بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

نیما جان داری زور میگی داستان5 عالی بود اما نتونستن عمق بدن فک کن اشپز همه چی داره واسه اشپزیش اما بلد نیست بعد میاد یکم خوشگلش میکنه(گرافیک)بعد میریزه تو شکم ملت!!! دقیقا ماریو حرف منو بهتر مفهومشو رسوند.

سازمان از این ب بعد باید عرض اندام کنه تا چنتا شماره هم با این سازمان ب خورد ملت بدن البته اگه بتونن ک با دیدن وضعیت اقتصادی کپکام بعید میدانم

در مورد ایدا هم بگم از 2شروع کرد ب ویروس دزدیدن اما اول باید اعتماد وسکرو جلب میکرد بعد ک تو آخرین سکانس 4 ب خوبی از خجالت وسکر در اومد . سازمان بهش دستور داد تا پلاگا رو بیاره مثل وسکر اما این ایدا همیشه تو داستان هایی ک حضور داره معلومه که پای داستان هم میاد وسط اما ن بصورت آشکار بلکه سازمان باید آهسته آهسته بیاد جلو چون عاقبت آمبرا رو پیش بینی میکرد اخرشم دیدید ک آمبرا فاتحه ش خونده شد.سازمان باید همیشه تو خفا کاراشو بکنه دقیقا مثل الکس ک البته ایکاش الکس حداقل2 تا داستان باهاش خاطره میساختیم

لیون بایدم واسه سازمان کنار گذاشته بشه چون کریس و جیل ب آمبرا و عمارت گنجونده شده بودن پس کلیر هم اومد با الکس روبرو شد اما لیونو واسه سازمان نگه داشتن چون همیشه با ایدا رابطه داره ایدا از کی فرمان میگیره؟؟سازمان!!

پس منطقی هست ک لیون با یکی از شخصیت ها ک اهمیتش کمتره بیاد و سازمانو بفرسته جهنم البته میشه کلیر رو هم با لیون همسفر کرد تا هم خاطرات خوش 2 تکرار بشه هم ی داستان جدید برای ادامه سری پدیدار بشه

من زور نمیگم و قصد ندارم چیزی رو به کسی نحمیل کنم.هر چیزی میگم،با دلیل و استدلال میگم.دیگه واقعا فکر نکنم هیچکس اینقدر وقت بذاره و در جواب یک خط حرف شما،یک صفحه مطلب بنویسه.حالا میتونید قبول کنید،میتونید نکنید.میل خودتونه.ولی به هر حال،بدون دلیل و صرفا بر مبنای ادعا حرفی رو نمیزنم.همه ی بچه های قدیمی تاپیک،من رو میشناسند و این قضیه رو میدونند!

نویسنده ی 5 آشپزی بلد نبود و صرفا با گرافیک میاد بازی رو قشنگ جلوه میده؟اصلا آدم یک چیزایی میشنوه توی این تاپیک! :D دیگه باید چیکار میکرد که بگیم آشپزی بلده؟یک داستان جدید که بعد از نابودی آمبرلا اتفاق می افتاد رو طوری به تصویر کشیده بود که از نسخه های کلاسیک هم ریشه ای تر شده بود.مکان رخ دادن داستان حتی از عمارت اسپنسر و راکون سیتی هم ریشه ای تر و قدیمی تر بود.جایی بود که کلا ویروس پروجنیتور در اونجا کشف شده بود و بعدا ادامه ی تحقیقاتش به عمارت اسپنسر و راکون سیتی منتقل شد.جیل که عمری در کنار کریس و در مقابل وسکر ایستاده بود،الآن در کنار وسکر و در مقابل کریس ایستاده بود.وسکر تا جایی پیش میره که خالق خودش رومیکشه و مدعی بی چون و چرای عنوان خدا شدن میشه.ماجرای آلوده شدن جیل در راکون سیتی،دوباره پس از 10 سال سر باز کرده بود.جیل که عمرش رو صرف ریشه کن کردن سلاح های بیولوژیکی کرده بود،الآن خودش تبدیل شده بود به ابزاری برای به سرانجام رسوندن کل اهداف و تفکرات اسپنسر و وسکر.نواده ی کسی که اسپنسر کل تفکراتش رو مدیون اون هست،حالا در کنار وسکر قرار گرفته بود تا باهم به هدف مشترک نیاکانشون برسند.وسکر در همون آزمایشگاهی و بر روی هم همون گل هایی کار میکرد که حتی پیش از تاسیس آمبرلا،توسط اسپنسر و یارانش استفاده میشدن.....خب بنده ی خدا نویسندش آشپزی بلد نبوده دیگه.توانش همینقدر بوده! :D

فکر میکنم در این مورد بحثی نکنیم خیلی بهتر باشه! :D
 
آخرین ویرایش:
آقا شما فازتون چیست ؟؟ :D
من که نفهمیدم :))
الان شما دارین می گین این چیزایی که مستر نیما می گن جالب نیست ؟؟ دوست داشتنی نیست ؟؟ این نظر شماست و محترمه ولی از نظر من کسی که این طوری حرف می زنه درک کاملی از داستان نداره
و جای بحثی با چنین کسی وجود نداره


شکیبا جان،کاملا درکت میکنم و میفهمم چی میگی.ولی لحنت نسبت به این بنده ی خدا،یک ذره غیر محترمانه است.ما اینجا همه باهم دوستیم.حتی اگه نظراتمون زمین تا آسمون باهم متفاوت باشه (که هست)! :D
 
  • Like
Reactions: Democracy
ببینید من نمیگم داستان RE4 بد بود. اتفاقا داستان خوبی داشت اما داستان مستقلی داشت. یعنی یه جورایی اسپین آف بود. یعنی در عین وابستگی هر چند کوچک به داستان اصلی، یه داستان کاملا جداگونه رو بازگو میکرد. شاید تنها نقاط قوتش بخش ایدا، کراوز و وسکر بود که تنها رابط با بخش اصلی داستان بودن.
در ضمن داستان 5 در ادامه همون بخش کوچک بود که توی شماره 4 بهش پرداخته بودن. ویروس میرسه دست ایدا، سازمان، بازار سیاه، ایروینگ و در نهایت وسکر. اگر فکر میکنین داستان 5 فاتحه سری رو خوند پس باید بدونین که استارتش رو همین شماره 4 زد. و این قدرت نویسنده رو نشون میده که چطوری تونست از یه جریان کوچک توی شماره 4 (بخش های مربوط به ایدا)، داستان ترو تمیز شماره 5 رو بسازه و به ریشه ها و آفریقا برگرده. فکر کنم بازگشت به جایی که شروع دنیای RE بود به قدر کافی هیجان انگیز باشه.
در مورد لیون هم فکر کنم بارها بحث شده و واقعا تکراری شده. لیون توی 2، 4 و 6 یه مامور ساده بیش نیست که از بالاسری ها دستور میگیره و همیشه به واسطه یه شخص دیگه (کلیر، ایدا، هلنا) متوجه قضیه میشه. هیچوقت روحش از جریاناتی که در جریانه خبر نداشته و نداره.
 
ببینید من نمیگم داستان RE4 بد بود. اتفاقا داستان خوبی داشت اما داستان مستقلی داشت. یعنی یه جورایی اسپین آف بود. یعنی در عین وابستگی هر چند کوچک به داستان اصلی، یه داستان کاملا جداگونه رو بازگو میکرد. شاید تنها نقاط قوتش بخش ایدا، کراوز و وسکر بود که تنها رابط با بخش اصلی داستان بودن.
در ضمن داستان 5 در ادامه همون بخش کوچک بود که توی شماره 4 بهش پرداخته بودن. ویروس میرسه دست ایدا، سازمان، بازار سیاه، ایروینگ و در نهایت وسکر. اگر فکر میکنین داستان 5 فاتحه سری رو خوند پس باید بدونین که استارتش رو همین شماره 4 زد. و این قدرت نویسنده رو نشون میده که چطوری تونست از یه جریان کوچک توی شماره 4 (بخش های مربوط به ایدا)، داستان ترو تمیز شماره 5 رو بسازه و به ریشه ها و آفریقا برگرده. فکر کنم بازگشت به جایی که شروع دنیای RE بود به قدر کافی هیجان انگیز باشه.
در مورد لیون هم فکر کنم بارها بحث شده و واقعا تکراری شده. لیون توی 2، 4 و 6 یه مامور ساده بیش نیست که از بالاسری ها دستور میگیره و همیشه به واسطه یه شخص دیگه (کلیر، ایدا، هلنا) متوجه قضیه میشه. هیچوقت روحش از جریاناتی که در جریانه خبر نداشته و نداره.


