COH master
کاربر سایت
منظورت چی بود از for the first time؟
اینجا اولین برخورد جیل با زامبی توی عمارت هستش بعد از بلند شدن از روی جسد داره به سمتش میاد البته کمی جل اومده عقب و وارد راهرو شده.
منظورت چی بود از for the first time؟
سعید جان،تنها دفاع همیشگی شما اینه که لیون جون کلیر و ایدا و....رو نجات داده.این اصلا جزو اهمیت داستانی حساب نمیشه.چون در این صورت،بری و کارلوس هم باید از جیل مهمتر باشن و استیو هم باید از کلیر مهمتر باشه.آخه یعنی چی؟مهم نقش و جایگاه یک کاراکتر در داستانه.
آقا بهزاد،اصلا من دارم درباره ی یک چیزی بحث می کنم و شما درباره ی یک چیز دیگه!بحث من سر داستان و اهمیت اونه.آخه اینکه لیون در رده ی چندم محبوبیته یا RE4 چه جوایزی گرفته،چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که یک بازی از لحاظ کارگردانی،گرافیک،شخصیت پردازی،گیم پلی،موزیک،طراحی مراحل و....بهترین بازی سال بشه،ولی داستانش نسبت به سایر نسخه های اون سری فرعی باشه و برعکس یک بازی دیگه یکی از بهترین و مهمترین داستان ها رو داشته باشه،ولی روی گیم پلی،گرافیک،موزیک،طراحی مراحل و....خوب کار نشده باشه.خب معلومه که اون بازی اول،نمرات بهتری رو کسب می کنه.اگه منم بودم همونو انتخاب می کردم.ولی آخه اینا چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که بهترین داستان رو در قالب مزخرف ترین بازی ارائه بدن.اینکه میگی نسخه ی 4 انگل جدیدی رو ارائه داد و باعث شد که داستان کلیشه ای نشه هم قبول.ولی باز این چه ربطی به داستان داره؟اگه اینطور باشه پس میتونستن توی 4 بیان کلا شخصیت های جدیدی رو با همین انگل و دشمنان بیارن.شخصیتهایی که هیچ ربطی به نسخه های قبلی نداشتند.پس در اون صورت هم باید میگفتیم که داستانش از 5 بهتره،فقط چون موضوع و سیک جدیدی رو ارائه داده؟برادر من،داستان RE5 به خاطر ادامه دادن و تموم کردن خط اصلی داستان سری مهمه،نه سیکش و گیک پلیش و....توی 5 ما دوباره به اصل داستان سری برگشتیم و حقایق مهمی رو درباره ی اسپنسر،گذشته ی وسکر،چگونگی ورودش به آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم.در حالی که توی 4 چند تا شخصیت منفی الکی و بی ریشه رو آوردن که نه تنها هیچ ربطی به نسخه های قبلی و اصل داستان سری نداشتن،بلکه توی همون نسخه اومدن و توی همون نسخه هم مردن.یعنی یک داستان کاملا جدید و گذرا.آیا غیر از اینه؟؟؟؟؟؟؟؟
یا مثلا اینکه لیون محبوب ترین شخصیته یا توی فلان سایت و کتاب گینس اسمش به عنوان خوشتیپ ترین و حرفه ای ترین شخصیت کل سری ثبت شده قبول.ولی آخه اینا چه ربطی به اهمیت نقشش توی داستان دارن؟ممکنه یک شخصیت زشت کوتوله که هیچ مهارت و جذابیتی هم نداره،از لیون توی داستان مهمتر باشه.شما فقط ظاهر بازی و گیم پلی رو می بینی.اصلا به اصل داستان کاری نداری و دربارش بحث نمی کنی.من حاضرم قسم بخورم که شما اصلا دلایل من رو نخوندی.برای همینم میگی به سه قسمت اول حرفات کاری ندارم.چون اگه خونده بودی،با وجود تمام چیزایی که گفتم باز نمیگفتی لیون یکی از کلیدی ترین شخصیت هاست.چرا؟فقط چون توی بازی های زیادی حضور داشته یا مثلا خوشتیپ ترین و محبوب ترین شخصیته؟آخه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟
معین جان،من تمام حرفای تو رو قبول دارم.ولی تو از حرفای من،دچار سوء برداشت شدی.منم همین مطالب تو رو گفتم.منتها یک جور دیگه!ببین.تو میگی سناریوی لیون به خاطر ایدا بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.100 درصد همینطوره.ولی خودت داری میگی به خاطر ایدا.یعنی لیون فقط یک روایتگره که ما با ایدا آشنا بشیم.همیشه همینطور بوده.در واقع این ایداست که داستان رو به نسخه ی اول ربط میده نه لیون!
