بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

بهزاد جان واقعا مقاله‌ی کوتاه منو خوندی و لذت بردی؟

Resident Evil 5 "سفر قهرمان"‌ ما رو به غایت "زیبا" به پایان رسوند. ترکیبی از گذشته و حال؛ مرگ اسپنسر و انتقال آرمانی که کل سری رو شکل داد به قاتلش! آرمانِ یک دنیای جدید و خدای این دنیا شدن، به یک شکل عظیم توسعه پیدا کرد و چه زیبا کرس که دیگه فیزیک بدنش رو هم برای آخرین رویارویی آماده کرده بود، وارد داستان شد، سفرش رو پایان داد و "جام مقدسِ" نهایی محقق شد.
انگل لاس پلاگاس یک بهانه‌ برای گیم‌پلی بود. این انگل رو در تعریفِ داستان حذف کنید - هیچ مشکلی به وجود نمیاد. تنها دیگه ماجینی درکار نیست که هوادارهای جدید رو راضی کنه! داستان خیلی مواقع به کمک گیم‌پلی میاد.
این تیز هوشی نویسنده رو می‌رسونه تا کاری کنه شماره 4 برای دنبال کنندگان خط اصلی داستان یک سوال بد نباشه! داستان شماره 5 اومد و رزیدنت ایول به فنا رفته رو به زیبایی تمام به اتمام رسوند. فکر نمی‌کنم ایده‌ای بهتر از این هرگز وجود می‌داشت! سنجش همه جانبه و حفظ درون مایه‌ی اصلی با ریختن طرح پی‌رنگی که در اون ماهیت مذهب حذف و کنترل ذهن که اساس پی‌رنگ شماره 4 بود به بخشی از علم و در نتیجه، قضیه و داستان تبدیل بشه. در جواب بعضی دوستان، ما گاهی درون مایه اصلی و فرعی داریم و بدتر، جایی همپوشانی پی‌رنگ و داستان هست که برای توضیح بیشتر باید یک تاپیک جدا در یک فروم ادبیات مختصش باز کرد! پس خواهش می‌کنم نذارید وارد بحث تخصصی‌تر بشیم.
تفکر پشت شماره 5 از کل سری بزرگ‌تر بود. یک ماهیت و آرزوی خداگونه...! آلبرت وسکر، از بزرگ‌ترین ولین‌های تاریخ، همه چیزش رو از این نسخه داره.

این شماره قوی‌ترین داستان رو در کل سری داره و خیلی دوست دارم راجع به ذره ذره‌ی این داستان به تفکیک تمام جزئیات بحث کنیم. گفتم نمی‌خوام این‌جا فروم ادبیات بشه؛ پس این بحث رو بین خودمون نگه می‌دارم.

رزیدنت 5 ارتباطی با گذاشته جز تکرار شخصیت ها داره؟
خیر!
چرا؟ حقیقت امر این هست که داستان امبرلا و شخصیت های معروفش تقریا تو 3 تموم میشه!

توی شماره 3 چه اتفاقی رخ داد؟! من فکر می‌کنم شماره 3 واقعی یا همون کد ورونیکا رو تجربه نکردی!
بعد از کد ورونیکا منتظر سرانجام کرس، وسکر و اسپنسر نبودیم؟

از همه بدتر ان ذات ادامه دار بودن داستان و به اصلاح cliff hanger را از سری گرفت!

می‌دونی که صخره آویز سطحی‌ترین حرکت در ادبیات برای نگه داشتن مخاطبه؟ می‌دونی که ناشر آثاری که زیاد از کلیف هنگر استفاده کرده رو همیشه پس زده چون یک معیار از ضعف داستانه؟ هرچند ابتدای داستان انجامش یک یا دوبار چاشنی کاره. با اضافه کردن یک صخره آویز رسما داستان شماره 5 به گند کشیده می‌شد! رزیدنت ایول از ابتدا با عظمت وارد شد. در پایان هر شماره ما انفجاری می‌بینیم که پایان یک لوکیشن خاطره‌انگیز رو به تصویر می‌کشه - این نمونه‌ی کوچکیه.
صخره آویز در این شماره صرفا قصد سودجویی کپ‌کام از این سری رو می‌کرد. سری جایی برای ادامه نداشت و بعد از تحولات شماره 4، فقط یک پایان با شکوه می‌طلبید. هیچ اثر فاخری نمی‌تونی پیدا کنی که برای نگه داشتن مخاطبش از صخره آویز استفاده کنه. صخره آویز کار سریال‌ها و فیلم‌های هالیوودیه نه یک داستان غنی - البته در بازی‌ها که اکثرا داستان در چند خط خلاصه می‌شه صخره آویز همیشه حضور داشته.
داستان شماره 4 با مطالعه و درک بالا نوشته شد اما رزیدنت ایول نبود. اینو با گفتن از درون مایه‌ی این عنوان توی همون مقاله‌ی کوتاه عنوان کردم. بهزاد جان، من عمرم رو توی ادبیات داستانی سپری کردم و الآن این بحث برای من شیرینه به شرط این‌که حتی اگر قسمتی از حرف هم رو متوجه نشدیم اونو عنوان کنیم.

