بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

چرا تاپیک اینقدر سوت و کور شده؟من چند روز نبودم.فکر کردم الآن اینجا چه خبره! :(
میگم چند روز بیشتر تا E3 نمونده.به نظرتون چه سورپرایزهایی،انتظارمون رو می کشند؟تایید جیل و کلیر در RE6؟تایید جیل و کلیر برای RE7؟رزیدنت اویل:سقوط؟گیم پلی RE6؟یا چیز دیگه؟

شاید هم عملیات:راکون:سیتی 2!
yahoo_4.gif

ولی خداییش خیلی دوست دارم برای یک بار هم که شده،کلیر رو با لباس مشکی ببینم!حالا چه در RE6،چه در سقوط و چه در دامناشن.
در ضمن از وقتی که به لطف سینای عزیز،ترجمه ی فایل های رزیدنت اویل 4 رو خوندم،کلا برداشتم نسبت به داستان این بازی عوض شده.داستان رزیدنت اویل 4 خیلی بهتر و پیچیده تر از اون چیزی هست که فکر می کردم!ولی هنوز هم میگم.در مقایسه با داستان نسخه های دیگه،به مراتب ضعیف تره!

راستی،این رو بخونید.بالاخره یکی پیدا شد که ارزش کلیر رو می فهمه: :d

http://resident-evil-fans.blogfa.com/post/15
 
آخرین ویرایش:
سلام افشین جون! کجا بودی؟ نکنه داری روی یه سورپرایز دیگه کار میکنی؟:d
من شدیدا پایه بحثم! تو فقط راش بنداز!
خوب راستشو بخواید این موضوع چند وقته که ذهن منو مشغول کرده
ما همیشه تو تاپیک زیر و بم رزیدنت ایول رو بررسی کردیم
کوچیکترین نقطه های داستان رو گفتیم و از زیبایی هاش لذت بردیم
ولی هیچ وقت در مورد اشکالاتش صحبت جدی نداشتیم
هقته پیش که داشتم مکس پین رو بازی می کردم بیشتر به این موضوع پی بردم که رزیدنت ایول با همه پیچیدگی های داستانیش شخصیت هاش به جز یه نفر (وسکر) و مخصوصا شخصیت های قابل بازی هیچ عمقی ندارن
من کریس رو دوست دارم لیان رو دوست دارم کلیر جیل ربکا بیلی ولی این شخصیت ها هیچ وقت من رو دل باخته خودشون نمی کنن
همشون عالین ولی من وقتی متال گیر بازی می کنم یا مکس پین
هر چقدر هم که تو متن داستان ضعف داشته باشن ولی یه کانکشن غول آسا بین بازیکن و شخصیت قابل بازی ینی مثلا اسنیک یا مکس برقرار میشه
شخصیت پردازی رزیدنت ایول بیشتر شبیه فیلم های پاپ کورنیه
تو شماره 1 و ریمیک که شخصیت پردازی خیلی ضعیف و محیط اتمسفر و گیم پلی که ما رو جذب می کنه
شماره 2 هم کمی بهتره ولی بازم ارتباط با شخصیت های غیر قابل بازی کمی شیرین تر از قابل بازی هاست
واقعیت اینکه ما تو سن کم این شماره ها رو بازی کردیم
شخصیت های رزیدنت ایول خیلی خوبن
ولی هیچ وقت احساس نمی کنیم که یه آدم واقعی هستن
 