در اینکه ایدا از کلیر بیشتر به نسخه ی اول ربط داره هم هیچ شکی نیست.اینکه من گفتم کلیر اومد داستان رو به نسخه ی اول ربط داد رو نسبت به لیون گفتم.وگرنه ایدا که شخصیت داستان سازه و اصلا نباید با شخصیت هایی مثل کلیر و لیون مقایسه بشه.چون من حتی ایدا رو از کریس و جیل هم مهمتر میدونم!
در ضمن،هر نسخه از رزیدنت اویل دو تا داستان داره.یکی مربوط میشه به شخصیت های داستان ساز و وقایع شکل دهنده ی داستان و اون یکی هم مربوط میشه به شخصیت های مثبت و داستانی که در ارتباط باهم دارن.حرف تو کاملا درسته.بخش اول داستان RE2 رو بیرکن و ایدا و....به نسخه ی اول ربط میدن.ولی بخش مربوط به شخصیت های مثبت رو کلیر ربط میده.اینکه کلیر حتی اسمش هم در نسخه ی اول نبوده که دلیل نمیشه.پس بیرکن هم اسمش در نسخه ی اول نبوده و اصلا قرار نبوده باشه.ولی توی RE2 نه تنها آوردنش،بلکه به قول خودت به گذشته هم ربطش دادن.همونطور که کلیر رو هم به گذشته ی کریس ربط دادن.انگار که از اول بوده!پس اینکه میگم کلیر رابط داستان نسخه های 1 و 2 هست رو نسبت به شخصیت های مثبت گفتم.همونطور که بیرکن و ایدا و....هم در رابطه با بخش پشت صحنه ی داستان همین نقش رو دارن.
و اما نکته ی آخر....مسلما کلیر نسبت به لیون خیلی بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.(نمیگم سناریوی کلیر میگم کلیر.چون اگه بحث کل سناریو باشه،لیون به خاطر ایدا بیشتر ربط داره.ولی بحث من سر خود کلیر و لیونه.) ببین.کلیر چطور وارد ماجرا شد؟اومد که برادرش رو پیدا کنه.چرا؟چون کریس به خاطر مسائل رخ داده در نسخه ی اول رفته بود به پاریس و به کلیر هم خبر نداده بود.بنابراین علت حضور کلیر در داستان مستقیما برمی گرده و نسخه ی اول و واقعه ی عمارت.یعنی اگه واقعه ی عمارت رخ نمیداد،اصلا کلیر پاش به داستان باز نمیشد.در حالی که در مورد لیون اینطور نیست.لیون مستقل از تمام این ماجراهاست و فقط به صرف اینکه پلیس بوده،برای انجام خدمتش به راکون سیتی میاد.
بعد از فرار از شهر هم داستان لیون میتونست تموم بشه.دقیقا مثل بری،ربکا،بیلی و....که بعد از فرار از مهلکه داستانشون تموم شد.درسته که ادامه دادن داستان لیون میتونست باعث جذابیت بیشتر داستان بشه،ولی هیچ لزومی نداشت که مثلا به مبارزه ادامه بده.چون هیچ داستان ناتموم یا نکته ی مبهمی نداشت.تنها داستان ناتمومش سر ایدا بود که در این صورت،باز می رسیم به اینکه لیون کلا به خاطر ایدا مهمه.وگرنه خودش هیچ مسئله ی ناتموم و مبهمی نداشت.علتش هم این بود که به جز فرار از شهر،هیچ هدف دیگه ای نداشت.
