Warcraft Characters

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن


- فهرست شخصیت ها :


Arthas Menethil
Illidan Stormrage
Archimonde
Kil'Jaeden
Sargeras
ادامه دارد .......

-----------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------------

 
آخرین ویرایش:

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
Illidan Stormrage


 
آخرین ویرایش:

Mr.Death

دبیر تحریریه بازنشسته
کاربر سایت
May 31, 2006
4,090
نام
احد
سر انجام ارتاس با استفاده از Sunwell توانست Kelthuzad را زنده کند .
Kel'Thuzad ابتدا آرتاس با بازگرداندن بقایای کلتوزاد به قبرش در Andorhal اون رو به شکل Necromancer کرد و بعدا در سیلورمون با شکست دادن گارد های Sunwell تبدیل به لیچ شد چون بدین شکل قابلیت احضار را داشت.
ارتاس و Kelthuzad به Dalaran رفتند و با احضار Archimonde موفق شدند Dalaran رو نابود کنند .
با احضار آرکیماند Lich King از رده خارج شد.

ارتش Legion
ارتش Legion یعنی ارتش ارتش. اسم ارتش سارگراس Burning Legion با سپاه سوزان هست.

سپس ارتاس به Lordaeron بازگشت اما در شهر توسط Dreadlord ها و Sylvanas مورد خیانت قرار گرفت
Dreadlord ها خیانتی نکردند چون خودشان را فرمانروایان Scourge میدانستند. این عنوانی بود که آرکیماند داده بود.

ایلیدن به جمجمه دست یافت و قدرتش را استفاده کرد . ایلیدن احساس کرد که قدرت به بدنش وارد شده و به یک هیولای سیاه رنگ تبدیل شد و Legion را تابود کرد
با قدرت اون تونست تایکاندریوس بزرگترین ژنرال آرکیماند را شکست دهد و به Burning Legion ضربه ی سختی وارد کند.Burning Legion رو نابود نکرد. نابودی Burning Legin یعنی شکست آرکیماند. اصلا ایلیدان در حدی نبود که بتونه آرکیماند رو شکست بده. حتی با جمجمه ی گولدان.

ایلیدن وفاداری blood elve ها را قبول کرد و Kael را دست راست خود قرار داد.
kael خودش از طرف ایلیدان دعوت شده بد. ایلیدان به او قول جادوی فراوان داده یود. کیل هم که عاشق جادو بود پذیرفته بود.

ایلیدن با کمک متحدین جدید خود و Akama توانست Hellfire Citadel را فتح و کنترل Outland را به دست گیرد
با کشتن Magtheridon فرمانروای قبلی
 
آخرین ویرایش:

arthas

کاربر سایت
Jan 24, 2006
471
نام
آرشام
شماها دارين در مورد من بحث مي كنين ؟ :biggrin1:
 

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
Kel'Thuzad ابتدا آرتاس با بازگرداندن بقایای کلتوزاد به قبرش در Andorhal اون رو به شکل Necromancer کرد و بعدا در سیلورمون با شکست دادن گارد های Sunwell تبدیل به لیچ شد چون بدین شکل قابلیت احضار را داشت.
با احضار آرکیماند Lich King از رده خارج شد.

ارتش Legion یعنی ارتش ارتش. اسم ارتش سارگراس Burning Legion با سپاه سوزان هست.

Dreadlord ها خیانتی نکردند چون خودشان را فرمانروایان Scourge میدانستند. این عنوانی بود که آرکیماند داده بود.

با قدرت اون تونست تایکاندریوس بزرگترین ژنرال آرکیماند را شکست دهد و به Burning Legion ضربه ی سختی وارد کند.Burning Legion رو نابود نکرد. نابودی Burning Legin یعنی شکست آرکیماند. اصلا ایلیدان در حدی نبود که بتونه آرکیماند رو شکست بده. حتی با جمجمه ی گولدان.

kael خودش از طرف ایلیدان دعوت شده بد. ایلیدان به او قول جادوی فراوان داده یود. کیل هم که عاشق جادو بود پذیرفته بود.

با کشتن Magtheridon فرمانروای قبلی
در مورد Kelthuzad کاملا درسته.
دوست عزیز من هدفم خلاصه کردن بود . بنابر این از کلمه Legion استفاده کردم در صورتی که همه میدانند Burning Legion چیه :biggrin1:
درسته Dreadlord ها مستقیما خیانت نکردند اما به Sylvanas گفتند خیانت کنه و Arthas رو بکشه ! این خیانت حساب نمیشه ؟؟:biggrin1:
من گفتم ایلیدن Legion رو نابود کرد منظورم نیروهای Burning Legion در Felwood بود .
Kael رو ایلیدن دعوت نکرده بود چون نه اونو میشناخت نه میدونست Blood Elf چی هست ! Kael توسط Vashj دعوت شده بود و وقتی ایلیدن اونارو دید گفت این الف های جوان Night elf نیستند بعد Vashj گفته اینها Blood Elf هستند .
ولی گفتم هدف من خلاصه کردن بود بنابراین این مطالب رو حذف کردم ;)
یعنی چی Lich king از رده خارج شد ؟؟! درسته یک زمان Lich تو یخ بود و ضعیف اما الان که با ارتاس یکی شد خیلی از Burning Legion و فرمانده هاش قوی تره .
سعی میکنم بعضی قسمت ها رو ویرایش کنم که اشتباه نشه ! در هر صورت ممنون
------------------------------------------------------------------------------------------------
با تشکر
سعی کنید در معرفی شخصیت ها خلاصه گویی نکنید. اصلا ذات Warcraft با خلاصه گویی نیست.
همون هم Legion حالی بگین به نظرم کافیه.
در ضمن Sylvanas خودش رفت پیش Dreadlord ها و خود Sylvanas بود که هرچه بیشتر اونها رو تحریک کرد.
سعی کنید حداقل تمامی حوادث مهم رو بگبن. مثلا به نظر من ایلیدن رو بهتر از آرتاس گفتین. ;)
سعی می کنم بعدی هارو هیچی حذف نکنم ! این 2 تا رو چون پای PC خودم نبودم این جوری شد :biggrin1:
 