دقیقا،علی جان.زدی به هدف.داستان 4 یک داستان کاملا مستقل و فرعی (هرچند قشنگ) بود و به جز مسائلی که در سناریوی ایدا به داستان اضافه شدند،هیچ ربطی به داستان اصلی نداره.جالبه که باز همون مسائل رو هم خود نویسنده ی 5 به داستان اضافه کرد.وگرنه داستان 4 به خودی خود،هیچ حرفی برای گفتن نداشت و صرفا محدود به همون شماره بود.ولی قطعا کسانی که سری رو از 4 شروع کردن یا درک کاملی از گذشته ی داستان ندارن،داستان 4 رو بهتر از 5 میدونن.چون داستان 4 یک داستان کاملا جدید و مستقله که هیچ نیازی به داشتن اطلاعات قبلی از سری نداره.برای همین همبرای همه قابل درکه.در حالیکه درک کامل داستان 5،مشروط بر داشتن اطلاعات کامل و همچنین درک عمیق از ریشه های داستان هست.دلیل اینکه اکثرا داستان 4 رای بیشتری میاره هم همینه.چون تعداد کسانی که وقت کافی روی داستان سری میذارن و از زیر و بم داستان باخبرند همیشه کمتره!

باز جالب اینجاست که همون جریان نمونه ی انگل که از ایدا به بازار سیاه و بعدش هم بدست وسکر میرسه،خودش نقش خیلی کوچیک و ناچیزی در داستان 5 داره.چون داستان 5 اصلا سر انگل لاس پلاگا نیست و درباره ی مسائلی هست که سالها قبل از داستان 4 مطرح شده بودند.انگل لاس پلاگا در 5 فقط بهونه ای بود برای طراحی دشمنان بازی و شکل گیری گیم پلی.چون قدرت و ماهیت اوروبوروس طوری نبود که دشمنان عادی و ضعیف بازی بخوان به وسیله ی اون درست بشن.در واقع به جای لاس پلاگا،از هر ماده ی دیگری میشد استفاده کرد.ولی برای شکل گیری دشمنان مسلسل بدست و جذب هواداران سبک اکشن،قطعا این انگل بهترین انتخاب بود.ولی به هر حال از لحاظ داستانی،هر چیزی به جای اون میتونست باشه.چون اصلا داستان ربطی به اون نداشت.حتی این انگل فقط توسط یک دلال خرده پا توی منطقه پخش شد،نه آنتاگونیست اصلی بازی.ویروس مورد استفاده ی وسکر اوروبوروس بود که باز برمیگشت به داستان نسخه های کلاسیک نه 4.در واقع داستان 5 مهمتر و حساس تر از اون بود که یک نسخه ی مستقل و فرعی مثل 4 بخواد در اون دخیل بشه.فقط در حد همون شکل گیری گیم پلی با استفاده از انگل میتونست دخالت داشته باشه که داشت.برخلاف تصور اکثر مردم،داستان 5 اصلا قرار نبود ماجرای ایدا و سازمان و.....رو ادامه بده.خیلی قبل از اینکه حتی 4 ساخته بشه،ما منتظر داستان 5 بودیم.ولی چون 5 نسخه ی شماره دار بعد از 4 بوده،متاسفانه اکثرا فکر میکنن که داستان 4 باید اونجا ادامه پیدا میکرده!

در مورد لیون هم 100 درصد درسته و منم همیشه گفتم.توی 2 حتی نمیفهمه اون هیولایی که باهش مبارزه میکرده کی بوده و چه ربطی به جریانات شهر داشته یا نمیفهمه که ویروس چطوری توی شهر منتشر شده.در حالی که کلیر و ایدا از طریق آنت کاملا مطلع میشن و با آگاهی کامل مسیرشون رو طی میکنن و با بیرکن مبارزه میکنن.بعدا توی دارکساید هم این مسائل و همچنین ماجرای کد ورونیکا رو از زبون کلیر شنیده.توی 6 هم حتی از آخر نمیفهمه که ما دوتا ایدا داشتیم یا ویروس چطوری و توسط کی توی چین پخش شده یا رابطه ی ایدا با سیمونز چی بوده.همیشه ایدا فقط مثل یک ابزار،ازش سوءاستفاده میکنه و میره.بعد جالبه که ایشون میخواد سازمان رو نابود کنه! :D
 
آخرین ویرایش:
شکیبا جان،کاملا درکت میکنم و میفهمم چی میگی.ولی لحنت نسبت به این بنده ی خدا،یک ذره غیر محترمانه است.ما اینجا همه باهم دوستیم.حتی اگه نظراتمون زمین تا آسمون باهم متفاوت باشه (که هست)! :D

دیگه زایه امون نکن عه :D

در مورد لیون هم 100 درصد درسته و منم همیشه گفتم.توی 2 حتی نمیفهمه اون هیولایی که باهش مبارزه میکرده کی بوده و چه ربطی به جریانات شهر داشته یا نمیفهمه که ویروس چطوری توی شهر منتشر شده.در حالی که کلیر و ایدا از طریق آنت کاملا مطلع میشن و با آگاهی کامل مسیرشون رو طی میکنن و با بیرکن مبارزه میکنن.بعدا توی دارکساید هم این مسائل و همچنین ماجرای کد ورونیکا رو از زبون کلیر شنیده.توی 6 هم حتی از آخر نمیفهمه که ما دوتا ایدا داشتیم یا ویروس چطوری و توسط کی توی چین پخش شده یا رابطه ی ایدا با سیمونز چی بوده.همیشه ایدا فقط مثل یک ابزار،ازش سوءاستفاده میکنه و میره.بعد جالبه که ایشون میخواد سازمان رو نابود کنه! :D

لئون کلا هیچیو نمی فهمه :D

ببینید من نمیگم داستان RE4 بد بود. اتفاقا داستان خوبی داشت اما داستان مستقلی داشت. یعنی یه جورایی اسپین آف بود. یعنی در عین وابستگی هر چند کوچک به داستان اصلی، یه داستان کاملا جداگونه رو بازگو میکرد. شاید تنها نقاط قوتش بخش ایدا، کراوز و وسکر بود که تنها رابط با بخش اصلی داستان بودن.
در ضمن داستان 5 در ادامه همون بخش کوچک بود که توی شماره 4 بهش پرداخته بودن. ویروس میرسه دست ایدا، سازمان، بازار سیاه، ایروینگ و در نهایت وسکر. اگر فکر میکنین داستان 5 فاتحه سری رو خوند پس باید بدونین که استارتش رو همین شماره 4 زد. و این قدرت نویسنده رو نشون میده که چطوری تونست از یه جریان کوچک توی شماره 4 (بخش های مربوط به ایدا)، داستان ترو تمیز شماره 5 رو بسازه و به ریشه ها و آفریقا برگرده. فکر کنم بازگشت به جایی که شروع دنیای RE بود به قدر کافی هیجان انگیز باشه.
در مورد لیون هم فکر کنم بارها بحث شده و واقعا تکراری شده. لیون توی 2، 4 و 6 یه مامور ساده بیش نیست که از بالاسری ها دستور میگیره و همیشه به واسطه یه شخص دیگه (کلیر، ایدا، هلنا) متوجه قضیه میشه. هیچوقت روحش از جریاناتی که در جریانه خبر نداشته و نداره.

با حرفاتون موافقم. تقریبا همه ی گفتنی ها گفته شده و چیزی نمی مونه که من بگم فقط باید اضافه کنم همین لئون که می گیم ، همیشه یکی دیگه نجاتش می داده. اگه خودش تنها بوده هزاران بار خودش خودشو به کشتن داده بود
مثلا تو دو تا انیمیشن ها ( موارد بازی رو بگم زیاد می شه حوصله ندارم )

تو انیمیشن ها نگاه کنیم به کمک کلر و ایدا زنده مونده

مثلا ایدا آسانسور رو باز کرد یا کلر از تو اتاق کنترل کمکش می کرد

تو رزیدنت دو هم اگه ایدا نبود مستر ایکس می کشتش
 
من زور نمیگم و قصد ندارم چیزی رو به کسی نحمیل کنم.هر چیزی میگم،با دلیل و استدلال میگم.دیگه واقعا فکر نکنم هیچکس اینقدر وقت بذاره و در جواب یک خط حرف شما،یک صفحه مطلب بنویسه.حالا میتونید قبول کنید،میتونید نکنید.میل خودتونه.ولی به هر حال،بدون دلیل و صرفا بر مبنای ادعا حرفی رو نمیزنم.همه ی بچه های قدیمی تاپیک،من رو میشناسند و این قضیه رو میدونند!

