Remember Me | Xbox 360 [پست اول تاپیک خوانده شود]

  • Thread starter Thread starter Fratos
  • تاریخ آغاز تاریخ آغاز
اینجا رو میشه یه راهنمایی کنید :

توی چپتر پنجم اونجایی که باید وارد یه درب بشیم که یه سری رمز مثل اعداد ساعت هست و باید چهار تا از اون اعداد رو وارد کنیم تا درب باز شه .
میشه بگید اون چهار عدد و رمز چی هست ؟

2058 کدش اینه
 
Last edited by a moderator:
Metro كه شاهكار بود.اصلا قابل مقايسه نبودن اين دو تا بازي.همون جو سنگين metro خودش كافي بود كه بازي عالي باشه.البته remmber me هم بد نبود ولي به قول دوستات خيلي خسته كننده بود.من خودم هيچ تمايلي براي تموم كردن بازي ندارم.

داستان که یک ایده جدید بود گیم پلی بازی هم که مثل بیشتر بازیهای سوم شخص روان و سرگرم کننده بود گرافیک هم که بسیار هنری و جذاب بود چی این وسط از نظر شما خسته کننده بوده خدا داند و بس.
 
سلام دوستان

یه جایی رسیدم که یک کلمه هایی رو دیوار هست که باید جابجا کنیمشون. باید اونجا چیکار کنم؟؟
تو کلمه اول H رو میبری بالا
تو کلمه دوم 3 رو میاری پایین
تو کلمه سوم O رو میبری بالا
------------------------------------------------
من هم بازی رو تموم کردم از حد انتظارم پایین تر بود چون فضای وسیع تری رو انتظار داشتم و آزادی عمل بیشتر ولی از گیم پلی خیلی لذت بردم و از کمبوسازیش خوشم اومد، دشمنها و باس هاش هم جالب بودن و مجموعا به بازی نمره 8 رو میدم
 
Last edited by a moderator:
اینجا رو میشه یه راهنمایی کنید :

توی چپتر پنجم یه جا هست که دکمه B رو میزنیم بعد اون صحنه های کمرنگ میاد و یه دکتر رو نشون میده به همراه یکی دیگه که روی ویلچیر هستند و وارد یه در میشند ، فکر کنم ما هم باید بریم توی همون اتاق اما نمیشه رفت و در بسته هست . اینجا رو چی کار باید کرد . ؟
 
اینجا رو میشه یه راهنمایی کنید :

توی چپتر پنجم یه جا هست که دکمه B رو میزنیم بعد اون صحنه های کمرنگ میاد و یه دکتر رو نشون میده به همراه یکی دیگه که روی ویلچیر هستند و وارد یه در میشند ، فکر کنم ما هم باید بریم توی همون اتاق اما نمیشه رفت و در بسته هست . اینجا رو چی کار باید کرد . ؟

تا جایی که یادمه باید بری پشت شیشه همون اتاق که دکتر میخواد بیاد بیرون و یه موقعی علامت Sync میادش که باید با نگه داشتن LB و زدن مکرر B رمز عبور رو بگیری.
 
داستان که یک ایده جدید بود گیم پلی بازی هم که مثل بیشتر بازیهای سوم شخص روان و سرگرم کننده بود گرافیک هم که بسیار هنری و جذاب بود چی این وسط از نظر شما خسته کننده بوده خدا داند و بس.

عزیزه من هر کس سلیقه ایی داره...
از جو بازی خوشش نیمده خب...
 
بالاخره بازی رو روی Memory Hunter تموم کردم.;;) واقعا بعضی از قسمت های بازی اشکم دراومد مخصوصا باس اخر بازی البته بیشتر سختی بازی به خاطر دوربین بود که تو باس اخر به اوج خودش می رسید.
 
دوستان یه سوال.شاید اینجا جاش نباشه ولی‌ خوب به بزرگواری خودتون ببخشید.
من این بازی رو از یه سایت خریدم ولی‌ وقتی‌ میزارم اجرا بشه انساپرتد دیسک میده.به سایت گزارش کردم میگه مشکل از لنز دستگاته ولی‌ در صورتی‌ که همه بازی‌های دیگه رو به راحتی‌ اجرا می‌کنه.نظر شما مشکل از کجاست؟
 
دوستان یه سوال.شاید اینجا جاش نباشه ولی‌ خوب به بزرگواری خودتون ببخشید.
من این بازی رو از یه سایت خریدم ولی‌ وقتی‌ میزارم اجرا بشه انساپرتد دیسک میده.به سایت گزارش کردم میگه مشکل از لنز دستگاته ولی‌ در صورتی‌ که همه بازی‌های دیگه رو به راحتی‌ اجرا می‌کنه.نظر شما مشکل از کجاست؟

تا اونجایی که من می دونم ارور unsupported برای لنز نیست و از هم خوانی نداشتن بازی با فریمور دستگاه ناشی میشه .....چون من خودم هم الان یه سری بازی قدیمی رو میزام مثل cod همین ارور رو میده .....
 
خوب اگر همه ی بازی ها اجرا میشه به غیر از اون تنها مشکل میتونه فروشنده باشه و انصافش که متاسفانه این سایت یا فروشنده محترم عاری از اونه .
 
آخرین بازی که تموم کردم همین بازی بود. قشنگ بود فقط یه کم داستانش گنگ نبود آیا :-/ میشه توضیح بدید اون آخرش چرا چند بار خاطره پدرش را دستکاری کردیم؟
 
آخرین بازی که تموم کردم همین بازی بود. قشنگ بود فقط یه کم داستانش گنگ نبود آیا :-/ میشه توضیح بدید اون آخرش چرا چند بار خاطره پدرش را دستکاری کردیم؟
پدر Nilin میخواست دنیایی عاری از خاطره بد رو به وجود بیاره، به زعم خودش یه دنیای ایده آل و اون قضیه تصادف هم به این مسئله شدت داده بود (میخواست کاری کنه که دخترش اون واقعه رو فراموش کنه) تا حدی که دیگه بدی های ایده اش رو نمیدید، ما با تغییرات تو خاطراتش جنبه منفی قضیه و سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میتونست بشه (که تا حدودی هم داشت انجام میشد) رو بهش فهموندیم
متوجهش کردیم که ضرر اختراعش بیشتر از نفعش هست و اینطوری به ما تو نابود کردنش کمک کرد
 
پدر Nilin میخواست دنیایی عاری از خاطره بد رو به وجود بیاره، به زعم خودش یه دنیای ایده آل و اون قضیه تصادف هم به این مسئله شدت داده بود (میخواست کاری کنه که دخترش اون واقعه رو فراموش کنه) تا حدی که دیگه بدی های ایده اش رو نمیدید، ما با تغییرات تو خاطراتش جنبه منفی قضیه و سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میتونست بشه (که تا حدودی هم داشت انجام میشد) رو بهش فهموندیم
متوجهش کردیم که ضرر اختراعش بیشتر از نفعش هست و اینطوری به ما تو نابود کردنش کمک کرد
مرسی
پس چرا 3 - 4 بار خاطره را دستکاری کردیم :-/
 
مرسی
پس چرا 3 - 4 بار خاطره را دستکاری کردیم :-/

چون داشتیم خاطره رمیکس شده رو رمیکس می کردیم.
پدر نیلین داشت خاطره نیلین رو رمیکس می کرد. ما اول جلوی رمیکس شدن خاطره خودمون رو می گیریم، بعد خاطره اصلی رو رمیکس می کنیم.
زیاد داستان پلات هول نداشت که متوجه نشی.:دی
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or