آخرین ویرایش:

Mr.Death

دبیر تحریریه بازنشسته
کاربر سایت
May 31, 2006
4,090
نام
احد
با تشکر
سعی کنید در معرفی شخصیت ها خلاصه گویی نکنید. اصلا ذات Warcraft با خلاصه گویی نیست.
همون هم Legion حالی بگین به نظرم کافیه.
در ضمن Sylvanas خودش رفت پیش Dreadlord ها و خود Sylvanas بود که هرچه بیشتر اونها رو تحریک کرد.
سعی کنید حداقل تمامی حوادث مهم رو بگبن. مثلا به نظر من ایلیدن رو بهتر از آرتاس گفتین. ;)
 

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
Archimonde

Archimonde

مقدمه :

Archimonde (به صورت ARK-i-mond تلفظ میشود ) دست چپ تایتان مخوف Sargeras بود.او یکی از بزرگترین و تاریکترین eredar ها بود . با داشتن شخصیتی ظالم و حیله گر به سرعت مقام و قدرت خود را در میان eredar ها به دست اورد سپس به عنوان یکی از فرماندهان و زیردستان Sargeras انتخاب شد . او به یک Archdemon تبدیل شد.

لقب :
the Defiler

منشا :

25000 سال پیش Archimonde یکی از سه فرماندهان دنیای eredar ها ، Argus بود. 2 فرمانده دیگر Kil'jaeden و Velenبودند.
Sargeras با 3 فرمانروا ارتباط برقرار کرد . او به انها در عوض اطاعت و وفادری قدرتی بی اندازه پیشنهاد کرد . Archimonde و Kil’jaeden با کمال میل پیشنهاد Sargeras را پذیرفتند اما Velen نه تنها قبول نکرد بلکه همراه پیروانش فرار کرد و Draenei را به وجود اورد .
Archimonde به عنوان فرمانده ارتش انتخاب شد و در نبرد حرکت لشگریان و نیروها را کنترل می کرد. Kil’jaeden به دنبال ماموریت های مخفی و وارد کردن نژادها و برده های جدید به Legion رفت . با توجه به موقعیتشان انها هر کدام برای خود ارتشی شیطانی به وجود اوردند . Pit lord ها ، doomguard ها و eminence ها تحت فرمان Archimonde قرار گرفتند و dreadlord ها ، risen terrors ها و shadow priest ها هم تحت فرمان Kil’jaeden .



نبرد پیشینیان :

تقریبا 15000 بعد ، هنگامی که جادوهای سرگردان ملکه Azshara توجه Sargeras را جلب کرد ، Archimonde ، Mannoroth و Hakkar حمله مرگبار به Azeroth را فرماندهی میکردند . انها به همراه هزاران شیطان تحت فرمان از دریچه به وجود امده در چشمه جاودانگی وارد Kalimdor شدند و هر چه سر راهشان قرار می گرفت با خاک یکسان می کردند .
با این وجود ، Druid جوان ، مالفوریون گروهی از Elf ها را گرد اورد و با کمک نیمه خدای جنگل Cenarius و اژدهای قدرتمند Alexstrasza تصمیم گرفتند Legion را به عقب برانند. در نبردی عظیم دریچه موجود در چشمه جاودانگی پایداری خود را از دست داد و باعث انفجاری بزرگ و از هم پاچیدن Kalimdor شد. با این اتفاق Archimonde و شیطان هایش به دنیای سوزان Twisting Nether عقب رانده شدند .

دومین حجوم :

مقدمات :



پس از 10000 سال انتظار در تاریکی های
Twisting Nether سرانجام انها نقشه حمله ای دیگر را کشیدند. همکار kil’jaeden ، Archimonde متوجه وجود Ner'zhul و Gul'dan در دنیای Draenor ، برای این منظور شد.
با کمک خبیثانه Mannoroth رهبران Orc ها مصموم شدند و جنون انها را برای یه اشوب کشیدن Azeroth هدایت کرد. Orc ها پیشرو بازگشت Legion شدند . انها هر چه میدیدند نابود می کردند به این ترتیب کسی برای مقابله با Legion باقی نمیماند .اما Horde توسط انسان های پیشین Arathor و متحدینش متوقف و شکست خورد و Orc ها در انجام ماموریت شوم خود ناکام شدند .
اما یک ابزار قدیمی دیگر پیدا شد تا دوباره ماموریت را انجام دهد. shaman ،Ner'zhul تاریک خاندان Shadowmoon با وفادارترین مریدانش وارد Twisting Nether شدند تا دنیای جدید برای حکومت پیدا کنند اما Kil’jaeden انها را یافت . بعد از مدتی او به Lich king تبدیل شد ، یک روح که Scourge را کنترل می کرد ، نیرویی چنان قدرتمند که انتظار می رفت در ماموریتی که Horde شکست خورد ، پیروز شوند . اما انها از انتظارات فراتر رفتند .
Archimonde فرمانده حمله بود ولی نیاز به راهی داشت که بتواند وارد Azeroth شود. با توجه به نیروی عظیمش جادوی زیادی برای احضار او مورد نیاز بود . او منتظر بو تا این که با Kel'Thuzad ارتباط برقرار کرد . او بعد از دزدیدن کتاب Medivh از Dalaran ، عملیات طولانی احضار را شروع کرد . وقتی او این کار را کرد اسمان تکه تکه شد و infernal ها و felhound های قدرتمند برای کمک به Scourge فرستاده شدند. سرانجام فرایند احضار پایان یافت و Archimonde وارد دنیای Azeroth شد.