نویسنده ی 5 آشپزی بلد نبود و صرفا با گرافیک میاد بازی رو قشنگ جلوه میده؟اصلا آدم یک چیزایی میشنوه توی این تاپیک! :D دیگه باید چیکار میکرد که بگیم آشپزی بلده؟یک داستان جدید که بعد از نابودی آمبرلا اتفاق می افتاد رو طوری به تصویر کشیده بود که از نسخه های کلاسیک هم ریشه ای تر شده بود.مکان رخ دادن داستان حتی از عمارت اسپنسر و راکون سیتی هم ریشه ای تر و قدیمی تر بود.جایی بود که کلا ویروس پروجنیتور در اونجا کشف شده بود و بعدا ادامه ی تحقیقاتش به عمارت اسپنسر و راکون سیتی منتقل شد.جیل که عمری در کنار کریس و در مقابل وسکر ایستاده بود،الآن در کنار وسکر و در مقابل کریس ایستاده بود.وسکر تا جایی پیش میره که خالق خودش رومیکشه و مدعی بی چون و چرای عنوان خدا شدن میشه.ماجرای آلوده شدن جیل در راکون سیتی،دوباره پس از 10 سال سر باز کرده بود.جیل که عمرش رو صرف ریشه کن کردن سلاح های بیولوژیکی کرده بود،الآن خودش تبدیل شده بود به ابزاری برای به سرانجام رسوندن کل اهداف و تفکرات اسپنسر و وسکر.نواده ی کسی که اسپنسر کل تفکراتش رو مدیون اون هست،حالا در کنار وسکر قرار گرفته بود تا باهم به هدف مشترک نیاکانشون برسند.وسکر در همون آزمایشگاهی و بر روی هم همون گل هایی کار میکرد که حتی پیش از تاسیس آمبرلا،توسط اسپنسر و یارانش استفاده میشدن.....خب بنده ی خدا نویسندش آشپزی بلد نبوده دیگه.توانش همینقدر بوده! :D

فکر میکنم در این مورد بحثی نکنیم خیلی بهتر باشه! :D
نیما جان با تمام احترامی که برات قايل هستم باید بگم که تعصب روت اثر گذاشته و نظراتت کاملا واضحه چشم بسته بیرون میاد!
من منطق رو میبینم و علاقه ی خاصی هم به کاراکتر یا قسمتی ندارم که بخوام به خاطرش پافشاری کنم روی نظرم یا چیزی که هست رو بگم نیست! جایی به نظرم خوب باشه میگم خوبه بد هم باشه مبگم بده!
خط داستانی من رزیدنت اویله! یک سرش که بخش هویدا تر این بازی هست بر پایه ی امبرلا پیش میره و داستان های محشری مانند یک, دو, ,سه ورونیکا رو شاهدشیم, کریس, جیل عزیییییزم و وسکر. که در قسمت پنج هم به این خط پرداختن. اما همواره در کنار این خط ما یک پتانسیل هدفمند و قوی رو میبینیم, سازمان! همیشه هم به وضوح بهش اشاره شده, به خصوص در دو و چهار, ارتباطات وسکر با سازمان, نقش پررنگ جاسوسی مانند ایدا و نهایتا پلاگایی که به نفع سازمان از چنگ وسکر خارج میشه! تعجب میکنم, اون ایتم به اون مهمی دست سازمان رسیده, کرازر و وسکر اومدن وسط به خاطرش و در نهایت ایدا اون رو به سازمان رسونده, اونوقت مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب و صد عجب!!!!!!!!! @-)
برای هر ادم منصفی مشخصه که تفکری که توی رزیدنت اویل بوده این بوده که هویتی مانند سازمان رو به عنوان پتانسیل و برگ برنده همیشه در پس داستان داشتن تا روزی که داستان امبرلا تموم میشه بتونن اون رو برای ادامه سری استفاده کنن, (حالا این که تو خر تو خر قسمت های انیر و اشفتگی کپ کام این انسجام از هم پاشیده و هر دفعه یه داستانی میاد بیررن کاری ندترم)
به همین دلیل کارکتر لیان کاملا هوشمند و بر مبنای نیاز سری خلق شد, این که بگی از همون 2 الکی بوده نقشش و تجاری دیگه از اون حرفا بود!!=))
اتفاقات تجاری اخیر مال اشفته بازار کپ کامه که توی 6 همه ی شخصیتا تجاری بودن, کریس و ایدا و جیک و لیان نداشت! انیمیشنا رو هم که کلا بریز دور که کانلا هدفشون درامدزاییه, حالا چه خوب زراومده باسه چه بد, رو بازی متمرکز باش کلا!
این از جریان سازمان و لیان.
در مورد پنج هم بله, این اتفاق باید رخ ممیداد, اما من دو تا انتقاد اصلی دارم, یکیشو علی اشاره کرد تو یکی کامنتا, این اتفاق زود رخ داد با توجه به این که توی چهار هم داشت تقابل وسکر و سازمان تشدیز میشد, کلا این قضیه نادیده گرفته شد و با مرگ زود هنگام وسکر و بدون فراهم کردن راه های جدید عملا خیلی از پتانسیل ها عقیم موند. انتقاد دوم مربوط به ادعای شما بود که پنج رو از نظر داستانی در حد کلاسیک میدونی درحالی که نه از نظر روایت داستان نه عمق داشتن این قضیه برقرار نیست!
در پایان یه انتقادی هم به دوستمون با ایدی کلیر ردفیلد دارم که به یکی از دوستان گفت تو داستان رو نمیفهمی! بازی.درصد زیادش یه تجربه شخصی هست خصوصا چنین بازی هایی که خیلی جاها عمدا یا سهوا نکات مبهم به جا میذارن و بالا پایین زیاد دارن, پس درست نیس یکی تجربه خودش و نظر خودش رو ملاک مسلم بدونه و دید صفر و یک داشته باشه و به بقیه که خلاف نظر اون رو دارن با این ادبیات حرف بزنه.
کلا جو آی ام پرفکت یکم زیادی تو بعضی دوستان موج میزنه :D
راستی توی یکی دو تا سایت معتبر مطالبی رو دیدم در مورد همون بحث اینکه قصد داشتن توی 4 راه های جدیدی برای سری باز کنن (داستتان و نه گیمپلی محض) اما دیگه انقد این موضوع کش دار شده که حس و حالش نیست و البته وقتش هم نیز!!!! :)
موید و منصور باشید!:-bd
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: Forza 6
آره خوبه که میخواستن با 4 راه های جدید باز کنن، ولی به نظرت واقعا اینقدر قوی بود که بتونن ادامه-ش بدن؟ فرقه و تمام اعضاش از بین رفتن و کسی نموند که بتونه کاری کنه. تنها چیزی که باقی موند ویروسی بود که ایدا حمل کرد و روی همون داستان رو ادامه دادن و چیزی شد که توی 5 دیدم. اگر چیز دیگه ای مد نظرت هست بگو تا نظر تو رو هم بدونم.
در مورد لیون. ببینید اوایلی که سری شروع شد، دستشون برای وارد کردن شخصیت خیلی باز بود و شخصیت های مختلفی رو وارد کردن. ولی بعد از اون دقت کردی لیون بیشترین حضور رو توی RE داره؟ 2-4-6- Damnation-Degeneration-Darkside Chronicles. واقعا واضح تر از این که لیون فقط محبوبه نه مهم؟ توی فروم های خارجی و هر جا که به ذهنت میرسه وقتی وارد میشی، 90% جمعیت دلشون میخواد باز هم لیون رو توی RE7 ببینن. یه چیزی وقتی بیش از حد تکرار بشه، ارزشش رو از دست میده. اینو میتونی توی مدیاهای مختلف و توی عناوین مختلف هم ببینی.
 
آره خوبه که میخواستن با 4 راه های جدید باز کنن، ولی به نظرت واقعا اینقدر قوی بود که بتونن ادامه-ش بدن؟ فرقه و تمام اعضاش از بین رفتن و کسی نموند که بتونه کاری کنه. تنها چیزی که باقی موند ویروسی بود که ایدا حمل کرد و روی همون داستان رو ادامه دادن و چیزی شد که توی 5 دیدم. اگر چیز دیگه ای مد نظرت هست بگو تا نظر تو رو هم بدونم.
در مورد لیون. ببینید اوایلی که سری شروع شد، دستشون برای وارد کردن شخصیت خیلی باز بود و شخصیت های مختلفی رو وارد کردن. ولی بعد از اون دقت کردی لیون بیشترین حضور رو توی RE داره؟ 2-4-6- Damnation-Degeneration-Darkside Chronicles. واقعا واضح تر از این که لیون فقط محبوبه نه مهم؟ توی فروم های خارجی و هر جا که به ذهنت میرسه وقتی وارد میشی، 90% جمعیت دلشون میخواد باز هم لیون رو توی RE7 ببینن. یه چیزی وقتی بیش از حد تکرار بشه، ارزشش رو از دست میده. اینو میتونی توی مدیاهای مختلف و توی عناوین مختلف هم ببینی.
دقیقا با این بحث سواستفاده و محبوبیت و تجاری سازی موافقم علی جان, بحث من نهایتا تا پایان پنج هست که هنوز رزیدنت اویلی وجود داشت. از اون به بعد که کلا تو افسایده و به شخصه علاقه ای به قسمت های جدید ندارم و اصلا منتظرشون نیستم. لین رو هم بگم خدا شاهده طرفدار کاراکتر خاصی نیستم, چرا اگه بگم بیشتر از کی خوشم میاد شخصیت جیل هست .
مدیاها و فیلمارو هم که کلا میگم ولشون کنید فقط قضیه پوله.
بحث این بود که به نظر من تو چهار قصد داشتن داستان رو از یه طرف دیگه گسترش بدن, اما خب ادامه داده نشد, ریشه اش هم تو داستان 2 بوده. فرقه صرفا مقدمه ای برای این تقابل وسکر و سازمان بوده و اینکه میشد با تعریف داستان های جدید حتی مسیر کریس و لیون رو همگام کرد, دشمنان هم حالا تقابل بیتری داشتن, وسکر و سازمان, در نبود امبرلا میتونست این جریان چالش ها ی خوبی ایجاد کنه.
پنج هم خود داستانش مهم بود همیشه هم گفتم, اما در قیاس با سری کلاسیک پیاده سازی داستان رو اونقدر قوی نمیبینم و زمانش رو هم زود, چرا که با این پتانسیلی که بحث سازمان و وسکر و ایدا داشت, میشد به جای اون پایان بندی, از این پتانسیلا استفاده کرد تا الان رزیدنت به این نکبتی که الان دچارشه نشه!!!
کلا رزیدنت رو دوران اوجش رو سری کلاسیک میدونم, که جزو تاپ های صنعت گیم بود. 4 اگه گل کرد بیشتر به دلیل گیمپلی بودش و بقیه قسمت ها هم اون دوران طلایی رزیدنت رو نداشتن.
ممنونم
 
