بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

بچه ها نظرتون چیه که اکزلا مادر جیک هست :| البته به سن جیک نمیخوره :))

03597937406965911939.jpg
 
آخرین ویرایش:
من با اکثر حرفای نیما موافقم
منتها باید در مورد ارتباط RE2 با وقایع عمارت یعنی RE1 و زیرو بیشتر دقت کنیم.از نظر من این کلر یا لیون نیستن که وقایع شماره 2 رو به وقایع عمارت یا بهتر بگیم وقایع RE1 ربط میدن.بلکه اولین چیزی که واقعا چنین ارتباطی رو بوجود میاره ویروس T هست. اینکه این ویروس چطور ساخته شد و بعدش چی شد که از کوهستان ارکلی به شهر راکون سرایت کرد و درنتیجه پایه و اساس شکل گیری وقایع نسخه دوم شد همگی دلالت بر یه ارتباط قوی و خوب بین نسخه اول و دوم هستن.بدون در نظر گرفتن ویروس T و اینکه چطور به RE2 راه پیدا کرد ارتباط بین نسخه دوم با نسخه های قبلی بی معنیه .اصلا اینکه پرونده ویروس T در نسخه اول با وجود نابودی عمارت اسپنسر نابود نشد و با یه بهونه ای اونو به RE2 کشوندن خودش دلالت محکمی بر این موضوع داره که سازندگان میخواستن یه ارتباطی بین این نسخه و نسخه اول بوجود بیارنتا اینجا که حرفمو قبول دارین؟اما چه کسانی باعث و بانی این شیوع شدن؟جواب این سوال رو دیگه همتون میدونین در واقع اگه خوب تحلیل کنیم میبینیم که بجز ویلیام برکین و هانک خود اقای اسپنسر هم در این ماجرا دخیل بود.اگرچه از نظر حضور فیزیکی ما هیچکدوم ازین سه شخصیت نامبرده رو تو نسخه اول ملاقات نکردیم ولی چون صحبت ما ایجاد ارتباط داستانی هست نه حضوئر فیزیکی تو گیم پلی و دموهای بازی پس درست نیست بگیم چون به فرض ما ویلیام برکین رو تو نسخه اول ندیدیم پس حرف اینکه ویلیام یه ارتباط داستانی بین دو نسخه اول و دوم بوجود میاره بی مورده!پس وقتی داریم از نظر داستانی ارتباط نسخه های RE بررسی میکنیم نیازی نیست که شخصیتها بتونن حضور فیزیکی داشته باشن .تازه اگه بخوایم دقیقتر بررسی کنیم ویلیام برکین تو نسخه زیرو حضور فیزیکی داشت!و ما ارتباط و همکاری ویلیام با وسکر رو تو نسخه زیرو مشاهده کردیم.خود زیرو هم که داستانش به کلی یا داستان ریمیک مرتبطه درواقع زیرو مقدمه ای هست واسه فهمیدن وقایع ریمیک وگرنه اگه زیرو ساخته نمیشد خیلی از سوالات ما تو ریمیک بی جواب میموند.پس در کل چون حرف ما داستانه نه گیم پلی خود مجموع زیرو و ریمیک داستان واحدی رو تشکیل میدن. و میتونستن وقایع زیرو رو تو ریمیک هم بطور خلاصه وار با چند تا دموی اضافی و فایلها بیان کنن و لی چون کپ کام قصد داشت تعداد نسخه هاشو زیاد کنه و ربکا و شخصیت جدیدی بنام بیلی رو هم وارد کنترل گیم پلی کنه اومد نسخه زیرو رو جداگانه ساخت وگرنه اینکه ربکا و گروه براوو تیم استارز چطور وارد کوهستان ارکلی شدن و ربکا نجات پیدا کرد رو میتونستن تو نسخه ریمیک هم بیان کنند درکل این زیرو و رریمیک کاملا یه نسخه واحد رو تشکیل میدن این حرف من تو نسخه امبرلا کرونیکلز هم واضحه.حال وقتی که قبول کنیم مجموع زیرو و ریمیک در واقع یه نسخه هستن بجز گیم پلی پس حق داریم بگیم که ویلیام برکین یه ارتباط خوب بین وقایع نسخه اول با نسخه دوم بوجود میاره و مشکل حضور فیزیکی هم که حل شد!
اما در مورد کلر و اینکه نیما اصرار داره این کلره که ارتباط بین نسخه اول و دوم بوجود میاره و بدون وجود کلر چنین ارتباطی اصلا وجود نداشت باید عرض کنم که اولا کلر وقتی میتوئنس واقعا به طور شایسته چنین ارتباطی رو بوجود بیاره که تو وقایع نسخه اول حضور داشته باشه یا یه صحبتی ازش شده باشه حتی ما تو فایلها هم ندیدیم که کوچکترین اشاره ای به کلر شده باشه جالبه اصلا قرار نبود کریس خواهری داشته باشه! در حالیکه در در مورد ویلیام چنین چیزی ما نداریم و همون طور که در بالا توضیح دادم ویلیام در واقایع قبل از نسخه 2 حضور داشته و یکی از مسببان الوده شدن شهر راکون هم بوده.اما کلر فقط چون خواهر کریسه و چون کریس تو نسخه اول حضور داشته نه کلر پس کلر باید وقایع نسخه دوم رو به نسخه اول ربط بده؟!تازه کلر فقط خواهر کریس بوده و با جیل و وسکر ربکا و بری برتون هیچ رابطه ای هم نداشته در حالیکه RE1 فقط شخصیت اصلیش کریس نیست و جیل و وسکر هم شخصیتهای اصلی اون محسوب میشن. تازه مهمترین بخش داستان هم که سر سران امبرلا و وسکر بوده نه کریس و جیل .واین یعنی اصل داستان RE1 سر امبرلا تشکیل گروه استارز بوسیله وسکر و امبرلا و اینکه چه حقایقی پشت سر امبرلا و وسکر و ویلیام و اسپنسر و... بوده و ما میبینم که جیل و کریس تازه وارد داستان شدن از هیچی هم خبر ندارن و تا انتهای بازی هم از خیلی چیزا بیخبر بودن.کلر هم که نه حضوری داشته نه بهش اشاره ای شده و وقتی هم وارد راکون میشه از هیچی خبر نداره حتی نمیدونه زامبی چیه و اگه با کمک لیون سوار ماشین پلیس نمیشدن همنونجا هم جونشو از دست داده بود و کسی مثل کلر که نه حضوری تو نسخه قبلی داشته باشه نه از چیزی اطلاع داشته باشه چطور میتونه یه ارتباط داستانی قوی بین نسخه1 با2 بوجود بیاره ؟
