کارتون های قدیمی

wilecoyote.jpg


mig...mig...
 
نوشته شده توسط kourosh:
میتونی اطلاعاتی از دختره یا خود سریال گیر بیاری؟
اسم اصلی این بازیگر jan francis هست و سریال هم اگر اشتباه نکنم یه سریال انگلیسی بود...
wunzgh.jpg

نوشته شده توسط parham_safa:
بهترین سریالی که تو عمرم دیدم .
wup2sy.jpg
wup539.jpg
wup5ix.jpg
wup7j6.jpg
wup7xk.jpg
wup8g2.jpg

از راست به چپ ببینید
----------------------------------------
عکسهای زیاد خوبی از لحاظ کیفیت نیستند ولی فکر کنم این قسمت از سریال(یعنی تیتراژ ش)یکی از بیاد ماندنی ترین لحظات این سریال بود.
این سریال در طی سالهای 1977 تا 1979 توسط شبکه bbc تولید شد و شخصیتهای سریال(حتی شخصیتهای منفی)از نظر من بسیار دوست داشتنی بودند(کسلر بعضی مواقع از این قرار داد سر باز می زد!!!)این چند شخصیت باید خوب یادتون مونده باشه:
---------------------------------------
ابتدا سرگرد هانس دیتریش(دیتریخ)راینهارد (نمی دونم ولی یادم میاد ازش خوشم میومد با اون اسم مسجعش!)
wuqagz.jpg

----------------------------------------
کسلر
wuqeck.jpg

--------------------------------------------------
آلبرت
wuqhiq.jpg

-------------------------------------
مونیکا
wuqknn.jpg

--------------------------------------------------------------
ایوت
wuqmfs.jpg

----------------------------------------------------------------
براند(ت)
wuqnfp.jpg

------------------------------------------------------------
ناتالی
wuqpgg.jpg


و بقیه که به علت حجیم نشدن پست عکسشون رو اینجا قرار نمی دم.
نوشته شده توسط namazizadeh:
راستی از خانواده دکتر ارنست و زنان کوچک عکسی دارید
از خانواده دکتر ارنست فکر کنم اول تاپیک بین عکسها بود...
wuqzo0.jpg

و این هم زنان کوچک:
wurmea.jpg
wuro0z.jpg
wurono.jpg

وای ساعت 3 رو گذشت چطور باید فردا بیدار شم برای امشب فکر کنم دیگه کافیه
 
آخرین ویرایش:
راستی یه کارتون بود ( البته نه خیلی قدیمی ) به اسم جیمبو . :cheesygri
همون هواپیما خفن که تو تیکه اولش میزد شیشه های برج مراقبت رو میشکوند . کسی در مورد این صحبت کرده ؟
کارتون بدی نبود . ;)
 
سلام
اول یکی بره پست قبلیم رو پاک کنه . فکر کردم پاکش کردم ولی نشده .
و بقیه که به علت حجیم نشدن پست عکسشون رو اینجا قرار نمی دم.
دستت شدیدا درد نکنه .
یه فرانسوی هم از وسطای سریال اومد باهاشون که جاهل خیلی ماهری بود .
از اونم عکس داری ؟
و هچنین از مادر یا خواهر ( یادم نیست دقیقا ) آلبرت که آخرش از پله ها افتاد و گردنش شکست .
39.gif

راستی یه کارتون بود ( البته نه خیلی قدیمی ) به اسم جیمبو .
همون هواپیما خفن که تو تیکه اولش میزد شیشه های برج مراقبت رو میشکوند . کسی در مورد این صحبت کرده ؟
کارتون بدی نبود .
مصطفی جون بچه ها ازش عکس گذاشتن .
اینم 3 تا عکس از 3 تا کارتون قدیمی و بیاد ماندنی :


 
آخرین ویرایش:

من که خیلی با این کارتون حال میکردم مخصوصا اون سری اولش یادمه من این کارتون رو تو فرنگ نگاه میکردم هر دفه هم که این کارتون پخش میشد مامانم برای پیتزا درست میکرد و من با این کارتون میلنباندم.:cheesygri
 
نوشته شده توسط pandora tomorrow:
من که خیلی با این کارتون حال میکردم مخصوصا اون سری اولش یادمه من این کارتون رو تو فرنگ نگاه میکردم هر دفه هم که این کارتون پخش میشد مامانم برای پیتزا درست میکرد و من با این کارتون میلنباندم.:cheesygri
ٌWOOOOOOOOOOOWWWWW

