همه چیز در مورد سریال Lost

بهترین شخصیت سریال LOST از نظر شما؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    430
دوستان خوبید بنده دوتا سوال داشتم اگه کسی میدونه منم سیزن 4 رو تموم کردم ولی این لاست کلا تا چند سیزن قرار بخش بشه ؟
سیزن 5 کی میاد؟
کسی سریال دیگه رو سراغ داره که بیشتر از 4 - 5 سال بخش شده باشه ؟یا این اولیشه
ممنون
 
خوب ببین oceanic 6 رو دقت کن ، یعنی 6 نفر از جزیره در اومدن.

/:)
اونجایی که جک با کیت داره حرف میزنه حداقل 3 سال بعد از خروجشون از جزیرس (این موضوع توی اپیزود 13 مشخص میشه). و هیچ مدرکی وجود نداره که ثابت کنه بعد از گذشت 3 سال Sawyer هنوز توی جزیرس

البته من اصراری ندارم که بگم منظور کیت Sawyer بوده ولی همچین با قطعیت هم نمیشه گفت که منظورش آرون بوده
ولی این لاست کلا تا چند سیزن قرار بخش بشه ؟
سیزن 5 کی میاد؟

قراره سیزن 5 و 6 هم پخش بشه. جایی ندیدم که گفته باشه کی سیزن 5 رو شروع می‌کنن ولی معمولا بین هر سیزن چند ماه فاصلس
 
سیزن 5 کی میاد؟
قراره سیزن 5 و 6 هم پخش بشه. جایی ندیدم که گفته باشه کی سیزن 5 رو شروع می‌کنن ولی معمولا بین هر سیزن چند ماه فاصلس

ژانويه 2009
46.gif
 
13-14 دیدم . نمیدونم جه جوری تا 6 ماه دیگه صبر کنم:wallbash: ( باید برم معتاد شم :biggrin1:) اینقدر سوال تو ذهنم که نمیدونم چیکار
Behzad (if Seen EP13-14)
بهزاد جان اون آرونه مطمآ چون بعد که کیت سوار ماشین میشه میره یهو وامیسته برمیگیرده بعد تو صحبتشون معلومه چون میگه هنوز باهیم بعد یه فلش فوروارد دیگه کیت خوابه کلیر میبینه فقط خودش ارون اونجان

مهمترین سوال ؟
:biggrin1:Who is Richard
 
خو اينم ليست Station ها :


70px-TheSwan.png


The Swan :
همون ايستگاه اولی که پيدا شد که توش انرژی Electromagnetic جمع ميشد و بايد هر 108 دقيقه تخليه ميشد.
_____________________

70px-ThePearl.png


The Pearl :
ايستگاهی که زير زمين بود و چند تلوزيون توش بود از ايستگاه های ديگه.
_____________________

70px-TheOrchid.png


The Orchid :
ايستگاه مربوط به سفر در زمان و اينا.
_____________________

70px-TheFlame.png


The Flame :
ايستگاه مخابراتی که ميخاييل توش کار ميکرد.
_____________________

70px-TheLookingGlass.png


The Looking Glass :
ايستگاه زير آب که روی جزيره پارازيت ميداد برای جلوگيری از رد و بدل شدن پيغام.
_____________________

70px-TheArrow.png


The Arrow :
ايستگاهی که هدف اصليش هنوز مشخص نيست که توی سيزن 2 نشون داده شد و مردمی که از Tail-Section نجات پيدا کرده بودن ،توش بودن.
_____________________

70px-TheTempest.png


The Tempest :
ايستگاه مربوط به گاز های بيو شيميايی که برق ايستگاه های ديگه رو هم تامين ميکنه.برای اين به کار ميره که از آزاد شدن گاز های سمی تو جزيره جلوگيری کنه.همونی که Daniel و Charlotte بهش رفتن.
_____________________

70px-TheHydra.png


The Hydra :
ايستگاهی که روی جزيره ی ديگه ايه و يه مدت Jack و دوستان توش زندانی بودن.
_____________________

70px-TheStaff.png


The Staff :
ايستگاه پزشکی که Sun هم برای سونوگرافی بهش رفت.