آخرین ویرایش:
خوب راستشو بخواید این موضوع چند وقته که ذهن منو مشغول کرده
ما همیشه تو تاپیک زیر و بم رزیدنت ایول رو بررسی کردیم
کوچیکترین نقطه های داستان رو گفتیم و از زیبایی هاش لذت بردیم
ولی هیچ وقت در مورد اشکالاتش صحبت جدی نداشتیم
هقته پیش که داشتم مکس پین رو بازی می کردم بیشتر به این موضوع پی بردم که رزیدنت ایول با همه پیچیدگی های داستانیش شخصیت هاش به جز یه نفر (وسکر) و مخصوصا شخصیت های قابل بازی هیچ عمقی ندارن
من کریس رو دوست دارم لیان رو دوست دارم کلیر جیل ربکا بیلی ولی این شخصیت ها هیچ وقت من رو دل باخته خودشون نمی کنن
همشون عالین ولی من وقتی متال گیر بازی می کنم یا مکس پین
هر چقدر هم که تو متن داستان ضعف داشته باشن ولی یه کانکشن غول آسا بین بازیکن و شخصیت قابل بازی ینی مثلا اسنیک یا مکس برقرار میشه
شخصیت پردازی رزیدنت ایول بیشتر شبیه فیلم های پاپ کورنیه
تو شماره 1 و ریمیک که شخصیت پردازی خیلی ضعیف و محیط اتمسفر و گیم پلی که ما رو جذب می کنه
شماره هم کمی بهتره ولی بازم ارتباط با شخصیت های غیر قابل بازی کمی شیرین تر از قابل بازی هاست
واقعیت اینکه ما تو سن کم این شماره ها رو بازی کردیم
شخصیت های رزیدنت ایول خیلی خوبن
ولی هیچ وقت احساس نمی کنیم که یه آدم واقعی هستن
اینی که بولد کردم و کاملا باهات موافقم! شدیدا موافقم!
والا چی میتونم بگم؟ کامل و جامع گفتی!
شاید به داستان هم برگرده ولی بازم داستان متال گیر هم از نوع تخیلی هست که این نظریه رو رد میکنه.منظورم اینه که داستان مکس پین در واقعیت هم اتفاق میوفته ولی رزیدنت و متل گیر نه!
 
اینی که بولد کردم و کاملا باهات موافقم! شدیدا موافقم!
والا چی میتونم بگم؟ کامل و جامع گفتی!
شاید به داستان هم برگرده ولی بازم داستان متال گیر هم از نوع تخیلی هست که این نظریه رو رد میکنه.منظورم اینه که داستان مکس پین در واقعیت هم اتفاق میوفته ولی رزیدنت و متل گیر نه!
خوب این حرف درسته من حتی متال گیر رو مثال زدم تا بحث تو کشور سازنده نباشه
شاید دلیلش این باشه که شخصیت های رزیدنت ایول همیشه مث یه آدم عادی از پس مشکلات بر نمیان هیچ وقت درب و داغون نمی شن هیچ وقت از هدفشون جا نمی مونن یا جا نمیزنن
ینی منظورم اینه که بخش روح و روان تو شخصیت های رزیدنت ایول پردازش کمی داشته
همیشه مصمم هستن و تا جایی که بشه پیش می رن
خوب شاید خوب به نظر بیاد ولی من به این حرکت می گم پاپ کورنی
اون وقت شخصیت های رزیدنت ایول میشن بزن بهادر
خوب همه اخبار e3 رو دنبال می کنیم دیگه
اینجوری که معلومه سبک survival horror دوباره داره پا می گیره خیلی بازی جدید تو این سبک معرفی شده
خوب واقعا رزیدنت ایول تا کجا شانس داره تا سلطان این سبک بمونه یا اصن مونده ؟؟؟؟
 
خوب این حرف درسته من حتی متال گیر رو مثال زدم تا بحث تو کشور سازنده نباشه
شاید دلیلش این باشه که شخصیت های رزیدنت ایول همیشه مث یه آدم عادی از پس مشکلات بر نمیان هیچ وقت درب و داغون نمی شن هیچ وقت از هدفشون جا نمی مونن یا جا نمیزنن
ینی منظورم اینه که بخش روح و روان تو شخصیت های رزیدنت ایول پردازش کمی داشته
همیشه مصمم هستن و تا جایی که بشه پیش می رن
خوب شاید خوب به نظر بیاد ولی من به این حرکت می گم پاپ کورنی
اون وقت شخصیت های رزیدنت ایول میشن بزن بهادر
خوب همه اخبار e3 رو دنبال می کنیم دیگه
اینجوری که معلومه سبک survival horror دوباره داره پا می گیره خیلی بازی جدید تو این سبک معرفی شده
خوب واقعا رزیدنت ایول تا کجا شانس داره تا سلطان این سبک بمونه یا اصن مونده ؟؟؟؟
دقیقا.شخصیت ها مصنوعی هستن.همیشه یه روند رو در پیش میگیرن و همه چی یه جوره.بزن بهادر هم که خدارو شکر کم ندارن و نمیذارن.
والا به نظرم وقتی سازنده اصلی یه بازی برکنار بشه،بازی ممکنه بازم خوب باشه ولی عالی نیست.هیچوقت به عالی نمیرسه مثل قضیه حد توی ریاضی.
به نظرم تنها چیزی که به RE های جدید ضربه زده،وجود پارتنر هست.شدیدا جلوه بازی رو خراب کرد.همون RE4 هم باز هم تا حدودی ترسناک بود ولی 5 اصلا
 