سوم اینکه اگه بخوایم فقط به صرف اینکه کلر خواهر کریسه و اومده دنبال کریس تا پیداش کنه و در نتیجه بگیم RE2با RE1 ارتباط داره پس لیون هم میتونه چنین ارتباطی بوجود بیاره.چون وابسته به اداره ار پی دی بوده و چون این اداره تو نسخه ریمیک هم مطرح بوده.وگروه استارز هم مسلما اونجا تشریف داشتن پس چون لیون تازه پلیس شده بوده و قصد داشته اولین روزهای کاریشو ت احتمالا تو ادره ار پی دی بگذرونه و شایدم بعدا خواسته به گروه استارز یا هر گروه دیگری که مربوط به ار پی دی هستش ملحق بشه پس لیون هم میتونه نسخه 2 رو به نسخه 1 پیوند بده.چون لیون مسلما بی ارتباط به اداره پلیس راکون نبوده و اگه شهر حد اقل یه ماه دیر الوده میشد لیون مسلما به اون اداره سر میزد.اما الوده شدن راکون مانع ازین شد که لیون بتونه برخلاف کریس و جیل تو اون اداره حضور داشته باشه و تردیدی هم نیست که استارز و ادره پلیس شهر راکون بی ارتباط با نسخه اول نیست.
اصلا این هیچ! در مورد ایدا چی میگی؟ایا این ایدا نبود که قبل از اینکه جیل و کریس سروکلشون تو امبرلا پیدا بشه رفته با با شخصی بنام JOHN طرح دوستی ریخته بود؟ایا ایدا قصد نداشت با این کار به امبرلا نفوذ کنه و ویروس جی رو صاحب بشه؟و ایا JOHN هم رمز کامیپوتر رو بنام ایدا نکرد؟و کلا ایا این ایدا نبود که حتی قبل از حضور جیل و کریس تو امبرلا حضور داشت؟و این یعنی قبل از جیل و کریس تو وقایع RE1 حضور داشت در حالیکه کریس و جیل هنوز نمیدونستن امبرلا چیکارس.بعد تازه ما ایدا رو تو نسخه 2 میبینیم و میفهمیم که اون رمزی که ما تو RE1 واسه باز کردن در های بسته ازمایشگاه بکار میبریم در اصل اسم همین دختر ه بوده!به نظر شما ایدا یه ارتباطی بین نسخه دوم با وقایع قبل بوجود نمیاره؟از نظر من این ارتباط خیلی قویتر از ارتباطی هست که کلر بوجود میاره چون حد اقل ایدا خیلی قبل تر از کلر و لیون حتی جیل و کریس تو ماجرا حضور داشته و قطعا میدونسته اینجا چه خبره.نگین ایدا رو تو RE1 ندیدیم که حرفتون قبول نیست.چون توضیح دادم برای ایجاد یه ارتباط داستانی حضور فیزیکی شرط نیست!
پس با این حساب من شخصا اعتقاد دارم سناریو لیون نه تنها به نسخه های قبلی خود بی ارتباط نیست بلکه با وجود ایدا ارتباط خیلی قویتری نسبت به کلر بوجود میاره.چون این ایدا بود که برخلاف کلر تو وقایع قبل از وقوع الوده شدن راکون حضور داشت و تازه این ایداس که تو RE2اومده نمونه ویروس G رو واسه وسکر ببره.وسکر هم که جریانش از این کارا معلوم بوده.اگه حرفمو قبول ندارین برین امبرلا کرونیکلز رو بازی کنین.اوناجا که وسکر ایدا رو نجات میده و ایدا نمونه ویروس رو به وسکر نشون میده.
در واقع ما زمانی میتونیم بگیم فلان شخصیت میتونه فلان داستان رو به نسخه های قبلی ربط بده که تو داستان قبلی حضور داشته باشه .مثلا میتونیم بگیم حضور کریس و جیل و وسکر میتونه RE5 به RE1 ربط بده چون هرسه تو نسخه 1 بودن اما درمورد کلر چنین ارتباط قوی نیست و این ایداس خیلی بهتر از کلر میتونه این ارتباط رو بوجود بیاره.
در مورد این حرفت که میگی لیون بدون کلر وارد ماجرا نمیشه هم قبول نیست .چون خود لیون دست کلرو میگیره سواره ماشین میشن بعد تازه بعد تصادف چون بهم دسترسی نداشتن گفتن که تو ادره همدیگرو ملاقات کنن اونجا هم که لیون شری رو میبینه با کلر توافق میکنن قبل از فرار از راکون دنبال بازمانده ها برن کلر هم که قبلا تو ادره فهمیده بود کریس نیست اما مستقیما قصد نداشت شهر رو ترک کنه و با کمک لیون دنبال شری بودن ولی بعد لیون با ایدا اشنا میشه کلر هم که فقط دنبال شری بود و هر دو داستان کاملا مستقلی رو طی میکنن .درسته؟
اینکه میگی لیون بازیچه دست ایدا و وسکر بوده درست اما مسلما بدون وجود لیون خیلی از وقایع تو نسخه 4 شکل نمیگرفت و ایدا هم به انگل نمیرسید .ایدا هم یجورایی خودشو مدیون لیون میدونس که بهش کمک میکرد وگرنه قرار بود لیون رو اول بکشه نه بهش کمک کنه پس خیلی هم قصد نداشت لیون رو بازیچه خودش کنه.کریس و جیل هم خیلی بازیچه وسکر شدن این دلیل نمیشه که از اهمیتشون کم بشه.برای اینکه شخصیت منفی وارد داستان بشه خواه نا خواه باید از شخصیت مثبت استفاده کنه.
 