خشم Legion :

Archimonde ابتدا Tichondrius را در راس محاجمین قرار داد و گفت که دیگر نیازی به کمک Lich King نیست. در حالی که Lich king به خوبی و با نقشه ای عالی اماده بود.
سپس Archimonde شخصا و به تنهایی شهر Dalaran را نابود کرد.
حمله انها بدون توقف ادامه می یافت ، جادوی
Archimonde نیروهای شیطانی را به سرعت فرا میخواند از جمله Mannoroth با کمک هم انها Lordaeron را درو کردند و هر جه وجود داشت تخریب کردند . Tichondrius خیلی زود Orc های گمشده را پیدا کرد . legion به دنبال انها از دریا عبور کرد و انجا نه تنها orc ها را یافتند بلکه Night Elf ها را که سالها پیش باعث شکستشان شده بودند یافتند . Archimonde, Mannoroth و Tichondrius نقشه ای کشیدند که نیمه خدای Night elf ها Cenarius را از بین ببرند . نقشه انها کاملا موقیت امیز بود. Mannoroth توانست Grom Hellscream و خاندان Warsong را مصموم کند و انها را برای کشتن Cenarius هدایت کند بعد ها Grom ازاد شد و خود را فدا کرد تا Mannoroth را نابود کند.
با وجود مرگ Mannoroth ارکیماند به انچه میخواست دست یافت ، نابودی Cenarius . او حمله را به طرف دشمنان Night elf اش هدایت کرد ولی با Tyrande مواجه شد که druid های باستانی را بیدار کرده بود تا بار دیگر با Legion نبرد کنند.
Archimonde سرسختانه نبرد خود را ادامه داد و با نیروهای متحد Alliance و Horde در کنار Sentinels مبارزه میکرد. تحت فرمان Tichondrius ، Archimonde از جمجمه Gul’dan استفاده کرد و جنگل Ashenvale را مصموم کرد و با این کار خیلی از موجودات وارد Legion شدند اما Legion مجبور شد یک عقبنشینی بزرگ کند به دلیل اینکه ایلیدن با استفاده از جمجمه موفق شد Tichondrius را نابود کند. در عوض ارکیماند Azgalor و Anetheron و Rage Winterchill را برای فرماندهی قرار داد.

پایان :

Archimonde به هدف اصلی خود از حمله برگشت و حمله ای سنگین علیه World Tree که Nordrassil نام داشت انجام داد. با کشیدن انرژی درخت او و Legion شیطانی اش نه تنها میتوانستند قدرت و جاودانگی Elf ها را داشته باشند بلکه Archimonde میتوانست به قدرتی در حد Sargeras برسد . اما Tyrande و Malfurion با Thrall و Jaina Proudmoore متحد شده بودند . Archimonde با کمک Azgalor و Anetheron و Winterchill موفق شد همه دشمنان را نابود و به بالای کوه برسد .
برای دفاع از Nordrassil ، انسانها ، Orc ها و Nightelf ها جمع شده و زیر درخت پایگاه زده بودند . با استفاده از ذهنی مکار و قدرت عظیم Legion به راحتی پایگاه ها را یک به یک نابود کرد . ابتدا پایگاه Jaina ، سپس Thrall و در انتها Elf ها به اسانی با یک حرکت دست Archimonde نابود شد سپس او دروازه های جادویی محافظ را نابود و شروع به بالا رفتن از درخت کرد و مصمم برای نابودی درخت و جذب انرژی اش بود. ارباب شیطانی هیچ توجهی به Wisp هایی که ارام ارام جمع میشدند نداشت .
به محض اینکه Archimonde شروع به کشیدن انرژی درخت کرد ، Malfurion در شیپور Cenarius دمید و محافظان را فرا خواند. هزاران Wisp از جنگل های اطراف امدند و به دورArchimonde جمع شدند و انفجاری عظیم را به وجود اوردند که ارباب شیطانی را نابود و جنگل های اطراف را خاکستر کرد. طبیعت الودگی را قبول نمیکرد و خوشبختانه World Tree می توانست خود را ترمیم کند .

Archimonde برای همیشه رفته بود .


 
آخرین ویرایش:

Mr.Death

دبیر تحریریه بازنشسته
کاربر سایت
May 31, 2006
4,090
نام
احد
با وجود مرگ Mannoroth ، Archimonde به انچه میخواست دست یافت
این قسمت رو تغییر بده

با اینکه منوراث مرد اما آرکیماندبه هدف اصلی خودش که مرگ سناریوس بود دست یافت.

د در عوض Archimonde ، Anetheron و Rage Winterchill را برای فرماندهی قرار داد.
و بجای منوراث , Azgalor را انتخاب کرد.


کاش کمی هم در چگونه انتخاب شدنش توسط سارگراس توضیح میدادی. البته این در wowwiki در قسمت ارکیماند نیست اما اگه میذاشتی عالی بود.
ممنون
 
آخرین ویرایش:

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
این قسمت رو تغییر بده

با اینکه منوراث مرد اما آرکیماندبه هدف اصلی خودش که مرگ سناریوس بود دست یافت.



و بجای منوراث , Azgalor را انتخاب کرد.


کاش کمی هم در چگونه انتخاب شدنش توسط سارگراس توضیح میدادی. البته این در wowwiki در قسمت ارکیماند نیست اما اگه میذاشتی عالی بود.
ممنون
من این متنو اول در Word نوشتم بعد اینجا کپی کردم به خاطر همین نوشته ها جابه جا شد !
اون توضیحاتم برای معرفی Sargeras گفته بشه بهتره :biggrin1:
 
آخرین ویرایش:

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
Kil’Jaeden

Kil’Jaeden

مقدمه :

Kil’Jaeden (به صورت Kill-jay-den تلفظ میشود) یک ارباب شیطانی قدرتمند از نژاد eredar و در حال حاضر فرمانده Burning Legion است. 25000 سال پیش به عنوان یکی از فرماندهان Sargeras انتخاب شد . در حالی که Archimonde ارتش سوزان را فرماندهی میکرد Kil’Jaeden مشغول به خدمت در اوردن نژادهای جدید برای Legion بود .
نقش او همچنین به دلیل به وجود اوردن
Lich King مهم است .