متاسفانه همه چیز رفته تو پروفایل و کارگردان به قدری ناشیانه کار کرده حتی زحمت به خودش نداده حداقل ند تا کات سین درست کنه!

با این همه تجربه باید بدونی کات سین ساختن ساده‌ترین شیوه‌ی بیان داستان شده و تا بخوای تو عنوان‌های آبکی می‌شه کات سین پیدا کرد! مثل داستان گویی که داره به جای نشون دادن تعریف می‌کنه! اگر تو یک داستان پیچیده همه چیز رو در قالب روایت بگی چه اتفاقی می‌افته...؟!
هیچ داستان مشهوری لقمه‌ی آماده توی دهن نمی‌ذاره! تو ترجمه‌ی کتاب "سبکی تحمل‌ناپذیر هستی" مترجم در ایران عنوان رو به "بار هستی" تغییر داده. خودش می‌گه به این خاطر که "سبکی تحمل‌ناپذیر هستی" فلسفه‌ی عمیقی هست که مخاطب تا پایان باهاش رو به رو نمی‌شه. به جای این‌که از ابتدا ما با وسکر رو به رو بشیم، زن نقاب‌دارِ به ظاهر غریبه‌ای رو می‌بینیم. فکرمون پیش هویت این زنه که داستان به زیباترین شکل اونو جلومون قرار می‌ده و رابط ما با آنتاگونیست اصلی سری می‌شه. وسکر اگر دقیقه‌ای بیشتر از این در داستان حضور می‌داشت از غلظتش کم و آبکی می‌شد.

یک داستان خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشه تا ما به ان یک داستان قوی بگیم؟

1- شروع
2- روایت
3- پایان
4- روابط بین شخصیت ها ( در عالم بازی بهش تعادل مابین گیم پلی و داستان گفته میشه)

مهم‌ترین نکته رو جا انداختی. مهم‌ترین حفظ درون مایه در کل اثره که در تمام منابع ادبی می‌تونی پیدا کنی. مهم‌ترین اینه که اگر داستان ما در ادامه‌ی یک سری قرار داره، بتونه درون مایه رو حفظ کنه! مهم‌ترین رکن یک داستان، حفظ درون مایه و حرکت توی چهارچوبیه که به نام پی‌رنگ ساختیم. شماره 4 این حرکت رو فلج کرد! اما من دارم به ذات شخصیش می‌گم قوی. داستانی که پی‌رنگ رو بشکنه و درون مایه تغییر بده، هیچ جایگاه ادبی درستی نداره. من از شماره 4 به جهت استفاده‌ی زیبا از نام سری و در واقع یک اسپین آو از یک شخصیت فرعی دفاع می‌کنم. اما وقتی با نام 4 اومد، دست شماره 5 بسته شد. من هیچ‌وقت به سازنده‌ی اثر تعصب ندارم؛ توی مراحل ساخت نباید از تأثیر متقابل اثر روی سازنده غافل شد. این تأثیر متقابله. خیلی نویسنده‌ها پی‌رنگ رو می‌ریزن و بعدها رسما اعلام می‌کنن "داستان خودش پیش رفت". اثر ثابته اما سازنده توی هزارتوی زندگی قرار داره. کپ‌کام یا هر کس دیگه، شماره 5 یک داستان فرای انتظار داشت. به شخصه فکر نمی‌کردم رزیدنت ایول دیگه بتونه پا توی ریشه‌ی خودش بذاره.

وقتی این همه گره‌ی کور توی داستان وجود داره نویسنده نمی‌ره سراغ یک فضا، پی‌رنگ و درون مایه‌ی جدید، مگر با علم به این‌که شماره کاملا فرعی و دخلی به داستان اصلی نداره. ما نه کرسی در داستان دیدیم نه اسپنسر نه یک نقش مهم از وسکر. پس اگر میکامی هم می‌موند رزیدنت ایول 4 و ایده‌های داستانیش همین‌جا به پایان رسیده بود.

منم بازی خور نیستم اما به واسطه‌ی کارم همیشه بازی‌های بزرگ رو دنبال کردم. کار سه بعدی سازی و انیمیشن انجام می‌دم و ادبیات داستانی رو 9 ساله به شدت دنبال می‌کنم. تلفیق این دو: من عاشق انیمیشن و بازی‌های غنی‌ام! بی‌نقص‌ترین داستانی که تو این صنعت تا به‌حال دیدم عنوان MGS بوده، اما تجربه‌ی زیادی ازش ندارم! یعنی چون زیاد بازی نکردم ازش سر در نمیارم؟ این‌طور نیست! از یک طرف تک تک مفاصل کاراکترو موقع حرکت بررسی می‌کنم و از طرفی تو جدید‌ترین بحث‌های ادبی شرکت دارم.

2-هدف خاصی نداره!

