PS 1 تون رو چطور خریدین ؟!

پلی 1 من

من چهارم دبستان بودم رفتم با مادرم خونه مادر بزرگم شمال بابام نیومد وقتی برگشتم دیدم یه پلی 1 بزرگ ژاپنی با دوتا بازی هرکولس و پپسی من توی اتاقمه خر کیف شدم بابا بیچاره اون موقع خریده بود 190 هزار تومن
 
هه یادمه سال 1377 بود کلاس 5 بودم منو و دوتا داداشام پول های عیدی هامون رو روی هم گذاشتیم و عموم هم یه 100 تومنی گذاشت روش از دوبی دوستش رفته بود یکی برامون خرید مردیم تا از دوبی برگشت ولی تی وینداشتیم مامانم معلمه اون موقه حقوقش 40 تومن بود یه تلویزیون رنگی 210 تومن خرید کلی حال کردیم باهاش گرفتیم اومدیم روشن کردیم یه دفه کل فامیل اومدن خلاصه دو سه روزی اونا بودن و ما بازی نکردیم ولی بعدش اولین بازی که کردیم دیسک مادر بود دی: بعدش کم کم پول جم کردیم اویل خریدیم وووووووووووو
 
سال 81 یا 82 بود.یکی از همسایه ها میخواست بفروشه منم 40 تومن دامش با 20 تا بازی گرفتم.بعد یه مدت کرایه میدادم با پول کرایش قسط اولین پی سی رو میدادم.بعد هم فروختمش الان اونی که اینو ازم خرید بعد خودش بچش باهاش بازی میکنه.هیچی مثل فوتبال 2004 نمیشه...همون که بهترین تیمش رئال مادرید:x بود.هر از گاهی خونه یکی از بچه ها که پی اس1 داره خالی میشه میشینیم کاپ 8 نفره میزنیم:groupwave:
 
من نخریدیم خدا بهم داد
سه یا چهار سالم بود که با فامیل رفتیم مسن(یکی از مناطق جزیره قشم)
دوست پدرم تو نظامی بود و از قاچاقچی ها جنس گرفته بودن
بعد خواست به ما یه هدیه بده(3 تا خانواده بودیم)
بعد رفتیم تو یک انباری که پر از جنس قاچاقی بودبعد رفت 3 تا پلی استیشن ورداشت با کارتون نسبتا خراب برداشت و به هر خانواده ای یکی داد
اونموقع پلی استیشن هنوز خیلی تو بازار نبود
تا 15 سالگیم درست بود و بعد لنزش خراب شد
ولی دستش تا الان که 21 سالمه درسسته
 
»ن خیلی کوچیک بودم و اواخر نسل ps1 بود (قبلا با بابام pc بازی میکردم)یه روز بابام اومد و کنسول رو برام راه انداخت و برام کرش 1 رو گزاشت
آب کرش رو آورد تو اون جزیره هه بعد کرش اطرافشو نگاه کرد و بازی شروع شد و منم تو کفش بودم که این چه باحاله :)) خیلی خوش گذشت
بعدشم که ps2 فت خریدم بعدشم اسلیم بعدشم برگشتم به pc بعدش رفتم x360 الانم که هم pc هم x360 :دی
 
سلام راستش ماجرا این بود که من صبح تا شب تو کلوپ بود بابا ی بی شور گفت اون جور جا ها نرو منم گفتم باشه یه سونی1 به زور ازش کندم بعد من بچه طلاق ام گور بابای پدر و ..... اون همیشه تو کار منم ازادم الان همه جا می رم کلوپ صحله
 
من دوم دبستان بودم تو مغازه دیدم خوشم اومد ، رفتم به بابام گفتم ؛ گفت برو درستو بخون تابستون میخرم واست
منم رفتم خوندم ، دقیق یادم نیست فصل اول سال بعدش (اون موقع زمستون بود اگه یادم بیاد بهارش دیگه) مشرف شد کربلا
از همون جا یه بار زنگ زده بود گفت گرفتم منم گفتم حتما گرفته

دمش گرم خداحفظش کنه به محض رسیدن به تهران منو بیدار کرد سوغاتیمو داد بهم
منم خوشحال

البته یادم سه چهار ماه بعدش زدم داغونش کردم (با یه پیچ گوشتی رفتم تو پورت مموریش به فنا رفت) بعدش زنگ زدم داییم اومد ردیش کرد ولی شوک دستش پرید.

آخی چه خاطراتی بود
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or