Pythonistas
کاربر سایت
آره این شنا هم غیرممکن بود توش برنده شی...
Popuri بچه یتیم بود، پدرش رو تو دوران کودکی از دست داده بود :biggrin1: مادرش براش هم پدر بود هم مادر، داداشش هم هی اذیتش میکرد (من خودم شاهد بودم!) هی بهش زور میگفت، میخواستی گریه نکنه طفلک...!
خدا میدونه چقدر شربت Win براش بردم تا قلبش قرمز شدKaren
Popuri خوبیش این بود علف هم بهش میدادیم خوشش میومد : د ی
گاهی آدم وقت نمیکرد بره تا کوه براش گل بیاره،از همون مزرعه علف میکندیم میبردیم : د ی
من رو باش! که فکر می کردم دختره (شوهر داره):blushing:
نه نیامده (هیچ وقت هم نخواهد آمد) :د ی :biggrin1:
اونایی که دنبال Romance بودن Popuri خانم خوبی بود :biggrin1:آخه پاپوری هم آدم بود ؟؟؟
با دو تا تخم مرغ رنگ قلبش قرمز میشد !!!
______________
خدا میدونه چقدر شربت Win براش بردم تا قلبش قرمز شد![]()

به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.البته اون خانم که پیش دکی کار میکرد (Elli) بیشتر از علف خوشش میومد. فکر کنم از اون قارچ 500G که تو پاییز رشد میکنه هم خوشش میومد :biggrin1:
به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.![]()
اتفاقا تنها كسي كه از علف خوشش ميومد Popuri بود. Elli بيشتر از غذاهاي ساده خوشش ميومد. مثل سالاد يا تخم مرغ آب پز.:biggrin1: اون قارچه رو هم همه (به جز كارن) خوششون ميومد.
در كل بخواييم حساب كنيم قرمز كردن قلب كدومشون از همه سخت تر و گرونقيمت تر بود اينجوري ميشه:
Karen
Elli
Ann
Mary
Popuri
امیدوارم دیگه از این کارای بچه گانه نبینم :smile:به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.![]()
دقيق يادم نيست. ولي اون بيشتر از چيزهاي عجيب قريب خوشش ميومد. مثل الماسهايي كه از معدن مي آورديم.:biggrin1: يا مثلا از سوسك هم خوشش ميومد.اشتباه شد. منظورم همون خانم هست که تو کتابخونه کار میکرد که اسمش هم Mary بود. اون اگه اشتباه نکنم از علف خوشش میومد.
![]()
:biggrin1: فكر كردم متوجه شديد اين يك شوخي بود. به هر حال اگه ناراحت شديد عذر ميخوام.امیدوارم دیگه از این کارای بچه گانه نبینم :smile:
میگم چرا مادر Popuri خوب نشدا!از این شربتا زیاد دادم بهش!شما هم شراب براش میبردی
:biggrin1:من اخر نفهمیدم چطوری خانومم باردار شد؟
اخه هر وقت میومدم خونه تو اتاقش رو تخت خوابیده بود و دیگه جا برای من نبود(باید می رفتم تو هال رو تختم می خوابیدم!)