لقب ها :
The Deceiver - The Beautiful One - The Legionlord

پیشنهاد Sargeras و خروج Velen :

25000 سال پیش دنیای Argus ، خانه مخلوقات اعجاب انگیر Eredar بود ، نژادی که به صورت طبیعی از جادو استفاده می کردند. کیلجیدن که به دلیل هوشش مورد احترام بود به سرعت به یکی از 3 فرمانده بلند پایه Eredar تبدیل شد . همراه همکارش Archimonde و بهترین دوستش ، Velen .

کیلجیدن Velen را مانند برادر دوست میداشت . اتحاد Eredar ها زمانی که 3 رهبر با Sargeras نابودگر ارتباط برقرار کردند از هم گسسته شد . Sargeras یک پیشنهاد مطرح کرد : در عوض وفاداری به او ، او به انها قدرتی بی وصف و اعتبار میداد. Kil’jaeden و Archimonde با کمال میل قبول کردند در حالی که Velen پیشنهاد را پس زد .

در حالی که او اماده می شد تا قدرتهای جدیدش را دریافت کند ، متوجه شد که Velen و پیروانش به دشمن Naaru ، Sargeras پیوسته اند . Kil’jaeden این را خیانت میدانست و خشمگین شد و به دنبال Draenei ها رفت . او انها را 5 هزار سال در طول کهکشان تعقیب کرد اما Velen به اندازه Kil’jaeden زیرک بود و موفق به فرار شد .



Horde ، پیمان و انتقام Kil’jaeden :

به دنبال شکست حمله به Azeroth ، تقریبا 15 هزار سال بعد از قبول پیشنهاد Sargeras ، کیلجیدن مامور شد تا ارتشی جدید پیدا کند که در حمله بعدی استفاده شود . کیلجیدن هزاران سال جستجو کرد تا سربازانی عالی پیدا کند . یک روز خدمتکار محبوب کیلجیدن ، Talgath به دنیایی وارد شد که در ان نشانه های از جادوی Draenei ها وجود داشت . انها ابتدا خیال کردند که Draenei ها مانند خیلی از دنیاهای دیگر فقط از اینجا عبور کرده باشند . با تحقیقات بیشتر معلوم شد که Draenei ها واقعا در انجا اقامت دارند و حتی به ان دنیا اسم نیز داده اند ، Draenor . انها درانور را با دشمنانشان که Orc نام داشتند تقسیم کرده بودند . با یک نگاه کیلجیدن دریافت Orc ها دقیقا همان چیزی هستند که او جستجو می کرد .
کیلجیدن مستقیما به طرف رهبر Orc ها ، نرزول رفت . او این فکر را در سر نرزول انداخت که Draenei ها برای نابودی Orc ها نقشه کشیدند و با این عنوان جادوهای Warlock و Bloodlust را به انها معرفی کرد اما خاندانهای Orc انها را قبول نکردند زیرا باور داشتند این قدرتها باعث نابودی Orc هاست .

خیلی زود اورک ها حمله هایی علیه Draenei ها انجام دادند اما نقشه با سفر نرزول به Oshu'gun دچار لغزش شد . نرزول شروع کرد به معکوس کردن کارهای خود . کیلجیدن که به اعمال نرزول اگاه بود به دنبال شاگرد نرزول، Gul’dan رفت و تاریکترین و قویترین جادوهای Warlock را به او داد .

میل تمام نشدنی Gul’dan به قدرت و خودخواهی او ، او را به بهترین ابزار کیلجیدن تبدیل کرد . بعد از ارتقا دادن مهارت Orc ها در نبرد با Draenei ها ، خون Mannoroth به رهبران Orc ها داده شد تا بنوشند و انها دچار جنونی وحشتناک شدند . کیلجیدن به عنوان ازمایش کردن ارتش جدید و انتقام گرفتن از برادرش ، به Gul’dan دستور داد ، قتل عام کردن Draenei ها را با حمله به شهر Shattrath تمام کند . حمله انها یک کشتار وحشتناک بود و بیشتر Shattrath نابود شد و در نهایت برده های کیلجیدن بر Draenei ها پیروز شدند.

بازگشت نابودگر :

کیلجیدن مانند دیگر Warlock های Eredar ، هنگامی که Medivh سفر خود به ستارگان را شروع کرد رفتن او را احساس کرد . کیلجیدن که از قتل عام Draenei ها خوشحال بود نشانه ای از طرف Sargeras دریافت کرد مبنی بر اینکه به او در جایی دیگر نیاز دارد . شیطانهای Erador از درانور عقبنشینی و Horde را رها کردند .سپس Medivh وارد درانور شد . او Gul’dan را وادار کرد که Dark Portal را باز و Orc ها را وارد Azeroth کند. Medivh به انها قول خانه ای جدید در ازروث و موجودات زیاد برای کشتن داد . نقشه Medivh با ورود Horde به ازروث تقریبا کامل می شد . انها میتوانستند هر مقاومتی علیه Legion را که توان دفاع داشت را سرکوب کنند ازجمله نابود کردن امپراطوری ازروث و Khaz Modan و ... .



اما 2 اتفاق باعث شد حمله شیطانی Orc ها با شکست روبه رو شود . اولین دلیل کشته شدن Medivh بود و دومین دلیل طمع Gul’dan برای قدرت بیشتر بود . به خاطر اقدامات Gul’dan هورد به سمت شکست در دومین جنگ پیش رفت ، Orgrim Doomhammer نیمی از ارتش خود را به علاوه فرصتی عالی برای شکست انسان ها برای همیشه را از دست داد . این به انسانها فرصت کافی برای تجدید نیرو و ضد حمله علیه Orc ها داد
.
Orc ها شکست خوردند .

پادشاه Lich :

کیلجیدن خشمگین بود ، میدانست که خود باید کاری انجام دهد . او نیروهای Nathrezim و Undead ها را فراخواند و تشخیص داد که دلیل شکست Orc ها داشتن اراده ای ازاد بود او در ذهنش به نقشه ای شوم فکر می کرد : تشکیل ارتشی از Undead ها ، تحت فرماندهی و کنترل یک ذهن زیرک و ظالم .