آخرین ویرایش:
سعید جان،تنها دفاع همیشگی شما اینه که لیون جون کلیر و ایدا و....رو نجات داده.این اصلا جزو اهمیت داستانی حساب نمیشه.چون در این صورت،بری و کارلوس هم باید از جیل مهمتر باشن و استیو هم باید از کلیر مهمتر باشه.آخه یعنی چی؟مهم نقش و جایگاه یک کاراکتر در داستانه.

آقا بهزاد،اصلا من دارم درباره ی یک چیزی بحث می کنم و شما درباره ی یک چیز دیگه!بحث من سر داستان و اهمیت اونه.آخه اینکه لیون در رده ی چندم محبوبیته یا RE4 چه جوایزی گرفته،چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که یک بازی از لحاظ کارگردانی،گرافیک،شخصیت پردازی،گیم پلی،موزیک،طراحی مراحل و....بهترین بازی سال بشه،ولی داستانش نسبت به سایر نسخه های اون سری فرعی باشه و برعکس یک بازی دیگه یکی از بهترین و مهمترین داستان ها رو داشته باشه،ولی روی گیم پلی،گرافیک،موزیک،طراحی مراحل و....خوب کار نشده باشه.خب معلومه که اون بازی اول،نمرات بهتری رو کسب می کنه.اگه منم بودم همونو انتخاب می کردم.ولی آخه اینا چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که بهترین داستان رو در قالب مزخرف ترین بازی ارائه بدن.اینکه میگی نسخه ی 4 انگل جدیدی رو ارائه داد و باعث شد که داستان کلیشه ای نشه هم قبول.ولی باز این چه ربطی به داستان داره؟اگه اینطور باشه پس میتونستن توی 4 بیان کلا شخصیت های جدیدی رو با همین انگل و دشمنان بیارن.شخصیتهایی که هیچ ربطی به نسخه های قبلی نداشتند.پس در اون صورت هم باید میگفتیم که داستانش از 5 بهتره،فقط چون موضوع و سیک جدیدی رو ارائه داده؟برادر من،داستان RE5 به خاطر ادامه دادن و تموم کردن خط اصلی داستان سری مهمه،نه سیکش و گیک پلیش و....توی 5 ما دوباره به اصل داستان سری برگشتیم و حقایق مهمی رو درباره ی اسپنسر،گذشته ی وسکر،چگونگی ورودش به آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم.در حالی که توی 4 چند تا شخصیت منفی الکی و بی ریشه رو آوردن که نه تنها هیچ ربطی به نسخه های قبلی و اصل داستان سری نداشتن،بلکه توی همون نسخه اومدن و توی همون نسخه هم مردن.یعنی یک داستان کاملا جدید و گذرا.آیا غیر از اینه؟؟؟؟؟؟؟؟
یا مثلا اینکه لیون محبوب ترین شخصیته یا توی فلان سایت و کتاب گینس اسمش به عنوان خوشتیپ ترین و حرفه ای ترین شخصیت کل سری ثبت شده قبول.ولی آخه اینا چه ربطی به اهمیت نقشش توی داستان دارن؟ممکنه یک شخصیت زشت کوتوله که هیچ مهارت و جذابیتی هم نداره،از لیون توی داستان مهمتر باشه.شما فقط ظاهر بازی و گیم پلی رو می بینی.اصلا به اصل داستان کاری نداری و دربارش بحث نمی کنی.من حاضرم قسم بخورم که شما اصلا دلایل من رو نخوندی.برای همینم میگی به سه قسمت اول حرفات کاری ندارم.چون اگه خونده بودی،با وجود تمام چیزایی که گفتم باز نمیگفتی لیون یکی از کلیدی ترین شخصیت هاست.چرا؟فقط چون توی بازی های زیادی حضور داشته یا مثلا خوشتیپ ترین و محبوب ترین شخصیته؟آخه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟

معین جان،من تمام حرفای تو رو قبول دارم.ولی تو از حرفای من،دچار سوء برداشت شدی.منم همین مطالب تو رو گفتم.منتها یک جور دیگه!ببین.تو میگی سناریوی لیون به خاطر ایدا بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.100 درصد همینطوره.ولی خودت داری میگی به خاطر ایدا.یعنی لیون فقط یک روایتگره که ما با ایدا آشنا بشیم.همیشه همینطور بوده.در واقع این ایداست که داستان رو به نسخه ی اول ربط میده نه لیون!
در اینکه ایدا از کلیر بیشتر به نسخه ی اول ربط داره هم هیچ شکی نیست.اینکه من گفتم کلیر اومد داستان رو به نسخه ی اول ربط داد رو نسبت به لیون گفتم.وگرنه ایدا که شخصیت داستان سازه و اصلا نباید با شخصیت هایی مثل کلیر و لیون مقایسه بشه.چون من حتی ایدا رو از کریس و جیل هم مهمتر میدونم!
در ضمن،هر نسخه از رزیدنت اویل دو تا داستان داره.یکی مربوط میشه به شخصیت های داستان ساز و وقایع شکل دهنده ی داستان و اون یکی هم مربوط میشه به شخصیت های مثبت و داستانی که در ارتباط باهم دارن.حرف تو کاملا درسته.بخش اول داستان RE2 رو بیرکن و ایدا و....به نسخه ی اول ربط میدن.ولی بخش مربوط به شخصیت های مثبت رو کلیر ربط میده.اینکه کلیر حتی اسمش هم در نسخه ی اول نبوده که دلیل نمیشه.پس بیرکن هم اسمش در نسخه ی اول نبوده و اصلا قرار نبوده باشه.ولی توی RE2 نه تنها آوردنش،بلکه به قول خودت به گذشته هم ربطش دادن.همونطور که کلیر رو هم به گذشته ی کریس ربط دادن.انگار که از اول بوده!پس اینکه میگم کلیر رابط داستان نسخه های 1 و 2 هست رو نسبت به شخصیت های مثبت گفتم.همونطور که بیرکن و ایدا و....هم در رابطه با بخش پشت صحنه ی داستان همین نقش رو دارن.

