شديدا موافقم ...
نمونش همون شکلک ـي که جناب پرتقال کوکي نصار نظرات ما کردن
من اصلا منظورم آقاي clockwork orange نبود بلکه دوست تحريريه ژاپني ناممون(اگه اشتباه نکنم و اون اسم ژاپني باشه) بود که بدون هيچ پيش مقدمه اي پريدن ويه چيز گفتن و ديگه نديدمشون.
من نمي گم از شکلک اسفاده نکنيم همون طور که دوست خوبم clockwork orange گفت اين شکلک ها خيلي مفيدن.من بحثم روي شکلک ها نيست بحثم روي اينه که وقتي بحث جدي است نبايد با يک حرف الکي و به قول خودمون مفت همه رو به تمسخر گرفت.هر کدوم از دوستان اگه حرفي براي گفتن دارند مثل يک آدم کامل و عاقل حرفشون رو بزنند.
منظوره من سوژه كلي بود. اين يك مثال بود كه فرضا چنين چيزي الان سوژه روز هست. و اين چيزي كه فرضا ما به عنوان بي فرهنگ شدن ازش نام ميبريم توي سراسر جهان هست چيزي نيست كه بخواد رواج داده بشه. و خب مثلا فيلم هاي عاشقي ايران نگاه كنيد توي اين چند سال اخير. يك بابايي عاشق يكي ميشه ولي پدر مادر فلاني مخالفنند. هر چه قدر اين فيلم قشنگ باشه موضوعش همين هست. شايد اين براي ما كه توي اين كشور و فرهنگ زندگي مي كنيم جالب هست اما براي بقيه شايد مسخره باشه. اين چيزي كه شما ميگيد درباره موضع هالييود همين قضيه هست. اين خيلي بد بيني و اشتباه هست كه بگيم هالييود از عمد اين فيلم ها رو مي سازه تا ديگر فرهنگ ها رو از بين ببره چون اين سازنده ها فيلم براي كشور خودشون مي سازند با كشور هاي ديگه فرهنگشون يكي هست نه براي خيلي از ما ها كه هنوز فرهنگ دوست شدن ساده رو هم بلد نيست چه برسه به عشق و س*س
دوست محترم نمي دونم چرا شما هاليوود رو از نظر وسعت با سينماي خودمون مقايسه مي کني.اين يک امر کاملا روشنه که فيلم هاي هاليوود در تمام دنيا پخش ميشه ومثل فيلم هاي ما نيست که تا افغانستان اونورتر نميره.
ثانيا اصلا آمريکا فرهنگ و تاريخ نداره تا بخواد براي کشور خودش اون رو به حد اعلا برسونه بلکه هدف از سينماي هاليوود رواج بيشتر اين هرج و مرج و بي نظمي و بي اعتقادي مردم هست.
شما اين رو در نظر بگير که يک جوان الکي و هر شب با يکي و عياش براي سياست مدار هاي آمريکايي دردسر ساز تره يا يه جوون تحصيل کرده آگاه به مسائل منطقه اي دنيا و سياست ظالمانه آمريکا؟
معلومه جووني که سرگرم به گفته دوستومن آزادي هاش(!) هست و داره کيفش رو مي کنه چي حاليش ميشه از جنگ عراق،ويتنام،افغانستان
اون تا بياد بفهمه اوضاع از چه قرار هست يه تفنگ دستش مي دن و مي فرستنش توي ميدون جنگ و اون افتضاحات رو ببار مياره.
روابط جنسي وجود داره همونطور که نفس کشيدن وجود داره و هر دو هم لازم وجود انسان هستن. کميت اينجا مطرح نيست، نياز مطرحه.
بارها اين يک خط توي صحبت هاي دوستان ديگه تکرار شد و منم نگفتم که وجود نداره.صحبت من اينه که داره از اين امر موجود و نياز بدني براي جلب مشتري سوءاستفاده ميشه.وبحث نياز اصلا مطرح نيست.مگه انساني که مي خواد بيان فيلمش رو توي سينما نگاه کنه مياد خودش رو هم ارضاءکنه!؟ اونها خودشون بهتر مي دونن که بعد از لب گرفتن چه اتفاقي خواهد افتاد پس نيازي ندارن که از زواياي مختلف اين صحنه رو ببينند.
ما همه به اين نياز واقفيم براي همين کارگردان احتياجي نداره به اينکه اين همه اين صحنه ها رو داغ و سوزان طراحي کنه غير از اينکه هدف پست تري داشته باشه.
من بازم ميگ که صحبتم روي فيلم هايي که گاها سکس رو بصورت علمي بررسي مي کنند نيست بلکه همين فيلم هاي اجتماعيه خودمون هست.
الان اينجا يک پارادوکس وجود داره. مستي لزوما چيز بدي نيست. صجبت از شعراي بنام خودمون بکنيم که توي اشعارشون باده و مي جزو جدايي ناپذيري بوده. هر کلامي که در مستي زده ميشه لزوما درست نيست، لزوما هم چرت و پرت نيست.
