خیلی ممنون داداش منظور منم درست همین بود :dداش حامد،اتفاقا شما در مورد من دچار سوءتفاهم شدي!مگه من گفتم دعوا دارم؟مگه من خواستم نظرم رو به كسي تحميل كنم؟من فقط نظر خودم رو ميگم.اتفاقا من با اينكه بيشتر طرفدار سري كلاسيك هستم،هيچوقت نگفتم كه از RE6 بدم مياد.اتفاقا اولين كسي كه توي تاپيك از داستان RE6 تعريف و تمجيد كرد خودم بودم.
هميشه هم گفتم.اگه قرار باشه به RE6 به چشم ادامه ي داستان نگاه كنيم،داستانش خوب نيست.چون هيچ ابهامي رو برطرف نمي كنه.ولي اگه بهش به چشم يك داستان مستقل نگاه كنيم،واقعا شاهكاره!همونقدر كه داستان RE5 از لحاظ وابستگي به نسخه هاي قبل و رفع ابهامات گذشته مايه گذاشته بود،انصافا RE6 هم از لحاظ طراحي و روايت بسيار زيباي داستان مايه گذاشته بود.علاوه بر اينكه طراحي داستان RE6،به مراتب سخت تر و پيچيده تر از طراحي داستان RE5 بود.چون بايد 4 تا داستان مختلف رو با هم ادغام مي كرد و به هم ربط مي داد.
مثلا توي سناريوي جيك،چيز زيادي از داستان به ما نميگن.جريانات مربوط به كارلا و سيمونز رو هم اصلا مطرح نمي كنن.كلا جيك و شري فقط طعمه بودن و فقط بخش خيلي كوچيكي از نقشه هاي كارلا به حساب ميان.
توي سناريوي كريس ما با كارلا طرف بوديم.در صورتي كه فكر كنيم ايداست كه داره اين جنايات رو مرتكب ميشه.مخصوصا كه به خاطر نسخه هاي قبل،يك ذهنيت نسبتا منفي هم ازش داشتيم.(البته همه ي اينا در صورتي بود اگه اسپويل نمي كردن!)
توي سناريوي ليون هم با سيمونز طرف بوديم.ولي ماجراي رابطش با ايدا رو مبهم گذاشتن.از طرفي هم اين سوال برامون پيش مياد كه چرا رفتارهاي ايدا،با هم در تضادن.
توي سناريوي ايدا هم اومدن به تمام اين سوالات پاسخ دادن و ارتباط بين تمام اين مسائل رو روشن كردن.علاوه بر اينكه ما فهميديم كه ايدا در پشت صحنه ي تك تك حوادث بوده و از همه چيز هم مطلع بوده.گاهي اوقات به طور نامحسوس،به شخصيت هاي داستان (مثل جيك و شري) كمك مي كرده و گاهي اوقات هم از بعضي ها (مثل كريس و پيرز) براي رسيدن به اهدافش و پيدا كردن همزاد خودش استفاده مي كرده.
پس مي بينيم كه من داستان RE6 رو واقعا درك مي كنم و دوستش دارم.مشكل من فقط با سبك بازي است.من ميگم بازي مي تونست در كنار داشتن يك داستان خوب،يك گيم پلي و آتمسفر كلاسيك و ترسناك هم داشته باشه.حداقل توي سناريوي ليون بايد اينطور مي بود.چون قول داده بودن.ولي نبود!(يا اگر هم بود،خيلي كم بود.)
حميد جان،اسم اين تاپيك بحث و تبادل نظر هست.يعني هر كسي مي تونه بياد نظرش رو بگه.تو خودت كه نمياي نظرت رو بگي،به بقيه چيكار داري؟:d
ی سوال re7 ساخته میشه یا نه؟
دوستان ببخشید اینجا میگم باید میرفتم توی RE6|PC ولی خب باید برم و وقتم کمه :
این باس اولیه مرحله ی جیک، که در قفل هست باید چیکار کنیم، نه اینکه بلد نباشم پیدا کنم، خیلی سادست ولی حال ندارم دو ساعت سر این بخش مضحک وقت بذارم![]()
باید یکاری کنم بخوره به در یا اینکه یه کاری کنم ستون ها خراب شه ؟
کسی نبود دوستان؟دوستان یک سوال :
کارلا که به عنوان موش آزمایشگاهی توسط ویروس میشه ایدا تقلبی اصلش کی بوده؟یعنی کارلا کیه دقیقا؟دختر سیمونز هستش؟(یه عکس نشون میده بازی که این دوتا بالاسر هم ایستادند)
حرف از یه اویل Open World شد..
