Bioshock Infinite | PC [پست اول خوانده شود]

تذکر : تمام مسائل مربوط به داستان ، اتفاقات و مراحل بازی حتماً داخل تگ اسپویلر قرار داده شود. در غیر اینصورت برخورد خواهد شد

bioshock-infinite.jpg


Developer : Irational Games
Publisher : 2K Games
Gener : Sci-Fi FPS


کن لیواین شما را یاد چه چیزی می اندازد؟

اسلحه های عجیب وگیم پلی سریع Tribes: Vengeance ؟ یا خاطرات خوش وبدیعی که از Thief دارید؟

یا حتی دنیای مخوف و هوش مصنوعی مرموز System Shock ?

ویا مهمتر از همه اندرو رایان وافکار جاهطلبانه اش ؟ یا صدای سنگین گام های Big daddy ها؟

همه ی این ها گوشه ای از نبوغ این بازمانده از دوران طلایی بازیسازی است!

شاید Looking Glass نابود شده باشد یا حتی در بر مقطعی Irational میرفت تا در غولی به نام 2K حل شود اما

تفاوت KEN با بازیسازان Black Isle و Interply در اینجاست که Levine هیچ وقت تسلیم هیچ کس نشد.

نه تصمیم ناشران سودجو و نه حتی تسلیم Gamer هایی که مزاجشان دیگر نوآوری را هضم نمیکرد!

او BioShock را در جواب همه ی نامهربانی های این صنعت ساخت و باز هم موفق شد !

موفق شد تا سلیقه ی ساده شده ی ما را پس از سال ها دوری از دوران درخشان Looking glass ها تغییر دهد.

Icarus وعده داده شده ی Levine اینجاست!

Infinite نهایت Levine خواهد بود...



----------------------------

Infinite راوی انحطاط بشر از زاویه ای دیگر است.
آسمان های 1900 بستر وقوع همه چیز است.
بار دیگر لجام گسیختگی همیشگی انسان او را به ورطه ی نابودی خواهد کشاند.
و در این آسمان های منحط شمایید که برای نجات عشق خود منجر به تعیین همه چیز میشوید...
 
Last edited by a moderator:
دوستان من اول بازی یه مشکلی پیدا کرم
اونم اینه که واسه اولین بار میخوام بپرم اون میله های رو هوا رو بگیرم(وقتی که روکشتی ام) ولی نمی تونم معلوم نیست باید چیکار کنم فقط یه لحظه اول که میرسم میگه space بزن میزنم فقط می پره کار دیگه ای نمی کنه
یه کمک کنید ممنون میشم
 
دوستان من اول بازی یه مشکلی پیدا کرم
اونم اینه که واسه اولین بار میخوام بپرم اون میله های رو هوا رو بگیرم(وقتی که روکشتی ام) ولی نمی تونم معلوم نیست باید چیکار کنم فقط یه لحظه اول که میرسم میگه space بزن میزنم فقط می پره کار دیگه ای نمی کنه
یه کمک کنید ممنون میشم
درست متوجه مشکل‌تون نمی‌شم. کافیه با نشانگر ماوس به اون میله‌های بالای سرتون نگاه کنین؛ یه فلش سبز رنگ رو اون‌ها ظاهر می‌شه که جهت حرکت رو نشون می‌ده (میله سمت چپ برای حرکت به جلوئه و سمت راستی برای حرکت در جهت مخالف). در همون حالت Space رو بزنید تا بپره و میله رو بگیره. برای پیاده شدن هم به زمین نگاه کنید و Space بزنید.
 
درست متوجه مشکل‌تون نمی‌شم. کافیه با نشانگر ماوس به اون میله‌های بالای سرتون نگاه کنین؛ یه فلش سبز رنگ رو اون‌ها ظاهر می‌شه که جهت حرکت رو نشون می‌ده (میله سمت چپ برای حرکت به جلوئه و سمت راستی برای حرکت در جهت مخالف). در همون حالت Space رو بزنید تا بپره و میله رو بگیره. برای پیاده شدن هم به زمین نگاه کنید و Space بزنید.
مشکل همینه دیگه نمی شه هرچی نگاه می کنم فلش ها نمیاد می پرم هم اتفاقی نمی افته کرک FLT با حجم 5.88 هم گرفتم کار نکرد نمی دونم دیگه مشکل از کجاس
 
دوستان این Abilities که با خوردن نوشیدنیها به دست میاد رو نمیشه عوض کرد ؟
آخه هر دفعه یه چیز جدید میخوره قابلیت قبلی از بین میره
توی پی‌سی با کلیدهای شماره بالای کیبرد می‌شه عوض کرد نیروها رو. با نگه‌داشتن Q هم می‌تونین این کار رو انجام بدین. ضمنا می‌شه دو نیرو رو برای دسترسی سریع انتخاب کرد و با فشار دادن Q بین اون‌ها جابجا شد.