و اما نکته ی آخر....مسلما کلیر نسبت به لیون خیلی بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.(نمیگم سناریوی کلیر میگم کلیر.چون اگه بحث کل سناریو باشه،لیون به خاطر ایدا بیشتر ربط داره.ولی بحث من سر خود کلیر و لیونه.) ببین.کلیر چطور وارد ماجرا شد؟اومد که برادرش رو پیدا کنه.چرا؟چون کریس به خاطر مسائل رخ داده در نسخه ی اول رفته بود به پاریس و به کلیر هم خبر نداده بود.بنابراین علت حضور کلیر در داستان مستقیما برمی گرده و نسخه ی اول و واقعه ی عمارت.یعنی اگه واقعه ی عمارت رخ نمیداد،اصلا کلیر پاش به داستان باز نمیشد.در حالی که در مورد لیون اینطور نیست.لیون مستقل از تمام این ماجراهاست و فقط به صرف اینکه پلیس بوده،برای انجام خدمتش به راکون سیتی میاد.
بعد از فرار از شهر هم داستان لیون میتونست تموم بشه.دقیقا مثل بری،ربکا،بیلی و....که بعد از فرار از مهلکه داستانشون تموم شد.درسته که ادامه دادن داستان لیون میتونست باعث جذابیت بیشتر داستان بشه،ولی هیچ لزومی نداشت که مثلا به مبارزه ادامه بده.چون هیچ داستان ناتموم یا نکته ی مبهمی نداشت.تنها داستان ناتمومش سر ایدا بود که در این صورت،باز می رسیم به اینکه لیون کلا به خاطر ایدا مهمه.وگرنه خودش هیچ مسئله ی ناتموم و مبهمی نداشت.علتش هم این بود که به جز فرار از شهر،هیچ هدف دیگه ای نداشت.
در حالی که کلیر علاوه بر فرار از شهر که هدف لیون هم بود،یک هدف دیگه هم داشت و اونم یافتن برادرش بود و چون توی RE2 برادرش رو پیدا نکرد،داستانش ناتموم موند و باید بلافاصله ادامه پیدا می کرد و همونطور که دیدیم،همین اتفاق هم افتاد و بلافاصله پس از نشون دادن نابودی راکون سیتی (در RE3)،به ادامه ی داستان کلیر پرداخته شد.تازه اونجا هم کلیر وسیله ای شد که پای کریس مجددا به داستان باز بشه و بیاد به جزیره ی راکفورت و بفهمه که وسکر زنده است و....یعنی اینجا کلیر مستقیما وارد خط اصلی داستان میشه.البته نه در حد کریس و جیل.چون اونا از ابتدا توی داستان بودند،ولی کلیر بعدا پاش به این داستان کشیده شد.در حالی که لیون توی RE4 وارد یک داستان جدید و گذرا شد با یک شخصیت منفی جدید و بی ریشه که توی همون نسخه اومد و توی همون نسخه هم کشته شد.دقیقا عین این اتفاق،توی RE6 دوباره برای لیون افتاد.تنها چیزی هم که در این داستان ها به گذشته ی لیون مربوط میشد ایدا بود.حالا دیگه قضاوت همه چیز با خودت!
 
من ديدم بيشتر بحث ها اينه كه بايد برگرده به همون ريشه هاش كه اتفاقا خيلي هم عاليه.

ولي فكر كنم اگه يادتون باشه اين نسخه 4 كلا قرار بود يه طور ديگه ساخته بشه و حتي اون نسخه كنسل شده را تا 40 درصد هم ساختن و داستانشم هيچ ربطي به اين نسخه اصلي 4 نداشت. ( قرار بود ليون به مقر آمبرلا نفوذ كنه)

به نظرم اگه همين نسخه كنسل شده را با گرافيك بالاتر بسازنش و بدنش بيرون ( يه جور ريبوت) ميتونه يه بازگشت خيلي خوب براي اين سري تا قبل نسخه هفتمش بشه. من تريلرشو ديدم ترسناكيش بدجور تو چشم ميزد. ( همون محيط هاي تاريك و بي صدا به غير از اين كه فقط صداي راه رفتن خودمون شنيده ميشد ، افتادن بي دليل اشيا و صداهاي مرموزانه تو همين دموي پنج دقيقه اش قلب آدمو مياره تو دهنش ) و هم دوربين ثابت داشت و هم دوربيني كه روي شونه بود. واقعا اگه ميساختنش محشر ميشد فقط همين عكس خودش حس ترس را منتقل ميكنه:

01_9.jpg
 
سعید جان،تنها دفاع همیشگی شما اینه که لیون جون کلیر و ایدا و....رو نجات داده.این اصلا جزو اهمیت داستانی حساب نمیشه.چون در این صورت،بری و کارلوس هم باید از جیل مهمتر باشن و استیو هم باید از کلیر مهمتر باشه.آخه یعنی چی؟مهم نقش و جایگاه یک کاراکتر در داستانه.