Kil’jaeden توانست نرزول را در سیاهی Twisting Nether پیدا کند . او دنبال انتقام خود از او بود و او را برای مدتی طولانی شکنجه داد و ظالمانه بدنش را قطعه قطعه کرد و چیزی جز روحش باقی نماند . سپس کیلجیدن به او یک پیشنهاد داد : باقی ماندن در دردی بی انتها یا تبدیل شدن به فرمانده ارتش مردگان . نرزول به ناچار پیشنهاد را قبول کرد و کیلجیدن او را به Lich King تبدیل کرد . کیلجیدن از دادن بدنی جدید به او خودداری کرد و در عوض روح او را در یک تکه کریستال حبس کرد . و برای اطمینان بیشتر کیلجیدن Dreadlorde ها را هم برای مراقبت از Lich King قرار داد .



Lich King باید در ماموریتی که اورک ها در ان شکست خوردند ، پیروز میشد. ارتش مرده ی او می توانست هر مقاومتی را نابود و مردگان را دوباره برای استفاده در Legion زنده کند . Scourge دقیقا همان چیزی بود که پیش بینی میشد . انها بیشتر سرزمین های Quel'Thalas و Lordaeron را نابود کردند . سپس Archimonde وارد ازروث شد و انچه از Loedaeron باقی مانده بود توانی برای مقابله در برایر او نداشت .

اما Lich King از کیلجیدن متنفر بود و سرانجام با شکستن پیمانی که با او بسته بود به Legion خیانت کرد . در همان حال یکی از بزرگترین فرماندهان Legion یعنی Tichondrius توسط ایلیدن کشته شد و از طرف دیگر نیرویهای عظیم و قدرتمند Archimonde در نبرد کوه Hyjal شکست خوردند و Archimonde کشته شد .

خیانت کار :

کیلجیدن از شکست و مرگ Archimodne بسیار خشمگین بود و میدانست باید انتقامی سنگین بگیرد . با توجه به این که Lich king از کنترل کیلجیدن خارج شده بود ، او یه دنبال برده ای جدید گشت . او ایلیدن را یافت و به او وعده داد در عوض کشتن Lich King به او قدرتی خارج از حد تصورش بدهد . او برای کمک Orb of Kil'jaeden را به ایلیدن هدیه داد .ایلیدن ابتدا Naga ها را با خود همراه ساخت ، کسانی که ابتدا در فرار از Kalimdor و بعد در رسیدن به چشم Sargeras به او کمک کردند . با استفاده از قدرت چشم ایلیدن میتوانست به راحتی Northrend و پایگاه نامردگان را نابود کند.



اما با دخالت برادر ایلیدن مالفوریون ، چشم قبل از این که ایلیدن بتواند Frozen Throne را از بین ببرد ، نابود شد. کیلجیدن ناکام ماند ، در عوض ایلیدن همراه برادرش به نجات تایراند رفت . از ترس قدرت کیلجیدن ، ایلیدن به Outland فرار کرد و در انجا موفق شد نژاد Blood Elf ها را مطیع خود سازد. با به دست اوردن متحدین جدید ایلیلدن برای تصرف Hellfire Citadel و کشتن Magtheridon راهی شد و دروازه هایی را که نرزول ده ها سال پیش ساخته بود نابود کرد . با نابود کردن دروازه ها ایلیدن kil’jaeden را از Outland دور نگه داشت همچنین رسیدن نیروی کمکی برای Magtheridon را متوقف کرد . بدون وجود نیروی کمکی Magtheridon به سرعت در مقابل ایلیدن و پیروانش شکست خورد .

اما کیلجیدن احمق نبود . درانور به دلیل بودن پایتخت Orc ها و Draenei ها اهمیت داشت و کیلجیدن همیشه درانور را تحت نظر داشت و به سرعت از اتفاقات ان جا با خبر شد . کیلجیدن در مقابل ایلیدن ظاهر شد و یک بار دیگر به او فرمان داد به Northrend برود و کاری را که شروع کرده تمام کنند . ایلیدن قبول کرد و کیلجیدن گفت که اگر دوباره شکست بخوری با خشم بی پایان من روبه رو میشوی .

با این وجود ، ایلیدن شکست خورد و Lich King ایستادگی کرد و با یکی شدن با ارتاس به کیلجیدن کلک زد. کیلجیدن خشمش را توسط Doomwalker قدرتمند برای تخریب Black Temple فرستاد .



ارباب
Legion هر جایی نقشه می کشد .....

کیلجیدن در WOW :

در wow ، کیلجیدن توسط
Kael'thas Sunstrider از طریق Sunwell به ازروث احضار شده بود . او از Anveena که در بر دارنده قدرت Sunwell بود برای بازنگه داشتن پنجره موجود در Sunwell استفاده کرد . اما بعد در طول نبرد Anveena با فدا کردن خود توانست پنجره را نابود و کیلجیدن را به Twisting Nether بازگرداند . قبل از رفتن گردنبند کیلجیدن از گردنش پاره شد و در ازروث ماند .



 
آخرین ویرایش:

Mr.Death

دبیر تحریریه بازنشسته
کاربر سایت
May 31, 2006
4,090
نام
احد
و فرمانده Burning Legion بود.
و فرمانده ی فعلی Burning Legion است.
چون فرمانده ی اصلی سپاه آرکیماند بود. در جنگ ها آرکیماند فرماندهی میکرد و بعد از مرگ اون شد جانشین اون.
بقیه صحیح بود.
فقط قسمتی که در Sunwell احضار میشه رو جا انداختی ;)
ممنون
 

AZGALOR

کاربر سایت
Mar 10, 2008
64
واقعا عالی بود و به درد بخور
دستتون درد نکنه
 

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
و فرمانده ی فعلی Burning Legion است.
چون فرمانده ی اصلی سپاه آرکیماند بود. در جنگ ها آرکیماند فرماندهی میکرد و بعد از مرگ اون شد جانشین اون.
بقیه صحیح بود.
فقط قسمتی که در Sunwell احضار میشه رو جا انداختی ;)
ممنون
قسمت مربوط به Sunwell برای World of Warcrafte . لازم اضافه کنم ؟؟
اضافه شد !
 