مشکل همینه دیگه نمی شه هرچی نگاه می کنم فلش ها نمیاد می پرم هم اتفاقی نمی افته کرک FLT با حجم 5.88 هم گرفتم کار نکرد نمی دونم دیگه مشکل از کجاس
یکی از کاربرهای دی‌بازی هم ظاهرا این مشکل رو داره... فعلا که راهی پیدا نشده
 
من بازی رو تموم کردم و واقعا لذت بردم و بی تردید می گم که هیچ بازی ای نمی تونه به خوبی بایوشاک قصه اش رو تعریف کنه! با اینکه بایوشاک اصلی بی نقص بود اما این یکی از اون هم بهتر بود و واقعا لذت بردم. داستان بازی رو تحلیل هایی خودم داشتم و تو اینترنت هم کمی گشتم و چیزی که به نظرم درست میاد رو می گم براتون

بازی دارای دو خط زمانی اصلی ( در واقع سه تایم لاین که سومی بهش خیلی کم پرداخته می شه ) هست.
تایم لاین اول :
بوکر بعد از جنگ واندد نی غسل تعمید می کنه و یک آدم جدید می شه و اسمش رو می ذاره کامستاک . بعد با کمک لوتس (خانم) اون پروژه ی شکاف در مکان و زمان و در واقع شکاف به دنیاهای موازی رو به نتیجه می رسونه اما بخاطر نزدیکی با اون دستگاه ها عقیم می شه و نمی تونه فرزندی بدنیا بیاره. به همین خاطر با کمک همین شکاف ها به زمان گذشته و در واقع دنیای موازی دیگه که توش بوکر غسل تعمید نکرده بر می گرده و در ازای بدهی بوکر در قمار الیزابت یا همون آنا رو از خودش می گیره و به کلمبیا میاره. ولی دختر بچه یک ساله هست و دلیلی نداره که بگه این بچه از همسرش به دنیا اومده. زن کامستاک فکر می کنه که کامستاک خیانت کرده بهش و الیزابت حرامزاده ی کامستاک و لوتس هست ، تو یکی از نوار ها هم این گفته می شه ، اما کامستاک از این شرایط سوءاسفتاده می کنه و می گه الیزابت یک دختر آسمانی و در واقع معجزه هست و فقط یک هفته در رحم مادرش مونده و اینجوری هم مشکل 1 سالگی نوزادش رو حل می کنه هم مردم بهش ایمان بیشتری میارن. ولی کامستاک می دونه که بوکر در آینده به کلمبیا میاد تا بچش رو پس بگیره بخاطر همین ماجرای فالس شپرد رو تبلیغ می کنه و الیزابت رو توی اون برج زندانی می کنه. بعد همسرش و لوتس رو می کشه تا بتونه این ماجرا رو مخفی کنه .