آقا بهزاد،اصلا من دارم درباره ی یک چیزی بحث می کنم و شما درباره ی یک چیز دیگه!بحث من سر داستان و اهمیت اونه.آخه اینکه لیون در رده ی چندم محبوبیته یا RE4 چه جوایزی گرفته،چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که یک بازی از لحاظ کارگردانی،گرافیک،شخصیت پردازی،گیم پلی،موزیک،طراحی مراحل و....بهترین بازی سال بشه،ولی داستانش نسبت به سایر نسخه های اون سری فرعی باشه و برعکس یک بازی دیگه یکی از بهترین و مهمترین داستان ها رو داشته باشه،ولی روی گیم پلی،گرافیک،موزیک،طراحی مراحل و....خوب کار نشده باشه.خب معلومه که اون بازی اول،نمرات بهتری رو کسب می کنه.اگه منم بودم همونو انتخاب می کردم.ولی آخه اینا چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که بهترین داستان رو در قالب مزخرف ترین بازی ارائه بدن.اینکه میگی نسخه ی 4 انگل جدیدی رو ارائه داد و باعث شد که داستان کلیشه ای نشه هم قبول.ولی باز این چه ربطی به داستان داره؟اگه اینطور باشه پس میتونستن توی 4 بیان کلا شخصیت های جدیدی رو با همین انگل و دشمنان بیارن.شخصیتهایی که هیچ ربطی به نسخه های قبلی نداشتند.پس در اون صورت هم باید میگفتیم که داستانش از 5 بهتره،فقط چون موضوع و سیک جدیدی رو ارائه داده؟برادر من،داستان RE5 به خاطر ادامه دادن و تموم کردن خط اصلی داستان سری مهمه،نه سیکش و گیک پلیش و....توی 5 ما دوباره به اصل داستان سری برگشتیم و حقایق مهمی رو درباره ی اسپنسر،گذشته ی وسکر،چگونگی ورودش به آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم.در حالی که توی 4 چند تا شخصیت منفی الکی و بی ریشه رو آوردن که نه تنها هیچ ربطی به نسخه های قبلی و اصل داستان سری نداشتن،بلکه توی همون نسخه اومدن و توی همون نسخه هم مردن.یعنی یک داستان کاملا جدید و گذرا.آیا غیر از اینه؟؟؟؟؟؟؟؟
یا مثلا اینکه لیون محبوب ترین شخصیته یا توی فلان سایت و کتاب گینس اسمش به عنوان خوشتیپ ترین و حرفه ای ترین شخصیت کل سری ثبت شده قبول.ولی آخه اینا چه ربطی به اهمیت نقشش توی داستان دارن؟ممکنه یک شخصیت زشت کوتوله که هیچ مهارت و جذابیتی هم نداره،از لیون توی داستان مهمتر باشه.شما فقط ظاهر بازی و گیم پلی رو می بینی.اصلا به اصل داستان کاری نداری و دربارش بحث نمی کنی.من حاضرم قسم بخورم که شما اصلا دلایل من رو نخوندی.برای همینم میگی به سه قسمت اول حرفات کاری ندارم.چون اگه خونده بودی،با وجود تمام چیزایی که گفتم باز نمیگفتی لیون یکی از کلیدی ترین شخصیت هاست.چرا؟فقط چون توی بازی های زیادی حضور داشته یا مثلا خوشتیپ ترین و محبوب ترین شخصیته؟آخه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟

معین جان،من تمام حرفای تو رو قبول دارم.ولی تو از حرفای من،دچار سوء برداشت شدی.منم همین مطالب تو رو گفتم.منتها یک جور دیگه!ببین.تو میگی سناریوی لیون به خاطر ایدا بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.100 درصد همینطوره.ولی خودت داری میگی به خاطر ایدا.یعنی لیون فقط یک روایتگره که ما با ایدا آشنا بشیم.همیشه همینطور بوده.در واقع این ایداست که داستان رو به نسخه ی اول ربط میده نه لیون!
در اینکه ایدا از کلیر بیشتر به نسخه ی اول ربط داره هم هیچ شکی نیست.اینکه من گفتم کلیر اومد داستان رو به نسخه ی اول ربط داد رو نسبت به لیون گفتم.وگرنه ایدا که شخصیت داستان سازه و اصلا نباید با شخصیت هایی مثل کلیر و لیون مقایسه بشه.چون من حتی ایدا رو از کریس و جیل هم مهمتر میدونم!
در ضمن،هر نسخه از رزیدنت اویل دو تا داستان داره.یکی مربوط میشه به شخصیت های داستان ساز و وقایع شکل دهنده ی داستان و اون یکی هم مربوط میشه به شخصیت های مثبت و داستانی که در ارتباط باهم دارن.حرف تو کاملا درسته.بخش اول داستان RE2 رو بیرکن و ایدا و....به نسخه ی اول ربط میدن.ولی بخش مربوط به شخصیت های مثبت رو کلیر ربط میده.اینکه کلیر حتی اسمش هم در نسخه ی اول نبوده که دلیل نمیشه.پس بیرکن هم اسمش در نسخه ی اول نبوده و اصلا قرار نبوده باشه.ولی توی RE2 نه تنها آوردنش،بلکه به قول خودت به گذشته هم ربطش دادن.همونطور که کلیر رو هم به گذشته ی کریس ربط دادن.انگار که از اول بوده!پس اینکه میگم کلیر رابط داستان نسخه های 1 و 2 هست رو نسبت به شخصیت های مثبت گفتم.همونطور که بیرکن و ایدا و....هم در رابطه با بخش پشت صحنه ی داستان همین نقش رو دارن.