دوست عزیز،واقعا به نظرت داستان 5 لذت بخش نیست و صحنه های به یاد ماندنی نداره؟پس چطوریه که همین داستانی که میگید،بیشتر از هر داستان دیگری در سری روی من تاثیر گذاشته؟اگه اون صحنه رویارویی کریس،جیل و وسکر پس از 10 سال،اون هم هم در کیجوجو یعنی جایی که اسپنسر،آشفورد و مارکوس همه چیز رو در اونجا شروع کرده بودن،اسمش صحنه ی تاثیرگذار و به یاد ماندنی نیست پس چیه؟اگه صحنه ی کشته شدن اسپنسر بدست مخلوقش یعنی وسکر و تصاحب تمام اهداف و آرمان های اون و عملی کردن اونها با استفاده از اوروبوروس که باز هم حاصل کشف خود اسپنسر یعنی ویروس پروجنیتور بود جذابیت نیست،پس چی جذابیت محسوب میشه؟

به نظر من شما فقط داری گیم پلی اکشن و ترسناک نبودن و.....رو در نظر میگیری.مسائلی که هیچ ربطی به داستان ندارن و صد البته از نظر خودم هم مردود هستند!

در ضمن،شما یکجوری میگی ما به عنوان فن رزیدنت اویل دوستش نداریم که انگار از جانب تمام فن ها فتوا صادر میکنید! :D والا من و احد و علی و خیلی های دیگه هم فن این سری هستیم و اتفاقا از فن های قدیمی هم هستیم و داستان 5 رو بهترین (یا حداقل جزو بهترین ها) میدونیم.لابد ما هم دلایل خودمون رو داریم و یک چیزی توش دیدیم.خیلی بیشتر از یک چیز.پس نمیشه رسما فکت صادر کرد و با این صراحت،داستان یک بازی رو محکوم کرد!
سلامممممممممممم من اومدم:D چند روز نت نداشتم چقدر صحبتا بالا گرفته 8-}
خوب نیما جان ماشالا شما ید تولای در پست گذاشتن داری که یه پیره مردی مثل من توان خوندن همشونو هم ندارم چه برسه به جواب دادن بهشون و یک جورای عادت دارم رو در رو بحث کنم به خاطر همین فقد به چنتا نکته اشاره میکنم که گفتی .
1 اینکه اگه داستان این شماره و صحنه هاش روی شما از همه بیشتر تاثیر گذاشته دلیل نمیشه که روی ما هم بزاره یا اینکه بهترین بشه. یک جورای فکر میکنم شما اویل رو با این شماره 5 یا 4 شروع کردی و بعدن سرای شماره های کلاسیک رفتی.
2 داستان مثل رمان روی کتاب عرضه نمیشه وبعد بازی یا فیلمش بیاد که بگیم داستان خوب بوده اما بازیش نه داستان با بازی همراه و هنگامی که بازی شروع میشه و ما هنوز از داستان چیزی نمیدونیم و یک هو با کریس شوارتزینگر:-wروبرو میشیم نمیتونیم بگیم مهم نیست داستانو بچسب.
3 شما بتور استادانه این جاهای خوب ونقطه قوت داستانو میاری بالا و نقاط ضعف داستان که میتونه کل بازی و حتی شماره های قبل رو هم به چالش بکشه نادیده میگیری نمونش با تو جه به صحبت های خودت خیلی مهم هست ها چرا باید شوا که یک صنوق متحرک هست باید هم در باس فایت اخر که وسکر هست حظور داشته باشه و هم تیر خلاص هم به وسکر هم به ما هم کل سری بزنه x_x
در اخر هم همیتور که میبینی و داری بحث میکنی و قبلا بحث کردی داستان 5براشون بهترین نیست و من فکت صادر نکردم اگر هم خواستید میتونید براش نظر سنجی بزارین.در اخرم بگم که با توجه به این بحث های 3صفحه قبل بگم که من با تو جه به اینکه 30سالمه و از اول با این سری بودم چه از نظر داستان چه گیمپلی از شماره 4 به بعد بازی برام سوخته هست و کماکان منتظرم که اویل یا از اول ریبوت بشه یا از کدورونیکا دوباره ادامه پیدا کنه8->
 
نیما جان با تمام احترامی که برات قايل هستم باید بگم که تعصب روت اثر گذاشته و نظراتت کاملا واضحه چشم بسته بیرون میاد!
من منطق رو میبینم و علاقه ی خاصی هم به کاراکتر یا قسمتی ندارم که بخوام به خاطرش پافشاری کنم روی نظرم یا چیزی که هست رو بگم نیست! جایی به نظرم خوب باشه میگم خوبه بد هم باشه مبگم بده!
خط داستانی من رزیدنت اویله! یک سرش که بخش هویدا تر این بازی هست بر پایه ی امبرلا پیش میره و داستان های محشری مانند یک, دو, ,سه ورونیکا رو شاهدشیم, کریس, جیل عزیییییزم و وسکر. که در قسمت پنج هم به این خط پرداختن. اما همواره در کنار این خط ما یک پتانسیل هدفمند و قوی رو میبینیم, سازمان! همیشه هم به وضوح بهش اشاره شده, به خصوص در دو و چهار, ارتباطات وسکر با سازمان, نقش پررنگ جاسوسی مانند ایدا و نهایتا پلاگایی که به نفع سازمان از چنگ وسکر خارج میشه! تعجب میکنم, اون ایتم به اون مهمی دست سازمان رسیده, کرازر و وسکر اومدن وسط به خاطرش و در نهایت ایدا اون رو به سازمان رسونده, اونوقت مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب و صد عجب!!!!!!!!! @-)
برای هر ادم منصفی مشخصه که تفکری که توی رزیدنت اویل بوده این بوده که هویتی مانند سازمان رو به عنوان پتانسیل و برگ برنده همیشه در پس داستان داشتن تا روزی که داستان امبرلا تموم میشه بتونن اون رو برای ادامه سری استفاده کنن, (حالا این که تو خر تو خر قسمت های انیر و اشفتگی کپ کام این انسجام از هم پاشیده و هر دفعه یه داستانی میاد بیررن کاری ندترم)
به همین دلیل کارکتر لیان کاملا هوشمند و بر مبنای نیاز سری خلق شد, این که بگی از همون 2 الکی بوده نقشش و تجاری دیگه از اون حرفا بود!!=))
اتفاقات تجاری اخیر مال اشفته بازار کپ کامه که توی 6 همه ی شخصیتا تجاری بودن, کریس و ایدا و جیک و لیان نداشت! انیمیشنا رو هم که کلا بریز دور که کانلا هدفشون درامدزاییه, حالا چه خوب زراومده باسه چه بد, رو بازی متمرکز باش کلا!
این از جریان سازمان و لیان.
در مورد پنج هم بله, این اتفاق باید رخ ممیداد, اما من دو تا انتقاد اصلی دارم, یکیشو علی اشاره کرد تو یکی کامنتا, این اتفاق زود رخ داد با توجه به این که توی چهار هم داشت تقابل وسکر و سازمان تشدیز میشد, کلا این قضیه نادیده گرفته شد و با مرگ زود هنگام وسکر و بدون فراهم کردن راه های جدید عملا خیلی از پتانسیل ها عقیم موند. انتقاد دوم مربوط به ادعای شما بود که پنج رو از نظر داستانی در حد کلاسیک میدونی درحالی که نه از نظر روایت داستان نه عمق داشتن این قضیه برقرار نیست!
در پایان یه انتقادی هم به دوستمون با ایدی کلیر ردفیلد دارم که به یکی از دوستان گفت تو داستان رو نمیفهمی! بازی.درصد زیادش یه تجربه شخصی هست خصوصا چنین بازی هایی که خیلی جاها عمدا یا سهوا نکات مبهم به جا میذارن و بالا پایین زیاد دارن, پس درست نیس یکی تجربه خودش و نظر خودش رو ملاک مسلم بدونه و دید صفر و یک داشته باشه و به بقیه که خلاف نظر اون رو دارن با این ادبیات حرف بزنه.
کلا جو آی ام پرفکت یکم زیادی تو بعضی دوستان موج میزنه :D
راستی توی یکی دو تا سایت معتبر مطالبی رو دیدم در مورد همون بحث اینکه قصد داشتن توی 4 راه های جدیدی برای سری باز کنن (داستتان و نه گیمپلی محض) اما دیگه انقد این موضوع کش دار شده که حس و حالش نیست و البته وقتش هم نیز!!!! :)
موید و منصور باشید!:-bd

خب کاری ندارم که یک ساعت وقت گذاشتم و پست قبلیم رو برات نوشتم و ددرباره ی تمام نکاتی که مطرح کردی مفصلا توضیح دادم.ولی حتی یک کلمه هم درباره ی هیچکدومشون جواب ندادی و باز عینا حرفای گذشته رو تکرار کردی.هر کی جای من باشه،فکر میکنه یا اصلا نخوندی یا خوندی و جوابی براشون نداشتی.برای همین هم بحث رو به یک سمت دیگه پیچوندی که البته مطمئنم اینطور نیست!