تایم لاین دوم :
بوکر به خودش میاد و متوجه میشه دخترش آنا رو فروخته . به زحمت لوتس ها رو پیدا می کنه و در آخرین تلاشش برای پس گرفتن الیزابت باعث قطع شدن انگشت کوچیک اون می شه و در آخر بازی هم کامستاک به الیزابت می گه از بوکر بپرس چرا انگشتش قطعه! بعد بوکر 20 سال با این رنج زندگی می کنه و اون کلمه ی AD که به معنی Anna DeWitt هست رو پشت دستش داغ می کنه تا همیشه به یادش باشه (همون علامتی که نشون میده اون فالس شپرده). بعد لوتس ها میان و ازش می خوان که بره و الیزابت رو بیاره و اگه دقت کرده باشین روی در اون فانوس دریایی خطاب به بوکر نوشته که این آخرین شانسش هست. نکته ی دیگه هم اینه که خواهر و برادر لوتس یک نفر هستن مثل بوکر و کامستاک. آخر بازی هم الیزابت یک دیالوگ فوق العاده می گه مبنی بر این که همیشه ثابت هایی وجود دارن که همیشه دست نخوردن و متغیر هایی که می تونن تغییر کنن و می گه همیشه یک فانوس دریایی ، یک مرد ، یک زن و یک نگهبان هست. این اشاره داره به بایوشاک اصلی و اینفینیت که در جفتشون ورود به شهر از طریق یک فانوس دریایی انجام می شد ، یک مرد به نجات یک دختر می رفت (الیزابت و لیتل سیستر ها ) و هر دو یک نگهبان داشتن ، بیگ ددی و سایفون. الیزابت می گه در این قصه در تمام دنیاهای موازی این موارد ثابت هستند و همه از یک جا شروع می شن که همون فانوس دریایی هست. بعد در صحنه ی آخر بازی الیزابت ها بوکر رو غرق می کنن ، قبلش هم اگر یادتون باشه بوکر به الیزابت می گه من رو به بچگی کامستاک ببر تا بکشمش و نذارم متولد بشه و بعد دخترها خود بوکر رو غرق می کنن در آب و جالب اینه که هم بوکر و هم کامستاک در آب خفه می شن ، بوکر کامستاک رو غرق می کنه و الیزابت بوکر رو.

تایم لاین سوم :
بوکر موفق نمی شه الیزابت رو نجات بده و در یک صحنه الیزابت رو می بینیم که پیر شده و داره نیویورک رو بمب باران می کنه. اینجا الیزابت حقیقت رو نمی فهمه و جانشین پدرش می شه و همونطوری که کامستاک می خواد شهر فساد که منظور زمین هست رو به خاک و خون می کشه .


قصه ی بازی بسیار پیچیده هست و مطالب بالا نظرات کسانی بوده که بازی کردن و ممکنه درست هم نباشه اما منطقی ترین تحلیلی بود که من بهش برخوردم . البته چند جایی داره که من درست درک نکردم ، مثل ماجرای لوتس ها ، ماجرای انتخاب اون گردن آویز قفس و پرنده ، خونریزی بینی بوکر و اینکه چرا لوتس ها از بوکر می خوان که الیزابت رو نجات بده . البته اونطوری که من این دنیاهای موازی رو تحلیل کردم این هست که :
برای هر تصمیمی که انسان می گیره یک دنیای موازی به وجود میاد . مثلا بوکر بعد از جنگ غسل می کنه و می ره تو دنیایی که توش کامستاک هست و غسل نمی کنه و می شه بوکر. در ابتدای ورود به کلمبیا لوتس ها میان و از بوکر میخوان شیر یا خط بندازه و وقتی خط میاد لیدی لوتس می گه همیشه همین بوده! خود لوتس رو در جای جای بازی می بینیم بخاطر اینکه کاملا شکاف در بین این دنیاها و سفر بینشون رو درک کردن و هر موقع بخوان می تونن به هر کدوم می خوان سفر کنن. علت اینکه دو تا هستن هم اینه که هر کدومشون متعلق به یک دنیان که همدیگه رو پیدا می کنن و با هم همسفر می شن. الیزابت هم بخاطر قرار گرفتن در اون دستگاه این قدرت رو داره و قدرت مهمترش این هست که می تونه دنیاهای جدیدی رو خلق کنه که از این مکانیک در بازی استفاده می شه و مثل مهمات و... رو در جاهای مختلف بازی می تونیم باز کنیم.


دوستان اگر نظرات دیگه ای هم دارن بگن چون بازی واقعا جای بحث خیلی زیادی داره و واقعا کن لوین به اوج پختگی در قصه گویی رسیده و با دانش زیاد خودش قصه ای ساخته که از هر لحاظ قابل تامله .


---------- نوشته در 04:13 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 04:09 PM ارسال شده بود ----------

توی PC رو نمیدونم اما با گیم پد با دکمه L2 یا LT میتونید ویگور ها رو عوض کنید
اگر دکمه ی Q رو نگه دارین می تونید به تمام اونها دسترسی داشته باشید اما برای انتخاب سریع فقط دو تا ویگور می تونید داشته باشید که با همون Q بینشون تعویض می کنید
 
توی پی‌سی با کلیدهای شماره بالای کیبرد می‌شه عوض کرد نیروها رو. با نگه‌داشتن Q هم می‌تونین این کار رو انجام بدین. ضمنا می‌شه دو نیرو رو برای دسترسی سریع انتخاب کرد و با فشار دادن Q بین اون‌ها جابجا شد.