دقیقا.شخصیت ها مصنوعی هستن.همیشه یه روند رو در پیش میگیرن و همه چی یه جوره.بزن بهادر هم که خدارو شکر کم ندارن و نمیذارن.
والا به نظرم وقتی سازنده اصلی یه بازی برکنار بشه،بازی ممکنه بازم خوب باشه ولی عالی نیست.هیچوقت به عالی نمیرسه مثل قضیه حد توی ریاضی.
به نظرم تنها چیزی که به RE های جدید ضربه زده،وجود پارتنر هست.شدیدا جلوه بازی رو خراب کرد.همون RE4 هم باز هم تا حدودی ترسناک بود ولی 5 اصلا
نه خوب تنها چیزی نبوده
ببین من واقعا میکامی رو می پرستم ولی این واقعیته که تو هیچ کدوم از بازی هاش نتونسته شخصیت پردازی درجه 1 ایجاد کنه
میکامی استاد اتمسفر و گیم پلی می تونه باشه بیشتر
 
سلام به دوستان گلم
امیدوارم همه خوب باشین من تازه خبردار شدم بازی اویل 6 اومده؟کیا بازی کردن یه نمای کلی اگر بدین ممنونم میشم
درود!
اشتباه به عرضتون رسوندن دوست عزیز!
حول و حوش آبان میاد
 
خب یه بحث جدی پا گرفت منم تصمیم گرفتم بیام جلو
افشین میدونی مشکل چیه مشکل اینه که با یه سری از کاراکتر ها روبرو هستیم و هر کدوم یه داستان متفاوت که این نمیتونه ارتباط محکمی برقرار کنه میدونی چرا با وسکر ارتباط بهتری برقرار میشه به خاطر اینه که شخصیتش از همون اول یه شکل بوده و تا الان هم همون شکلی مونده ولی شخصیت های دیگه داستانشون دچار پیچیدگی هایی برای "حالا میشه گفت پول بیشتر یا تبلیغات یا..." میشه اون تیکه حرفت که گفتی شخصیت ها به روش عادی از پس مشکلاتشون بر نمیان درسته راه و روشی که تو بازی هایی تو این سبک برای حل کردن مشکلات هست خیلی با وضعیت شخصیت ها تو این بازی فرق میکنه.
تعداد کاراکتر زیاد باعث میشه نسبت به هیچ کدومشون نتونیم ارتباط محکمی برقرار کنیم چون از یه طرف دوست داریم جیل نمسیس رُ نابود کنه از طرفی هم دوست داریم لیان و کلیر برکین رُ از بین ببرن و از طرفی فکر نجات خودمون هم هستیم و کاراکتر های دیگه باعث یه جور سردرگمی برامون میشه که من بیشتر کدومو میخوام؟ چون همه مثبت هستن و هیچ کس صدمه ندیده (چه از لحاظ داستانی و چه از لحاظ های دیگه).
یادتون باشه من قبلا گفته بودم دوست دارم بازی روندش جوری پیش بره که اگه پیروزی ای از طرف جناح خوب یا جناح بد بدستشون میاد با دادن بهای سنگینی باشه نه اینکه فقط بد های بمیرن نمونشم اویل 5 میتونست خیلی خیلی بهتر بشه برای اینکه بتونن از پس وسکر بر بیان شوا مجبور بشه جون خودشو فدا کنه
نمیدونم شما تو desperate escape وقتی جیل و جاش دارن میرن سمت هلکوپتر و اون ماجینی بازوکا رُ لاک میکنه رو خلبان هلکوپتر و اون خلبان مجبور میشه خودشو فدا کنه تا هلکوپتر از بین نره، رو دیدین یا نه ولی من خیلی از اون بخش خوشم اومد و یه جورایی دوست داشتم همچین روشی تو بازی اصلی یا بازی های دیگه از این سری اعمال میشد.
کلا صحبتم اینه کاراکتر خوب اونم به تعداد زیاد از جهاتی خوب هست ولی از جهاتی هم بده این بد بودنش باعث میشه "منه" بازیکن نتونم به درستی از بینشون یکی رو انتخاب کنم همونطور که خودتم میگی کریسو دوست داری لیانو دوست داری بقیشونم دوست داری ولی همون قدر که وسکر بهت میچسبه همه اینا نمیچسبن اونم دلیلش تکراری بودنشون هست (از نظر من) قیافه، اسم و فیزیکشون فرق میکنه ولی همه یه جورایی تو قالب 1 نفر هستن، یه طرف داستان وسکر هست و طرف دیگش اینا که باز یه جورایی همون 1 نفرو تداعی میکنه
شخصیت ها اگه تعدادشون کمتر بود و یه جورایی داستانشون به همدیگه مربوط میشد خیلی جذاب تر میشد و منه بازیکن بیشتر میتونستم قبولشون کنم
یه تیکه رو مثال میزنم مثلا اگه تو بازی 2 و 3 یه قسمتی کلیر و جیل یا کارلوس و لیان یا حتی هر 4تاشون همزمان با نمسیس روبرو میشدن و این هم تو بازی 2 وجود داشت و هم تو بازی 3 خیلی جالبتر میشد
افشن تو حتما Novel های اویل رُ بخون درسته داستانشون با بازی فرق میکنه ولی چون همشون با همیدگه از اول روبرو میشن و داستانشون با هم پیش میره میتونی بهتر باهاشون ارتباط برقرار کنی
 
