Harvest Moon Fan Club

این هم چندتا عکس
Harvest_Moon_wallpapers_by_Lunatia.jpg


Harvest_Moon_wallpapers_2_by_Lunatia.jpg


اون عیکنی پسره یا دختره؟!!!!:confused:
 
Popuri خوبیش این بود علف هم بهش میدادیم خوشش میومد : د ی
گاهی آدم وقت نمیکرد بره تا کوه براش گل بیاره،از همون مزرعه علف میکندیم میبردیم : د ی
اون عیکنی پسره یا دختره؟!!!
پسره!برادر Popuri
 
آره این شنا هم غیرممکن بود توش برنده شی...

کجاش سخت بود من چند بار برنده شدم ...
سخت ترین فستیوالش ،مسابقه غذاپزی بود ...

Popuri بچه یتیم بود، پدرش رو تو دوران کودکی از دست داده بود :biggrin1: مادرش براش هم پدر بود هم مادر، داداشش هم هی اذیتش میکرد (من خودم شاهد بودم!) هی بهش زور میگفت، میخواستی گریه نکنه طفلک...!

آخه پاپوری هم آدم بود ؟؟؟
با دو تا تخم مرغ رنگ قلبش قرمز میشد !!!
______________
خدا میدونه چقدر شربت Win براش بردم تا قلبش قرمز شد :دی
 
Popuri خوبیش این بود علف هم بهش میدادیم خوشش میومد : د ی
گاهی آدم وقت نمیکرد بره تا کوه براش گل بیاره،از همون مزرعه علف میکندیم میبردیم : د ی

آخه آدم انقدر نامرد؟ :biggrin1: البته اون خانم که پیش دکی کار میکرد (Elli) بیشتر از علف خوشش میومد. فکر کنم از اون قارچ 500G که تو پاییز رشد میکنه هم خوشش میومد :biggrin1:
Popuri از Pink cat flower که تو تابستون رشد میکنه خیلی خوشش میاد و تو دو روز Kai بیچاره رو ول میکنه عاشق جک میشه. مخصوصا اگه مسابقه شنا رو هم جک برنده شه.



من رو باش! که فکر می کردم دختره (شوهر داره):blushing:

Rick برادر Popuri و Loverه Karen هست :)
کلا تو این شهر 5 تا دختر دم بخت هستن و 5 تا پسر. اگه بخوای با هر کدوم از دخترا ازدواج کنی بین دو نفر رو باید به هم بزنی. به نوعی دختر یه نفر دیگه رو باید بلند کنی که از این جهت اصلا خوشم نمیاد.

نه نیامده (هیچ وقت هم نخواهد آمد) :د ی :biggrin1:

تایید میشه. من چند وقت پیش باهاشون تماس گرفتم و گفتن فعلا هیچ برنامه ای برای PC نداریم

آخه پاپوری هم آدم بود ؟؟؟
با دو تا تخم مرغ رنگ قلبش قرمز میشد !!!
______________

خدا میدونه چقدر شربت Win براش بردم تا قلبش قرمز شد :دی
اونایی که دنبال Romance بودن Popuri خانم خوبی بود :biggrin1:
آهنگ تم Popuri رو من گذاشتم یه مدتی به عنوان Ringtone گوشیم. واقعا آهنگای این بازی یکی از بهترین ها هستن.

اون شربت نبوده برادر :biggrin1:
Karen از نوشیدنی های الکلی خوشش میاد. شما هم شراب براش میبردی :-"
منم هر روز 300G از جیبم میرفت :biggrin1:
تو مسابقه آشپزی همیشه با یه غذای سوخته میومد و میگفت باید کمتر الکل به همه چی اضافه کنم :biggrin1:
 
