اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.
لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید
Mystic River
شاهکار استاد کلینت ایست وود و برنده2 جایزه اسکار و یکی از برترین فیلم های جنایی و پلیسی چندسال اخیر. خیلی فیلم قشنگی هست کاملا به درون ماجرا میره(!) در ضمن خوبیش اینه که مثل 99% فیلم های آمریکایی نیست که یا تو نیویرک هستن یا لس آنجلس.خلاصه که تو سبک خودش یکی از بهترین ها هست این فیلم. 8.75/10
Moneyball filme jalebi hast.
az karaye clint eastwood ham ke Angelina Jolie bazigare khafan morede alaghye man ham bazi karde, CHANGELING ye asare fogholadast.
Wrong.Turn.III 4/10.این فیلم فقط نسخه اولش خوب بود White Chicks 4/10 بجز چند صحنه دلقک بازی ولودگی این فیلم چیز زیادی نداره.بهرحال کمی ادمرو شاد میکنه Silent Hill 2006 6/10 خواسته بودن یه داستان پیچیده رو تو فیلم پیاده کنن که زیاد موفق نبودن وزیاد پیچش داده بودن تا حدی که فیلم داشت میشکست ومن هنوز نفهمیدم که چی شد.البته شاید واسه فن های سایلنت هیل این فیلم زیاد مبهم نباشه.اگه کسش میدونه اخرش چی شده به منم بگه
_ پسر : A boa locu va یعنی چی ؟!
_ پدر : یه جمله معروفِ ... یعنی برو یه جایِ خوب ...
_ پسر : اینو به آدمایی که دارن میمیرن میگن ؟!
_ پدر : آره !
آدم اولش فِک میکنه اَ اون فیلمای فاخر ایتالیایی ِ (!) که کل بودجه یه ساله سینماشون رو خرجش کردن تا توریس جمع کنن... ولی اینجوری نی !
تورناتوره نشون داد که بازم میتونه فیلم درجه یک بسازه... اَ امکانات خوب استفاده کرده...
علی القائده باید فیلمی میشد در وصف ایتالیا و زادگاهش ( که همین جوری هم هس) ولی اسیر سفارش نشده و یه فیلم شخصی ساخته ...
فیلم، داستان زندگی " پپینو " رو از خردسالی تا پیری روایت میکنه. تو روستایی به اسم باریا ...
یه بخشی اَ تاریخ ِ ایتالیا رو همراه با یه طنز ِ ظریف نشون میده. آدمو یاد ِ اون کمدی های معروفِ ایتالیایی میندازه !
تو این فیلم هم، تورناتوره علاقه خودشو به سینما و فیلم دیدن و فیلمایی که دوس داشته نشون میده ...
با دو تا موردش خیلی حال کردم :
* عنوان بندی آخر فیلم
*بازی ایی که اول و آخر ِ فیلم ،کارگردان با زمان میکنه ...
BATTLESHIP فیلم به مراتب فیلم تر از آت آشغالهایی مثل ترنسفورمز هست. ولی خب بازم کار خیلی قوی نبود. صحنه های اکشنم اصلا زیاد و به اون شکل نفس گیر نبودش والا. البته نکات خوب مثل جلوه های ویژه فوق العاده هم داشت ولی در کل متوسط رو به ضعیف. یه جاهایش از هیچ نظر منطق توش نبود. و اینکه بازیگر قحطی بوده که رفتن ریهانا رو آوردن؟ این همه بازیگر که چی الان ؟
پالپ فیکشن دقیقا ادامه دهنده و تکمیل کننده ی راه Reservoir Dogs هست. همه ی ویژگی هایی که اون فیلم رو برجسته کرده بود، توی پالپ فیکشن به طور پخته تر و با کیفیت تر استفاده شدن. فیلم نقاط قوت زیادی داره که بعضی هاشون به تنهایی میتونن یک فیلم رو موفق کنن.
بزرگترین نقطه ی فیلم، نو بودنش نسبت به فیلم های قبل از خودش هست. یعنی وقتی PF رو برای اولین بار می بینید، حس می کنید یه تجربه ی سینمایی کاملا جدید داشتید و فیلمی نیست که هر سال ( یا حتی هر دهه ) بتونید مشابهشو ببینید.