من با لاك پشتهاي نينجا زندگي كردم

باورت نميشه همين چند ماه پيش رفتم سي ديش رو خريدم نگاه كردم ، خيلي حال داد بهم
من با پيتزا خوردنشون و آهنگش خيلي حال ميكردم ،

leonardo is lead
donatello does machine
rafelo is cool but crude
michelangelo is a party dude
herose in a half shell NINJA TURTLES

:cheesygri
 
آخرین ویرایش:
نوشته شده توسط parham_safa:
یه فرانسوی هم از وسطای سریال اومد باهاشون که جاهل خیلی ماهری بود .
از اونم عکس داری ؟
و هچنین از مادر یا خواهر ( یادم نیست دقیقا ) آلبرت که آخرش از پله ها افتاد و گردنش شکست .
فکر کنم منظورت مکس هست:
x2j5hv.jpg

همچنین در سریال زنی بود که یادمه در طبقه بالای کافه و همیشه رو تختخواب در حال استراحت بود و رابطه سردی هم با آلبرت داشت و به عنوان خواهر آلبرت معرفی می شد ولی گویا این زن همسر آلبرت بود و اسمش هم آندری(آندرا)بود.
x2jf2v.jpg

----------------------------------------
فکر کنم منظورتون از گوش مروارید هم این بوده.من که فقط این خرگوش رو به عنوان گوش مروارید یادم میاد:
x2jhhd.jpg
x2jog6.jpg

---------------------------------
و آن شرلی با موهای قرمز که نمی دونم موسیقی جرج مایکل که برای تیتراز این سریال در نظر گرفته شده بود کار ایرانیها بود یا سازندگان اصلی این سریال ولی به هر حال بسیار مناسب هم بودند این موسیقی فکر کنم با من موافق باشید که بسیار زیباست.رویا پردازیهای یک دختر ساده روستایی با چیزی غیر از این موسیقی معنای واقعی خودش رو از دست می ده.
x2jx9y.jpg

دورانی به سفیدی و پاکی این لباس آنه به نطر شما قابل فراموشیه برای من که هرگز...
 
سلام
آقا دستت درد نکنه برا عکس مکس و اون یکی .
فکر کنم منظورتون از گوش مروارید هم این بوده.من که فقط این خرگوش رو به عنوان گوش مروارید یادم میاد:
درسته . منم مشخصات همین رو داده بودم دیگه .
من که خیلی با این کارتون حال میکردم مخصوصا اون سری اولش یادمه من این کارتون رو تو فرنگ نگاه میکردم هر دفه هم که این کارتون پخش میشد مامانم برای پیتزا درست میکرد و من با این کارتون میلنباندم.
یعنی گندگی الانت مال اون موقست ؟
39.gif
 
یعنی گندگی الانت مال اون موقست ؟
39.gif

شروعش اون موقع بود در راهنمایی به اوج رسید الان دارم به فنا میرسم (شوخی...))




من با لاك پشتهاي نينجا زندگي كردم

باورت نميشه همين چند ماه پيش رفتم سي ديش رو خريدم نگاه كردم ، خيلي حال داد بهم
من با پيتزا خوردنشون و آهنگش خيلي حال ميكردم ،

leonardo is lead
donatello does machine
rafelo is cool but crude
michelangelo is a party dude
herose in a half shell NINJA TURTLES

