا دانيلوف]، دانيل بروئل[آندره آ مارووسکي]، ديويد وارنر[دکتر فرانسيس ميد]. ١*٣ و ٩٩ دقيقه. محصول ٢**٥ انگلستان.
سال ١٩٣٦، انگلستان. اورسولا و جانت، دو خواهر مسن که در يک شهرک ساحلي زندگي مي کنند، بعد از طوفان پيکر بيهوش جواني لهستاني به نام آندره آ را در ساحل مي يابند. آن دو آندره آ را به خانه برده و به مداواي او مي پردازند. آندره آ ويولونيست با استعدادي است که قصد رفتن به آمريکا را دارد، اما انگليسي بلد نيست. با اين حال به زودي دو خواهر را شيفته خود مي کند و باعث مي شود که حسادت ها، رقابت هاي پنهاني و شور و اشتياقي را که آن دو سال هاست در اعماق وجودشان پنهان کرده اند، بروز دهند. آندره آ در مدتي کوتاه زندگي يکنواخت آن دو را دچار تغيير مي کند، اما با پيدا شدن سر و کله اولگا- دختر زيباي جوان و روس تبار- و شيوع شايعاتي مختلف در منطقه اوضاع بيش از پيش به هم مي ريزد.
چرا بايد ديد؟
اولين فيلم بلند چارلز دنس شکسپيرين و بازيگر با استعداد انگليسي در مقام نويسنده، کارگردان و تهيه کننده که دو بازيگر مشهور انگليسي- دنچ و اسميت- و يکي از با استعدادترين بازيگران آلماني- بروئل- را در مقابل دوربين خود به کار گرفته است. چارلز دنس متولد ١٩٤٦ که خود برنده جايزه يک عمر فعاليت هنري از جشنواره پالم اسپرينگ و بهترين بازيگر از جشنواره فيلم پاريس١٩٩٥[براي فيلم Kabloonak] است، توانسته در کار با اين سه نفر در عين سادگي قصه و روايت خود لحظاتي به ياد ماندني خلق کند.ولي در هياهوي فيلم هاي اکشن چنين فيلمي تقريباً از بخت کمي براي ديده شدن برخوردار است، اما سينما دوستان جدي حتما آن را خواهند ديد. با ديدن اين فيلم به ادامه کار دنس در زمينه کارگرداني علاقمند خواهيد شد.
ژانر: درام، موسيقي
 
فیلمه دیگه ای که دیدم Mulholland Drive دیوید اینچ بود . اولش که فیلم تموم شد کلی فکر کردم که ببینم چی شد و داستان چی بود . ولی هیچ جور نمیشه همینجوری فیلم رو فهمید . چون حوصله دو سه بار نگاه کردن هم نبود نظرات دیگران رو خوندم و تازه فهمیدم داستان از چه قرار بوده . البته به نطر نمیرسه با چند بار دیدن هم بشه به راحتی فهمید چی به چی هست. به هر حال اگه راجع به فیلم مطلب بخونبد میفهمید داستان زیاد پیچیده ای نداره و یا مثل شرلوک هلمز و اینا نیست ولی فیلم به خوبی همه چی رو در جای خودش رعایت کرده و خیلی چیزها دلیل داره ولی میگم فهمیدن اینها کار بیننده آماتوری مثل من نیست . من اگر 20 بار هم فیلم رو میدیدم باز برام سئوالاتی باقی میموند. ولی حالا داستان فیلم و وقایع رو میدونم. اگر کسی دوست داشت بحث کنیم و یا سئوال داشت ، میتونم کمک کنم.
البته این جور فیلمها علاقه مندان خاص خودشونو دارن . شاید خیلی ها خوششون نیاد .
فيلم خيلي توپي بود. منم خيلي حال كردم. نميدونم چرا عجيب با اين ديويد لينچ حال ميكنم.

كي بزرگراه گمشده رو ديده؟ بيايم در مورد اون صحبت كنيم اونم خيلي سنگين بود ولي من مطلب درست و حسابي در موردش پيدا نكردم. ولي بلوار مالهالند مطلب در موردش هست كه اگه فيلمم نفميدي اونا رو بخوني يه چيزايي دستت مياد. ولي اين بزرگراه گمشده كه نه تنها نميفهمي بلكه هيچي هم در موردش نيست.
 
(پوستری یافت نکردم!!!)

