يه خاطره من هست يه كم خنده داره
چهلم مادر بزرگ پسر خالم بود رفته بوديم خونشون اين بنده خدا در سن 98 به رحمت خدا رفت پسر خالم گفت كينكتم بيار تو اتاق بزنيم به بدن . من تازه
dance central رو گرفته بودم و تازه هم ياد گرفتم با پسر خالم رفتيم تو كار كل كل
گوشي روي گوش اون داشت بازي مي كرد من رفتم...