از روی تعصب و چشم بسته؟؟؟؟؟؟واقعا این چیزی بود که از پست های من برداشت کردی؟احسان جان،با تمام احترامی که برات قائلم،واقعا دیگه هیچ دلیلی برای بحث کردن باهت نمیبینم.چون واقعا با این حرفت احساس کردم توی این مدت داشتم گل لگد میکردم.من دو روزه کلا فقط سرم روی کیبورده و برای هر جمله ای که میگی،حداقل یک پاراگراف دلیل میارم (هرچند از نظر شما اشتباه).تا حالا کسی توی این تاپیک،برای یک حرفش اینقدر وقت گذاشته و دلیل آورده؟بعد با این حرف شما یعنی رسما با کسی که هیچ دلیلی برای حرفاش نمیاره و صرفا ادعایی رو مطرح میکنه یکی هستم.اوکی.مشکلی نیست.فقط خوبه که بدونی کاراکتر محبوب من کلیر ردفیلد ،بازی محبوبم چه از نظر داستان کد ورونیکا و از نظر گیم پلی ریمیک و زیرو هست.بعد من از اینا مایه گذاشتم که میگی براساس تعصب حرف میزنم؟جالبه که همشون هم جزو سری کلاسیک هستن!


ولی بازم ممنون که این قضیه رو مطرح کردی.خیلی چیزا دستم اومد.حداقل باعث شد وقت خودم رو الکی با تایپ کردن نگیرم.تقصیر خودمه که بیش از حد میخوام مستدل حرف بزنم و دلایلم رو کامل شرح بدم.اگه گفتم داستان 5 در حد کلاسیک ها بوده،نصف صفحه براش دلیل آوردم.اگه گفتم ماجرای سازمان و ایدا نباید توی5 دخیل میشد،نصف صفحه براش دلیل آوردم.اگه گفتم لیون فرعیه یا بازگشتش بعد از 2 واجب نبوده،حداقل یک صفحه براش دلیل آوردم.آخرشم میشه این.حداقل کاش جواب تمام دلایلی که آوردم رو میدادی و این حرف رو میزدی.نه اینکه 80 درصد دلایلم و این همه نکاتی که در باب عمق و پیچیدگی داستان 5 و همچنین علت عدم دخالت سازمان در 5 مطرح کردم رو کلا نادیده بگیری و فقط چسبیدی به همون تیکه ی آخر 4.بعد حرفای من چشم بسته بیرون میاد.اوکی اوکی!

در مورد اینکه شما تعجب میکنی که چرا من نسبت به پتانسیل های 4 بی اهمیتم،باید بگم من بیشتر باید تعجب کنم.اگه من نسبت به یک داستان فرعی که فقط میتونست پتانسیل هایی رو برای آینده ی سری معرفی کنه بی تفاوتم،شما نسبت به داستانی که خودش اصل داستان سری رو رقم زد (نه اینکه فقط پتانسیلش رو داشته باشه) بی تفاوتی.اون هم داستانی با اون همه پیچیدگی و جزئیات؟هرچند وقتی داستان 5 صراحتا ساده و سر راست تلقی میشه،دیگه واقعا جایی برای بحث نمیمونه.ولی باز هم مثل شما،شکلک قهقهه و تمسخر و.....نمیذارم.چون برای نظراتتون ارزش قائلم!

من گفتم سازمان مهم نیست؟؟؟؟؟؟باز رسیدیم به همون بحث قبلی.جالبه که اتفاقا چند تا پاراگراف،درباره ی اهمیت سازمان و علت اینکه چرا توی 5 بهش پرداخته نشد و همچنین جاهایی که باید بهش پرداخته میشد نوشتم.هیچوقت هم نگفتم رزیدنت اویل فقط آمبرلا و واقعه ی عمارته.گفتم اصلش آمبرلا و واقعه ی عمارته.حالا کار ندارم خوندی یا نه.اتفاقا اگه نخونده باشی و این چیزا رو بگی،کمتر بهم برمیخوره.چون حداقل میگم نخونده و داره اینجوری میگه.علی خودش میدونه.بعد از 5 هیچکس به اندازه ی من منتظر سازمان نبوده و نیست.اگه شما فقط به خاطر ایدا و اون انگل میگی،من به خاطر استیو و شری (که گفته شده بود دست وسکره) و کلی مسائل دیگه میگفتم.پس قطعا پتانسیل های سازمان رو کمتر از شما نمیدونم.ولی بحث من چیز دیگه هست که متاسفانه شما یا نخوندی،یا خوندی و متوجه نشدی و یا خوندی و نمیخوای متوجه بشی!

خب اینکه شما در جواب نظر من درباره ی لیون،از این شکلک های زشت بذاری که مثلا از خنده روده بر شدی و.....نه چیزی از من کم میکنه و نه از ارزش حرفم.اینجوری باشه پس از نظر من هم اینکه شما میای داستان 4 رو با 5 مقایسه میکنی خنده دار تره.باز اگه مثلا داستان 5 رو با کد ورونیکا یا 2 مقایسه کنی قابل قبول تره.نه اینکه بیای مهمترین و پیچیده ترین داستان سری رو با فرعی ترین و سطحی ترین داستان سری مقایسه کنی.یا مثلا در برابر این همه عظمت و پیچیدگی داستان 5 که اصل داستان سری رو رقم زدن،بیای فقط یک پتانسیلی که شاید آخر 4 ایجاد شد رو قرار بدی و تازه بگی این از اون بهتره.از نظر من اینها بیشتر جای شکلک و قهقهه داره.شاید این نظر شخصی باشه.ولی قطعا چیزی که شما در مورد لیون میگی هم نظر شخصیه.پس این شکلک ها و اینجور مطمئن حرف زدن چندان جالب نیست!

و اما لیون.....پس لیون از همون ابتدا هوشمندانه و در راستای نیاز سری خلق شد.پس لیون رو توی 4 آورده بودن که رو در روی سازمان قرار بگیره.سازمانی که اون زمان اصلا توی 4 وجود نداشت و چند ماه بعد توسط یکی دیگه به داستان اضافه شد.اوکی.ایشون خودش کل پتانسیل های سری رو از بین برده و باعث شده که نصف سری به اراجیف بپردازه.من چیزی که الآن جلومه رو دارم میبینم.نه چیزی که شاید قرار بوده روزی ساخته بشه.کسی که هیچوقت در داستان اصلی سری قرار نگرفته و توی اون یکی خط داستانی هم هیچوقت با سازمان درگیر نبوده و حتی از وجود چنین چیزی خبر هم نداشته و نداره.صرفا با یک مامور طرفه که روابطش هم فقط در حد روابط شخصی و عاشقانه است و هیچوقت اون رو به سمت سازمان سوق نداده.کسی که داستان هاش توی همون نسخه شروع میشن و توی همون نسخه هم تموم میشن.کسی که همیشه حتی پارتنرهاش از خودش مهمتر و آگاه تر هستن.کسی که همیشه بدون اینکه حتی بفهمه اصل ماجرا چی بوده،داستان رو تموم میکنه.کسی که اگه همین الآن از وسط داستان حذفش کنیم هیچ اتفاقی نمیفته.خب لابد من نمیفهمم.به هر حال از کسی که چشم بسته و از روی تعصب حرف میزنه،انتظار بیشتری نمیره.بیخیال!

این روهم اضافه کنم که اگه به درگیر شدن با سازمان باشه،کلیر هم پتانسیلش کمتر از لیون نیست.اگه لیون فقط به واسطه ی یک مامور به سازمان وصل میشه (که تا حالا هم نشده)،کلیر رسما در کد ورونیکا در محیطی قرار میگیره که توسط خود سازمان آلوده شده بود و با B.O.W هایی درگیر میشه که مستقیما توسط خود سازمان ساخته شده بودند.در واقع در داستانی که رسما توسط سازمان شکل گرفته بود قرار میگیره.حتی وسکر هم توی کد ورونیکا از طرف سازمان فرستاده شده بود که باعث شد مجددا با کریس روبرو بشه و ادامه ی ماجرا.....دو تا پارتنر مهم کلیر یعنی شری و استیو هم هر دو در دست سازمان بودن.استیو که تا زمان عملیات : جاوییر هم دست سازمان بوده و خودشون هم صراحتا این رو گفتن.شری روی هم وسکر توی گزارشش صراحتا میگه که دست ماست.ولی بی لیاقتی نویسنده ی 6 و عدم اطلاع دقیقش از گذشته ی سری باعث شد که این پتانسیلش از بین بره.در واقع کلیر با هر کدوم میخواست مواجه بشه،باید ابتدا در داستانی مرتبط با سازمان قرار میگرفت.نمیخوام بگم کلیر نسبت به لیون،ارتباط بیشتری با سازمان داره یا اون باید در مقابل سازمان قفرار بگیره.فقط میگم اینکه فقط واسه ی سازمان از لیون مایه بذاریم یا رسما بگیم لیون خلق شد تا در مقابل سازمان قرار بگیره درست نیست!

