هه هه هه هه..........:laughing::laughing::laughing:شرمنده کردیم شاویو رو با نظراتمون!![]()
باشه باشه// ردیفش می کنم:biggrin1:اگه بتونید داستان شخصیت ها برای تیکن 6 رو ترجمه کنید خیلی ممنون میشم....اونوقت میشیم 3 نفر!!!!!:cheesygri
---------------------------------------
Thanks:cheesygriباشه باشه// ردیفش می کنم:biggrin1:
Thanks:cheesygri
-----------------------
به نظرتون جین و هوارانگ یه روزی با هم دوست میشن؟؟؟ (چه سوال مسخره ای![]()
اینو حامد جان زحمتشو کشید....خودم دنبالش بودم.رژین جان این تمام اطلاعات در مورد انجل بود دو خط بیشتر نبود ....(حالا من نفهمیدم شما میخوای من ترجمه کنم یا نه!!!!)
اول تلفظ اسم کوشمیتسو رو به کنیمیتسو اصلاح کنید(البته به حال خودش فرقی نداره!!1)
کوشیمیتسو .... شیطان گربه ای( داری ترجمه رو!!!!) یکی از اعضای مهم گروه Manji که گروهی متشکل از نینجاهای راهزن بود که توسط یو شیمیتسو رهبری میشدند....
کنیمیتسو برای اینکه گمنام باقی بماند هویت اصلی خودش رو پنهان کرد .مهارت اصلیش در استفاده از خنجر بود که در مدرسه نینجاها آموخته بود.... چند ماهی با گروه بود تا اینکه عده ای از نینجاها خواستار برکناری او شدند ........کنیمیتسو که به بن بست رسیده بود از گروه جدا شد و به تمرین و ریاضت پرداخت....
به نیت دزدیدن یک نشان باستانی متلق به سرخپوستان از دختر شجاعی به نام میشل چانگ وارد نخستین تورنمنت شد و پس از این کار از ترس انتقام میشل تورنمنت را ترک کرد.
مدتی بعد پدربزرگش که یک شمشیر ساز معروف بود موضوع مهمی را به او گفت: یک شمشیربا ارزش بسیار وجود داره که میتونه دشمن رو ازنظر جسمی وروحی نابود کنه و این شمشیر در دستان یو شیمیتسو رهبر گروه قرار داره ...پدر بزرگ از کنیمیتسو خواست تا شمشیر رو برای
اون بیاره تا مدت باقی مانده از عمرش رو صرف ساختن یک کپی از ش بکنه .....کنیمیتسو وارد تورنمنت دوم شد ولی در مبارزه با یو شیمیتسو شکست خورد (در مورد کشته شدنش شک و تردید وجود داره چون اوگر ogre بسیاری از حرکات کنیمیتسو رو بکار میبره پس بعد از تورنمنت توسط اوگر مورد حمله قرار میگیره)
ارتباط یوشیمیتسو و کنیمیتسو مبهمه... معلوم نیست که رقیب همند یا عاشق هم ...شاید هم خواهر و برادرند....به هر حال چشم دیدن هم را نداشتند
ظاهرا داستان کنیمیتسو اینجا تمام میشه
یه نکته البته در مورد کینگ :
کینگ در اوئل تورنمنت سوم توسط اوگر کشته میشه!!!!
