در da : i هم مثل اکثر بازی های نقش افرینی انتخاب کردن background وجود داره که تاثیر به سزایی هم در روند بازی دارن ، درسته که توی da : i هر background ، بخش prologue مربوط به خودشو نداره ، اما لزومی هم نداره که داشته باشه .
پروتاگونیست da : o در مقایسه با پروتاگونیست da : i بیشتر شبیه به یک ماشین پذیرش و اتمام quest میمونه تا یک فرد . این که پروتاگونیست بازی انگار از وسط نا کجا اباد اومده بیشتر به نظر من یک ضعفه تا نقطه ی قوت . پروتاگونیست بازی da : o یکی از تعداد زیادی grey warden موجود در دنیای بازیه ، این موضوع این سوال رو برای مخاطب به وجود میاره " که چرا از بین این همه فرد ، من باید این کار رو انجام بدم ؟ از بین این همه فرد ، چرا من باید به blight پایان بدم ؟ و ... " ، در واقع میشه گفت که پروتاگونیست da : o انگیزه ی انجام دادن ماموریتی رو که داستان بازی براش در نظر گرفته رو نداره ، اما توی da : i بازی وضعیت متفاوته ، پروتاگونیست بازی کسیه که بقیه herald of andraste میدوننش و همین انگیزه ی کافی رو برای انجام دادن ماموریتش فراهم میکنه .
در مورد شخصیت منفی یا انتاگونیست بازی با شما موافقم ، گزینه های بهتری وجود داشتن . ولی باز همین انتاگونیست هم از انتاگونیست های دو شماره ی قبلی بهتره .
در مورد پتانسیل بالای lore بازی هم با شما موافقم ، مسلما اگه به مسائلی مثل golden city / black city و old gods و سقوط arlathan و ... بیشتر پرداخته میشد ، من هم لذت بیشتری میبردم ، اما خط اصلی داستانی da : i در مورد شکل گیری و رشد inquisition هست و بسیار خوب هم به این مورد پرداخته میشه .
از حرف های شما میشه این طور برداشت کرد که داستان این بازی براتون ناامید کننده بوده ، پس میتونید به جای کلمه ی " فاجعه " از کلمه ی " ناامید کننده " استفاده کنید . وقتی کسی میگه داستان da : i فاجعه بود ، نشانگر اینه که یا درک درستی از داستان و داستان پردازی نداره و یا قصدش تروله و یا توی انتخاب کلماتش دچار اشتباه شده !