ممکنه 2 تا ايستگاه ديگه هم وجود داشته باشه به نام های C3 و C4 که هدفشون هنوز معلوم نيست.
دهکده هم به The Barracks معروفه.
 
خب بالاخره منم اپیزود 13 رو دیدم.
بازم این نویسنده های نامرد جون به لبمون کردن با این اپیزود :
اول از همه اینکه امیدوارم John Locke دوباره برگرده. اگه توی سیزنهای بعدی نباشه , نصف جذابیت سریال برای من از بین میره. از اولین قسمت باهاش حال میکردم و حالا یهو مُرد. این همه آدم دیگه میتونستن بمیرن چرا جان لاک ؟
البته از یه نظر خوشحالم. آخرین تیکه این اپیزود با این جمله تموم شد : ما باید اون رو هم با خودمون ببریم ( جان لاک رو ) از اونجایی که یه جسد کار خاصی نمیتونه براشون انجام بده , حتمآ یه دلیلی داره که جان رو میخوان با خودشون ببرن جزیره. توی این جزیره هم که چیز عجیب غریب کم نیست. شاید جان دوباره زنده شد !
-----------------------------------
جین که از قبل معلوم بود میمیره , با این حال بعد از مرگش خیلی ناراحت شدم. بیچاره چند ثانیه تا هلی کوپتر فاصله داشت.
-----------------------------------
این بابای جک که کلآ عجیب غریبه و معلوم نیست چیکاره هست , توی این قسمت دیگه ... !
نمیتونه روح باشه و واقعی نباشه چون بعد از جک و جان لاک و کلیر و ... , مایکل هم دیدش. ولی از اون طرف مایکل جایی دیدش که 1% هم احتمال زنده موندنش بعد از اون انفجار نمیره , در حالی که در آینده دوباره میبینیمش !! ما که نفهمیدیم چی شد !

در مورد Sawyer و Kate :
والا من الآن یه ذره موقعیتهای زمانی رو قاطی کردم ! اونجا که جک قاطی کرده بود و یه من ریش داشت و ... , کیت بهش گفت باید برگرده خونه به خاطر یه نفر که منتظره. یه جای دیگه که قبل از اونجا بود توی اپیزود 10 فکر کنم , متوجه میشیم که کیت با سایر تلفنی صحبت میکنه و باید یه کاری براش انجام بده. از اونجایی هم که آخر این اپیزود , بن به جک میگه باید برگردین به جزیره و جک هم تک تک اونایی که باید برگردن رو نام میبره به جز سایر , احتمالآ اونی که منتظر کیت هست Auron هست نه Sawyer .
 
اون آنتنه که پیامه روسو رو 16 سال داشت پخش میکرد چی ؟

بعيد ميدونم جز Station ها باشه، اينم برای اين ميگم که هنوز 2 جای خالی وجود داره.:biggrin1:

برای خالی نبودن عريضه اين عکس ها رو هم ببينيد.

Jacob :
250px-3x20_Jacob_portrait.jpg


180px-3x20eye.png


150px-Jacob%27s_Eye.png


فکر کنم بدونيد اين عکس از کجا گرفته شده ;):

180px-Lost-307.jpg

ويرايش

به قول فرهنگ فلش‌بکهای آینده :biggrin1:

من به گور بابا ی جک خنديدم اگه همچين چيزی گفته باشم!:biggrin1:
 
آخرین ویرایش:
در مورد Sawyer و Kate :
والا من الآن یه ذره موقعیتهای زمانی رو قاطی کردم ! اونجا که جک قاطی کرده بود و یه من ریش داشت و ... , کیت بهش گفت باید برگرده خونه به خاطر یه نفر که منتظره. یه جای دیگه که قبل از اونجا بود توی اپیزود 10 فکر کنم , متوجه میشیم که کیت با سایر تلفنی صحبت میکنه و باید یه کاری براش انجام بده. از اونجایی هم که آخر این اپیزود , بن به جک میگه باید برگردین به جزیره و جک هم تک تک اونایی که باید برگردن رو نام میبره به جز سایر , احتمالآ اونی که منتظر کیت هست Auron هست نه Sawyer .