آخرین ویرایش:

babak9

کاربر سایت
Nov 10, 2007
219
نام
babak
کمک

سلام من war بازی می کنم ولی پچ 1.22. ولی الان 1.24 رو می خوام .لینک هایی که هست اکثرا سرکارین? میشه یه سایت معتبر معرفی کنین یا بفرستین ؟
Email:baback_821@yahoo.comممنون:biggrin1:
 

GlaDOS

کاربر سایت
Jun 24, 2007
530
نام
محسن
Sargeras

Sargeras

مقدمه :

سارگراس سازنده و فرمانده Burning Legion است . او زمانی جز دسته تایتان های فلزی بود . او قهرمان Pantheon بود و انتخاب شده بود تا از دنیاهایی که تایتان ها به وجود اورده بودند محافظت کند .

سارگراس در طی هزاران سال تغییر کرد . او که زمانی به عنوان یک محافظ به نژاد خود خدمت میکرد الان بدترین دشمن تایتان هاست . او شروع کرد به از بین بردن تمام چیزهایی که تایتان ها طی سالها به دست اورده بودند . او الان ارباب تمام نیروهای شیطانی است .

لقب ها : The Destroyer - The Fallen - The Daemon Lord - The Great Enemy of All Life
-
The Destroyer of Worlds - The Ravager of Worlds - The Lord of the Burning Legion

قهرمان Pantheon :

سارگراس یک تیتان قدرتمند از جنس برنز گداخته بود کسی که ارتش تایتان ها را هدایت میکرد . مانند دیگر تایتان ها مهربان بود و توانایی درک و تصور پلیدی و شرارت را نداشت . او فراخوانده شد تا شیاطینی را که در فضای خالی بین دنیاها پراکنده بودند ، شکست دهد و انها را زندانی کند . بنابراین انها نمیتوانستند در کار تایتان ها دخالت کنند . او هزاران سال وظیفه خود را به درستی انجام میداد .



در طی جنگ بی پایان سارگراس علیه شیاطین دنیا ، سارگراس با دیدن اشوبی که توسط شیاطین به وجود می امد عمیقا افسرده شد . در حالی که افسردگی و اشفتگی سارگراس افزایش پیدا میکرد ، او ماموریت یافت تا با گروهی دیگر از شیاطین مبارزه کند . nathrezim ، نژاد تاریک شیطان های خوناشام که با نام Dearlorde نیز شناخته میشدند ، تعدادی زیادی از دنیاها را با اسیر کردن ساکنین و تبدیل انها به هیولا هایی دیگر تصرف کرده بودند . انها با ایجاد نفرت ملت های دیگر را وادار به جنگ با یکدیگر میکردند. سارگراس nathrezim ها را به راحتی شکست داد اما طلسم انها او را تحت تاثیر قرار داد .

بر اثر نیروهای شیطانی و طلسم Nathrezim ها ، سارگراس از ماموریت خود مایوس شد و در نامیدی و افسردگی فرو رفت . هنگامی که یاس و شک تنها احساسات سارگراس شدند ، او نه تنها ایمان به ماموریت خود ، بلکه ایمانش به دید تایتان ها از نظم دادن به جهان را نیز از دست داد . سرانجام او باور کرد که عقیده منظم کردن جهان احمقانه است و اشوب و شرارت تنها چیزهای موجود در جهان تاریک و بی انتهاست . تایتان های دیگر تلاش کردند اشتباه بودن فکر سارگراس را به او بفهمانند و احساساتش را ارام کنند ، اما سارگراس اعتقادات و افکار انها را نادیده گرفت و از مقام انها برای همیشه خارج شد و رفت تا جایگاه خودش را در جهان پیدا کند . Pantheon از رفتن سارگراس غمگین شد ، تایتان ها هرگز نتوانستند تصور کنند که برادر از دست رفته شان تا چه حد میتواند پیش رود .

سقوط سارگراس و تشکیل ارتش سوزان :

زمانی که جنون سارگراس اخرین باقی مانده های روحش را هم فرا گرفت ، او به این باور رسید که خود تایتان ها دلیل شکست در خلقت هستند . در انتها تصمیم گرفت کارهای تایتان ها در جهان را بر عکس کند ، پس به دنبال تشکیل ارتشی رفت که جهان مادی را در شعله های اتش بسوزاند .

با اعتقاد بر اینکه نظم بخشیدن دنیاها توسط تایتان ها غیر طبیعی است و دلیل اصلی تخریب و الودگی طبیعت است ، او دریافت تنها راهی که میتواند توسط ان اشتباه انها را درست کند ، نابود کردن تمام دنیاهایی است که مدت ها پیش تایتان ها شکل داده بودند .

سارگراس وارد Twisting Nether شد و شیاطینی که قبلا شکست داده بود و زندانی کرده بود ازاد ساخت . او به عنوان خدای تاریک Twisting Nether شناخته شد . سارگراس شیاطین ازاد شده را تحت فرمان دراورد و ارتشی عظیم ساخته شد که بعدا به عنوان Burning Legion سناخته شد . این مخلوقات ظالم در برابر خشم بی پایان تایتان تاریک سر تعظیم فرود اوردند و مامور شدند به هر طریق ممکن به او خدمت کنند . اما در میان کسانی که به او خدمت میکردند ، هیچ یک به طور طبیعی خبیث نبودند و قدرت فرماندهی و دستور دادن در ارتش جدید سارگراس را نداشتند . پس او به دنبال نژادی گشت که در عوض قدرتی مخوف ، به عنوان ماموران محبوبش به او خدمت کنند .