احسان جان،واقعا بحث خوبی بود و لذت بردم.ازت استدعا میکنم که نقل قول نکن.من اینها رو برای اینکه جواب بدی نگفتم.اگه حرفی با من داری بیا پیام خصوصی.تازه اون هم اگه در مورد داستان نیست.باتشکر فراوان!
 
سلامممممممممممم من اومدم:D چند روز نت نداشتم چقدر صحبتا بالا گرفته 8-}
خوب نیما جان ماشالا شما ید تولای در پست گذاشتن داری که یه پیره مردی مثل من توان خوندن همشونو هم ندارم چه برسه به جواب دادن بهشون و یک جورای عادت دارم رو در رو بحث کنم به خاطر همین فقد به چنتا نکته اشاره میکنم که گفتی .
1 اینکه اگه داستان این شماره و صحنه هاش روی شما از همه بیشتر تاثیر گذاشته دلیل نمیشه که روی ما هم بزاره یا اینکه بهترین بشه. یک جورای فکر میکنم شما اویل رو با این شماره 5 یا 4 شروع کردی و بعدن سرای شماره های کلاسیک رفتی.
2 داستان مثل رمان روی کتاب عرضه نمیشه وبعد بازی یا فیلمش بیاد که بگیم داستان خوب بوده اما بازیش نه داستان با بازی همراه و هنگامی که بازی شروع میشه و ما هنوز از داستان چیزی نمیدونیم و یک هو با کریس شوارتزینگر:-wروبرو میشیم نمیتونیم بگیم مهم نیست داستانو بچسب.
3 شما بتور استادانه این جاهای خوب ونقطه قوت داستانو میاری بالا و نقاط ضعف داستان که میتونه کل بازی و حتی شماره های قبل رو هم به چالش بکشه نادیده میگیری نمونش با تو جه به صحبت های خودت خیلی مهم هست ها چرا باید شوا که یک صنوق متحرک هست باید هم در باس فایت اخر که وسکر هست حظور داشته باشه و هم تیر خلاص هم به وسکر هم به ما هم کل سری بزنه x_x
در اخر هم همیتور که میبینی و داری بحث میکنی و قبلا بحث کردی داستان 5براشون بهترین نیست و من فکت صادر نکردم اگر هم خواستید میتونید براش نظر سنجی بزارین.در اخرم بگم که با توجه به این بحث های 3صفحه قبل بگم که من با تو جه به اینکه 30سالمه و از اول با این سری بودم چه از نظر داستان چه گیمپلی از شماره 4 به بعد بازی برام سوخته هست و کماکان منتظرم که اویل یا از اول ریبوت بشه یا از کدورونیکا دوباره ادامه پیدا کنه8->

خب قبل از هر چیز بگم که من هیچوقت نگفتم که همه باید حرفامو قبول کنن یا فلان نسخه،به اندازه ی من روشون تاثیر بذاره.هرچند لابد یک چیزی توی اون نسخه ها و صحنه ها دیدم که روم تاثیر گذاشته.ولی بازم فکت صادر نکردم.من رو با دلایل و استدلال های خودم میگم.همین!

من از 4 یا 5 شروع کردم؟؟؟؟؟؟این دیگه از اون حرفایی بود که به آدم زور میاد! :D واقعا شما از پست های من،چنین چیزی رو برداشت کردی؟این طرز فکر کسانی هست که از 4 یا 5 شروع میکنن؟خب بذارید بچه ها خودشون در مورد این حرفتون قضاوت کنند!

اولا که من اولین نسخه ای که بازی کردم 2 بود (اون هم با لیون)، بعد 1 ، بعد 3 ، بعد کد ورونیکا ، بعد 4 ، بعد UC و بعد هم 5.ریمیک و زیرو رو هم بعدا بازی کردم.چون بهشون دسترسی نداشتم.ولی داستانشون رو از ابتدا کامل میدونستم و ویدئوهاشون رو هم کامل از یوتیوب دیده بودم.پس تقریبا به همون ترتیبی که عرضه شدن بازی کردم و کلاسیک باز محسوب میشم!

اتفاقا مشکل خود من افرادی هستن که از 4 شروع کردن (البته نه همشون).اکثر کسانی که داستان 5 رو مدیون 4 میدونن یا تصور میکنن که 5 باید ادامه ای بر داستان 4 میبود همین افراد هستن.چون از اصل ماجرا و مسائلی که اصلا داستان 5 به خاطر اونها ساخته شد خبر ندارن یا حداقل اگر هم خبر دارن،درک کاملی نسبت به اونها ندارن.شما دارین دقیقا برعکس میگین.کسی که از 4 شروع کرده باشه،هیچوقت داستان 5 رو اونطور که باید درک نمیکنه و متوجه ارتباطات داستانی اون با گذشته ی سری نمیشه!

ثانیا واقعا کدوم آدمی که از 4 یا 5 شروع کرده باشه،چنین درکی از داستان 5 داره و اینقدر روی ارتباطاتش با سری کلاسیک تاکید داره؟اتفاقا من چون اول کلاسیکها رو بازی کردم و منتظر ادامه ی اونها بودم،میفهمم که 5 چه اقدام بزرگی رو انجام داد و چقدر مسائل سری کلاسیک در جای جای داستانش حس میشن!

نکته ی بعدی اینکه شما کسانی که از 4 شروع کردن رو با کسانی که از 5 شروع کردن یکی میکنین.فکر کنم به خاطر اینکه هر دو جزو نسخه های مدرن هستن.در حالیکه کسی که از 4 شروع میکنه،با کسی که از 5 شروع میکنه،زمین تا آسمون فرق داره.کسی که از 4 شروع کرده،اومده از یک داستان مستقل و بی ارتباط با نسخه های قبلی شروع کرده و قطعا در ادامه هم منتظر پرداخته شدن به همون مسائل 4 هست.مثل انگل لاس پلاگا یا همون تیکه ی آخر بازی که اینقدر روش تاکید دارن.هیچ نیازی هم نداره که برگرده نسخه های قبلی رو بازی کنه!

ولی کسی که از 5 شروع میکنه،اومده داستان رو از اوجش شروع کرده و نسخه ای که کاملا مشخصه ادامه ی یک داستان بزرگ هست.بنابراین برای سر درآوردن از داستانش و تمام سوالات بی جوابی که در ذهنش ایجاد میشه،مجبوره برگرده کل سری کلاسیک رو بازی کنه.ولی باز جالبه که 4 رونیازی نیست بازی کنه.چون به جز لاس پلاگا (که اونم فقط شکل دهنده ی گیم پلی 5 بود)،هیچ جای داستان 5 ربطی به 4 نداره.در واقع از لحاظ درک داستانی،کسانی که با کلاسیک ها شروع کردن،با کسانی که از 5 شروع کردن در یک دسته قرار میگیرن.نمونه ی بارزش هم آرمین خودمون که با 5 شروع کرده،ولی درک بسیار منطقی و عمیقی از داستان سری داره.طبیعی هم هست!

به علاوه شما یکجوری میگین انگار من یکی طرز فکرم اینطوریه.احد و علی و اون علی دیگه (sog-eros) و دوست خوبم سینا و خیلی های دیگه هم دقیقا مثل من فکر میکنن.هم در مورد داستان 4،هم داستان 5 و هم اهمیت و جایگاه کاراکترها.پس اینا همشون از 4 یا 5 شروع کردن؟جالبه که همشون هم بامعلومات ترین و حرفه ای ترین افرادی هستن که من تاحالا در زمینه ی رزیدنت اویل دیدم.خیلی جالبه.نه؟

به سن و سال هم هیچ ربطی نداره.دوستم آتوسا 14 سالشه.ولی اطلاعات و نوع درکش از داستان،دقیقا مثل من و احد و علی و بقیه هست.من همینجا رسما اعلام میکنم که ازش چیزی یاد میگیرم.هیچ خجالتی هم نمیکشم.چون بهش ایمان دارم و در مورد مسئله ای نبوده که باهش بحث نکرده باشم.در حالیکه ما همینجا سن بالاها و فوق لیسانس هایی هم داشتیم و طرز فکرشون رو هم دیدیم!

نظرسنجی؟خب مشخصه که داستان 4 رای بیشتری میاره.اصلا منطقیش هم همینه.چون درک داستان 4،نیازی به داشتن اطلاعات قوی در مورد گذشته ی سری نداره و در نتیجه همه کاملا درکش میکنن.ولی درک کامل داستان 5،مشروط بر داشتن آگاهی کامل از تمام جزئیات سری کلاسیک هست (اون هم آگاهی کامل از داستانشون،نه صرفا بازی کردن) .داستان که هیچی.اگه برای مورد مهمترین کاراکتر هم نظرسنجی بذریم،باز هم مطمئن باشید که لیون اول میشه.همونطور که قبلا هم توی همین تاپیک شده.بعد به نظرتون این نظرسنجی ها معتبر هستن و میتونن ملاک قرار بگیرن؟

از شما هم خواهش میکنم که این بحث رو ادامه ندید.متشکرم!
 