آريا فكر كنم زمان فلش فوروادر ها باهم تفاوت زيادي داره تو ep 10 وقتي داره با تلفت صحبت ميكنه (كيت) فكر كنم بعد از ديدار بن با جك كه ميگه بايد برگردين به جزيره .
 
EA-Games

آريا فكر كنم زمان فلش فوروادر ها باهم تفاوت زيادي داره تو ep 10 وقتي داره با تلفت صحبت ميكنه (كيت) فكر كنم بعد از ديدار بن با جك كه ميگه بايد برگردين به جزيره .

نه اونجا قبلشه. اونجایی که جک ریش داره چند بار میگه که کیت دیگه اصلا با من حرف نمیزنه. کیت هم بهش گفته بود که انقدر به من زنگ نزن. پس رابطشون بهم خورده. در نتیجه بعد از بهم خوردن رابطه جک نمیتونه انقدر راحت کلید بندازه و بیاد توی خونه‌ی کیت

آریا

والا من الآن یه ذره موقعیتهای زمانی رو قاطی کردم ! اونجا که جک قاطی کرده بود و یه من ریش داشت و ... , کیت بهش گفت باید برگرده خونه به خاطر یه نفر که منتظره. یه جای دیگه که قبل از اونجا بود توی اپیزود 10 فکر کنم , متوجه میشیم که کیت با سایر تلفنی صحبت میکنه و باید یه کاری براش انجام بده. از اونجایی هم که آخر این اپیزود , بن به جک میگه باید برگردین به جزیره و جک هم تک تک اونایی که باید برگردن رو نام میبره به جز سایر , احتمالآ اونی که منتظر کیت هست Auron هست نه Sawyer .

اونجا معلوم نیست که کیت تلفنی داره با کی صحبت میکنه. شاید Sawyer‌ نباشه. اگه یادتون باشه اونجایی که Sawyer از هلیکوپتر پرید پائین در گوش کیت یه چیزی گفت. احتمالا همون کاریو گفته که کیت الان به جک گفت دارم برای Sawyer انجام میدم. اون آدم پشت خط هم ممکنه هرکسی باشه که کیت به واسطش میخواد اون کارو برای Sawyer‌انجام بده.

اول از همه اینکه امیدوارم John Locke دوباره برگرده. اگه توی سیزنهای بعدی نباشه , نصف جذابیت سریال برای من از بین میره. از اولین قسمت باهاش حال میکردم و حالا یهو مُرد. این همه آدم دیگه میتونستن بمیرن چرا جان لاک ؟
البته از یه نظر خوشحالم. آخرین تیکه این اپیزود با این جمله تموم شد : ما باید اون رو هم با خودمون ببریم ( جان لاک رو ) از اونجایی که یه جسد کار خاصی نمیتونه براشون انجام بده , حتمآ یه دلیلی داره که جان رو میخوان با خودشون ببرن جزیره. توی این جزیره هم که چیز عجیب غریب کم نیست. شاید جان دوباره زنده شد !
-----------------------------------
جین که از قبل معلوم بود میمیره , با این حال بعد از مرگش خیلی ناراحت شدم. بیچاره چند ثانیه تا هلی کوپتر فاصله داشت.
-----------------------------------
این بابای جک که کلآ عجیب غریبه و معلوم نیست چیکاره هست , توی این قسمت دیگه ... !
نمیتونه روح باشه و واقعی نباشه چون بعد از جک و جان لاک و کلیر و ... , مایکل هم دیدش. ولی از اون طرف مایکل جایی دیدش که 1% هم احتمال زنده موندنش بعد از اون انفجار نمیره , در حالی که در آینده دوباره میبینیمش !! ما که نفهمیدیم چی شد !
جین که ظاهرا نمرده چون توی فلش فورواردها (به قول فرهنگ فلش‌بکهای آینده :دی) نشونش میده که میره عروسک پاندا میخره. خیلی بعیده که اونا فلش‌بک باشن و احتمالا فوروارد هستن. حالا مثلا توی سیزن 5 انفجار و از 1 زاویه دیگه نشون میده جین از گوشه‌ی کشتی پریده پائین :دی