یکی از کاربرهای دی‌بازی هم ظاهرا این مشکل رو داره... فعلا که راهی پیدا نشده

متاسفانه اونم خود منم
 
متاسفانه اونم خود منم

منم اولش اینطوری بودم بعد خودم راهو پیدا کردم اون فاش راهو اشتباه نشون میده.
شما از جلوی کشتی بپر پایین اون جلوتر یه در باز شده میری اونجا.(فک کنم از کشتی بری پایین فلش راهو درست نشون میده)
 
در پایان بازی فقط میتونم اینجوری باشم : :|
تا به حال تو عمرم همچین شیوه بیان داستانی ندیده بودم. آخرش رسماً یه یغما رفتم:|

من بازی رو تموم کردم و واقعا لذت بردم و بی تردید می گم که هیچ بازی ای نمی تونه به خوبی بایوشاک قصه اش رو تعریف کنه! با اینکه بایوشاک اصلی بی نقص بود اما این یکی از اون هم بهتر بود و واقعا لذت بردم. داستان بازی رو تحلیل هایی خودم داشتم و تو اینترنت هم کمی گشتم و چیزی که به نظرم درست میاد رو می گم براتون

بازی دارای دو خط زمانی اصلی ( در واقع سه تایم لاین که سومی بهش خیلی کم پرداخته می شه ) هست.
تایم لاین اول :
بوکر بعد از جنگ واندد نی غسل تعمید می کنه و یک آدم جدید می شه و اسمش رو می ذاره کامستاک . بعد با کمک لوتس (خانم) اون پروژه ی شکاف در مکان و زمان و در واقع شکاف به دنیاهای موازی رو به نتیجه می رسونه اما بخاطر نزدیکی با اون دستگاه ها عقیم می شه و نمی تونه فرزندی بدنیا بیاره. به همین خاطر با کمک همین شکاف ها به زمان گذشته و در واقع دنیای موازی دیگه که توش بوکر غسل تعمید نکرده بر می گرده و در ازای بدهی بوکر در قمار الیزابت یا همون آنا رو از خودش می گیره و به کلمبیا میاره. ولی دختر بچه یک ساله هست و دلیلی نداره که بگه این بچه از همسرش به دنیا اومده. زن کامستاک فکر می کنه که کامستاک خیانت کرده بهش و الیزابت حرامزاده ی کامستاک و لوتس هست ، تو یکی از نوار ها هم این گفته می شه ، اما کامستاک از این شرایط سوءاسفتاده می کنه و می گه الیزابت یک دختر آسمانی و در واقع معجزه هست و فقط یک هفته در رحم مادرش مونده و اینجوری هم مشکل 1 سالگی نوزادش رو حل می کنه هم مردم بهش ایمان بیشتری میارن. ولی کامستاک می دونه که بوکر در آینده به کلمبیا میاد تا بچش رو پس بگیره بخاطر همین ماجرای فالس شپرد رو تبلیغ می کنه و الیزابت رو توی اون برج زندانی می کنه. بعد همسرش و لوتس رو می کشه تا بتونه این ماجرا رو مخفی کنه .