به نظرم اگر دست یه کارگردان خلاق و یه تیم سازنده با استعداد بیوفته، میتونه از هر نظر خارق العاده باشه. نمونه-ش آخرین شماره Alone In The Dark بود که علی رغم موفق نبودن، ولی اتمسفر فوق العاده و عالی رو درست کرده بود و گیم پلیش کاملا به واقعیت نزدیک بود. حس تنهایی توی شهری که از همه طرف بسته هست و دشمنایی که فقط با آتش میمیرن واقعا عالی بود. اگر RE بتونه اینجوری بشه رسما همه رو نابود میکنه:d
داداش یه سوالی برای منم پیش اومد:من اومدم آرش جان.:d
جوابت رو توي اسپويلر مي ذارم:
سيمونز براي اينكه بتونه يكي مثل ايدا درست كنه،10 سال وقت صرف مي كنه و توي اين 10 سال هم 123235 نفر رو قرباني مي كنه.ولي هيچ كدوم اون جوري كه سيمونز ميخواسته نميشن.اين تحقيقات تحت سرپرستي كارلا رادامز كه همكار قديمي سيمونز بوده انجام ميشه.كارلا هميشه دوست داشته توجه سيمونز رو به خودش جلب كنه.تا اينكه سيمونز تصميم ميگيره روي خود كارلا آزمايش كنه كه اتفاقا خوب درمياد!ولي بالاخره كارلا مداركي رو پيدا مي كنه كه ميفهمه سيمونز باهش چيكار كرده.براي همين هم به طور مخفيانه (در حالي كه هنوز تظاهر مي كرده با سيمونز كار مي كنه)،سازمان نيو آمبرلا رو تاسيس مي كنه تا از سيمونز انتقام بگيره.هدف اصلي نيو آمبرلا به وجود آوردن هرج و مرج و بي نظمي در جهان بوده.يعني دقيقا برعكس هدف سيمونز و سازمانش كه به وجود آوردن نظم و ثبات جهاني بوده!

الان یه سوال دیگه برام پیش اومدسلام داش محمد.
جواب سوال اولت:
سيمونز تا سال 1998 با ايدا رابطه داشته.ايدا براي سيمونز كار مي كرده و در واقع مورد اعتمادترين يار اون بوده.ولي بعد از نابودي راكون سيتي،ايدا ميفهمه كه سيمونز پشت بمباران راكون سيستي بوده.بنابراين اون رو فردي خطرناك تلقي ميكنه و ارتباطش وبا اون قطع ميكنه.سيمونز هم كه ايدا رو تنها يارش ميدونسته،براي اولين بار در عمرش تكوني ميخوره و عقده اي ميشه.سيمونز عاشق ايدا بوده و فكر ميكرده تنها كسي كه لياقت اون رو داره ايداست.براي همين هم نميتونه حقيقت رفتن ايدا رو بپذيره و با خودش ميگه:اگه ايدا منو ترك كنه،من ايداي ديگري ميسازم!
خانواده نام سازماني سري و جهانيه كه رياست اون رو اجداد سيمونز بر عهده داشتن و بعدش هم به خود سيمونز ميرسه.خانواده به طور نامحسوس و با در اختيار داشتن ثروت و نفوذ فراوان،در پشت پرده ي تمام امور جهان حضور داره و تمام دولت ها رو مديريت ميكنه.هدف اصلي اونا به وجود آوردن نظم و ثبات در جهانه.به طوري كه همه چيز در جهت رسيدن به خواسته هاي خودشون باشه و دنيا رو اونجوري پيش ببرن كه خودشون ميخوان.حتي همونطور كه خود سيمونز هم ميگه،هدفش از به وجود آوردن فاجعه ي تال آكس و ترور رئيس جمهور،جلوگيري از فاش شدن اسرار راكون سيتي،به منظور حفظ نظم و اعتبار آمريكا و كل جهان بوده.بنابراين نميشه گفت اقدام مثبتيه يا خانواده سازمان خوبيه.بعد از مرگ سيمونز هم يكي ديگه رياست خانواده رو بر عهده ميگيره كه البته معلوم نيست كيه!
سوال ديگه اي بود در خدمتم!![]()

داستانش که واقعا حرف ندارهنوكرم داداش.علتش اينه كه عاشق داستان رزيدنت اويلم و به عمق داستانش نگاه ميكنم نه فقط ظاهرش و بهش به چشم يك داستان بزرگ نگاه ميكنم نه يك بازي!تمام فايل ها و ديالوگ هاش رو هم خودم ترجمه ميكنم و كامل ميخونم.ادعا نميكنم كه از سازنده هاش اطلاعاتم بيشتره،ولي ادعا ميكنم كه بيشتر از سازنده هاش،عمقش رو درك ميكنم.مطمئن باش الآن اگه اين سوالات رو از خود سازندگان بازي ميپرسيدي،يا نميتونستن جواب بدن يا جواب هاي چرت و پرت ميدادن!![]()