در سیاره Argus او انچه می خواست پیدا کرد ، Eredar ها . نژادی بسیار باهوش که جادو را به هزازان شکل به کار برده و به ان وابسته بودند. سارگراس در مقابل 3 فرمانده بزرگ Eredar ها ظاهر شد ، کیلجیدن مشهور ، ارکیماند و ولن ، او پیشنهاد خود را مطرح کرد : قدرت مافوق تصور در عوض متحد شدن با او . در حالی که Velen شک داشت ، کیلجیدن و ارکیماند قبول کردند . Velen و پیروانش فرار کردند و Draenei شدند . باقی Eredar ها تاریکی را در اغوش گرفتند و تبدیل به موجوداتی وحشتناک شدند : man'ari eredar .

سارگراس به کیلجیدن فریبنده ماموریت داد که پست ترین نژاد ها را در جهان بیابد و انها را به ارتش سارگراس وارد کند . ارکیماند الوده کننده مامور شد ارتش را در نبرد با کسانی که بخواهند در مقابل اراده تایتان تاریک مقاومت کنند ، رهبری کنند . زمانی که ارتش به خوبی اماده انجام هر فرمانی شد ، سارگراس ارتش بی رحمش را به درون Great Dark فرستاد . تا این زمان هنوز مشخص نیست چند دنیا توسط ارتش سوزان سارگراس در جنگ های شوم Burning Crusade در اتش از بین رفته اند .

وسوسه ازروث :

در اثر استفاده بی پروای elf ها از جادوهای Arcane ، انها سرانجام متوجه دنیای جوان ازروث شدند . سارگراس تشنه قدرت های بی انتهای چشمه جاودانگی شد ، هدیه ای که توسط تایتان ها به ازروث داده شده بود . ملکه ازشارا و مردمش ، اشراف زادگان از جادو مانند اسباب بازی استفاده می کردند . سارگراس توان و قدرت چشمه جاودانگی را احساس کرد و فهمید میتواند نیاز خود به جادو را با ان برطرف کند . او ارتش خود را فرا خواند و در بیرون ازروث نگه داشت . سپس سارگراس ، دشمن تمام زندگی ها با ازشارا تماس گرفت . ملکه اشراف زاده تحت تاثیر قدرت عظیم سارگراس قرار گرفت . او هنگام صحبت با ملکه و زیردستش (مشاورش) که Xavius نامیده میشد ، با زیرکی از یک روش کنترل ذهن استفاده کرد . انها سارگراس را مانند یک خدا دیدند و شروع به پرستیدن او کردند . ازشارا قبول کرد در عوض چشیدن مقداری از قدرت و دانش سارگراس، به او اجازه دهد او وارد ازروث شود ( در واقع ازشارا فکر میکرد سارگراس با او ازدواج میکند ) به این ترتیب اولین حمله به ازروث اغاز شد .

ابتدا ارکیماند و Pit Lord قدرتمند ، Mannoroth وارد ازروث شدند و شروع کرند به کشتن هر نوع موجود زنده . سارگراس در Twisting Nether منتظر ماند تا ازشارا پنجره را به اندازه ای بزرگ کند که سارگراس بتواند عبور کند . زمان عبور نزدیک بود ، خیلی نزدیک .



با این وجود ، در اخرین لحظه Cenarius و Alexstrasza به کمک Elf ها امدند . انها نیروهای خود را متحد کردند و به سمت ارتش سوزان و اشراف زادگان ملکه ازشارا حمله ور شدند ، در نبردی عظیم چشمه جاودانگی نابود شد . به دلیل اینکه پنجره ارتباط دهنده ازروث به Twisting Nether در موقعیتی پر از انرژی جادویی نا پدید شد ، باعث شد نیروهایی که دو دنیا را کنار یکدیگر قرار میداشت گسسته شود ، در نتیجه چشمه از داخل منفجر شد . یک قسمت بزرگ از Kalimdorبه زیر اقیانوس فرو رفت و درست در جایی که زمانی چشمه جاودانگی وجود داشت ، یک طوفان عظیم به وجود امد ، که بعدا به نام Maelstrom معروف شد .مدافعین ازروث بهایی سنگین بابت پیروزی و برگنداندن شیاطین به Twisting Nether پرداختند ، ولی در انتها ماموریت ساگراس برای اولین بار شکست خورد .

حمله اول سارگراس به ازروث به واسطه شکست خوردن ارتشش در مقابل Cenarius نیمه خدا و اژدها هایی که توسط تایتان ها به جا مانده بودند ، شکست خورد .

در کتاب نبرد پیشینیان ، Krasus و Rhonin و Brox در زمان به عقب برگشتند و توانستند به Cenarius و Elf ها در شکست دادن سپاه سوزان کمک کنند . یک بار دیگر در شرایط جدید اولین حمله سارگراس شکست خورد . در داستان جدید هنگام انفجار چشمه ، سارگراس در وسط پنجره مرتبط ازروث و Twisting nether بود .

Aegwynn و Medivh :

برای دومین بار سارگراس به صورت یک Avatar وارد ازروث شد . محافظ Tirisfal در ان زمان ، حضور سارگراس را احساس کرد و Avatar او را پیدا و در یک نبرد شکست داد :

تقریبا 9 هزار سال بعد از نبرد پیشینیان ، Aegwynn که محافظ Tirisfal در ان زمان بود ، از ازروث محافظت می کرد. او شیاطین را در هر کجا پیدا میکرد و شکست میداد . سارگراس دریافت که Aegwynn خطری جدی است ، بنابراین ابتدا برای فریب او ، سارگراس قسمتی از ارتشش را برای کشتن اژدهایان ازروث فرستاد . تعدادی اژدها به دست ماموران سارگراس کشته شدند . به ناچار Aegwynn به کمک موجودات کهن امد ، با کمک هم انها توانستند گروه شیاطین را قبل از اینکه اسیبی جدی به ازروث بزنند ، نابود کنند.