رزیدنت ایول 5 هدف خاصی نداره؟ خدای یک دنیای نو شدن، آرمان دنیای رزیدنت ایول بود. این تفکر از آزول اسپنسر به وسکر رسید. یک دنیای جدید و حاکمیت اون؛ که این‌جا به شدت رشد پیدا کرده.
اگر 5 کل مسائل رو باز می‌کرد تعادلی که خودت اسم بردی بهم می‌ریخت. این هم از ظرافت کاره نه نادونی نویسنده. هیچ‌کس از شاخو برگ بدش نمیاد. سری جای بیشتری نداشت. سری منتظر سرانجام بود! به پایان رسیدن ظرفیت داستان رو فقط یک نویسنده‌ی بزرگ می‌فهمه. صخره آویز دادن ساده‌ترین کار توی ادبیاته و هیچ‌کس بدش نمیاد داستانش ادامه دار باشه؛ هیچ‌کس از پول بدش نمیاد! پس بدون فکری این وسط بوده. رزیدنت ایول در بهترین جای ممکن به پایان رسید. حتی اگه از داستان خوشت نمیاد باید این هوش رو تحسین کنی؛ همون‌طور که من برای 4 احترام قائلم. بدونی کجا صخره‌آویز ارزش داستانت رو می‌کوبه، بدونی حضور زیاد آنتاگونیست محبوبت اونو آبکی می‌کنه و مهم‌تر از همه، بدونی کی زمانت سر اومده و باید از صحنه خارج بشی، قابل احترامه. هیچ‌کس از طولانی کردن تعارض بدش نمیاد؛ هیچ کس از پول بدش نمیاد.

توی شماره 5 شخصیت‌ها بی‌دلیل در داستان نیستن. تنها فرقش با 4 اینه که پیچیدگی بیشتری دارن و همین باعث می‌شه اون دلیل مقداری دورتر از ذهن باشه. اگر بالا بردن زمان بازی ملاک بود حداقل چند دقیقه بیشتر این شخصیت‌ها رو می‌دیدیم. ما حتی وسکر رو زیاد نمی‌بینیم، چرا از اطناب بی‌منطق حرف می‌زنی؟ می‌تونیم راجع به تک تک این کاراکترها صحبت کنیم!

بازی به طرز عجیبی تا چپتر 13 حول حوش پیدا شدن جیل میچرخه و مدام جیل جیل کجاست! و ناگهان میرویم سمت وسکر! نه خبری از پیدایش اوروبورس نه ترایسل نه اینکه اکزلا کیه و..

مگر شماره اول رزیدنت ایول ساختاری جز این داشت؟! طی سری مسائل این شماره باز شد. و حالا جایی برای باز کردن مسائل دیگه که در راستای همون هدف و درون مایه بود، نداشت و نویسنده به خوبی اینو فهمیده بود.

پس دوستان میکند اسپنسر و جیل و ان دو اتفاق مهم؟
دوستان اشتباه میکنند! ان دو تا اتفاق تو سال 2006 میفته و تو 5 یک اشاره ای بهش میشه!

واقعا این قضایا رو داری از داستان 5 حذف می‌کنی؟ یعنی وقتی می‌گیم داستان داریم از زمان حال استفاده می‌کنیم؟ نصف فیلم پدرخوانده 2 نمایش گذشته‌ست. یعنی برای مقایسه شماره 1 و 2 از این اثر باید گذشته‌ی شماره 2 رو حذف کنیم؟! این‌ها در بطن داستان و پی‌رنگه!
 
آخرین ویرایش:
همین الآن ویدئوی تحلیل IGN از ریمیک جدید روی سایت قرار گرفت! اگر ریمیک رو تجربه نکردین، این نسخه شما رو به همون بهشت موعود می‌بره! چه ریمستر تمیز و زیبایی هم انجام شده!
اونایی که ریمیک رو تجربه نکردن: 2015 سال شماست! با معنای رزیدنت ایول رو به رو می‌شید.



Resident Evil: This Remake of a REmake’s Still Got It - IGN
 
همین الآن ویدئوی تحلیل IGN از ریمیک جدید روی سایت قرار گرفت! اگر ریمیک رو تجربه نکردین، این نسخه شما رو به همون بهشت موعود می‌بره! چه ریمستر تمیز و زیبایی هم انجام شده!
اونایی که ریمیک رو تجربه نکردن: 2015 سال شماست! با معنای رزیدنت ایول رو به رو می‌شید.