در مورد جان لاک هم احتمالا با برگشتن به جزیره دوباره زنده بشه. یا حداقل نیمه زنده بشه یعنی یه آدمای خاصی بتونن ببیننش. مثل بابای جک دیگه. جسد بابای جک هم توی هواپیما بود دیگه؟ یعنی اون تابوته که جک زد داغونش کرد باباش توش بود دیگه؟ اگه باباش توش بوده باشه با توجه به چیزایی که در قسمتهای بعدی از بابای جک نشون داد (چند نفر تونستن ببیننش) احتمالا جان لاک هم همین وضعیت براش پیش میاد و یه جورایی زنده میشه

در ضمن این روابط آدما توی سریال هم دیگه یه مقدار زیادی داره تخیلی میشه. همه یه جوری بهم ربط دارن
(اینو هرکی تا آخر سیزن 4 ندیده نخونه

کلیر و جک که خواهر برادر در اومدن. Sawyer و اون دختر پلیسه قبل از اومدن به جزیره مدتی رو با بابای جک گذروندن. بابای جان لاک همونیه که مامان بابای Sawyer‌ رو کشته. اونجا که توی فلش‌بک نشون میده که چارلی میره توی یه کوچه و یه دختره رو نجات میده دختره همون نادیاس. اون یارو که قبل از اومدن دزموند توی جزیره بود و کلید رو فشار میداد همون یارو آمریکائیس که تو جنگ عراق بود و سعید رو مجبور کرد رئیسش رو شکنجه کنه. اون کسی که قایق رو داد به دزموند و گفت ماله شوهرمه همون Libby بود که توی جزیره هم بود و البته همین Libby قبلا توی آسایشگاه با Hugo بوده. اون زنه که Sawyer میخواست پولاشو بپیچونه همون کسیه که به کیت کمک میکنه تا بتونه با مادرش صحبت کنه و ...
احتمالا کلی دیگه از اینجور روابط هم توی سریال وجود داشته باشه.
 