آخرین ویرایش:
در ابتدا یه خدا قوت پهلوان به دوستان بگم :دی ماشاءالله هر کدوم از کامنتها خودش چند صفحه میشه :دی

من کلا زیاد اهل بحث کردن نیستم و واقعا وقت و حوصله نوشتن این همه مطلب رو ندارم (باز هم میگم خدا قوت پهلوان :دی)

اما نظرم در مورد مباحث مطرح شده به طور خلاصه میگم

1- داستان 5 فارق از ایرادات داستانی بسیار عالی و در ادامه داستان های سری و کاملا منطبق بر اونها بود و به هیچ وجه بدون بازی کردن اونا نمیشد درست با داستان ارتباط برقرار کرد. حتی به نظرم پایانش هم خوب بود و من مشکلی باهاش نداشتم

2- داستان 4 میخواست یه مسیر دیگه رو توی سری ایجاد کنه. حتی به نظرم ایده های داستان 5 هم همون زمان شروع شده بود و اینا میخواستن دوتا مسیر رو ایجاد کنند. یکی دنباله کلاسیک با حضور کریس و یکی یه شاخه جدید که میشد 4 و دنباله های اون. ولی یه نکته اینجا هست. اون زمان که TEW رو تموم کردم گفتم خدا رو شکر که میکامی دیگه رزیدنت نمیسازه. چون به نظرم اگه رزیدنت میساخت اونوقت TEW رو به عنوان یه RE شاهد بودیم. حالا سوال اینه اگه TEW (این بازی هم سوءاستفاده از علم هست) رو با اسم RE منتشر میکردن میشد واقعا بهش گفت رزیدنت؟ به نظرم اگه میکامی رزیدنت 4 رو ادامه میداد در آخر با همچین چیزی مواجه میشدیم

3- به نظر من بهترین نویسنده سری همون نویسنده اصلی و «سوگیمورا» هستند و هرکی هم سعی کنه قانعم کنه که اینجور نیست یه حرکت سامورایی روش میزنم :دی

@Mr.Death
احد نا امیدم کردی :دی حیف که حوصله بحث ندارم :-"
 
خب کاری ندارم که یک ساعت وقت گذاشتم و پست قبلیم رو برات نوشتم و ددرباره ی تمام نکاتی که مطرح کردی مفصلا توضیح دادم.ولی حتی یک کلمه هم درباره ی هیچکدومشون جواب ندادی و باز عینا حرفای گذشته رو تکرار کردی.هر کی جای من باشه،فکر میکنه یا اصلا نخوندی یا خوندی و جوابی براشون نداشتی.برای همین هم بحث رو به یک سمت دیگه پیچوندی که البته مطمئنم اینطور نیست!

از روی تعصب و چشم بسته؟؟؟؟؟؟واقعا این چیزی بود که از پست های من برداشت کردی؟احسان جان،با تمام احترامی که برات قائلم،واقعا دیگه هیچ دلیلی برای بحث کردن باهت نمیبینم.چون واقعا با این حرفت احساس کردم توی این مدت داشتم گل لگد میکردم.من دو روزه کلا فقط سرم روی کیبورده و برای هر جمله ای که میگی،حداقل یک پاراگراف دلیل میارم (هرچند از نظر شما اشتباه).تا حالا کسی توی این تاپیک،برای یک حرفش اینقدر وقت گذاشته و دلیل آورده؟بعد با این حرف شما یعنی رسما با کسی که هیچ دلیلی برای حرفاش نمیاره و صرفا ادعایی رو مطرح میکنه یکی هستم.اوکی.مشکلی نیست.فقط خوبه که بدونی کاراکتر محبوب من کلیر ردفیلد ،بازی محبوبم چه از نظر داستان کد ورونیکا و از نظر گیم پلی ریمیک و زیرو هست.بعد من از اینا مایه گذاشتم که میگی براساس تعصب حرف میزنم؟جالبه که همشون هم جزو سری کلاسیک هستن!


ولی بازم ممنون که این قضیه رو مطرح کردی.خیلی چیزا دستم اومد.حداقل باعث شد وقت خودم رو الکی با تایپ کردن نگیرم.تقصیر خودمه که بیش از حد میخوام مستدل حرف بزنم و دلایلم رو کامل شرح بدم.اگه گفتم داستان 5 در حد کلاسیک ها بوده،نصف صفحه براش دلیل آوردم.اگه گفتم ماجرای سازمان و ایدا نباید توی5 دخیل میشد،نصف صفحه براش دلیل آوردم.اگه گفتم لیون فرعیه یا بازگشتش بعد از 2 واجب نبوده،حداقل یک صفحه براش دلیل آوردم.آخرشم میشه این.حداقل کاش جواب تمام دلایلی که آوردم رو میدادی و این حرف رو میزدی.نه اینکه 80 درصد دلایلم و این همه نکاتی که در باب عمق و پیچیدگی داستان 5 و همچنین علت عدم دخالت سازمان در 5 مطرح کردم رو کلا نادیده بگیری و فقط چسبیدی به همون تیکه ی آخر 4.بعد حرفای من چشم بسته بیرون میاد.اوکی اوکی!

در مورد اینکه شما تعجب میکنی که چرا من نسبت به پتانسیل های 4 بی اهمیتم،باید بگم من بیشتر باید تعجب کنم.اگه من نسبت به یک داستان فرعی که فقط میتونست پتانسیل هایی رو برای آینده ی سری معرفی کنه بی تفاوتم،شما نسبت به داستانی که خودش اصل داستان سری رو رقم زد (نه اینکه فقط پتانسیلش رو داشته باشه) بی تفاوتی.اون هم داستانی با اون همه پیچیدگی و جزئیات؟هرچند وقتی داستان 5 صراحتا ساده و سر راست تلقی میشه،دیگه واقعا جایی برای بحث نمیمونه.ولی باز هم مثل شما،شکلک قهقهه و تمسخر و.....نمیذارم.چون برای نظراتتون ارزش قائلم!

من گفتم سازمان مهم نیست؟؟؟؟؟؟باز رسیدیم به همون بحث قبلی.جالبه که اتفاقا چند تا پاراگراف،درباره ی اهمیت سازمان و علت اینکه چرا توی 5 بهش پرداخته نشد و همچنین جاهایی که باید بهش پرداخته میشد نوشتم.هیچوقت هم نگفتم رزیدنت اویل فقط آمبرلا و واقعه ی عمارته.گفتم اصلش آمبرلا و واقعه ی عمارته.حالا کار ندارم خوندی یا نه.اتفاقا اگه نخونده باشی و این چیزا رو بگی،کمتر بهم برمیخوره.چون حداقل میگم نخونده و داره اینجوری میگه.علی خودش میدونه.بعد از 5 هیچکس به اندازه ی من منتظر سازمان نبوده و نیست.اگه شما فقط به خاطر ایدا و اون انگل میگی،من به خاطر استیو و شری (که گفته شده بود دست وسکره) و کلی مسائل دیگه میگفتم.پس قطعا پتانسیل های سازمان رو کمتر از شما نمیدونم.ولی بحث من چیز دیگه هست که متاسفانه شما یا نخوندی،یا خوندی و متوجه نشدی و یا خوندی و نمیخوای متوجه بشی!

خب اینکه شما در جواب نظر من درباره ی لیون،از این شکلک های زشت بذاری که مثلا از خنده روده بر شدی و.....نه چیزی از من کم میکنه و نه از ارزش حرفم.اینجوری باشه پس از نظر من هم اینکه شما میای داستان 4 رو با 5 مقایسه میکنی خنده دار تره.باز اگه مثلا داستان 5 رو با کد ورونیکا یا 2 مقایسه کنی قابل قبول تره.نه اینکه بیای مهمترین و پیچیده ترین داستان سری رو با فرعی ترین و سطحی ترین داستان سری مقایسه کنی.یا مثلا در برابر این همه عظمت و پیچیدگی داستان 5 که اصل داستان سری رو رقم زدن،بیای فقط یک پتانسیلی که شاید آخر 4 ایجاد شد رو قرار بدی و تازه بگی این از اون بهتره.از نظر من اینها بیشتر جای شکلک و قهقهه داره.شاید این نظر شخصی باشه.ولی قطعا چیزی که شما در مورد لیون میگی هم نظر شخصیه.پس این شکلک ها و اینجور مطمئن حرف زدن چندان جالب نیست!