بعد اینکه آیا کسی اینو بازی کردهhttp://en.wikipedia.org/wiki/Death_by_Degrees
اینو حسین جان زحمتشو کشید....دنبالش بودیمنام : Ling Xiaoyu
استيل مبارزه : هنرهای مختلف رزمی چينی
مليت : چينی
اطلاعات تکمیلی : او يک دانش آموز دبيرستانی بود که ماموریت داشت از خانواده ميشيما محافظت کند.در تورنمنت قبلی او از دست نقشه های پليد هيهاجی به وسيله يوشی ميتسو نجات پيدا کرد ، سپس دریافت تمام اين بد شانسی ها و ناکامی هايی که برای او رخ داده است به خاطر رفتارهای بد پسر هيهاجی ، کازويا می باشد. وقتی خبر مرگ هيهاجی را شنيد اشک در چشمانش جاری شد و آرزو ميکرد که ای کاش زمان بازمي گشت و او دوباره هيهاجی را ميديد ، بعد ها او با يک دانشمند زيرک ملاقات کرد که ميگفت يک ماشين زمان ساخته و او را به هر زمانی که بخواهد منتقل می کند اما شرط اين بود که در تورنمنت تکن 5 پيروز شود و اينطور بود که لينگ وارد تورنمنت شد. آيا او ميتواند در اين تورنمنت پيروز شود ؟
Alex تکن 2
Angel تکن 2
Anna تکن 2،3،5
Armor King تکن 2،3،4،Dark Resurrection
Asuka تکن 5
Baek تکن 2،5،"Death" and Return
Boskonovitch تکن 3
Bruce تکن 2،5
Bryan تکن 3،4،5
Christie تکن 4،5
Combot تکن 4
Devil تکن Before Tekken
Devil Jin تکن 3،4،5
Dragunov تکن Dark Resurrection
Eddy تکن 3،4،5
Feng Wei تکن 5
Ganryu تکن 2،5
Gon تکن 3
Heihachi تکن 3،4،5
Hwoarang تکن 3،4،5
Jin تکن 3،4،5
Jinpachi تکن Before Tekken،5
Julia تکن 3،4،5
Jun تکن 2،3،4،5 ،tag (منظور بر اینکه یادی ازش شده فکر کنم!)
Kazuya تکن 1،2،3،4،5
King تکن 1،2،3،4،5
Kuma تکن 3،4،5
Kunimitsu تکن 1،2
F. Law تکن 3
M. Law تکن 2 ،5
Lee تکن 2،4،5
Lei تکن 2،3،4،5
Lili تکن Dark Resurrection
Marduk تکن 4،5
Michelle تکن 1،2،3
Nina تکن 1،2،3،4،5
Ogre تکن 3
Panda تکن 3،4،5
Paul تکن 1،2،3،4،5
Raven تکن 5
Roger تکن 2،5
Steve تکن 4،5
True تکن 3
Unknown تکن tag
Wang تکن 5،Before Tekken
Xiaoyu تکن 3،4،5
Yoshimitsu تکن 1،2،3،4،5
توی این جدول تکن مال psp و تکن 6 برای خیلی ها نیست چون اون خیلی ها توش هستن و من ننوشتم
اگرهم تعجب میکنید که چرا مثلا جون تو تمام سری های تکن است،تعجب نکنید منظور این بوده که یادی ازش شده(فکر کنم)
ویرایش:
ت.ی تکن تکم هستن![]()
اینو حامد جان گفته بود.با توجه ترجمه انگلیسی از ویکی پدیا گفته شده که حرکات لیلی ترکیبیه از رقص باله ...ژیمناستیک ....و همچنین سبک رزمی اون دختره چینی Ling Xiaoyu
نه....حال کردی؟خدایی سرعتو داشتی؟Ling Xiaoyu
لینگ در کودکی و نوجوانی توسط وانگ جینری آموزش رزمی دیده بود ...همیشه آرزو داشت تا یک شهر بازی خصوصی داشته باشه ولی پول کافی نداشت (!!!!) در زمانی که به همراه خانوادهاش در هنگ کنگ مشغول یک سفر تفریحی بود ...متوجه یک کشتی ژاپنی شد ....به طور مخفیانه وارد کشتی شد و چیزهایی در مورد تورنمنت سوم و جایزه کلانی به برنده تعلق میگرفت شنید .....تصمیم گرفت تا در کشتی پنهان بشه و برای شرکت در تورنمنت به ژاپن بره ....این پنهان شدن زیاد طول نکشید چون توسط نیروهای امنیتی کشتی شناسایی شد ....نیروهای امنیتی در مورد حضور لینگ در کشتی به هیهاچی اطلاع دادند ...وقتی هیهاچی برای پیگیری قضیه خودش رو به عرشه رسوند با صحنه ای جالب روبرو شد ....تمام نیروهای امنیتی بیهوش به اطراف افتاده بودند . و دخترک نوجوانی بالای سر آنها ایستاده بود ....
به محض اینکه لینگ هیهاچی رو دید گفت من میخوام در تورنمنت شرکت کنم و جایزه ام رو ببرم و تو باید برای من یه شهر بازی خصوصی درست کنی و اگر این کار رو نکنی به سرنوشت افرادت دچار میشی .....هیهاچی اول نگاه کرد و بعد بلند زد زیر خنده ...سر انجام با خواسته لینگ موافقت کرد.....