Resident Evil: This Remake of a REmake’s Still Got It - IGN
با اینکه باعث خوشحالیه اما من ترجیح میدم که بقیه شماره ها مخصوصا شماره هایی مثل CV و 2 که تاثیر زیادی تو داستان داره بازسازی بشن.
یه نکته ای رو راجع به RE3 بگم :
این نسخه شاید ساده ترین داستان سری رو داشته فقط یک چیز فرار!
و داستانش رو با اینکه همه فن این سری هستیم باید قبول کنیم که ی داستان نیم خطی داره....
اما چه عواملی باعث شده که بازی به این سطح از محبوبیت برسه؟
به نظر من 1. روایت داستان که یه داستان ساده رو فوق‌العاده حساس و هیجان انگیزش میکنه!
2. شخصیت جیل: به نظر من شخصیت پردازی. جیل جزو بهترین های تاریخ هست!
اصلا شاید قبل از اینکه RE4 بیاد جیل پرطرفدار ترین کرکتر کل سری بود!
یه دختری که تقریبا تنهاست و حتی کسایی مثل کارلوس نمیتونن خیلی کمکش کنن ( البته اگه واکسن ویروس رو نادیده بگیریم)
نه کریسی واسش وجود داره نه لیانی که هواشو داشته باشن! ( مثل کلیر شانس نداره) :d
دختری که میدونه باید با چیزی روبرو بشه که خیلی از خودش قدرتمند تره ولی با تمام بد بیاری ها امید خودش رو حفظ میکنه.
3.نمسیس: حرفی واسه گفتن ندارم دوستان همه میدونن منظورم چیه.
4.کیفیت مکانیک های بازی: همه چیز در زمان عرضه این بازی در بالاترین سطح قرار داشت گرافیک - گیم پلی - صداگذاری و......
هیچ چیز تو این بازی کم و کسر نداشت!
 
با اینکه باعث خوشحالیه اما من ترجیح میدم که بقیه شماره ها مخصوصا شماره هایی مثل CV و 2 که تاثیر زیادی تو داستان داره بازسازی بشن.
یه نکته ای رو راجع به RE3 بگم :
این نسخه شاید ساده ترین داستان سری رو داشته فقط یک چیز فرار!
و داستانش رو با اینکه همه فن این سری هستیم باید قبول کنیم که ی داستان نیم خطی داره....
اما چه عواملی باعث شده که بازی به این سطح از محبوبیت برسه؟
به نظر من 1. روایت داستان که یه داستان ساده رو فوق‌العاده حساس و هیجان انگیزش میکنه!
2. شخصیت جیل: به نظر من شخصیت پردازی. جیل جزو بهترین های تاریخ هست!
اصلا شاید قبل از اینکه RE4 بیاد جیل پرطرفدار ترین کرکتر کل سری بود!
یه دختری که تقریبا تنهاست و حتی کسایی مثل کارلوس نمیتونن خیلی کمکش کنن ( البته اگه واکسن ویروس رو نادیده بگیریم)
نه کریسی واسش وجود داره نه لیانی که هواشو داشته باشن! ( مثل کلیر شانس نداره) :d
دختری که میدونه باید با چیزی روبرو بشه که خیلی از خودش قدرتمند تره ولی با تمام بد بیاری ها امید خودش رو حفظ میکنه.
3.نمسیس: حرفی واسه گفتن ندارم دوستان همه میدونن منظورم چیه.
4.کیفیت مکانیک های بازی: همه چیز در زمان عرضه این بازی در بالاترین سطح قرار داشت گرافیک - گیم پلی - صداگذاری و......
هیچ چیز تو این بازی کم و کسر نداشت!
فکر نکنم ریمیک رو بازی کرده باشی وگرنه این حرفو نمیزدی:d ریمیک علاوه بر اینکه شروع کننده یه داستان بزرگ با بهترین شخصیت های سری هست، نسب به RE 1 داستان رو به مراتب کامل تر بیان میکنه و نقاط مبهم رو پوشش میده.
 
فکر نکنم ریمیک رو بازی کرده باشی وگرنه این حرفو نمیزدی:d ریمیک علاوه بر اینکه شروع کننده یه داستان بزرگ با بهترین شخصیت های سری هست، نسب به RE 1 داستان رو به مراتب کامل تر بیان میکنه و نقاط مبهم رو پوشش میده.
عزیز این شماره واسم. به همراه CV بهترین شماره های کلاسیک هستن من حتی اینو از نسخه ارجینالش بیشتر دوست دارم.
ولی کپکام باید حقش رو نسبت به بقیه نسخه ها عدا کنه.
ریمیک با گذشت یه نسل از RE اومد اما بقیه شماره های کلاسیک با گذشت سه نسل هنوز خبری از ریمیکشون نیست!
به همین دلیل یه فن به فکر ریمیک RE2 افتاده و قصد داره غیر رسمی اونو عرضه کنه.
 