خب یه بحث جدی پا گرفت منم تصمیم گرفتم بیام جلو
افشین میدونی مشکل چیه مشکل اینه که با یه سری از کاراکتر ها روبرو هستیم و هر کدوم یه داستان متفاوت که این نمیتونه ارتباط محکمی برقرار کنه میدونی چرا با وسکر ارتباط بهتری برقرار میشه به خاطر اینه که شخصیتش از همون اول یه شکل بوده و تا الان هم همون شکلی مونده ولی شخصیت های دیگه داستانشون دچار پیچیدگی هایی برای "حالا میشه گفت پول بیشتر یا تبلیغات یا..." میشه اون تیکه حرفت که گفتی شخصیت ها به روش عادی از پس مشکلاتشون بر نمیان درسته راه و روشی که تو بازی هایی تو این سبک برای حل کردن مشکلات هست خیلی با وضعیت شخصیت ها تو این بازی فرق میکنه.
تعداد کاراکتر زیاد باعث میشه نسبت به هیچ کدومشون نتونیم ارتباط محکمی برقرار کنیم چون از یه طرف دوست داریم جیل نمسیس رُ نابود کنه از طرفی هم دوست داریم لیان و کلیر برکین رُ از بین ببرن و از طرفی فکر نجات خودمون هم هستیم و کاراکتر های دیگه باعث یه جور سردرگمی برامون میشه که من بیشتر کدومو میخوام؟ چون همه مثبت هستن و هیچ کس صدمه ندیده (چه از لحاظ داستانی و چه از لحاظ های دیگه).
یادتون باشه من قبلا گفته بودم دوست دارم بازی روندش جوری پیش بره که اگه پیروزی ای از طرف جناح خوب یا جناح بد بدستشون میاد با دادن بهای سنگینی باشه نه اینکه فقط بد های بمیرن نمونشم اویل 5 میتونست خیلی خیلی بهتر بشه برای اینکه بتونن از پس وسکر بر بیان شوا مجبور بشه جون خودشو فدا کنه
نمیدونم شما تو desperate escape وقتی جیل و جاش دارن میرن سمت هلکوپتر و اون ماجینی بازوکا رُ لاک میکنه رو خلبان هلکوپتر و اون خلبان مجبور میشه خودشو فدا کنه تا هلکوپتر از بین نره، رو دیدین یا نه ولی من خیلی از اون بخش خوشم اومد و یه جورایی دوست داشتم همچین روشی تو بازی اصلی یا بازی های دیگه از این سری اعمال میشد.
کلا صحبتم اینه کاراکتر خوب اونم به تعداد زیاد از جهاتی خوب هست ولی از جهاتی هم بده این بد بودنش باعث میشه "منه" بازیکن نتونم به درستی از بینشون یکی رو انتخاب کنم همونطور که خودتم میگی کریسو دوست داری لیانو دوست داری بقیشونم دوست داری ولی همون قدر که وسکر بهت میچسبه همه اینا نمیچسبن اونم دلیلش تکراری بودنشون هست (از نظر من) قیافه، اسم و فیزیکشون فرق میکنه ولی همه یه جورایی تو قالب 1 نفر هستن، یه طرف داستان وسکر هست و طرف دیگش اینا که باز یه جورایی همون 1 نفرو تداعی میکنه
شخصیت ها اگه تعدادشون کمتر بود و یه جورایی داستانشون به همدیگه مربوط میشد خیلی جذاب تر میشد و منه بازیکن بیشتر میتونستم قبولشون کنم
یه تیکه رو مثال میزنم مثلا اگه تو بازی 2 و 3 یه قسمتی کلیر و جیل یا کارلوس و لیان یا حتی هر 4تاشون همزمان با نمسیس روبرو میشدن و این هم تو بازی 2 وجود داشت و هم تو بازی 3 خیلی جالبتر میشد
افشن تو حتما Novel های اویل رُ بخون درسته داستانشون با بازی فرق میکنه ولی چون همشون با همیدگه از اول روبرو میشن و داستانشون با هم پیش میره میتونی بهتر باهاشون ارتباط برقرار کنی