در حالی که کلیر علاوه بر فرار از شهر که هدف لیون هم بود،یک هدف دیگه هم داشت و اونم یافتن برادرش بود و چون توی RE2 برادرش رو پیدا نکرد،داستانش ناتموم موند و باید بلافاصله ادامه پیدا می کرد و همونطور که دیدیم،همین اتفاق هم افتاد و بلافاصله پس از نشون دادن نابودی راکون سیتی (در RE3)،به ادامه ی داستان کلیر پرداخته شد.تازه اونجا هم کلیر وسیله ای شد که پای کریس مجددا به داستان باز بشه و بیاد به جزیره ی راکفورت و بفهمه که وسکر زنده است و....یعنی اینجا کلیر مستقیما وارد خط اصلی داستان میشه.البته نه در حد کریس و جیل.چون اونا از ابتدا توی داستان بودند،ولی کلیر بعدا پاش به این داستان کشیده شد.در حالی که لیون توی RE4 وارد یک داستان جدید و گذرا شد با یک شخصیت منفی جدید و بی ریشه که توی همون نسخه اومد و توی همون نسخه هم کشته شد.دقیقا عین این اتفاق،توی RE6 دوباره برای لیون افتاد.تنها چیزی هم که در این داستان ها به گذشته ی لیون مربوط میشد ایدا بود.حالا دیگه قضاوت همه چیز با خودت!
من ديدم بيشتر بحث ها اينه كه بايد برگرده به همون ريشه هاش كه اتفاقا خيلي هم عاليه.
ولي فكر كنم اگه يادتون باشه اين نسخه 4 كلا قرار بود يه طور ديگه ساخته بشه و حتي اون نسخه كنسل شده را تا 40 درصد هم ساختن و داستانشم هيچ ربطي به اين نسخه اصلي 4 نداشت. ( قرار بود ليون به مقر آمبرلا نفوذ كنه)
به نظرم اگه همين نسخه كنسل شده را با گرافيك بالاتر بسازنش و بدنش بيرون ( يه جور ريبوت) ميتونه يه بازگشت خيلي خوب براي اين سري تا قبل نسخه هفتمش بشه. من تريلرشو ديدم ترسناكيش بدجور تو چشم ميزد. ( همون محيط هاي تاريك و بي صدا به غير از اين كه فقط صداي راه رفتن خودمون شنيده ميشد ، افتادن بي دليل اشيا و صداهاي مرموزانه تو همين دموي پنج دقيقه اش قلب آدمو مياره تو دهنش ) و هم دوربين ثابت داشت و هم دوربيني كه روي شونه بود. واقعا اگه ميساختنش محشر ميشد فقط همين عكس خودش حس ترس را منتقل ميكنه:
![]()
اقا نیما در رابطه با لیست و شخصیت استدلالت را قبول ندارم. یعنی چون لیون خوشتیپ هست تو این لیست ها بوده؟! اگر این گونه هست پس رایدن از سری متال گیر باید به مراتب رتبه بهتر از سالید اسنیک بگیر.سعید جان،تنها دفاع همیشگی شما اینه که لیون جون کلیر و ایدا و....رو نجات داده.این اصلا جزو اهمیت داستانی حساب نمیشه.چون در این صورت،بری و کارلوس هم باید از جیل مهمتر باشن و استیو هم باید از کلیر مهمتر باشه.آخه یعنی چی؟مهم نقش و جایگاه یک کاراکتر در داستانه.