فیلم سه تا داستان جدا از هم رو تعریف میکنه که یه جوری به هم مرتبط میشن و ترتیب زمانی که این اتفاقات در داستان میفتن هم به ترتیب نیست. این عدم ترتیب روایت اتفاقات، شاید یه جور تاکید بیشتر روی جدا بودن داستان ها از هم باشه، ولی به نظرم، جایی که فیلم تموم میشه، بهترین نقطه ی پایانی برای فیلم بود و اگه فیلم به ترتیب زمانی نشون داده میشد، پایانش
که مصادف با فرار Butch هست
، به خوبی حالت فعلی نمیشد. داستان های فیلم، به ظاهر فقط یک داستان عادی هستن که نشون دهنده ی یک سری حوادث به شدت اتفاقی و غیر قابل پیش بینی برای شخصیت های اکثرا خلافکار فیلم و واکنش این شخصیت ها به این حوادث هست، ولی توی همین داستان های به ظاهر عامیانه، مفاهیمی مثل رستگاری ( دیالوگ Jules به Ringo در آخر فیلم ) و شکسته شدن غرور
توصیه های Marsellus به Butch راجع به این که غرور چیز بدیه و بهش توجه نکنه و توی مسابقه ی بوکس از قصد ببازه، در حالی که خودش به بدترین شکل ممکن غرورش شکسته میشه
به شکلی غیرعادی ولی موثر بیان میشن. ولی میشه گفت خوبی Pulp Fiction اینه که شما هر انتظاری از سینما داشته باشید، باز هم جذابیت خودش رو براتون حفظ میکنه. اگه از سینما سرگرمی میخواید، حتما با رفتار ها و دیالوگ های کارکتر های جذاب فیلم ( خصوصا Jules و Vincent ) سرگرم میشید. اگه دنبال فن و تکنیک سینمایی هستید، PF چنین مواردی رو برای ارائه داره. اگه دنبال عمق و موارد قابل بحث توی یه فیلم هستید، باز هم PF شما رو ناامید نمی کنه. به عبارتی، دامنه ی سلیقه ای که PF پوشش میده، زیاد هست و فیلمیه که اگه با دید منفی سراغش نرید، خیلی راحت جاشو توی دل شما باز میکنه.
یکی از مواردی که راجع به فیلم دوست دارم، نحوه ی نگاه غیر جدیش به مرگ و غذابه.
به طور مثال، مرگ Vincent که مثلا شخصیت اصلی فیلم هست، ولی اینقدر بی مقدمه و معمولی ( و البته کمی کمیک ) می میره که انگار یه سیاهی لشکر هست. Vince با این که شخصیت دوست داشتنی ای هست، ولی ما زیاد از مرگش ناراحت نمی شیم، چون فیلم اصلا به شکلی ناراحت کننده با این موضوع برخورد نمی کنه.
یا مثلا موقعی که Marsellus داره از روی عصبانیت با اون دیالوگ های خنده دار و طنز توضیح میده که میخواد با Zed چیکار کنه ( در عین جدی بودن موقعیت )، ما اصلا به عمق فاجعه ی سرنوشت Zed فکر نمی کنیم. یعنی فیلم به ما اجازه نمیده. شکنجه اصلا موضوع خنده داری نیست، خصوصا در موارد مشابه به Zed ، ولی فیلم این مسئله ی هولناک رو به شکلی کاملا بامزه و سرخوشانه بازگو میکنه. البته PF اولین فیلمی نبود که نگاهی کمیک به مرگ و شکنجه داشت، ولی مسلما نوع نگاهش یکی از بهترین ها بود و البته هست.
PF فیلیمه که به شدت به بازی های خوب و بازیگرهایی که به نقشاشون بیان، احتیاج داره. دیالوگ های فیلم عالی هستند، ولی از اون نوع دیالوگ هایی هستن که برای به دل نشستن، به شدت وابسته به نحوه ی بیان گویندشون هستن. از این لحاظ، فیلم هیچ کم و کسری نداره و تک تک بازیگر های فیلم چنان به نقش هاشون میان که اصلا اون شخصیت رو با تن صدا، قیافه و حرکات صورت دیگه ای نمیشه تصور کرد.
به طور کلی، PF یک فیلم غیر کلیشه ای هست و برای لذت بردن ازش، باید با یک دید غیر کلیشه ای هم سراغش برید. اگه دیدید زمان قابل توجهی از اول فیلم به گپ و گفتگوی عادی بین دو تا خلافکار با موضوع های پیش پا افتاده مثل رستوران های اروپایی و ماهیت ماساژ پا میگذره، نباید جا بخورید. کلا PF همین طوره. همه ی تصورات ذهنی که از کلیشه های سینما داریم رو به هم میریزه و یکی از دلایل ستایش شدنش هم احتمالا همین هست. هر چند با تمام این تعاریف، فیلم از خط قرمزها عبور نمی کنه و در راستای غیر کلیشه ای بودن، هیچ وقت به یک فیلم بی ربط و احمقانه تبدیل نمیشه.
بنا به سلایق شخصی، RD رو بیشتر دوست دارم. ولی باید اعتراف کرد PF از لحاظ حرفه ای، نقطه ی اوج کارنامه ی تارانتینو از لحاظ کیفی هست و بعیده که در آینده دوباره به این سطح برگرده.