خیلی خوبه که تو بحث هستی اگه همه شرکت کنن که عالی میشه
ببین پستت کاملا منطقی
ولی من می گم با تمام این اوصاف میشه کاراکتر ها رو واقعی تر کرد چون به هر حال تو هر شماره ما با یه شخصیت بازی می کنیم
منظورم اینه که هیچ چیزی تقریبا برای شخصیت های رزیدنت ایول شخصی نیست
ینی مثلا لیان میاد اون دیالوگ قشنگه رو می گه که من می خوام این ویروس رو از سطح زمین پاک کنم ولی هیچ روحی توش نیست چون هیچ وقت شخصیت های رزیدنت ایول مجبور به کاری نمی شن یا برای خودشون برای اینکه زندگیشون نابود شده کاری نمی کنن همشون یسری افراد حرفه ای هستن که مث یه ناجی همیشه همه رو نجات می دن
البته این حرفت کاملا درسته که تمرکز بازی روی شخصیت ها از بین رفته
یکی از بی ارزش ترین شخصیت های بازی شوا بود ولی من هنوز باورم نمیشه که تو کشتن وسکر نقش داشت ولی جیل اصلا اونجا نبود این کاملا نشون میده که نویسنده ها اصلا به اولویت شخصیت ها اهمیت نمیدن
اصولا ما ینی فن های بازی وقتی یاد رزیدنت ایول میفتیم 90 در صد محیط های بازی یا گیم پلی بازی که برای ما نوستالژی ایجاد می کنه و این به نظرم برای بازی بزرگی مث رزیدنت ایول یه ضعف بزرگ محسوب میشه

 
خیلی خوبه که تو بحث هستی اگه همه شرکت کنن که عالی میشه
ببین پستت کاملا منطقی
ولی من می گم با تمام این اوصاف میشه کاراکتر ها رو واقعی تر کرد چون به هر حال تو هر شماره ما با یه شخصیت بازی می کنیم
منظورم اینه که هیچ چیزی تقریبا برای شخصیت های رزیدنت ایول شخصی نیست
ینی مثلا لیان میاد اون دیالوگ قشنگه رو می گه که من می خوام این ویروس رو از سطح زمین پاک کنم ولی هیچ روحی توش نیست چون هیچ وقت شخصیت های رزیدنت ایول مجبور به کاری نمی شن یا برای خودشون برای اینکه زندگیشون نابود شده کاری نمی کنن همشون یسری افراد حرفه ای هستن که مث یه ناجی همیشه همه رو نجات می دن
البته این حرفت کاملا درسته که تمرکز بازی روی شخصیت ها از بین رفته
یکی از بی ارزش ترین شخصیت های بازی شوا بود ولی من هنوز باورم نمیشه که تو کشتن وسکر نقش داشت ولی جیل اصلا اونجا نبود این کاملا نشون میده که نویسنده ها اصلا به اولویت شخصیت ها اهمیت نمیدن
اصولا ما ینی فن های بازی وقتی یاد رزیدنت ایول میفتیم 90 در صد محیط های بازی یا گیم پلی بازی که برای ما نوستالژی ایجاد می کنه و این به نظرم برای بازی بزرگی مث رزیدنت ایول یه ضعف بزرگ محسوب میشه

