یادم نیست ,داشتم به حرف های استر گوش می دادم.یه بار اومدم تو نقشه یه علامت اومد که برم کسی رو که توسط زندانیای دیوونه داره کتک زده می شه نجات بدم(ماموریت اضافی بود)رفتم نجاتش دادم,تو یه کوچه بود,دو قدم اونور طرف یه دسته گل سفید رو زمین بود...بتمن نشست رو زمین,دوربین می چرخید و صدای استرن میومد....