آقا بهزاد،اصلا من دارم درباره ی یک چیزی بحث می کنم و شما درباره ی یک چیز دیگه!بحث من سر داستان و اهمیت اونه.آخه اینکه لیون در رده ی چندم محبوبیته یا RE4 چه جوایزی گرفته،چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که یک بازی از لحاظ کارگردانی،گرافیک،شخصیت پردازی،گیم پلی،موزیک،طراحی مراحل و....بهترین بازی سال بشه،ولی داستانش نسبت به سایر نسخه های اون سری فرعی باشه و برعکس یک بازی دیگه یکی از بهترین و مهمترین داستان ها رو داشته باشه،ولی روی گیم پلی،گرافیک،موزیک،طراحی مراحل و....خوب کار نشده باشه.خب معلومه که اون بازی اول،نمرات بهتری رو کسب می کنه.اگه منم بودم همونو انتخاب می کردم.ولی آخه اینا چه ربطی به داستان داره؟اصلا ممکنه که بهترین داستان رو در قالب مزخرف ترین بازی ارائه بدن.اینکه میگی نسخه ی 4 انگل جدیدی رو ارائه داد و باعث شد که داستان کلیشه ای نشه هم قبول.ولی باز این چه ربطی به داستان داره؟اگه اینطور باشه پس میتونستن توی 4 بیان کلا شخصیت های جدیدی رو با همین انگل و دشمنان بیارن.شخصیتهایی که هیچ ربطی به نسخه های قبلی نداشتند.پس در اون صورت هم باید میگفتیم که داستانش از 5 بهتره،فقط چون موضوع و سیک جدیدی رو ارائه داده؟برادر من،داستان RE5 به خاطر ادامه دادن و تموم کردن خط اصلی داستان سری مهمه،نه سیکش و گیک پلیش و....توی 5 ما دوباره به اصل داستان سری برگشتیم و حقایق مهمی رو درباره ی اسپنسر،گذشته ی وسکر،چگونگی ورودش به آمبرلا و چگونگی کشف ویروس پروجنیتور فهمیدیم.در حالی که توی 4 چند تا شخصیت منفی الکی و بی ریشه رو آوردن که نه تنها هیچ ربطی به نسخه های قبلی و اصل داستان سری نداشتن،بلکه توی همون نسخه اومدن و توی همون نسخه هم مردن.یعنی یک داستان کاملا جدید و گذرا.آیا غیر از اینه؟؟؟؟؟؟؟؟
یا مثلا اینکه لیون محبوب ترین شخصیته یا توی فلان سایت و کتاب گینس اسمش به عنوان خوشتیپ ترین و حرفه ای ترین شخصیت کل سری ثبت شده قبول.ولی آخه اینا چه ربطی به اهمیت نقشش توی داستان دارن؟ممکنه یک شخصیت زشت کوتوله که هیچ مهارت و جذابیتی هم نداره،از لیون توی داستان مهمتر باشه.شما فقط ظاهر بازی و گیم پلی رو می بینی.اصلا به اصل داستان کاری نداری و دربارش بحث نمی کنی.من حاضرم قسم بخورم که شما اصلا دلایل من رو نخوندی.برای همینم میگی به سه قسمت اول حرفات کاری ندارم.چون اگه خونده بودی،با وجود تمام چیزایی که گفتم باز نمیگفتی لیون یکی از کلیدی ترین شخصیت هاست.چرا؟فقط چون توی بازی های زیادی حضور داشته یا مثلا خوشتیپ ترین و محبوب ترین شخصیته؟آخه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟
معین جان،من تمام حرفای تو رو قبول دارم.ولی تو از حرفای من،دچار سوء برداشت شدی.منم همین مطالب تو رو گفتم.منتها یک جور دیگه!ببین.تو میگی سناریوی لیون به خاطر ایدا بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.100 درصد همینطوره.ولی خودت داری میگی به خاطر ایدا.یعنی لیون فقط یک روایتگره که ما با ایدا آشنا بشیم.همیشه همینطور بوده.در واقع این ایداست که داستان رو به نسخه ی اول ربط میده نه لیون!
در اینکه ایدا از کلیر بیشتر به نسخه ی اول ربط داره هم هیچ شکی نیست.اینکه من گفتم کلیر اومد داستان رو به نسخه ی اول ربط داد رو نسبت به لیون گفتم.وگرنه ایدا که شخصیت داستان سازه و اصلا نباید با شخصیت هایی مثل کلیر و لیون مقایسه بشه.چون من حتی ایدا رو از کریس و جیل هم مهمتر میدونم!