یه مطلب خیلی جالب در مورد اسرار جزیره که اگه تا آخر سیزن 4 رو دیده باشین میتونین بخونین. یه سری چیزها توی این مطلب هست که ممکنه سریال رو لو بده ولی چون نویسنده مطلب یه آدم معمولیه لزومآ نباید درست نوشته باشه. من که خیلی خوشم اومد از نوشته هاش :
1800 سالى است كه كشتى «بلک راک» به جزيره مى‌خورد. همان كشتى كه جک و كيت و جان و هرلى به رهبرى دانيل داخل‌اش مى‌روند تا ديناميت بياورند. «بلک راک» یک كشتى حمل برده بوده كه مقادير زيادى نيز فلزات كانى با خود حمل مى‌كرده است، فلزاتى كه به شدت به جريان‌هاى مغناطیسى حساس بوده‌اند. جزيره نبز داراى همان جريان مغناطیسى قوى‌اى است كه در آخرين قسمت فصل دوم ديديم، اين جريانها كشتى را به سوى خود كشيدند و منجر به تصادف كشتى با جزيره شدند، كشتى كه جریان شديدى از نيروهاى مغناطيسى را متحمل مى‌شده، در حين برخوردش با جزيره، حفره‌اى در آن حباب نامرئى كه جزيره را احاطه كرده بود، ايجاد مى‌كند با مختصات «5 2 3». همان مختصاتى كه خانم دانیل و همراهان‌اش را به جزيره مى‌رساند و مى‌بينيم آقاى «دانيل فاراداى» در فصل چهارم آن را نوشته بر كاغذ به خلبان هلى‌كوپتر مى دهد و به او تأكيد مى كند كه تنها از این مختصات وارد و خارج شود. بعد از تصادف رهبران «بلک راک» از آن پیاده مى‌شوند، يکی از آنها «آلوار هانسو» نام دارد و شروع به تحقيق روی نيروهاى مغناطيسى جزيره مى‌كنند. نوادگان هانسو اوايل قرن بيستم (1900) دارماى ابتدايى را بنيان‌گذارى مى‌كنن1960: دارماى اوليه كار خود را با هدف بهتر كردن نژاد بشر آغاز مى كند (فيلم‌هايى كه در سريال مى بينيم.)، تحقيقى كوچک و ابتدايى كه بعدتر به پروژه‌اى عظيم و عجيب براى بررسى «سرنوشت» بدل مى‌شود. در طول اين تحقيقات و با كمک نيروهاى مغناطيسى جزيره موفق مى‌شوند زمان و مكان را در اختيار خود بگيرند و به اين ترتيب در سال 1960 ماشين زمان درست مى‌كنند. از سال 1961 اين ماشين قابل استفاده مى‌شود، اما كسى كه داخل آن برود تنها مى‌تواند یک سال عقب برود یعنى زمان راه‌اندازى ماشين. و هرگاه كسى در زمان عقب برود ديگر نمى‌تواند جلو بيايد، در واقع به زمان زنجیر مى‌شود و بايد آن را دوباره زندگى كند و اگر كسى بيمارى‌اى داشته باشد مثلا درسال 1965، وقتى با ماشين زمان به 1960 باز مى‌گردد ديگر آن بيمارى را ندارد. مؤسسه دارما ابتدا براى آزمايش این ماشين از حيوانات استفاده كرد، حيواناتى نظير «خرس قطبى»، كه با محيط استوایى جزيره غریبه باشند، آنها را در زمان به عقب فرستاد و عادت‌هاى آنها را تغيير داد تا ببیند آن‌ها مى‌توانند «زنده بمانند.» آنها درست از همان سیستمى استفاده مى‌كردند كه «دانيل فارادى» در سال 1996 با یک موش آن را انجام مى‌داد (فصل 4). خرس‌های قطبى توانستند خود را با محیط منطبق كنند و به اين ترتیب توانستند زنده بمانند. ساخت و راه‌اندازى ماشين زمان به خاطر قدرتى كه داشت سرى باقى ماند و حتى بسيارى از محققان خود مؤسسه دارما نیز از وجود آن بى اطلاع بودند. بعد از خرس‌هاى قطبى نوبت انسان‌ها بود كه وارد ماشین زمان شوند. دارما مشتاق بود بداند آيا انسان‌ها مى‌توانند آينده‌ای را که پیش از این برایشان نوشته شده، تغيير بدهند. اما این تجربه منتج به شكست شد و آينده افرادى كه سوار ماشین مى‌شدند، تغيیرى نكرد.
گزينه بعدى درمان بيمارى بود، شرکت دارما مشتاق بود، ببيند كه مى تواند بیمارى‌ها را درمان کند؟ از این رو ويروسى بین مردان خودش كه در جزيره بودند، پخش كرد و بعد ادعا كرد كه درمان آن را يافته و گروهى حاضر شدند براى درمان بيمارى به مرهم دارما پناه ببرند و سوار ماشین زمان شدند، بى آنكه بدانند ماشين زمان چيست. آنها به گذشته رفتند و درمان شدند، اما كمى بعد توسط «دود سياه» يا همان «هيولا» كشته شدند، چرا كه هيولا یک «Physical means» است، یک واسطه فیزيكى كه زمان به واسطه آن خود را تصحیح مى‌كند. به این معنا كه اگر قرار باشد فرد در آینده بميرد، نمى‌تواند از این سرنوشت فرار كند. دارمايى‌ها براى نخستين بار با این «دود سیاه» مواجه مى‌شدند، از ماشين زمان ترسيدند و آن عده از بازماندگان از ماشین زمان كه اساسا نيز ويروس را نگرفته بودند، از دارما جدا شدند و دار و دسته كوچکى راه انداختند و دارمايى‌ها نام «دیگران/دشمن» را بر آنها گذاردند. جيكوب و ريچارد جزو این دسته بودند.