هنگامی که Aegwynn انجا را ترک کرد متوجه ایجاد یک پنجره و ورود سپاه سوزان به Storm Peaks شد. با استفاده از ان پنجره سارگراس وارد ازروث شد تا با Aegwynn رو به رو شود . محافظ Tirisfal لحظه ای در حمله درنگ نکرد ، ولی سارگراس عقب ایستاد و اجازه داد جادوگر بدن مادی اش را نابود کند . اما وقتی که بدن نابود شد ، روح سارگراس به درون بدن Aegwynn رفت و پنهان شد و برای سالهای طولانی خاموش ماند . بی توجه به احساسی الوده در بدنش ، او بدن سارگراس را در مقبره ای به خاک سپرد و انرا به اعماق دریا فرستاد .



سال ها بعد محفل Tirisfal به Aegwynn اطلاع داد که کار او به عنوان یک محافظ تمام شده است . به او دستور داده شد که به دالاران برود و برای خود یک جانشین انتخاب کند اما Aegwynn از دستور سرپیچی کرد ، او اعتقاد داشت که فقط یک نفر از نسل خودش میتواند کار او را ادامه دهد . او به دنبال مشاور پادشاه ، Nielas Aran جادوگر رفت . Aegwynn با جادوگر ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر شد . سر انجام روح سارگراس بیدار شد و به درون ذهن پسر متولد نشده ی او داخل شد. مدیو ، پسر Aegwynn متولد شد .

هنگامی که مدیو 14 ساله شد ، به دلیل قدرتش به عنوان یک محافظ مدت 20 سال به کما فرو رفت . سارگراس قدرت زیاد محافظ را تحت کنترل گرفت و در انتها وقتی مدیو بیدار شد ، سارگراس تقریبا به کنترل کامل دست بافته بود . در بدن جدید سارگراس با وارلاک اورک ، Gul’dan ارتباط بر قرار کرد . Gul’dan در ان زمان رهبر اورک های درانور بود ، دنیایی که چند نسل پیش توسط کیلجیدن پیدا شده بود . مدیو به مناطق دوردست Black Morass در جنوب ازروث رفت و پنجره سیاه را گشود که به اورک ها اجازه دسترسی راحت به ازروث را میداد . اورک ها وارد ازروث شدند و جنگی بزرگ علیه انسانها به راه انداختند.

رفتار مدیو به شدت بعد از بیدار شدن از کما تغییر کرده بود و دوستان نزدیکش هم این تغییر را احساس کرده بودند . مادر مدیو Aegwynn ، دریافت که سارگراس سال ها پیش با او چه کرده پس به نزد پادشاه و فرمانده Lothar رفت . Lothar دریافت که راهی به جز نابودی محافظ شیطانی قبل از اینکه او اسیب بیشتری به ازروث بزند ندارد . Lothar به همراه شاگرد قدیمی مدیو ، Khadgar و یک اورک به اسم Garona به قصر سیاه مدیو ، Karazhan حمله ور شدند . سر انجام مدیو به دست دوستان قدیمی خود در اقامتگاه زیرزمینی اش ، کشته شد .

سارگراس خواستار یک انتقام سخت علیه انسانها بود و انتظاز داشت که اورک ها از پنجره سیاه وارد ازروث شوند . با اینکه اورک ها وارد شدند و توانستند اسیبی بزرگ به امپراطوری انسانها بزنند ، اما سارگراس در اثر مرگ زود هنگام مدیو ، شکستی سنگین در نقشه اش خورد .

با مرگ مدیو ، ان قسمت از روح سارگراس که در بدن او بود خارج شد و به ارامی پراکنده شد . روح با درد به Twisting Nether بازگشت . در انجا همچنان روحش در عذاب باقی ماند و نتوانست بدنی مادی پیدا کند که بتواند روح خبیث قدرتمند او را در خود جای دهد .

روح او همچنان باقیست ، در جایی نا معلوم و تشنه انتقام از تنها دنیایی که توانست در برار قدرت ارتش سوزان ، مقاومت کند .

حمله سارگراس به Gul’dan :

Gul’dan اعتقاد داشت معبد سارگراس همانطور که کیلجیدن و مدیو گفته بودند ، حاوی قدرتی عظیم است . Gul’dan قصد داست به تنهایی وارد معبد شود و وقتی توانست وارد ان شود ، Avatar سارگراس در ان نبود . در عوض او دریایی از شیاطین را یافت که به دلیل حبس شدن در معبد دیوانه شده بودند . Gul’dan توانست از اولین حجوم انها نجات پیدا کند سپس او Sargeras را دید ( یا حداقل یک تصویر از او ) که مشغول خندیدن به Gul;dan بود . او دریافت که فقط یک بازیچه بوده ، یک احمق و به جای به دست اوردن چشم سارگراس باید در این مقبره بمیرد . او با خون خودش ، داستانش را در مقبره نوشت و کمی بعد توسط شیاطین کشته شد . بعد از مرگ جمجمه او به عنوان یک منبع انرژی شیطانی مورد استفاده قرار گرفت .



سارگراس واقعی و روحش :

با توجه به اطلاعات ، Aegwynn نمیتوانسته است با سارگراس واقعی جنگیده باشد و ان فقط Avatar سارگراس بوده که حاوی یک تکه از روح سارگراس بوده که توسط او کنترل میشده است . همچنین مدیو با ان تکه به دنیا امد ، که بعدا به Twisting Nether فرار کرد . Brann Bronzebeard به طور کامل اطمینان دارد که سارگراس واقعی هیچ وقت وارد ازروث نشده است . با توجه به داستان War of the Ancients قدرت چشمه جاودانگی و صرف زمانی زیاد لازم بوده تا پنجره ای قدرتمند به اندازه سارگراس ساخته شود در حالی که سارگراسی که با Aegwynn جنگید از طریق پنجره ای معمولی که در طی چند دقیقه ساخته شده بود وارد شد . Brann همچنین معتقد است که ان تکه از روح سارگراس که فرار کرد همچنان منتظر و تشنه برای انتقام است.

هنوز معلوم نیست که واقعا چه اتفاقی برای بدن اصلی سارگراس یا Avatar اش افتاده است .
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