در ضمن،هر نسخه از رزیدنت اویل دو تا داستان داره.یکی مربوط میشه به شخصیت های داستان ساز و وقایع شکل دهنده ی داستان و اون یکی هم مربوط میشه به شخصیت های مثبت و داستانی که در ارتباط باهم دارن.حرف تو کاملا درسته.بخش اول داستان RE2 رو بیرکن و ایدا و....به نسخه ی اول ربط میدن.ولی بخش مربوط به شخصیت های مثبت رو کلیر ربط میده.اینکه کلیر حتی اسمش هم در نسخه ی اول نبوده که دلیل نمیشه.پس بیرکن هم اسمش در نسخه ی اول نبوده و اصلا قرار نبوده باشه.ولی توی RE2 نه تنها آوردنش،بلکه به قول خودت به گذشته هم ربطش دادن.همونطور که کلیر رو هم به گذشته ی کریس ربط دادن.انگار که از اول بوده!پس اینکه میگم کلیر رابط داستان نسخه های 1 و 2 هست رو نسبت به شخصیت های مثبت گفتم.همونطور که بیرکن و ایدا و....هم در رابطه با بخش پشت صحنه ی داستان همین نقش رو دارن.
و اما نکته ی آخر....مسلما کلیر نسبت به لیون خیلی بیشتر به نسخه ی اول ربط داره.(نمیگم سناریوی کلیر میگم کلیر.چون اگه بحث کل سناریو باشه،لیون به خاطر ایدا بیشتر ربط داره.ولی بحث من سر خود کلیر و لیونه.) ببین.کلیر چطور وارد ماجرا شد؟اومد که برادرش رو پیدا کنه.چرا؟چون کریس به خاطر مسائل رخ داده در نسخه ی اول رفته بود به پاریس و به کلیر هم خبر نداده بود.بنابراین علت حضور کلیر در داستان مستقیما برمی گرده و نسخه ی اول و واقعه ی عمارت.یعنی اگه واقعه ی عمارت رخ نمیداد،اصلا کلیر پاش به داستان باز نمیشد.در حالی که در مورد لیون اینطور نیست.لیون مستقل از تمام این ماجراهاست و فقط به صرف اینکه پلیس بوده،برای انجام خدمتش به راکون سیتی میاد.
بعد از فرار از شهر هم داستان لیون میتونست تموم بشه.دقیقا مثل بری،ربکا،بیلی و....که بعد از فرار از مهلکه داستانشون تموم شد.درسته که ادامه دادن داستان لیون میتونست باعث جذابیت بیشتر داستان بشه،ولی هیچ لزومی نداشت که مثلا به مبارزه ادامه بده.چون هیچ داستان ناتموم یا نکته ی مبهمی نداشت.تنها داستان ناتمومش سر ایدا بود که در این صورت،باز می رسیم به اینکه لیون کلا به خاطر ایدا مهمه.وگرنه خودش هیچ مسئله ی ناتموم و مبهمی نداشت.علتش هم این بود که به جز فرار از شهر،هیچ هدف دیگه ای نداشت.
در حالی که کلیر علاوه بر فرار از شهر که هدف لیون هم بود،یک هدف دیگه هم داشت و اونم یافتن برادرش بود و چون توی RE2 برادرش رو پیدا نکرد،داستانش ناتموم موند و باید بلافاصله ادامه پیدا می کرد و همونطور که دیدیم،همین اتفاق هم افتاد و بلافاصله پس از نشون دادن نابودی راکون سیتی (در RE3)،به ادامه ی داستان کلیر پرداخته شد.تازه اونجا هم کلیر وسیله ای شد که پای کریس مجددا به داستان باز بشه و بیاد به جزیره ی راکفورت و بفهمه که وسکر زنده است و....یعنی اینجا کلیر مستقیما وارد خط اصلی داستان میشه.البته نه در حد کریس و جیل.چون اونا از ابتدا توی داستان بودند،ولی کلیر بعدا پاش به این داستان کشیده شد.در حالی که لیون توی RE4 وارد یک داستان جدید و گذرا شد با یک شخصیت منفی جدید و بی ریشه که توی همون نسخه اومد و توی همون نسخه هم کشته شد.دقیقا عین این اتفاق،توی RE6 دوباره برای لیون افتاد.تنها چیزی هم که در این داستان ها به گذشته ی لیون مربوط میشد ایدا بود.حالا دیگه قضاوت همه چیز با خودت!
