ببخشید ولی این چیزی که "امروزه" فقط "به اسم" تنتن چاپ میشه رو من "اصلا" تنتن حساب نمیکنم In the first place.
هزار و یک بلا سر کتاب بیچاره آوردن و میدن به ملت؛ اونا هم که نمیدونن "قبلا" (زمان قبل از انقلاب) "چی" بوده و الان "چی" شده؛ میخرن و فک میکنن خوب حتما همینه.
قبل از انقلاب؛ ایران یه نماینده "رسمی" از انتشارات تنتن بود که حتی تو شماره های انگلیسی اون موقع هم اگه گیرتون بیاد و ببینین؛ اسم اون انتشارات هست. به همین علت رو ترجمه و کیفیت چاپ تنتن خیلی حساس بودن و هر مزخرفی رو نمیتونستن به اسم ترجمه چاپ کنن.
مطلب دیگه؛ از میلیاردها دلیل؛ که کتابهای اون موقع رو خیلی با ارزش میکنه اینه که ترجمه اون کتابها "بومیسازی" داشت؛ یعنی مثلا وقتی کاپتان هادوک مست میکرد و یه شعر محلی انگلیسی که ملوان های مست میخوندن رو میخوند؛ همون مطلب ولی به صورتی که برای یه ایرانی ملموس باشه قرار داده میشد؛ یعنی ما چند بیت از یه شعر معروف هایده رو میبینیم و خواننده میتونه اون شخصیت رو بهتر درک کنه که نشون از دقت و وسواس و عشقی بوده که برای این آثار صرف شده. البته زحمت کشیدن و اصلا این قضیه مست شدن رو نمیبینید که بخواید ببینید که اون شعر رو به فارسی ترجمه کرده باشن. باز تو تنتن های ده سال قبل بجای نوشیدنی، آب پرتقال میدیم که به حمد خدا اونم کلا حذف شد و کتاب 62 صفحه ای رو فک کنم حدود 40 صفحه میکنن میدن دست مردم. بگذریم که حتی جرات میکنن به قطع کتاب هم دست ببرن ... صفحه ها رو flip کنن و هر گند و کثافتی که عقدههای ماحصل تجاوزهای دوران کودکی بهشون دیکته میکنه رو سر یه کتاب بیصاحب، به دلیل نبود کپیرایت و نداشتن نماینده رسمی؛ سر تنتن بیارن.
یه بنده خدایی هفت هشت سال پیش سه جلد از همین جدیدا رو به من هدیه داد؛ جلوش انداختم تو سطل آشغال گفتم این نه تنها تنتن نیست؛ بلکه یه جنایت در حق Herge ـست.
حالا خود دانی.
یه مطلب دیگه اینکه یه سری جمع شدیم پیارسال و این تنتن قدیمیا رو اسکن کردیم و آپلود کردیم؛ اون فروم دیگه نیست ولی بگردی شاید لینکاش پیدا بشه؛ احتمالا تو فرومهای درست حسابی هم تاپیکهایی باید باشه که لینکها رو زنده نگه داشته باشن. بخونی حرفام ملموس میشه.