1985-1970: مادر بن استخدام دارما شده و به جزيره مى‌آيد. او نيز بعد ازچندين سال كار كردن بر ماشین زمان، تسلیم توانايى‌هاى ماشین مى‌شود. او با ريچارد، رهبر دیگران ملاقات می‌کند. ریچارد او را از مقاصد دارما مطلع می‌کند . مادر بن به مرور از دارما متنفر می‌شود، سوار ماشین زمان می شود و پانزده سال به عقب می‌رود، یعنی زمانی که هنوز به جزیره نیامده است، به سال 1970 و به اورگون. او با راجر ملاقات می‌کند، با او ازدواج می‌کند و حامله می‌شود، اما مشکلی وجود دارد او در سال 1985 بچه ندارد، زمان بن را جایگزین مادرش می‌کند، بن تجسد مادرش است و همان کینه و میل به انتقام مادرش را در خود دارد. اندکی بعد از مرگ مادر بن، هوراس از راجر و پسرش می‌خواهد به جزیره بروند، در واقع هوراس با دارما در ارتباط است و موظف بوده مادر بن را تحت نظر داشته باشد و بعد از مرگ مادر بن توجه دارما به پسرش جلپ می‌شود و به جزیره رفتن آنها تنها به خاطر بن و اهمیت اوست، از این رو است که راجر بیچاره تنها یک کارمند ساده می‌شود.بعد از مدتی بن مادر خود را در جزیره می‌بیند و صدایش را می‌شنود، این به خاطر این است که مادر بن در سال 1985 زنده بوده است، پس اگر به خاطر سفر به گذشته تحت هر شرایطی بمیرد، حقیقتا نمرده و «نیم مرده» محسوب می‌شود. بن پس از مادرش با ریچادر برخورد می‌کند، که درست در همان سن و سالی است که در سال 2004، ریچارد در زمان سفر می‌کند تا تنها بن را مجاب کند که دارما را نابود کند. چرا که ریچارد مادر بن را می‌شناخته و از ماجرا آگاه است. بن به همراه ریچارد که در سال 81 دیده تا سال 2007 پیش می‌آید و 37 ساله می‌شود و تصمیم به براندازی دارما می‌گیرد، به سال 1967 برمی‌گردند، تا دارما را نابود کنند و این اتفاق نیز می‌افتد. بن خیالش راحت است که تا 207 زنده می‌ماند و به همین خاطر در هشت قسمت فصل چهار از هیچ چیز نمی‌ترسد. بن تا سال 2007 زندگی کرده و در این مدت نه از اوشنیک 815 خبری بوده و نه از سرطانش.
1996: بن می‌داند که عوامل دارما در همه جای جهان هستند از جمله پدر پنی، به این ترتیب تصمیم می‌گیرد که جزیره را برای همیشه مصون نگه دارد، پس با کمک جیکوب و ریچارد جزیره را در یک لوپ زمانی قرار می‌دهد و به این ترتیب جزیره همواره سال 1996 را تجربه می‌کند. بن و ریچارد ماشین زمان را از دهلیز ارو به دهلیز سوان منتقل می‌کنند و میخائیل با ذهن مهندسانه اش ماشین را با قدرت مغناطیسی جزیره که هر 108 دقیقه باید تخلیه شود، منطبق می‌کند و به این ترتیب جزیره مدام در سال 1996 می‌ماند، جهان پیش می‌رودو جزیره تکرار می‌کند و تنها راه دستیابی به جزیره همان مختصات «5 2 3» است. جایی بن به ریچارد می‌گوید: «یادته زمانی که تولدها را جشن می‌گرفتیم.» پس اگر همواره 1996 باشد دیگر لزومی بر گرفتن جشن تولد نیست.
با ثابت ماندن زمان «سرنوشت» دیگر کاری از پیش نمی‌برد. زمان حامله می‌میرند و در واقع رحم‌های بسیار سالخورده آنها در اثر ماشین زمان، سفر در آن و تکرار یک سال توانایی خود را از دست داده‌اند، جیکوب نیز زمانی که می‌خواسته جزیره را در حلقه زمانی قرار دهند مرده، اما حیات جیکوب تا سال 2007 این امکان را به او می دهد، تا روحش همچنان در ارتباط با ریچارد و بن بماند. در سال 2004، اوشنیک در جزیره سقوط می‌کند و مسافران بی‌انکه بدانند به سال 1996 برمی‌گردند، به این ترتیب پدر جک زنده است، لاک دیگر معلول نیست و رز نیز سرطان ندارد.


