Nima Redfield
کاربر سایت
نیما جان داری زور میگی داستان5 عالی بود اما نتونستن عمق بدن فک کن اشپز همه چی داره واسه اشپزیش اما بلد نیست بعد میاد یکم خوشگلش میکنه(گرافیک)بعد میریزه تو شکم ملت!!! دقیقا ماریو حرف منو بهتر مفهومشو رسوند.
سازمان از این ب بعد باید عرض اندام کنه تا چنتا شماره هم با این سازمان ب خورد ملت بدن البته اگه بتونن ک با دیدن وضعیت اقتصادی کپکام بعید میدانم
در مورد ایدا هم بگم از 2شروع کرد ب ویروس دزدیدن اما اول باید اعتماد وسکرو جلب میکرد بعد ک تو آخرین سکانس 4 ب خوبی از خجالت وسکر در اومد . سازمان بهش دستور داد تا پلاگا رو بیاره مثل وسکر اما این ایدا همیشه تو داستان هایی ک حضور داره معلومه که پای داستان هم میاد وسط اما ن بصورت آشکار بلکه سازمان باید آهسته آهسته بیاد جلو چون عاقبت آمبرا رو پیش بینی میکرد اخرشم دیدید ک آمبرا فاتحه ش خونده شد.سازمان باید همیشه تو خفا کاراشو بکنه دقیقا مثل الکس ک البته ایکاش الکس حداقل2 تا داستان باهاش خاطره میساختیم
لیون بایدم واسه سازمان کنار گذاشته بشه چون کریس و جیل ب آمبرا و عمارت گنجونده شده بودن پس کلیر هم اومد با الکس روبرو شد اما لیونو واسه سازمان نگه داشتن چون همیشه با ایدا رابطه داره ایدا از کی فرمان میگیره؟؟سازمان!!
پس منطقی هست ک لیون با یکی از شخصیت ها ک اهمیتش کمتره بیاد و سازمانو بفرسته جهنم البته میشه کلیر رو هم با لیون همسفر کرد تا هم خاطرات خوش 2 تکرار بشه هم ی داستان جدید برای ادامه سری پدیدار بشه
من زور نمیگم و قصد ندارم چیزی رو به کسی نحمیل کنم.هر چیزی میگم،با دلیل و استدلال میگم.دیگه واقعا فکر نکنم هیچکس اینقدر وقت بذاره و در جواب یک خط حرف شما،یک صفحه مطلب بنویسه.حالا میتونید قبول کنید،میتونید نکنید.میل خودتونه.ولی به هر حال،بدون دلیل و صرفا بر مبنای ادعا حرفی رو نمیزنم.همه ی بچه های قدیمی تاپیک،من رو میشناسند و این قضیه رو میدونند!
نویسنده ی 5 آشپزی بلد نبود و صرفا با گرافیک میاد بازی رو قشنگ جلوه میده؟اصلا آدم یک چیزایی میشنوه توی این تاپیک!
فکر میکنم در این مورد بحثی نکنیم خیلی بهتر باشه!
آخرین ویرایش:






روبرو میشیم نمیتونیم بگیم مهم نیست داستانو بچسب.