حقا لذت بردم و خوشم اومد از فيلم ، بنظرم بهتر از شماره اول بود و لحاظات جالب تر و زيبا تر بيشتري نسبت به شماره اول داشت و خب البته بخاطر همون بودن دشمن درجه يك شرلوك در اين قسمت هست . در زياد نميخوام حرف بزنم ولي روايت زيباي داستان و انتخاب بازيگر هاي مناسب نسبت به تم فيلم ( نه نسبت به داستان اصلي ، گرنه از اون لحاظ انتخاب بازيگر ها ها اشغال هست ! ) و صحنه هاي اكشن زيبا باعث ميشه به ببينده بخصوص اگه يه فن شرلوك مثل من باشه خوشش بياد و از ديدن كاراكتر مورد علاقه اش خوشحال ميشه .
7.5 / 10 ================
13Assassins
يكي از زيبا تزين و بهترين فيلم هايي بود كه امسال ديدم و تم سامورايي زيبا و بسيار جديش و بدون هرگونه مسخره بازي فيلم هاي معمول جنوب شرقي واقعا فيلم رو زيبا كرده بد . داستان واقعا تكان دهنده هست و كاراكتر ها هم به همين شكل هستند . مبارزات واقعا زيبا و عالي كار شده و واقعا ميشه فهميد كه دوران سامورايي ها در ين جالب بودن چقدر خشن و كثيف بوده . داستان براي من يه حس غير قابل پيش بيني بودن داشت كه اين از نظر من بود . در كل بهترين فيلمي هست كه ميتونين واقعا حس سامورايي بودن و مشكلاتش رو حس كنيد . ديدنش براي همه واجب هست . يكي از زيباترين سكانس هاي فيلم و صد البته بسيار تكان دهنده فيلم همون صحنه دختر روستايي هست كه باعث ميشه استاد سامورايي ما راهي ماموريتش بشه !
9 / 10 ================
The Grey
فيلمي زيبا و جالب در تم Men Vs Wolf و Surviving با بازي بسيار زيبا و تحسين شدني ليام نيسون و همين طور بقيه بازيگر ها كه فيلم رو واقعا لذت بخش و زيبا ميكنه و كاملا استرس در وجودتون حس ميشه ، دقت كنيد فيلم يه لحظه هم حتي ترسناك نيست ولي استرس رو بصورت حرفه اي و عالي بهتون منتقل ميكنه همچنين فيلم يه حس نفرت هم بهتون القا ميكنه كه عالي هست . در كل فيلم رو ببيند چون بسيار عالي هست و مطمئنا لذت خواهيد برد .
8 / 10
داستان: روایتگر زندگی Elizabeth Báthory کنتس خونخوار مجارستانی در قرن 17م.
سکانس مورد علاقه:
انتهای فیلم وختی که الیزابت بتوری به اخر خط رسیده و در سلولی تنگ و تاریک زندونیه.مچ دستش رو گاز میگیره و با پاره کردن رگش به زندگیش پایان میده.
نظر من: Julie Delpy خیلی دلنشین و دوست داشتنیه.قرار گرفتنش در نقش یه قاتل بی رحم و خونخوار اخرین چیزیه که به ذهن هر کسی میرسه.ولی بازی قوی و به دور از اغراق Delpy تصویری باور پذیر ازین کنتس قرن هفدهمی به ما میده.جدای از بازیگری , Delpy به عنوان نویسنده و کارگردان هم کارش رو به درستی انجام داده و به دور از تمام افسانه هایی که پیرامون زندگی مرموز Elizabeth Báthory وجود داره , روایت شخصی خودش ازین شخصیت رو به تصویر کشیده.The Countess فیلمیه که ارزش دیدن داره و بهترین فیلم کارنامه کارگردانش محسوب مبشه.
این چند وقته چند تایی فیلم دیدم که اینجا چیزی در موردشون نگفتم، ولی این آخری :
Belle de Jour
برداشت من اینه که:
کل قضیه ی کارهای سورین توی اون خونه، پایان اکشن و ایناش، همه اش فانتزی های خودش بودن! در واقعا پایان اصلی همون صحنه ی آخر بود که سورین و شوهرش بدون مشکل خاصی، پیش هم بودن. به نظرم این فانتزی ها به سورین کمک کردن تا مشکلات جنسی خودش (که احتمالا از بچگی داشته ؟!) رو حل کنه.
توی این داستانایی که سعی میکنن بیننده رو بین دنیای واقعی و خیالی، گیج کنن (مثل Polaris و Inception و ...) بازی Alan Wake رو بیشتر از همه دوست داشتم، اما الان این فیلم جاشو میگیره. چون به نظرم حرف و قصه ی فیلم رو جور دیگه ای نمیشد گفت.