کلا همینیه که میگی ماها همه از محیط بازی، داستانش، اون ترسی که بود خوشمون میاد و یه حس خوبی بهمون میده و اگه مثلا جای کاراکتر ها ربات میزاشتن هم برامون فرقی نمیکرد چون این حسی که تو یه شخصیت پردازی انسانی وجود داره هیچ وقت تو یه ربات وجود نداره و همین نقص تو شخصیت پردازی اویل هستش چون دقیقا داریم میبینیم اون سرد بودنشون رو و کلیشه ای بودنشون رو، باز تو اویل 5 یکم تو کات سین ها کریس میتونست اون حسو برقرار کنه ولی تو بقیه اویل ها نه به قول خودت تنها کسی که میتونه ارتباط فیزیکی کاراکتری و حس و روحی برقرار کنه "وسکره"
من به نظرم شدنیه اگه بخوان واقعیترشون کنن ولی خب نمیدونم نویسنده ها چه فکری میکنن که به این سمت نمیرن چون الان تو بازی های ماجرایی گرافیک و یا مولتی بودن بازی چندان اهمیتی نداره که داستان داره میدونم نمیشه مقایسه کرد ولی شما هوی رین رو ببین اونجایی که قرار بود انگشت قطع کنیم هر بار که بازی میکنم کل بدنم یخ میزنه،
همه اینا بستگی به نویسنده داره که متاسفانه نمیتونه دقیق و حساب شده کار کنه (حالا نمیدونم دلیل این کار چیه)
در مورد شخصی بودن مسائلشون منم دوست دارم شخصی بشه ولی اگه داستانشون قاطی میشد با هم به نظرم کیفیت داستانیش برای هر شخصیت خیلی بالا میرفت
البته ما داریم نصفه خالی لیوانو نگاه میکنیم حالا بیا نصفه پرُ ببینیم
یه سری کاراکتر ناخواسته وارد داستانی میشن که اصلا دوست نداشتن وارد قضایاش بشن، اینها تو قبل زندگی آروم و بی دردسری داشتن ولی الان قضیه به همراه وحشتی براشون هست که واقعا دوست دارن ازش خلاص بشن حالا این وسط تو طی زمان و گذشت سالیان دقیقا باعث میشه زندگیشون به 2 بخش تقسیم بشه، قبل از اون اتفاق و بعد از اون اتفاق، و چون جریان قضایا بعد از اون اتفاق اینقدر سریع و پیچیده پیش میره که باعث میشه زندگی قبل از اون اتفاقشون تقریبا محو بشه و ازشون یه ربات بسازه که فقط چون قهرمان دیگه ای در دسترس نیست مجبورن خوشون هر طور شده از خودشون قهرمان بسازن و این وسط احساساتشون یه جورایی خاموش و turn off میشه، حالا چرا این قضیه براشون پیش میاد چون میبینن باید با یه چیزی مبارزه کنن که از حد و توانشون خیلی بزرگتره (نابود کردن این ویروس به هر قیمتی)، حالا برای من بازیکن اینجوری تداعی میکنه که این خیلی سرد و بی روح هست و من همچین بفهمی نفهمی نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی چرا میتونم با Nathan Drake ارتباط برقرار کنم؟ چون اون همچین اتفاقی رو از سر نگذرونده،
با تمام این تفاسیر به شخصه دوست دارم شخصیت ها انسانی تر بشن تا یه جورایی رُبات باشن نه فقط صرفا برن جلو بکشن و از بین ببرن
و به نظرم اگه نویسنده ها بیان داستانو جوری پیش ببرن که همون حرفم (بهای سنگینی برای پیروزی ها داده بشه) به نظرم این سرد بودن کاراکتر رو میشه تحمل کرد
 
میدونین مشکل از کجا آب میخوره؟
سری رزیرنت همیشه بر پایه قضیه " و همه چی به خوبی و خوشی تموم شد" هست.
اما یه حسی به من میگه توی RE6 یا لیون و یا کریس،یکیشون میمیره
 
میدونین مشکل از کجا آب میخوره؟
سری رزیرنت همیشه بر پایه قضیه " و همه چی به خوبی و خوشی تموم شد" هست.
اما یه حسی به من میگه توی RE6 یا لیون و یا کریس،یکیشون میمیره
آره این ژاپنی بازیشونه دیگه ژاپنی ها اصلا خوششون نمیاد شخصیت خوب ازبین بره و این به مرور خراب کرده داستانو نمونه بارزشم تو کارتون و انیمیشن های قدیمی و جدیدشون معلومه حتی تو فیلما و سریالاشون
منم شکم میره یکیشون بمیره
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or