تایم لاین دوم :
بوکر به خودش میاد و متوجه میشه دخترش آنا رو فروخته . به زحمت لوتس ها رو پیدا می کنه و در آخرین تلاشش برای پس گرفتن الیزابت باعث قطع شدن انگشت کوچیک اون می شه و در آخر بازی هم کامستاک به الیزابت می گه از بوکر بپرس چرا انگشتش قطعه! بعد بوکر 20 سال با این رنج زندگی می کنه و اون کلمه ی AD که به معنی Anna DeWitt هست رو پشت دستش داغ می کنه تا همیشه به یادش باشه (همون علامتی که نشون میده اون فالس شپرده). بعد لوتس ها میان و ازش می خوان که بره و الیزابت رو بیاره و اگه دقت کرده باشین روی در اون فانوس دریایی خطاب به بوکر نوشته که این آخرین شانسش هست. نکته ی دیگه هم اینه که خواهر و برادر لوتس یک نفر هستن مثل بوکر و کامستاک. آخر بازی هم الیزابت یک دیالوگ فوق العاده می گه مبنی بر این که همیشه ثابت هایی وجود دارن که همیشه دست نخوردن و متغیر هایی که می تونن تغییر کنن و می گه همیشه یک فانوس دریایی ، یک مرد ، یک زن و یک نگهبان هست. این اشاره داره به بایوشاک اصلی و اینفینیت که در جفتشون ورود به شهر از طریق یک فانوس دریایی انجام می شد ، یک مرد به نجات یک دختر می رفت (الیزابت و لیتل سیستر ها ) و هر دو یک نگهبان داشتن ، بیگ ددی و سایفون. الیزابت می گه در این قصه در تمام دنیاهای موازی این موارد ثابت هستند و همه از یک جا شروع می شن که همون فانوس دریایی هست. بعد در صحنه ی آخر بازی الیزابت ها بوکر رو غرق می کنن ، قبلش هم اگر یادتون باشه بوکر به الیزابت می گه من رو به بچگی کامستاک ببر تا بکشمش و نذارم متولد بشه و بعد دخترها خود بوکر رو غرق می کنن در آب و جالب اینه که هم بوکر و هم کامستاک در آب خفه می شن ، بوکر کامستاک رو غرق می کنه و الیزابت بوکر رو.

تایم لاین سوم :
بوکر موفق نمی شه الیزابت رو نجات بده و در یک صحنه الیزابت رو می بینیم که پیر شده و داره نیویورک رو بمب باران می کنه. اینجا الیزابت حقیقت رو نمی فهمه و جانشین پدرش می شه و همونطوری که کامستاک می خواد شهر فساد که منظور زمین هست رو به خاک و خون می کشه .


قصه ی بازی بسیار پیچیده هست و مطالب بالا نظرات کسانی بوده که بازی کردن و ممکنه درست هم نباشه اما منطقی ترین تحلیلی بود که من بهش برخوردم . البته چند جایی داره که من درست درک نکردم ، مثل ماجرای لوتس ها ، ماجرای انتخاب اون گردن آویز قفس و پرنده ، خونریزی بینی بوکر و اینکه چرا لوتس ها از بوکر می خوان که الیزابت رو نجات بده . البته اونطوری که من این دنیاهای موازی رو تحلیل کردم این هست که :
برای هر تصمیمی که انسان می گیره یک دنیای موازی به وجود میاد . مثلا بوکر بعد از جنگ غسل می کنه و می ره تو دنیایی که توش کامستاک هست و غسل نمی کنه و می شه بوکر. در ابتدای ورود به کلمبیا لوتس ها میان و از بوکر میخوان شیر یا خط بندازه و وقتی خط میاد لیدی لوتس می گه همیشه همین بوده! خود لوتس رو در جای جای بازی می بینیم بخاطر اینکه کاملا شکاف در بین این دنیاها و سفر بینشون رو درک کردن و هر موقع بخوان می تونن به هر کدوم می خوان سفر کنن. علت اینکه دو تا هستن هم اینه که هر کدومشون متعلق به یک دنیان که همدیگه رو پیدا می کنن و با هم همسفر می شن. الیزابت هم بخاطر قرار گرفتن در اون دستگاه این قدرت رو داره و قدرت مهمترش این هست که می تونه دنیاهای جدیدی رو خلق کنه که از این مکانیک در بازی استفاده می شه و مثل مهمات و... رو در جاهای مختلف بازی می تونیم باز کنیم.


دوستان اگر نظرات دیگه ای هم دارن بگن چون بازی واقعا جای بحث خیلی زیادی داره و واقعا کن لوین به اوج پختگی در قصه گویی رسیده و با دانش زیاد خودش قصه ای ساخته که از هر لحاظ قابل تامله .