و اما لیون.....پس لیون از همون ابتدا هوشمندانه و در راستای نیاز سری خلق شد.پس لیون رو توی 4 آورده بودن که رو در روی سازمان قرار بگیره.سازمانی که اون زمان اصلا توی 4 وجود نداشت و چند ماه بعد توسط یکی دیگه به داستان اضافه شد.اوکی.ایشون خودش کل پتانسیل های سری رو از بین برده و باعث شده که نصف سری به اراجیف بپردازه.من چیزی که الآن جلومه رو دارم میبینم.نه چیزی که شاید قرار بوده روزی ساخته بشه.کسی که هیچوقت در داستان اصلی سری قرار نگرفته و توی اون یکی خط داستانی هم هیچوقت با سازمان درگیر نبوده و حتی از وجود چنین چیزی خبر هم نداشته و نداره.صرفا با یک مامور طرفه که روابطش هم فقط در حد روابط شخصی و عاشقانه است و هیچوقت اون رو به سمت سازمان سوق نداده.کسی که داستان هاش توی همون نسخه شروع میشن و توی همون نسخه هم تموم میشن.کسی که همیشه حتی پارتنرهاش از خودش مهمتر و آگاه تر هستن.کسی که همیشه بدون اینکه حتی بفهمه اصل ماجرا چی بوده،داستان رو تموم میکنه.کسی که اگه همین الآن از وسط داستان حذفش کنیم هیچ اتفاقی نمیفته.خب لابد من نمیفهمم.به هر حال از کسی که چشم بسته و از روی تعصب حرف میزنه،انتظار بیشتری نمیره.بیخیال!

این روهم اضافه کنم که اگه به درگیر شدن با سازمان باشه،کلیر هم پتانسیلش کمتر از لیون نیست.اگه لیون فقط به واسطه ی یک مامور به سازمان وصل میشه (که تا حالا هم نشده)،کلیر رسما در کد ورونیکا در محیطی قرار میگیره که توسط خود سازمان آلوده شده بود و با B.O.W هایی درگیر میشه که مستقیما توسط خود سازمان ساخته شده بودند.در واقع در داستانی که رسما توسط سازمان شکل گرفته بود قرار میگیره.حتی وسکر هم توی کد ورونیکا از طرف سازمان فرستاده شده بود که باعث شد مجددا با کریس روبرو بشه و ادامه ی ماجرا.....دو تا پارتنر مهم کلیر یعنی شری و استیو هم هر دو در دست سازمان بودن.استیو که تا زمان عملیات : جاوییر هم دست سازمان بوده و خودشون هم صراحتا این رو گفتن.شری روی هم وسکر توی گزارشش صراحتا میگه که دست ماست.ولی بی لیاقتی نویسنده ی 6 و عدم اطلاع دقیقش از گذشته ی سری باعث شد که این پتانسیلش از بین بره.در واقع کلیر با هر کدوم میخواست مواجه بشه،باید ابتدا در داستانی مرتبط با سازمان قرار میگرفت.نمیخوام بگم کلیر نسبت به لیون،ارتباط بیشتری با سازمان داره یا اون باید در مقابل سازمان قفرار بگیره.فقط میگم اینکه فقط واسه ی سازمان از لیون مایه بذاریم یا رسما بگیم لیون خلق شد تا در مقابل سازمان قرار بگیره درست نیست!

احسان جان،واقعا بحث خوبی بود و لذت بردم.ازت استدعا میکنم که نقل قول نکن.من اینها رو برای اینکه جواب بدی نگفتم.اگه حرفی با من داری بیا پیام خصوصی.تازه اون هم اگه در مورد داستان نیست.باتشکر فراوان!
نیما جان گفتی نقل قول نکن ولی من میکنم!
این پست هم در مورد اون مباحث نیس
اولا بگم که من از نظر اطلاعات رزیدنتی خیلی قبولت دارم
دوما تمام نظراتت رو میخونم و محترمه برام خیلیاشم قبول دارم
سوما تعصب رو من در مورد یه تیکه کوچیم حرفات برداشت کردم اونم جایی بود که دیگه کلا لیون رو از بیخ شهید کردی که تو این پست اخرت البته میانه رو تر قضاوت کردی ;)
چهارما اگه خیلی جواب ندادم بذار به پای مشغله کاری و زندگی، من تو این دو سه روز اندازه سه چهار ماهم پست گذاشتم !
پنجما!!! پنجما من اون شکلک ها رو برای تمسخر نذاشتم و این عادت رو ندارم، دیدم خودت خیلی استفاده میکنیو راحتی منم رو حساب صمیمت گذاشتم و اگه باعث رنجشت شده عذر میخوام
ششما یه خدا قوت به تو سایر دوستان میگم، بحث بود و بیان نظرات، چه اشکالی داره دیدمون بازتر شد، یه مسایلی رو تو دیدی من ندیم یه مسایلی شاید من دیده باشم که برا بقیه بازگو کردم. خلاصه میخوام بگم ماها آدم بزرگ هستیم و دلیلی برای قهر و دلخوری وجود نداره :-bd
 
خب انگار دیگه چیزی واسه کش دادن این موضوع نداریم الحمدلله!! من با اینکه داداش نیما دلایلش منطقی بود اما من تو کتم نمیره ک داستان5 عالیه بلکه میگم خیلی خوب پیاده سازی نشده

ی بحث جدید رابندازیم البته اگه موافق باشید؟منکه تشنه بحث های داغم شما چطور!!؟
بسم الله یکی شروع کنه
.
.
.
 
در ابتدا یه خدا قوت پهلوان به دوستان بگم :D ماشاءالله هر کدوم از کامنتها خودش چند صفحه میشه :D

من کلا زیاد اهل بحث کردن نیستم و واقعا وقت و حوصله نوشتن این همه مطلب رو ندارم (باز هم میگم خدا قوت پهلوان :D)

اما نظرم در مورد مباحث مطرح شده به طور خلاصه میگم

1- داستان 5 فارق از ایرادات داستانی بسیار عالی و در ادامه داستان های سری و کاملا منطبق بر اونها بود و به هیچ وجه بدون بازی کردن اونا نمیشد درست با داستان ارتباط برقرار کرد. حتی به نظرم پایانش هم خوب بود و من مشکلی باهاش نداشتم

2- داستان 4 میخواست یه مسیر دیگه رو توی سری ایجاد کنه. حتی به نظرم ایده های داستان 5 هم همون زمان شروع شده بود و اینا میخواستن دوتا مسیر رو ایجاد کنند. یکی دنباله کلاسیک با حضور کریس و یکی یه شاخه جدید که میشد 4 و دنباله های اون. ولی یه نکته اینجا هست. اون زمان که TEW رو تموم کردم گفتم خدا رو شکر که میکامی دیگه رزیدنت نمیسازه. چون به نظرم اگه رزیدنت میساخت اونوقت TEW رو به عنوان یه RE شاهد بودیم. حالا سوال اینه اگه TEW (این بازی هم سوءاستفاده از علم هست) رو با اسم RE منتشر میکردن میشد واقعا بهش گفت رزیدنت؟ به نظرم اگه میکامی رزیدنت 4 رو ادامه میداد در آخر با همچین چیزی مواجه میشدیم

3- به نظر من بهترین نویسنده سری همون نویسنده اصلی و «سوگیمورا» هستند و هرکی هم سعی کنه قانعم کنه که اینجور نیست یه حرکت سامورایی روش میزنم :D

@Mr.Death
احد نا امیدم کردی :D حیف که حوصله بحث ندارم :-"

هر سه موردی که مطرح کردین،100 درصد درست و منطقی بود و کاملا قبول دارم.کلا پست نذاشتین،نذاشتین.وقتی هم گذاشتین،خیلی مختصر و مفید حقایق غیر قابل انکاری رو مطرح کردین! :D

من نه تعصبی روی داستان 5 دارم و نه مشکلی با داستان 4.فقط مسائلی که واقعا بهشون ایمان دارم رو با دلایل خودم گفتم.شما همخیلی مختصر،ولی در عین حال منطقی و درست درباره ی داستان 4 و 5 قضاوت کردین!

در مورد نویسنده ی بازی هم من دلایل خودم رو مفصلا گفتم.نه برای اینکه بگم از سوگیمورا بهتره.نه.اصلا.چون اگه سوگومیرا داستان 2 و کد ورونیکا و زیرو رو نمینوشت،اصلا چیزی وجود نداشت که موراتا بخواد ادامه بده.علاوه بر اینکه کد ورونیکا و کلیر ردفیلد که بازی و کاراکتر محبوب خودم هستن هم کلا زاییده ی ذهن ایشون هستن.من فقط خواستم درک عمیق موراتا از ریشه های سری و همچنین علت سخت بودن و ارزشمند بودن کار رون رو شرح بدم!

در مورد میکامی و ادامه ی سری هم کاملا درست فرمودین.بله.قطعا TEW ایده ای بود که از بعد RE4 در ذهن میکامی بود و اگه اون عهده دار ادامه ی سری میشد،قطعا TEW رو به عنوان RE5 میدیدیم و خبری از داستان فعلی RE5 و پرداختن به ریشه های سری نبود.فقط اسم اون دوتا شخصیت اصلیش،با لیون و ایدا عوض میشد.حتی توی TEW رسما سازمان هم حضور داشت.قطعا قرار بوده این بازی ادامه ی RE4 باشه که خدا رو شکر نشد!

بازم ازتون ممنونم! ;)
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: Rem and Democracy

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or