جناب هادی بله شما درست میگی از نظر من هردو شماره6و 4 سطحین ولی4 یکم شاید مهمتر باشه.اما رحف من سر ماموریت لیونه که فرستادنش دنبال یه دختر مزخرف .جالب اینجاس خود اون دو تا همراه که ابتدای بازی داخل ماشین لیون رو همراهی میکردن میگفتن که چرا باید ما رو واسه همچین ماموریت بی ارزش بفرستن و لیون هم بهش برمیخوره:))
ولی اره داستان اصلی سر اشلی نبود اینو قبول
فکر نکنم ریمیک رو بازی کرده باشی وگرنه این حرفو نمیزدی:d ریمیک علاوه بر اینکه شروع کننده یه داستان بزرگ با بهترین شخصیت های سری هست، نسب به RE 1 داستان رو به مراتب کامل تر بیان میکنه و نقاط مبهم رو پوشش میده.
بله اینو دیگه همه باید قبول کنن روی این نسخه از هرجهت خوب کار شده مثلا 5 داستان خوبی داشت ولی گیم پلیش چندان جالب نبود 4 هرچند گیم پلی عالی داشت خییلی روی داستانش کار نشده 6 هم که حتی توی گرافیک هم خوب نبود ولی این ریمیک ازهر نظر شاهاکر بود البته کلر هم نه تنها تو بهتر بودن از جیل کم نیست بلکه از جیل هم بالاتره اینو به خاطر طرفداری ازش نیگم
ینا دیدن شخصیت دختر + یاغی و بد دهن بودن جواب میده، مثل ellie توی بازی the last of us، برا همون این کار را کردن :d
والا من که درست حسابی منظورتو نگرفتم یکم شفافتر حرف بزن ولی این مویرا اگه بخواد شلوغ کنه کلیر دو تا چک میخوابونه صورتش دیگه بددهنی یادش میره چون کلر دیگه مثل اون قدیما اعصاب نداره شری رو خوب تحمل کنه
 
...ولی این ریمیک ازهر نظر شاهاکر بود..
;)

با اینکه باعث خوشحالیه اما من ترجیح میدم که بقیه شماره ها مخصوصا شماره هایی مثل CV و 2 که تاثیر زیادی تو داستان داره بازسازی بشن.
یه نکته ای رو راجع به RE3 بگم :
این نسخه شاید ساده ترین داستان سری رو داشته فقط یک چیز فرار!
و داستانش رو با اینکه همه فن این سری هستیم باید قبول کنیم که ی داستان نیم خطی داره....
اما چه عواملی باعث شده که بازی به این سطح از محبوبیت برسه؟
به نظر من 1. روایت داستان که یه داستان ساده رو فوق‌العاده حساس و هیجان انگیزش میکنه!
2. شخصیت جیل: به نظر من شخصیت پردازی. جیل جزو بهترین های تاریخ هست!
اصلا شاید قبل از اینکه RE4 بیاد جیل پرطرفدار ترین کرکتر کل سری بود!
یه دختری که تقریبا تنهاست و حتی کسایی مثل کارلوس نمیتونن خیلی کمکش کنن ( البته اگه واکسن ویروس رو نادیده بگیریم)
نه کریسی واسش وجود داره نه لیانی که هواشو داشته باشن! ( مثل کلیر شانس نداره) :d
دختری که میدونه باید با چیزی روبرو بشه که خیلی از خودش قدرتمند تره ولی با تمام بد بیاری ها امید خودش رو حفظ میکنه.
3.نمسیس: حرفی واسه گفتن ندارم دوستان همه میدونن منظورم چیه.
4.کیفیت مکانیک های بازی: همه چیز در زمان عرضه این بازی در بالاترین سطح قرار داشت گرافیک - گیم پلی - صداگذاری و......
هیچ چیز تو این بازی کم و کسر نداشت!

علی جان حرفات درسته ولی یک نکته رو از قلم انداختی. یک سر محبوبیتش همین شماره دار شدن‌شه! اگر اختلاف سونی پیش نمیومد و این شماره‌ی فرعی به نام نمسیس بیرون میومد شاید قسمتی از محبوبیتش رو از دست می‌داد.
 
جناب هادی بله شما درست میگی از نظر من هردو شماره6و 4 سطحین ولی4 یکم شاید مهمتر باشه.اما رحف من سر ماموریت لیونه که فرستادنش دنبال یه دختر مزخرف .جالب اینجاس خود اون دو تا همراه که ابتدای بازی داخل ماشین لیون رو همراهی میکردن میگفتن که چرا باید ما رو واسه همچین ماموریت بی ارزش بفرستن و لیون هم بهش برمیخوره:))
ولی اره داستان اصلی سر اشلی نبود اینو قبول
بله اینو دیگه همه باید قبول کنن روی این نسخه از هرجهت خوب کار شده مثلا 5 داستان خوبی داشت ولی گیم پلیش چندان جالب نبود 4 هرچند گیم پلی عالی داشت خییلی روی داستانش کار نشده 6 هم که حتی توی گرافیک هم خوب نبود ولی این ریمیک ازهر نظر شاهاکر بود البته کلر هم نه تنها تو بهتر بودن از جیل کم نیست بلکه از جیل هم بالاتره اینو به خاطر طرفداری ازش نیگم

والا من که درست حسابی منظورتو نگرفتم یکم شفافتر حرف بزن ولی این مویرا اگه بخواد شلوغ کنه کلیر دو تا چک میخوابونه صورتش دیگه بددهنی یادش میره چون کلر دیگه مثل اون قدیما اعصاب نداره شری رو خوب تحمل کنه

;)