:cheesygri

74.gif
74.gif
 
مشخص است که همه از اون پیرمردهای نسل سومی هستند.
راستش من که حواس درست حسابی ندارم ولی در مورد کارتون این مورد برایم صادق نیست.
لاکپشتهای نینجا را که عاشقش بودم منتظر می شدم تا اهواز هوایش شرجی بشود بعدش می افتادم به جون تلویزیون و پروژه ی کانال یابی ! کویتی ها برداشته بودند دوبله اش کرده بودند به زبون خودشون یارو که جای استاده حرف میزد می گفت إنا قائد ... خلاصه خیلی حال می داد.
کارتونهای هزار قسمتی تام و جری ، پلنگ صورتی ، کایوت و رودرانر ، ماموریتهای بی سابقه ، بلیک و مورتیمر ، مگ مگ و دوستان ، آزمایشگاه دکستر ، آستریکس و اوبلیکس ، بی خانمان ها ، ماجراهای سندباد ، زنان کوچک ، جیمبو ، آلن لیون ، جک کارمر ، فوتبالیست ها و مبارزان جنگل و چند صدتای دیگر که یادم نیست عشقم بودند.
برای زنده شدن خاطرات خلاصه ای از موضوعشون را می نویسم :
تام و جری : ماجراها و دعواهای فراموش نشدنی موش و گربه
پلنگ صورتی : موجودی که سعی داشت مثل انسانهای عادی زندگی کند ولی یا طبیعت باهاش سازگار نبود یا کلوزو !
کایوت و رودرانر : تقابل گرگ احمقی به نام کایوت با شترمرغ ( یا بوقلمون ) تندرو
ماموریتهای ناممکن : ماجراهای یک نفر ماجراجو و دستیار ترسویش
بلیک و مورتیمر : ماجراهای باور نکردنی پروفسور مورتیمر و سربازرس بلیک پلیس اسکاتلندیارد با شخصیت منفی که اسمش یادم نیست ولی یادمه همیشه یک چشمی روی یکی از چشمانش بود.به شخصه از قسمتی که در مورد جزیره ی ایسترآیلند بود خیلی خوشم اومد.
مگ مگ و دوستان : ماجراهای چند اردک به رییسی مگ مگ با مار بدطینت فس فس و اون دستیار احمقش که همیشه یک بستنی دستش بود.
آزمایشگاه دکستر : اتفاقاتی که برای پسری نابغه به نام دکستر و آزمایشگاه مرموزش و اختراعاتش به وقوع می پیوست.البته یک خواهر لنگ دراز به نام دیدی هم داشت که هی فنگ می انداخت.
آستریکس و اوبلیکس : این دو قهرمان دهکده ای از وایکینگ ها بودند که در برابر تهاجم تزار روم به دهکده ی خود با یاری جادوگر دفاع می کردند.آستریکس لاغر و قدکوتاه و ریز اندام و اوبلیکس به اندازه ی دو بشکه بود ! چند وقت پیش هم فیلمش را دوبله کرده بودند به زبون لری خالص ! خیلی حال می داد.
بقیه اش بمونه برای بعد ...
 
شخصیت منفی که اسمش یادم نیست ولی یادمه همیشه یک چشمی روی یکی از چشمانش بود.
اسمش الریک بود
من از اون قسمت نمیدونم چی زرد...نشان زرد....علامت زرد...خوشم میومد.
اون یارو ایستر آیلند هم باحال بود.
در برابر تهاجم تزار روم
اون سزار بود نه تزار!!!تزار مال روسیه است و سزار مال روم.
دوبله کرده بودند به زبون لری خالص
دره باز کننین.....این از خودمانه!!!!خیلی از این تیکه اش خوشم میومد.
قسمت آستریکس و کلئوپاترا هم ساخته شده.کسی نداره بده ما نگاه کنیم؟
باتشکر.....
 
نوشته شده توسط SUPERMHR:
اسمش الریک بود
من از اون قسمت نمیدونم چی زرد...نشان زرد....علامت زرد...خوشم میومد.
اون یارو ایستر آیلند هم باحال بود
آفرین درست گفتی .... اُلریک ....
اون قسمت هم یادم نبود اسمش وگرنه می گفتم که چقدر ازش خوشم میومد.
فکر کنم اسمش همون نشان زرد بود ولی تا اونجا که یادمه اُلریک داخل اون قسمت توسط یک پروفسور وقتی که در بیابان های مصر مثل دیوانه ها شده بود پیدا شد و با کارهایی که پروفسور با دستگاه شستشوی مغز رویش انجام داد تبدیل به اون کسی شده بود که نشان زرد که نمی دونم یک آلفا یا اُمگا علامتش بود را در جاهایی که بود باقی می گذاشت.جالبه که حالا اسم اون پروفسوره یادم نیست ! :cheesygri اما من وقتی که داخل پایان قسمت قبل از این قسمتش اُلریک مثل دیوانه ها شده بود ناراحت شدم و گفتم حالا ماجراهاشون نقش منفی ندارد.ولی خدا را شکر دوباره خوب شد.
الآن یادم میاد که از سه قسمتی که مربوط به سفر آنها با ماشین زمان و سفر مورتیمر به ژاپن برای دیدن دوستش که یه پروفسور ژاپنی بود و پروژه ی شمشیرماهی خیلی خوشم میومد


اون سزار بود نه تزار!!!تزار مال روسیه است و سزار مال روم.

چند ثانیه قبل از نوشتن تزار فکر کردم که سزار بود یا تزار یا نرون ؟! :) وقتی مخم راه نداد دیگه ده بیست سی چهل ... کردم و تزار دراومد.:cheesygri
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or