- آزمایش دانیل فارادی با توپ در ابتدای فصل چهارم، اثبات اختلاف زمان جزیره و خارج آن است.
- بعد از انفجار دهلیز سوان، جزیره شروع به پیش آمدن در زمان می‌کند.
- قواعد ماشین زمان تابع قواعد فیزیکی نیست و تابع قواعد سرنوشت است. سرنوشت از هر راه ممکنی استفاده می‌کند تا نگذارد شما کاری کنید که آینده را عمیقا تغییر دهید.
-اگر فرزندی نداشته باشید، نمی‌توانید به عقب بروید و فرزندی به دنیا بیاورید. سرنوشت اجازه نمی‌دهد که حیات جدیدی وارد زندگی شود، مگر آنکه کودک یا مادر را جایگزین کس دیگری کند.
- در سفر به گذشته، تنها می توان چیزهایی را تغییر داد که تأثیری بر سرنوشت نداشته باشند، چیزهایی غیرعملی است که بر باورها تأثیر بگذارند، نه بر فعالیت‌های روزمره
منبع : alirezaseddighi.blogfa.com

بهزاد در مورد Jin :
جین که ظاهرا نمرده چون توی فلش فورواردها (به قول فرهنگ فلش‌بکهای آینده :biggrin1:) نشونش میده که میره عروسک پاندا میخره. خیلی بعیده که اونا فلش‌بک باشن و احتمالا فوروارد هستن. حالا مثلا توی سیزن 5 انفجار و از 1 زاویه دیگه نشون میده جین از گوشه‌ی کشتی پریده پائین :biggrin1:
من الآن هرچی گشتم اون اپیزود Ji Yeon رو پیدا نکردم ! ولی تا جایی که یادمه توی اون اپیزوده که میره پاندا میخره , آخرش سان و هرلی میرفتن سر قبرش. احتمالآ تا آخرین لحظه اون اپیزود این فلش بک رو گذاشتن که فکر کنیم جین میخواد پاندا رو برای بچه خودش بخره ولی آخرش میفهمیم برای خودش نبوده. از یه طرف دیگه هم سان میره پیش باباش میگه جین به خاطر تو و یکی دیگه مرد. کلآ فکر نکنم دیگه بیادش , شایدم زنده مونده باشه و سان و بقیه هنوز نمیدونن که براش تابوت و قبر و ... خریدن !! ولی احتمالش کمه.

صفحه قبل :
سپهر :
جاکوبی اصلا وجود نداره
جیکوب وجودش توی یکی از سخنرانی های نویسنده های LOST تآیید شده و عکسش رو هم فرهنگ گذاشت. اونجایی که هرلی میرسه به کلبه , یه لحظه بابای جک رو میبینیم که روی صندلی نشسته و بعدش یه دفعه یه چشم میاد جلوی پنجره که اون چشم جیکوب هست.

دزموند دیگه نمیاد؟؟؟؟
100% دوباره میاد و احتمالآ در موقعیت دراماتیکی (!) هم میاد. بابای زن دزموند ( ویدمور ) مسوول مرگ دختر بن بوده و از همون جزیره تا فلش فورواردها میبینیم که بن به خاطر مرگ دخترش خیلی ناراحته و میخواد حتمآ انتقام بگیره. توی یکی از اپیزودها هم میره پیش ویدمور میگه دخترت رو میکشم ( یا یه همچین چیزی ) و پنه لوپه ویدمور هم که زنه دزموند هست و برای همین باید اون قسمتی که بن برای انتقام میره جالب باشه.
 
آخرین ویرایش:
ایول آریا باحال بود!

ولی من هرچی فکر می‌کنم نمیدونم اینا چجوری تونستن زندگینامه‌ی همه‌ی این آدما رو بدست بیارن. خصوصا در مورد Sawyer. توی یکی از سکانس‌ها که جولیت میره برای کلیر دارو بیاره و سعید و Sawyer دنبالش میرن، جولیت به Sawyer میگه درست یک شب قبل از اینکه سوار هواپیما بشی یه نفرو با تیر زدی. اینو فقط خود Sawyer میدونه و اون کسی که تیر خورد و احتمالا مرد. حالا اینا از کجا همچین چیزیو تونستن بفهمن؟
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or