علی جان حرفات درسته ولی یک نکته رو از قلم انداختی. یک سر محبوبیتش همین شماره دار شدن‌شه! اگر اختلاف سونی پیش نمیومد و این شماره‌ی فرعی به نام نمسیس بیرون میومد شاید قسمتی از محبوبیتش رو از دست می‌داد.
شاید اما مگه CV یه شماره فرعی نیست؟
به نظر من کیفیت یه بازی اون رو بالا میکشه هرچند این حرف تو از لحاظ هایی درسته!
هنوزم میبینی که تو مغازه ها تو کالکشن RE فقط سه نسخه اول رو میزارن :|
خیلی از دوستای من هنوز CV رو کلا بازی نکردن ادعای RE باز بودنم دارن خیر سرشون :|
 
آقا بهزاد،اتفاقا تکلیف من هم با شما روشن شد.پس داستان 5 هیچ هدف خاصی نداره و به جز چند شخصیت قدیمی،هیچ ارتباطی با گذشته ی داستان نداره.این جملات،درک و اطلاعات شما از داستان سری رو نشون میده.تمام دلایلی هم که آوردی،بیشتر و بیشتر میزان درک شما از داستان و نوع نگاهتون به داستان رو به من ثابت کرد.وقتی شما غنی ترین و پیچیده ترین داستان سری رو با ضعیف ترین و بی ربط ترین داستان سری مقایسه میکنی،هیچ جایی برای بحث باقی نمیمونه.برای من خیلی خنده داره که بیام سر همچین مسئله ی پیش پا افتاده و واضحی بحث کنم و دلیل و استدلال بیارم.واقعا من دیگه اصلا حوصله ی ادامه دادن این بحث رو ندارم.چون قبلا به اندازه ی کافی دلیل و استدلال آوردم.بذار بقیه خودشون قضاوت کنند که البته از لایک ها و نظراتشون کاملا مشخصه!

در ضمن،گیمر نبودن ربطی به داشتن اطلاعات از داستان نداره.مگه تمام نویسندگان بزرگ،گیمر یا بازی ساز هستند؟مشکل شما اینه که به رزیدنت اویل،فقط به چشم یک بازی نگاه میکنی.از نظر شما رزیدنت اویل یک بازی بزرگه که در غالب یک داستان بیان شده.ولی از نظر من رزیدنت اویل یک داستان بزرگه که در غالب یک بازی بیان شده.اینکه مثلا یک نفر بازیهای بیشتری رو انجام داده باشه یا مثلا توی فلان بازی رکورد زده باشه،چه ربطی داره که درک و اطلاعاتش از داستان هم بیشتر باشه؟

باز می رسیم به اینکه شما تفاوت بین داستان و گیم پلی رو درک نمیکنی.برای همین هم هست که میگی داستان 4 بهتره.چون قشنگ تر بودن بازیش رو به حساب بهتر بودن داستانش میذاری.واسه ی همین هم هست که برای توجیه بهتر بودن داستان 4،از سایت هایی مثل IGN مایه میذاری.در حالی که اولا این سایتها یک بازی رو فقط با بازیهای دیگر همون سال مقایسه میکنند،نه با نسخه های دیگر سری خودش و دوما با در نظر گرفتن گرافیک و گیم پلی و موسیقی و صداگذاری و کلی چیزای دیگه به بازی نمره میدن.پس دادن نمره ی بالاتر به یک بازی،به معنی بهتر بودن داستانش نیست!

در ضمن،شما یک نگاهی به لایک های پستا های خودت بنداز.بعد یک نگاهی هم به لایک های پستهای من و علی و معین و....بنداز.ببین حرف کدوم بیشتر خریدار داره و همه نظر کدوم رو بیشتر قبول دارند؟حتی همین علی که شما میگی منطقیه و جزو تیم خودت حساب میکنی هم کاملا حرفهای منو قبول داره و نظرات و طرز فکرش دقیقا مثل من هست نه شما.جالبه که شما فقط چیزایی که به نفع خودته رو می بینی.مثلا توی پست به اون مقاله ی علی،این همه مزایای داستان 5 رو ندیدی (یا نخواستی ببینی!)،بعد اومدی فقط یک جمله که از داستان 4 تعریف کرده رو چماق کردی میکوبی توی سر همه.واقعا جالبه!
 
آخرین ویرایش:
جناب هادی بله شما درست میگی از نظر من هردو شماره6و 4 سطحین ولی4 یکم شاید مهمتر باشه.اما رحف من سر ماموریت لیونه که فرستادنش دنبال یه دختر مزخرف .جالب اینجاس خود اون دو تا همراه که ابتدای بازی داخل ماشین لیون رو همراهی میکردن میگفتن که چرا باید ما رو واسه همچین ماموریت بی ارزش بفرستن و لیون هم بهش برمیخوره:))
ولی اره داستان اصلی سر اشلی نبود اینو قبول
بله اینو دیگه همه باید قبول کنن روی این نسخه از هرجهت خوب کار شده مثلا 5 داستان خوبی داشت ولی گیم پلیش چندان جالب نبود 4 هرچند گیم پلی عالی داشت خییلی روی داستانش کار نشده 6 هم که حتی توی گرافیک هم خوب نبود ولی این ریمیک ازهر نظر شاهاکر بود البته کلر هم نه تنها تو بهتر بودن از جیل کم نیست بلکه از جیل هم بالاتره اینو به خاطر طرفداری ازش نیگم

والا من که درست حسابی منظورتو نگرفتم یکم شفافتر حرف بزن ولی این مویرا اگه بخواد شلوغ کنه کلیر دو تا چک میخوابونه صورتش دیگه بددهنی یادش میره چون کلر دیگه مثل اون قدیما اعصاب نداره شری رو خوب تحمل کنه
آقا چرا اینطوری برداشت میکنید؟ :d
من میگم بازی عالیه واسه من جزو بهترین هاست فقط میگم بقیه شماره ها هم لیاقت ریمیک شدن دارن همین!