و اما نکته ی آخر....مسلما کلیر نسبت به لیون خیلی بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.(نمیگم سناریوی کلیر میگم کلیر.چون اگه بحث کل سناریو باشه،لیون به خاطر ایدا بیشتر ربط داره.ولی بحث من سر خود کلیر و لیونه.) ببین.کلیر چطور وارد ماجرا شد؟اومد که برادرش رو پیدا کنه.چرا؟چون کریس به خاطر مسائل رخ داده در نسخه ی اول رفته بود به پاریس و به کلیر هم خبر نداده بود.بنابراین علت حضور کلیر در داستان مستقیما برمی گرده و نسخه ی اول و واقعه ی عمارت.یعنی اگه واقعه ی عمارت رخ نمیداد،اصلا کلیر پاش به داستان باز نمیشد.در حالی که در مورد لیون اینطور نیست.لیون مستقل از تمام این ماجراهاست و فقط به صرف اینکه پلیس بوده،برای انجام خدمتش به راکون سیتی میاد.
بعد از فرار از شهر هم داستان لیون میتونست تموم بشه.دقیقا مثل بری،ربکا،بیلی و....که بعد از فرار از مهلکه داستانشون تموم شد.درسته که ادامه دادن داستان لیون میتونست باعث جذابیت بیشتر داستان بشه،ولی هیچ لزومی نداشت که مثلا به مبارزه ادامه بده.چون هیچ داستان ناتموم یا نکته ی مبهمی نداشت.تنها داستان ناتمومش سر ایدا بود که در این صورت،باز می رسیم به اینکه لیون کلا به خاطر ایدا مهمه.وگرنه خودش هیچ مسئله ی ناتموم و مبهمی نداشت.علتش هم این بود که به جز فرار از شهر،هیچ هدف دیگه ای نداشت.
در حالی که کلیر علاوه بر فرار از شهر که هدف لیون هم بود،یک هدف دیگه هم داشت و اونم یافتن برادرش بود و چون توی RE2 برادرش رو پیدا نکرد،داستانش ناتموم موند و باید بلافاصله ادامه پیدا می کرد و همونطور که دیدیم،همین اتفاق هم افتاد و بلافاصله پس از نشون دادن نابودی راکون سیتی (در RE3)،به ادامه ی داستان کلیر پرداخته شد.تازه اونجا هم کلیر وسیله ای شد که پای کریس مجددا به داستان باز بشه و بیاد به جزیره ی راکفورت و بفهمه که وسکر زنده است و....یعنی اینجا کلیر مستقیما وارد خط اصلی داستان میشه.البته نه در حد کریس و جیل.چون اونا از ابتدا توی داستان بودند،ولی کلیر بعدا پاش به این داستان کشیده شد.در حالی که لیون توی RE4 وارد یک داستان جدید و گذرا شد با یک شخصیت منفی جدید و بی ریشه که توی همون نسخه اومد و توی همون نسخه هم کشته شد.دقیقا عین این اتفاق،توی RE6 دوباره برای لیون افتاد.تنها چیزی هم که در این داستان ها به گذشته ی لیون مربوط میشد ایدا بود.حالا دیگه قضاوت همه چیز با خودت!

منطقی خلاصه و مفید ( به نظر شخصی خودم)
 
من ديدم بيشتر بحث ها اينه كه بايد برگرده به همون ريشه هاش كه اتفاقا خيلي هم عاليه.

ولي فكر كنم اگه يادتون باشه اين نسخه 4 كلا قرار بود يه طور ديگه ساخته بشه و حتي اون نسخه كنسل شده را تا 40 درصد هم ساختن و داستانشم هيچ ربطي به اين نسخه اصلي 4 نداشت. ( قرار بود ليون به مقر آمبرلا نفوذ كنه)

به نظرم اگه همين نسخه كنسل شده را با گرافيك بالاتر بسازنش و بدنش بيرون ( يه جور ريبوت) ميتونه يه بازگشت خيلي خوب براي اين سري تا قبل نسخه هفتمش بشه. من تريلرشو ديدم ترسناكيش بدجور تو چشم ميزد. ( همون محيط هاي تاريك و بي صدا به غير از اين كه فقط صداي راه رفتن خودمون شنيده ميشد ، افتادن بي دليل اشيا و صداهاي مرموزانه تو همين دموي پنج دقيقه اش قلب آدمو مياره تو دهنش ) و هم دوربين ثابت داشت و هم دوربيني كه روي شونه بود. واقعا اگه ميساختنش محشر ميشد فقط همين عكس خودش حس ترس را منتقل ميكنه:

01_9.jpg


میگن این نسخه خیلی رویایی شده بود و از حال و هوای رزیدنت اویلی در اومده بود دیدی که تریلرشو بعدا تبدیل شده به شیطان میگرید.
 
درسته. ولي گفته بودن كه بازم زامبي توش بوده.

البته همين شش به غير از شخصيت هاش در زمينه رويايي بودن و بي ربط بودن به سري اويل حسابي تركونده

البته اون نسخه اي كه تبديل به دويل مي كراي شد كلا بازم اين نسخه نبود چون خود دويل مي كراي 2002 اومد در حالي كه همين تريلر 2003 براي اولين بار نشون داده شد.

ولي كلا در اين شرايط بدي كه اين سري فعلا داره همين نسخه هم ميتونه كلي براي اين سري آبروداري مجدد كنه. اين نسخه به نظرم يه جوري هست كه هم طرفداري قديم را راضي ميكنه و هم جديدها.
 
سعید جان،تنها دفاع همیشگی شما اینه که لیون جون کلیر و ایدا و....رو نجات داده.این اصلا جزو اهمیت داستانی حساب نمیشه.چون در این صورت،بری و کارلوس هم باید از جیل مهمتر باشن و استیو هم باید از کلیر مهمتر باشه.آخه یعنی چی؟مهم نقش و جایگاه یک کاراکتر در داستانه.