در مورد اسپویلرت:
در مورد خونریزی بینی بوکر، اگه دقت کرده باشی بعد از اینکه بوکر یه نفر رو میکشه و بعد دنیا عوض میکنه اون آدمایی که مرده بودن بینیشون خون میاد و 2 تا حافظه ی مختلف دارن و به همین خاطر یکیش رو فراموش میکنن(مثل خود بوکر) . بعد از اینکه بوکر کامستاک رو خفه میکنه توی دنیای بعدی که میره بینیش شروع میکنه به خونریزی. از همونجا باید میفهمیدم که بوکر همون کامستاکه که نفهمیدم و قضیه معما چو حل گشت آسان شود الان پیش اومده برام:d
 
آخرین ویرایش:
دوستان من در بازی نمیدونم چجوری میتونم به منوی gears هام ذسترسی داشته باشم
میتونید یه راهنمایی بکنید
فکر کنم دکمه p هست (اگه نبود o و i و u و [ و ] رو هم امتحان کن:d) بعد یه منویی میاد بالا توی اون هر باز که e بزنی tab عوض میکنه که یکی از tab ها gears هست;)
 
راجع به جوابتون
در پایان بازی فقط میتونم اینجوری باشم : :|
تا به حال تو عمرم همچین شیوه بیان داستانی ندیده بودم. آخرش رسماً یه یغما رفتم:|




در مورد اسپویلرت:
در مورد خونریزی بینی بوکر، اگه دقت کرده باشی بعد از اینکه بوکر یه نفر رو میکشه و بعد دنیا عوض میکنه اون آدمایی که مرده بودن بینیشون خون میاد و 2 تا حافظه ی مختلف دارن و به همین خاطر یکیش رو فراموش میکنن(مثل خود بوکر) . بعد از اینکه بوکر کامستاک رو خفه میکنه توی دنیای بعدی که میره بینیش شروع میکنه به خونریزی. از همونجا باید میفهمیدم که بوکر همون کامستاکه که نفهمیدم و قضیه معما چو حل گشت آسان شود الان پیش اومده برام:d
آخه این مسئله ی خون اومدن بینی بوکر 3-4 بار در بازی دیده میشه ، ولی بوکر یکبار کامستاک رو می کشه.
 
در پایان بازی فقط میتونم اینجوری باشم : :|
تا به حال تو عمرم همچین شیوه بیان داستانی ندیده بودم. آخرش رسماً یه یغما رفتم:|



در مورد اسپویلرت:
در مورد خونریزی بینی بوکر، اگه دقت کرده باشی بعد از اینکه بوکر یه نفر رو میکشه و بعد دنیا عوض میکنه اون آدمایی که مرده بودن بینیشون خون میاد و 2 تا حافظه ی مختلف دارن و به همین خاطر یکیش رو فراموش میکنن(مثل خود بوکر) . بعد از اینکه بوکر کامستاک رو خفه میکنه توی دنیای بعدی که میره بینیش شروع میکنه به خونریزی. از همونجا باید میفهمیدم که بوکر همون کامستاکه که نفهمیدم و قضیه معما چو حل گشت آسان شود الان پیش اومده برام:d

بوكر وقتي خون دماغ ميشه كه تو دنياي ديگه به اتفاقاتي كه تو دنياي خودش افتاده فكر كنه. اون جمله اي كه اول نوشته ميشه براي همينه: The
mind of the subject will desperately struggle to create memories where none exist...
مثلا قبل از پيدا كردن اليزابت كه كامستاك مستقيما با بوكر ارتباط برقرار ميكنه وقتي ميگه كه همه چيزو در مورد بوكر ميدونه و اسم آنا رو مياره بوكر خون دماغ ميشه.
 
خوب من تازه بازی رو تموم کردم و احساس میکنم که هیچی از داستان بازی نفهمیدم ! فکر کنم باید یه بار دیگه بازی رو برم بلکه بتونم داستان بازی رو هضم کنم ! :-o
آ خر بازی وقتی معلوم شد که کامستاک برای اینکه الیزابت / آنا رو پیش خودش بیاره به یه دنیای موازی رفته اشک تو چشام جمع شد
چون :
اسپویلر سریال فرینج
یاد فرینج اقتادم که والتر چطور برای نجات دادن پیتر به یه دنیای دیگه رفت و همه سختی ها رو به جونش خرید و آخرشم با فداکاری که کرد زندگی پسرش و نجات داد. :(( البته توی دو تا داستان و شخصیت هاشون تفاوت زیاده ولی کلیات شون شبیه همه یه جورایی. خواستم شما رو هم توی غم و احساسم شریک کنم! :(
:d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or