در مورد مویرا من فقط امیدوارم شخصیت پردازیش در حد خوبی قرار داشته باشه!
آدم یاد شوا میوفته میخواد بره تو در و دیوار! :-&
 
علی جان با این پستت شدیدا حال کردم
#12708
به خصوص با مطالب مرتبط با 4!
یک سری تیکه های زیرپوستی هم تو مطالب برخی ها میبینم! عشقشون میکامی!:d

باو :d:d
چطوری موافقین در صورتی که در پست از داستان اویل 5 تعریف شده ولی شما کلا مخالف داستان اویل 5 هستین:d:d


-متاسفانه داستان 5 بدترین ضربه را به سری میزنه. هیچ دستاوردی نداره ، چیز جدیدی مطرح نمیکنه و هر چی هم داره از قسمت قبل (حداقل به لحاظ ایده) داره! و از همه بدتر ان ذات ادامه دار بودن داستان و به اصلاح cliff hanger را از سری گرفت! البته من نمیگم چون وسکر مرده پس داستان تمومه نه! خیلی بهتر میشد از ایده های 4 استفاده کرد که انتظاری هم از کپکام نمیره
2-هدف خاصی نداره! بازی به طرز احمقانه ای روایت میشه و هدف کرکتر یک هدف کاملا شخصی و به دور از ان ذات پرتنش سری رزیدنت هست! منتقد ign گفته بود چطور ریکاردو یک دفعه بدون هیچ دلیلی تبدیل به یک موجود ابزی میشه! مثلا شخصیت مهمی بوده!
بازی به طرز عجیبی تا چپتر 13 حول حوش پیدا شدن جیل میچرخه و مدام جیل جیل کجاست! و ناگهان میرویم سمت وسکر! نه خبری از پیدایش اوروبورس نه ترایسل نه اینکه اکزلا کیه و.. متاسفانه همه چیز رفته تو پروفایل و کارگردان به قدری ناشیانه کار کرده حتی زحمت به خودش نداده حداقل ند تا کات سین درست کنه!
4 حتی تو دیالوگ هاش هم میشد فهمید هدف سدلر و این فرقه چیه! بازی با یک نظم خاصی شروع میشه ، به قول منتقد گیم اسپات کوین ون ارد فوق العاده پیچیده و غیر قابل پیش بینی و از همه مهتر تعادل مابین گیم پلی و داستان را حفظ کرده! چیزی که 5 فاقد ان هست! تو 4 تک تک شخصیت ها با دلیل تو داستان هستند! تو 5 نه! فقط برای بالا بردن زمان بازی

بدترین ضربه رو میزنه؟؟؟
WTF?:|:d
اتفاقا همین 5 بود که داستان رو جمع و جور کرد و بهش انسجام درونی داد...
آخر کد ورنیکا ادامه داستان کریس و وسکر خیلی مبهم بود و کسی چیزی نمیدونست و در اون حین یدفعه اویل 4 با یه داستان کاملا متفاوت و جدید میاد که قضیش اینه که دختر رئیس جمهور گم شده بود و لئون طبق گفته عده ای اومده ببینه این موضوع صحت داره و بعد اگه واقعیت داشت نجاتش بده
تقریبا بیشتر شخصیتهاش جدید بودن و تقریبا هیچ ربطی به سری اصلی نداشتن بیشتر داستان حاشیه بود.
بی هدفی که شما راجبش حرف زدین رو اصلا قبول ندارم:|
هدف خدا شدن برای وسکر مهمتر:|
پس اگه اینطوریه هدف داستان اویل1 اول پیدا کردن تیم بود بعد یدفعه متوجه اون عمارت و خیانتکاری وسکر و...میشن پس همون اول کریس میومد میگفت میخوام وسکررو بکشم جالب بود؟ تو بازی خیلی ازقسمتها مارو شوکه میکرد مثلا وقتی فهمیدیم لیدی برد همون جیله!
راجب گیم پلی هم اویل 4 هیشکی بحث نداره گیم پلی اویل 4 فوق العاده بود اما الان بحث ما داستانه و داستان 5 ازهر لحاظ برتر از 4 بود
 
همین الآن راجع به دوربین توی سری با یک دختر شرق آسیایی صحبت می‌کردم. خبری از 4 بتا نداشت، من به عنوان بهترین دوربین یاد کردم و دموش رو از یوتیوب گذاشتم.
خوندن جوابش جالبه:

I dun like the supernatural tone in that vid tho'
. to me RE is about science gone bad, virus, mutants, ultimately it is us humanity the biggest villain in the story. all those monstrosities are all by-product of our greed.

as for supernatural thing, it's better to be put on Silent Hill, tho' IMO SH is not really about supernatural & ghost, more like psychological, and the monsters' design are very cool, representation of the character's insanity. the supernatural aspect, the old gods etc. are just put there as an excuse to (at least) explain how the hell that town is in crazy state, and it was never clearly discussed nor pointed (well, b4 the movie, then Homecoming). that's why I like SH, open for interpretation, and more focused on personal nightmares.

ghosts should stay in Fatal Frame


RE = virus, experiments, labs, evil corporation, poor people turned into monsters, humanity's greed, and GUNS, lotsa cool guns (tho' ain't asking for happy shooting game)

SH = WTF moments, "yup, I'm playing as a madman/woman", awesome grotesque monsters constructed from our deepest perverse mind, made me contemplate on a lot of things, sanity, reality, the human mind... and sweet sweet melee with daily tools and hours of running in the dark (turn off that damn flashlight!)

Fatal Frame = supernatural, uncanny, inexplicable things go here, generic Asian ghosts (basically human, transparent, floating, moaning) put here

being an Asian and been consuming Asian horror flicks since I was a kid, well uh made me impervious to ghosts... frankly I dun like Asian horrors too much ghosts don't scare me. I prefer monsters, weird weird grotesque monsters. Xenomorph, Necromorph, etc.
 
آخرین ویرایش:
اما رحف من سر ماموریت لیونه که فرستادنش دنبال یه دختر مزخرف .جالب اینجاس خود اون دو تا همراه که ابتدای بازی داخل ماشین لیون رو همراهی میکردن میگفتن که چرا باید ما رو واسه همچین ماموریت بی ارزش بفرستن و لیون هم بهش برمیخوره:))
آقا من کاری ندارم داستان 4 بهتر بود یا 5 (که به نظرم 5 بهتر بود :d البته با راهنمایی دوستان، خودمم شماره محبوبم remakeهه :d ) ولی خواهشن به لیون گیر ندینا. نجات دختر رئیس جمهور ماموریت کم ارزشیه؟ من با ربط داستانیش به سری رزیدنت اویل کار ندارم ولی اگه قرار باشه دختر رئیس جمهور usa دزدیده بشه، فقط یه آدم ............... :d میتونه بگه ماموریت نجات دختر رئیس جمهور یه ماموریت کم اهمیته!


والا من که درست حسابی منظورتو نگرفتم یکم شفافتر حرف بزن ولی این مویرا اگه بخواد شلوغ کنه کلیر دو تا چک میخوابونه صورتش دیگه بددهنی یادش میره چون کلر دیگه مثل اون قدیما اعصاب نداره شری رو خوب تحمل کنه
اگه the last of us بازی میکردی میگرفتی چی میگم :d

being an Asian and been consuming Asian horror flicks since I was a kid, well uh made me impervious to ghosts... frankly I dun like Asian horrors too much ghosts don't scare me. I prefer monsters, weird weird grotesque monsters. Xenomorph, Necromorph, etc.
یعنی به شدت، به شدت، به شدددددددددت با این جمله ش موافقم :d منم دقیقن همینجوریم :d از جک و جونور و هیولا و SAWMAN بیشتر میترسم تا روح و موجودات ماورایی و متافیزیکی. بازم با ارواح میشه تیریپ رفاقت ریخت ولی با یه آدم روانی یا یه زامبی نابود که منطق حالیش نیست نمیشه کاری کرد :d
 
آقا من کاری ندارم داستان 4 بهتر بود یا 5 (که به نظرم 5 بهتر بود
:d
البته با راهنمایی دوستان، خودمم شماره محبوبم remakeهه
:d
) ولی خواهشن به لیون گیر ندینا. نجات دختر رئیس جمهور ماموریت کم ارزشیه؟ من با ربط داستانیش به سری رزیدنت اویل کار ندارم ولی اگه قرار باشه دختر رئیس جمهور usa دزدیده بشه، فقط یه آدم ...............
:d
میتونه بگه ماموریت نجات دختر رئیس جمهور یه ماموریت کم اهمیته!
نه من با لیون هیچ مشکلی ندارم اتفاقا ازش خوشم میاد چون اولین کاراکتر مرد که توی این سری اشنا شدم لیون بود .
من از داستان نسخه 4 خوشم میاد بشرطی که کاری نداشته باشیم از نظر ارتباط داستانی و اهمیت تا چه حد بوده
نجات دختر رئیس جمهمر رو اون دوتا همراه لیون میگن بی ارزش من که نگفتم اقا دقت کن موقع نقل قول گیری خواهشا:d

تازه بی ارزش بودن به معنی اسون بودن نیست شاید اینقدر که لیون واسه نجات این دختره لوس زحمت کشید کریس واسه کشتن ابر قدرت یمثل وسکر سختی نکشید لامصب هم شانسش بالاس هم بی اس ای ای و کماندویی مثل شوا باهاش بود
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or