آقا بهزاد،اصلا من دارم درباره ی یک چیزی بحث می کنم و شما درباره ی یک چیز دیگه!بحث من سر داستان و اهمیت اونه.آخه اینکه لیون در رده ی چندم محبوبیته یا RE4 چه جوایزی گرفته،چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که یک بازی از لحاظ کارگردانی،گرافیک،شخصیت پردازی،گیم پلی،موزیک،طراحی مراحل و....بهترین بازی سال بشه،ولی داستانش نسبت به سایر نسخه های اون سری فرعی باشه و برعکس یک بازی دیگه یکی از بهترین و مهمترین داستان ها رو داشته باشه،ولی روی گیم پلی،گرافیک،موزیک،طراحی مراحل و....خوب کار نشده باشه.خب معلومه که اون بازی اول،نمرات بهتری رو کسب می کنه.اگه منم بودم همونو انتخاب می کردم.ولی آخه اینا چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که بهترین داستان رو در قالب مزخرف ترین بازی ارائه بدن.اینکه میگی نسخه ی 4 انگل جدیدی رو ارائه داد و باعث شد که داستان کلیشه ای نشه هم قبول.ولی باز این چه ربطی به داستان داره؟اگه اینطور باشه پس میتونستن توی 4 بیان کلا شخصیت های جدیدی رو با همین انگل و دشمنان بیارن.شخصیتهایی که هیچ ربطی به نسخه های قبلی نداشتند.پس در اون صورت هم باید میگفتیم که داستانش از 5 بهتره،فقط چون موضوع و سیک جدیدی رو ارائه داده؟برادر من،داستان RE5 به خاطر ادامه دادن و تموم کردن خط اصلی داستان سری مهمه،نه سیکش و گیک پلیش و....توی 5 ما دوباره به اصل داستان سری برگشتیم و حقایق مهمی رو درباره ی اسپنسر،گذشته ی وسکر،چگونگی ورودش به آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم.در حالی که توی 4 چند تا شخصیت منفی الکی و بی ریشه رو آوردن که نه تنها هیچ ربطی به نسخه های قبلی و اصل داستان سری نداشتن،بلکه توی همون نسخه اومدن و توی همون نسخه هم مردن.یعنی یک داستان کاملا جدید و گذرا.آیا غیر از اینه؟؟؟؟؟؟؟؟
یا مثلا اینکه لیون محبوب ترین شخصیته یا توی فلان سایت و کتاب گینس اسمش به عنوان خوشتیپ ترین و حرفه ای ترین شخصیت کل سری ثبت شده قبول.ولی آخه اینا چه ربطی به اهمیت نقشش توی داستان دارن؟ممکنه یک شخصیت زشت کوتوله که هیچ مهارت و جذابیتی هم نداره،از لیون توی داستان مهمتر باشه.شما فقط ظاهر بازی و گیم پلی رو می بینی.اصلا به اصل داستان کاری نداری و دربارش بحث نمی کنی.من حاضرم قسم بخورم که شما اصلا دلایل من رو نخوندی.برای همینم میگی به سه قسمت اول حرفات کاری ندارم.چون اگه خونده بودی،با وجود تمام چیزایی که گفتم باز نمیگفتی لیون یکی از کلیدی ترین شخصیت هاست.چرا؟فقط چون توی بازی های زیادی حضور داشته یا مثلا خوشتیپ ترین و محبوب ترین شخصیته؟آخه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟

معین جان،من تمام حرفای تو رو قبول دارم.ولی تو از حرفای من،دچار سوء برداشت شدی.منم همین مطالب تو رو گفتم.منتها یک جور دیگه!ببین.تو میگی سناریوی لیون به خاطر ایدا بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.100 درصد همینطوره.ولی خودت داری میگی به خاطر ایدا.یعنی لیون فقط یک روایتگره که ما با ایدا آشنا بشیم.همیشه همینطور بوده.در واقع این ایداست که داستان رو به نسخه ی اول ربط میده نه لیون!
در اینکه ایدا از کلیر بیشتر به نسخه ی اول ربط داره هم هیچ شکی نیست.اینکه من گفتم کلیر اومد داستان رو به نسخه ی اول ربط داد رو نسبت به لیون گفتم.وگرنه ایدا که شخصیت داستان سازه و اصلا نباید با شخصیت هایی مثل کلیر و لیون مقایسه بشه.چون من حتی ایدا رو از کریس و جیل هم مهمتر میدونم!
در ضمن،هر نسخه از رزیدنت اویل دو تا داستان داره.یکی مربوط میشه به شخصیت های داستان ساز و وقایع شکل دهنده ی داستان و اون یکی هم مربوط میشه به شخصیت های مثبت و داستانی که در ارتباط باهم دارن.حرف تو کاملا درسته.بخش اول داستان RE2 رو بیرکن و ایدا و....به نسخه ی اول ربط میدن.ولی بخش مربوط به شخصیت های مثبت رو کلیر ربط میده.اینکه کلیر حتی اسمش هم در نسخه ی اول نبوده که دلیل نمیشه.پس بیرکن هم اسمش در نسخه ی اول نبوده و اصلا قرار نبوده باشه.ولی توی RE2 نه تنها آوردنش،بلکه به قول خودت به گذشته هم ربطش دادن.همونطور که کلیر رو هم به گذشته ی کریس ربط دادن.انگار که از اول بوده!پس اینکه میگم کلیر رابط داستان نسخه های 1 و 2 هست رو نسبت به شخصیت های مثبت گفتم.همونطور که بیرکن و ایدا و....هم در رابطه با بخش پشت صحنه ی داستان همین نقش رو دارن.