لینگ به مدرسه آموزش رزمی هیهاچی پا گذاشت و در اونجا با جین کازاما و Miharu Hirano آشنا شد ...در طی مدتی که در ژاپن بود حیوان دست آموز خودش یعنی پاندا رو به ژاپن آورد و هیهاچی پاندا رو به خوبی کوما آموزش داد تا یک محافظ شخصی پر قدرت برای لینگ باشه .....همین کارها باعث شد تا لینگ به هیهاچی مانند پدر بزرگش نگاه کنه ...لینگ در تورنمنت سوم شانس زیادی نداشت و مغلوب شد (در مقابل کی ؟؟؟)
بعد از شکست در تورنمنت سوم لینگ همچنان در مدرسه رزمی میشیما مشغول تمرین بود وبه صورت مربی رزمی در اونجا کار میکرد ولی دچار ناراحتی و افسردگی شده بود تا اینکه ....یک ایمیل عجیب براش رسید ((لینگ مراقب باش هیهاچی انسان خطر ناکیه ....زندگیت در خطره))...
لینگ اولش فکر میکرد که این یک شوخی و یا حسادته .....ولی کم کم ذهنش پر شد از افکار مختلف ....تصمیم گرفت تا جواب ایمیل رو بده ولی فرستنده هرگز با اون دیگه تماس نگرفت ....سر انجام بعد از تحقیق بسیار فهمید که ایمیل از طرف جین بوده ... کسی که در تورنمنت قبلی به طرز مشکوکی ناپدید شده بود
حدودا در همین زمان هیهاچی شروع تورنمنت چهارم رو اعلام کرد .....لینگ به امید اینکه جین رو ملاقات کنه و سوالاتش برطرف بشه وارد تورنمنت شد ... در طی تورنمنت لینگ موفق شد تا به طور مخفیانه با جین ملاقات کنه ..جین در مورد اتفاقات تورنمنت فبلی برای لینگ توضیح داد و ازش خواست تا از هیهاچی دوری کنه و خودش برای رسیدن به آرزوهاش تلاش کنه ......جین به مخفیگاهش برگشت و لینگ رو تنها گذاشت
در اواخر تورنمنت لینگ با یوشیمیتسو ملاقات کرد ....یوشی!!!در مورد گذشته خانواده میشیما اطلاعات زیادی به لینگ داد و گفت که تمام ماجرای این تورنمنت از خود خواهی و بیرحمی هیهاچی شروع شد ...کسی که حتی به کودک خردسالش کازویا رحم نکرده بود.....
لینگ ماموریتی رو در وجود خودش احساس میکرد یعنی نجات خانواده میشیما از این مسیر شیطانی .....با خودش فکر کرد اگه بتونه با یک ماشین زمان به گذشته برگرده (دیگه خیلی چاخان شد...!!!!) شاید بتونه کاری بکنه ....یک دانشمند ناشناس گفت که در مقابل پول زیادی حاضره که این کار رو براش انجام بده
ولی لینگ پول کافی نداشت و به امید گرفتن جایزه وارد تورنمنت پنجم شد
نکته ها:
1.انتخاب لینگ به عنوان یک بازیکن در تیکن و مبارزه در مقابل حریفان کمی مشکله چون ضربات چندان پر قدرتی نداره و برای پیروزی باید یکسری از ضربات پشت یر هم رو حفظ کرد ولی سرعت لینگ خوبه
2.در صورتی که بازی Dead or Alive 2 رو دیده باشید شخصیتی به نام هلنا داره که حرکاتش کاملا به لینگ شبیه
3.مثل اینکه به ته متن انگلیسی رسیدم .... خسته نباشید
در مورد لینگ شایو من یه چیزهایی نوشته بودم منتها کدوم صفحه دفن شده نمیدونم
فقط هرکی تخصصش لینگ هستش باید خیلی سریع باشه
.
نه....حال کردی؟خدایی سرعتو داشتی؟![]()
3 تا اول رو دقیقا نمی دونم.... فقط اینکه تورنمت چهارم ناتموم موند و جین برنده ی تورنمت پنجم بودآقا یک سوال.....تو هر تورنمنت کی برنده شد؟الان هنگ کردم!