البته اون خانم که پیش دکی کار میکرد (Elli) بیشتر از علف خوشش میومد. فکر کنم از اون قارچ 500G که تو پاییز رشد میکنه هم خوشش میومد :biggrin1:
به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.:evil:
اتفاقا تنها كسي كه از علف خوشش ميومد Popuri بود. Elli بيشتر از غذاهاي ساده خوشش ميومد. مثل سالاد يا تخم مرغ آب پز.:biggrin1: اون قارچه رو هم همه (به جز كارن) خوششون ميومد.
در كل بخواييم حساب كنيم قرمز كردن قلب كدومشون از همه سخت تر و گرونقيمت تر بود اينجوري ميشه:
Karen
Elli
Ann
Mary
Popuri
 
به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.:evil:
اتفاقا تنها كسي كه از علف خوشش ميومد Popuri بود. Elli بيشتر از غذاهاي ساده خوشش ميومد. مثل سالاد يا تخم مرغ آب پز.:biggrin1: اون قارچه رو هم همه (به جز كارن) خوششون ميومد.
در كل بخواييم حساب كنيم قرمز كردن قلب كدومشون از همه سخت تر و گرونقيمت تر بود اينجوري ميشه:
Karen
Elli
Ann
Mary
Popuri

اشتباه شد. منظورم همون خانم هست که تو کتابخونه کار میکرد که اسمش هم Mary بود. اون اگه اشتباه نکنم از علف خوشش میومد.
smallmaria.gif


به نفعته درباره ي Elli اينجوري صحبت نكني.:evil:
امیدوارم دیگه از این کارای بچه گانه نبینم :smile:
 
اشتباه شد. منظورم همون خانم هست که تو کتابخونه کار میکرد که اسمش هم Mary بود. اون اگه اشتباه نکنم از علف خوشش میومد.
smallmaria.gif
دقيق يادم نيست. ولي اون بيشتر از چيزهاي عجيب قريب خوشش ميومد. مثل الماسهايي كه از معدن مي آورديم.:biggrin1: يا مثلا از سوسك هم خوشش ميومد.:eek::biggrin1:
امیدوارم دیگه از این کارای بچه گانه نبینم :smile:
فكر كردم متوجه شديد اين يك شوخي بود. به هر حال اگه ناراحت شديد عذر ميخوام.
 
Popuri کلا خیلی ویژگی های خوب داشت!: د ی
صبح ها میومد دم آبشار،آدم راحت پیداش میکرد علف بهش میداد.خونه هم همون کنار بود باز آدم میرفت بهش علف میداد : د ی
Ann هم صبحا میومد کنار آبشار،تستر خوبی بود!مثلا مار پیدا میکردم اول نشون اون میدادم که بدونم دختر پسند هست یا نه بعد تقدیم Popuri میکردم.
مادر Popuri مریض بود،یادمه روزایی که میرفت دکتر منم میرفتم اونجا،میخواستم کمکش کنم مثلا.از اونجایی که زبانم عالی بود هر چیزی دمه دستم بود از دکتره میخریدم تقدیم میکردم : د ی
شما هم شراب براش میبردی
میگم چرا مادر Popuri خوب نشدا!از این شربتا زیاد دادم بهش!
----
سر اون علف دادن خودم حس کردم نامردیه،برا همین آخر هفته ها میرفتم کلیسا طلب بخشش میکردم!: د ی
 
من اخر نفهمیدم چطوری خانومم باردار شد؟:)
اخه هر وقت میومدم خونه تو اتاقش رو تخت خوابیده بود و دیگه جا برای من نبود:)(باید می رفتم تو هال رو تختم می خوابیدم!)
 
من اخر نفهمیدم چطوری خانومم باردار شد؟:)
اخه هر وقت میومدم خونه تو اتاقش رو تخت خوابیده بود و دیگه جا برای من نبود:)(باید می رفتم تو هال رو تختم می خوابیدم!)
:biggrin1:
يكي از نكات جالب بازي همين بود.:biggrin1:
يه اتاق خواب داشتيم با دو تا تخت جدا.:biggrin1: بعد معلوم نيست چجوري بچه دار ميشدن.:biggrin1:
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or