و اما نکته ی آخر....مسلما کلیر نسبت به لیون خیلی بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.(نمیگم سناریوی کلیر میگم کلیر.چون اگه بحث کل سناریو باشه،لیون به خاطر ایدا بیشتر ربط داره.ولی بحث من سر خود کلیر و لیونه.) ببین.کلیر چطور وارد ماجرا شد؟اومد که برادرش رو پیدا کنه.چرا؟چون کریس به خاطر مسائل رخ داده در نسخه ی اول رفته بود به پاریس و به کلیر هم خبر نداده بود.بنابراین علت حضور کلیر در داستان مستقیما برمی گرده و نسخه ی اول و واقعه ی عمارت.یعنی اگه واقعه ی عمارت رخ نمیداد،اصلا کلیر پاش به داستان باز نمیشد.در حالی که در مورد لیون اینطور نیست.لیون مستقل از تمام این ماجراهاست و فقط به صرف اینکه پلیس بوده،برای انجام خدمتش به راکون سیتی میاد.
بعد از فرار از شهر هم داستان لیون میتونست تموم بشه.دقیقا مثل بری،ربکا،بیلی و....که بعد از فرار از مهلکه داستانشون تموم شد.درسته که ادامه دادن داستان لیون میتونست باعث جذابیت بیشتر داستان بشه،ولی هیچ لزومی نداشت که مثلا به مبارزه ادامه بده.چون هیچ داستان ناتموم یا نکته ی مبهمی نداشت.تنها داستان ناتمومش سر ایدا بود که در این صورت،باز می رسیم به اینکه لیون کلا به خاطر ایدا مهمه.وگرنه خودش هیچ مسئله ی ناتموم و مبهمی نداشت.علتش هم این بود که به جز فرار از شهر،هیچ هدف دیگه ای نداشت.
در حالی که کلیر علاوه بر فرار از شهر که هدف لیون هم بود،یک هدف دیگه هم داشت و اونم یافتن برادرش بود و چون توی RE2 برادرش رو پیدا نکرد،داستانش ناتموم موند و باید بلافاصله ادامه پیدا می کرد و همونطور که دیدیم،همین اتفاق هم افتاد و بلافاصله پس از نشون دادن نابودی راکون سیتی (در RE3)،به ادامه ی داستان کلیر پرداخته شد.تازه اونجا هم کلیر وسیله ای شد که پای کریس مجددا به داستان باز بشه و بیاد به جزیره ی راکفورت و بفهمه که وسکر زنده است و....یعنی اینجا کلیر مستقیما وارد خط اصلی داستان میشه.البته نه در حد کریس و جیل.چون اونا از ابتدا توی داستان بودند،ولی کلیر بعدا پاش به این داستان کشیده شد.در حالی که لیون توی RE4 وارد یک داستان جدید و گذرا شد با یک شخصیت منفی جدید و بی ریشه که توی همون نسخه اومد و توی همون نسخه هم کشته شد.دقیقا عین این اتفاق،توی RE6 دوباره برای لیون افتاد.تنها چیزی هم که در این داستان ها به گذشته ی لیون مربوط میشد ایدا بود.حالا دیگه قضاوت همه چیز با خودت!
اقا نیما در رابطه با لیست و شخصیت استدلالت را قبول ندارم. یعنی چون لیون خوشتیپ هست تو این لیست ها بوده؟! اگر این گونه هست پس رایدن از سری متال گیر باید به مراتب رتبه بهتر از سالید اسنیک بگیر.
یا نه وقتی لیست بزرگترین شخصیت منفی تاریخ را میدند ویلیام برکین از البرت رتبه بهتری بگیره چون دکتر و خوشتیپ
این لیست ها الکی نیست و معیار داره. یکی از همین معیارها 100 درصد به خاطر اهمیت شخصیت هست.
در رابطه با داستان من نگفتم داستان قسمت 5 بی اهمیت است. گفتم ساده و قابل پیش بینی هست. بله از این نظر به خاطر حضور شخصیتی چون البرت وسکر و پایان دادن به یکی از مسیرهای داستانی قابل اهمیت ولی هرگر به اندازه 4 درگیر کننده نیست. محکم نیست. بابا دیگه مشخص تو 5 چه اتفاقی قرار بیفته.
تنها نکته مثبت قسمت 5 به لحاظ داستانی مشخص شدن تکلیف اسپنسر هست ولاغیر.
در رابطه با لیون اخه داداش شما نگاه کن 4 با لیون شروع میشه ، با ان ادامه پیدا میکنه و با ان تمام میشه. دوستات میگند ایدا. اخه ایدا بود و نبودش فرقی نداشت. اقا ایدا مگه نمیخواست ویروس را بردار ببره بده به یک سازمان مرموز که بعدا میفهمیم البرت وسکر و در واقع ویروس را به ان میده(تاثیر گذار در قسمت 5)خب این کار را یک شخصیت منفی میتونست انجام بده مثل کرازر
ان دوستت میگه ایدا قرار بود اشلی را نجات بده!!! اصلا لیون با دستور رییس جمهور و قت و پس از 6 سال کار و تمرین تبدیل به یک پلیس حرفه ای میشه و این مسئوولیت را قبول میکنه
شما میگی که کلیر به خاطر برادرش و اینکه کجاست به راکون سیتی امده. پس وظیفه ای جمعی و در واقع خدمتی و ملی نداره. اتفاقا لئون حضورش قابل درک. اقا پلیس و باید میومده. خب کدام مهم تر؟پیدا کردن برادر یا پلیس بودن و انجام وظیفه در قبال پخش ویروس
کجا مستقل بوده؟؟؟؟؟لیون برای چی به راکون سیتی میاد. میاد برای خنده؟! میاد ببین چه اتفاقی افتاده. پس اگر نباشه کی باید باشه؟
واقعا تعجب میکنم. داستان رزیدنت اویل که از ان به عنوان بازی با اتش یاد میشود. مفاهیم قدرتمندی به لحاظ جامعه شناختی توش وجود داره.خلاصه شده تو پیدا کردن برادر کلیر و چون برادر ایشان در قسمت اول حضور داشته پس از لئون مهم تر هست.
در رابطه با قسمت 5 اصلا توضیح نمیده شرکت ترایسل چگونه به وجود امده ، اکسلا کی هست و چطور با البرت اشنا شده؟منظورم تو خود بازی هست. شما میگی تو قسمت 4 شخصیت های منفی جدید بودند. مگه تو 5 قدیمی بودند؟ اقا شما البرت حذف کن ببینم چه حرفی برای گفتن داره؟؟؟؟؟
4 مسیر داستانی را عوض کرد. هزار بار. دیگه خبری از راکون سیتی و ویروس t و اینا نبود. باعث شکل گیری یک بخش هایی از قسمت 5 قسمت 4 هست. دادن ویروس لاس پلاگاس از طرف ایدا به وسکر و..................
 
آخرین ویرایش:
به به آقا ببین این فنها چیکار میکنن......کلی ویدئو و عکس که فنهای قدیمی واسه ریمیک 2 ساختن رو همه جا میشه دید.....خیلی مشکوکه قضیه ....هرجا چشم کار میکنه در خواست فنها واسه ریمیک 2 و 3 هستش....یه نمونه زیبا از یه عکس....یه نمونه فوق العاده تقدیم به شما....عکسها و ویدئو های جدید رو هم میذارم: ( البته بعضی از این عکسها رو از دستکاری شاتهای Umbrella chronicles ساختن)

71275612354644086022.png
 
این ریمیک RE 2 خیلی جالبه. گیم پلی شده مثل RE 4 ... البته به نظرم هنوز شدیدا جای کار داره ولی با این حال قابل تحسینه کارشون.









اون ویدئو 10 دقیقه ای گیم پلی رو تهیه کنید، جالبه.
-------
نمیشه ریمیک RE 3 رو بسازند؟! 8-|
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or