ولف کريک Wolf Creek

نويسنده و کارگردان: گرگ مک لين. موسيقي: فرانک تتاز. مدير فيلمبرداري: ويل گيبسون. تدوين: جيسون بالانتاين. طراح صحنه: رابرت وب. بازيگران: جان جارت[مايک تيلور]، کاساندرا مگراث[ليز هانتر]، کستي موراسي[کريستي ارل]، ناتان فيليپس[بن ميچل]. ٩٩ دقيقه. محصول ٢**٥ استراليا. نامزد جايزه بزرگ هيئت داوران از جشنواره سندنس، نامزد بهترين فيلمبرداري، کارگرداني، طراحي صحنه و صدابرداري از IF Awards، نامزد بهترين فيلمبرداري، تدوين صدا، موسيقي، فيلمنامه، صدابرداري و بازيگر زن نقش مکمل/کستي موراسي از انستيتوي فيلم استراليا.
ليز، کريستي و بن سه دوست دانشجو براي گذراندن تعطيلات به پارک ملي ولف کريگ مي روند تا محل سقوط يک شهاب سنگ عظيم را از نزديک ببينند. در بازگشت متوجه مي شوند که اتومبيل شان خراب شده و در آن منطقه بزرگ و خالي از سکنه گير افتاده اند. سرانجام يکي از اهالي آنجا به نام مايک با کاميون خود از راه مي رسد و آنها را سوار کرده و به خانه خود مي برد. فرداي آن روز، سه دانشجو احساس مي کنند که مايک نمي خواهد به آنها اجازه بده تا اتومبيل خود را تعمير کرده و از آنجا بروند. سه جوان که به دنبال راهي براي خروج از آن منطقه هستند، به زودي خود را با حقايقي وحشتناک روبرو مي بينند.
چرا بايد ديد؟
ولف کريگ- نام فيلم از منطقه اي در غرب استراليا گرفته شده – يک فيلم نمونه اي ترسناک درباره نوجواناني است که سلاخي مي شوند و هر چقدر هم که شيره اين سوژه توسط تهيه کنندگان آمريکايي کشيده شده باشد، باز هم از طرف نوجوان هاي آمريکايي مورد استقبال قرار مي گيرند. بنابر اين اولين فيلم بلند گرگ مک لين نيز که با بودجه اندک يک ميلون دلار ساخته شده، فقط در هفته اول نمايش خود پنج برابر اين مبلغ را روانه جيب سازندگانش کرده و باعث شروع پروژه تازه مک لين به نام رذل شده است. ادعاي حقيقي بودن ماجرا که در آغاز فيلم روي آن تاکيد مي شود، تاثير چنداني بر پسند تماشاگر اين گونه فيلم ها نمي گذارد. او تشنه هيجان، وحشت و خون است و ولف کريگ به نحو احسن آبي خنک بر آتش دل او خواهد نشاند. [اين که امروزه در استراليا آمار گمشدگان هر روز بالا مي رود و فرضيه وجود قاتلين سريالي روز به روز شدت بيشتري مي گيرد، چيز تازه اي نيست. بهترين نمونه فيلم هاي استراليايي درباره گمشدگان بعد از گذشت سه دهه، هنوز پيک نيک در هنکينگ راک است.] ولف کريگ تا امروز ١٧ ميليون دلار در سينماهاي آمريکا فروش داشته و اين يعني معدن طلا!!! بايد منتظر دومين ساخته مک لين باشيم تا ببينيم او از اين شهرت زودرس و امکانات مناسبي که در اختيارش گذاشته، چگونه استفاده کرده است. البته منکر اين موضوع نبايد شد که در ميان فيلم هاي ترسناک اخير، اين يکي لااقل ساختار درستي دارد!
ژانر: ماجرايي، جنايي، ترسناک، تريلر
 
كي بزرگراه گمشده رو ديده؟ بيايم در مورد اون صحبت كنيم اونم خيلي سنگين بود ولي من مطلب درست و حسابي در موردش پيدا نكردم. ولي بلوار مالهالند مطلب در موردش هست كه اگه فيلمم نفميدي اونا رو بخوني يه چيزايي دستت مياد. ولي اين بزرگراه گمشده كه نه تنها نميفهمي بلكه هيچي هم در موردش نيست.
فکر می کنم طاهر بود که یه بار در مورد این فیلم بحث می کرد
البته من خودم هنوز ندیدمش و نمی دونم که چطور فیلمی هست
 
شاهراه گمشده رو من 1 بار دیدم به جرأت میتونم بگم که هیچی ازش نفهمیدم :)

Fun with Dick and Jane هم تازگی دیدم در کل خوب بود البته اگه جیم کری بازی نمیکرد فکر نکنم چندان حال میداد ... 6.9 / 10

Fearless هم دیدم ... کسی اگه به فیلمای بزن بزن و کونگ فویی علاقه داره ببینه ... جت لی هم بنده خدا با اون سنش هنوز خوب چست و چابکه :) 6.8 / 10

چند تا فیلم هم تازگی دانلود کردم ولی حوصله ندارم ببینم !
wolf creek , hostel , the descent , wedding crashers , narnia , aeon flux , munich , the exorcism , silent hill , kiss kiss bang bang , king kong
اگه چیزه شاخی توشون هست بگین که ببینمش !

راستی ترمیناتور 2 Ultimate Edition هم گرفتم 20 دقیقه بیشتر از نسخه اصلیه ! بسیار لذت بردم از این کشفم :) بعد از حدود 100 بار دیدنه ترمیناتور 136 دقیقه ای از حالا به بعد 155 دقیقه ای میبینم :)
10 / 10 :)
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

تبلیغات متنی

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or