شما اينجا رو واقعا اشتباه فهميدي.موضوع سر مست بودن نيست برادر.اصلا اين بنده خدا ها شايد در حال افاضه اين چرت و پرت ها مست نبودن که داريم بهشون تهمت مي زنيم من کلي گفتم.کساني که مکتب پارناس رو مطرح کردند يسري شاعر بودن که من براي نفي اونها گفتم همه مست و بي عقل هستن(که دروغ نگفتم.همشون حداقل که توي امرشون يه بار مست شدن)
منظورم اين بود که اين نظريه ها همگي نتيجه دوري از خداوند و معنويات هست که با کمک شيطان در ذهن انسان هايي که حال شيطان در مقابلشن درس پس ميده ،بوجود اومدند.
اول ما بايد سو استفاده رو تعريف کينم. سو استفاده يعني چي؟ توي يک فيلم مثل فيلمي از سري جيمز باند که زن زيبا و سکانس هاي سکسي وجود داره اما ارزش هنري نداره و اين ميشه گفت امضاي جيمزباند. اين رو شايد بشه غير ضروري گفت اما سو استفاده نميدون...
اصلا اصل فيلم جيمز باند يک نوع سوء استفاده حساب ميشه.چه جوري الان بهت ميگم.
سازنده ها ميان يک شخص خوش تيپ و خوش قيافه و هيکل رو روي صحنه ميارن که هر سفر دل يک خانم زيبا رو مي دزده و در همين حال جان انسانها رو نجات ميده و در نهايت وفاداريش ماموريتش رو با سخت ترين شرايط به اتمام مي رسونه.
حال مردم که شامل نوجوان جوان و ميانسال اين فيلم رو مي بينند و روز ه و شب ها بدون اينکه خودشون متوجه بشن از نداشتن امتيازات جيمز باند ضربه مي بينند و بيشتر حسرت مي خورند در حالي که چنين شخصيتي وجودش در واقعيت بسختي پيدا ميشه يا اصلا وجود نداره.و حتي با ديدن اين انسان هاي کامل هميشه خودش رو حقير حساب ميکنه و نقش نخودي رو توي فيلم هاي ذهنشون بازي ميکنند.البته اين در مورد تمام افراد صدق نمي کنه بلکه بخشي از افراد رو شامل ميشه.
اونها کمتر از ضعف هاي بزرگ اون مي گن تا نکنه شخصيته درجه يکه اونها تو خالي از آب دربياد.
درسته يه سري ضعف هايي نشون داده ميشه اون هم براي همزادپنداري ولي جيمز با تمام قدرت بر ضعف هاش غلبه مي کنه و اونها رو به قوت بدل ميکنه.
قهرمان پردازي آمريکايي فراتر از اين چيز هاي ساده رواني، داستان داره.هميشه قهرمان يک غربيه و در اکثر اوقات آمريکاييه.
اون تمام مشخصه هاي يک فرد ايده آل رو داره و تمام هدفش نجات تک تک انسان هاي زمينه.و...
و مثل فيلم ماتريکس اون ناجيه که تمام اديان از اون به عنوان مشکل گشاي درد هاي ناتمام بشري ياد ميشه.
مواردي که ميشه با يه فيلم جيمز باند از اونها استفاده کرد خيلي زيادتر از اين حرف هاست.
در فرهنگ ما (دولت در واقع نه ما) هم از دين سو استفاده ميشه، هجو ميشه. زيادي استفاده ميشه. اگر اون بده اين بدتره. چون از اعتقادات مردم استفاده ابزاري ميشه.
اولا اين فساد موجود در جامعه ما که از دين سوء استفاده ميشه رو با فرهنگ غني ما که داره توسط رسانه هاي غربي نابود ميشه قاطي نکن.
ثانيا من اين حرف رو از خيلي ها شنيدم و هميشه همين رو بهشون گفتم که يه جوري از دولت صحبت مي کني انگار که دولت فرستاده خداونده!
دولت همين خود ما هستيم که با فرهنگ آمريکايي بزرگ مي شيم بعد با ورود به دولتي که بايد اسلامي باشه اون رو مثله يک کرم سوراخ سوراخ مي کنيم و از داخل نابود مي کنيم و بعد يه مارک جمهوري اسلامي روش مي زنيم که اين بيانيه از طرف خداوند صادر شده و دست آخر همه خرابکاري ها رو گردن رئيس جمهور مي اندازيم.
خيلي ها فکر مي کنند که ما هنوز در دوران شاه و شاهنگشاهي هستيم و تا آقاي احمدي نژاد دستور بدن تمام گردن کلفتاي مجلس و دولت ميگن بله قربان.روي 2 تخم چشمام.الساعه امرتون اجرا ميشه.
ديگه گذشت اون زمونه الان يه دولت داريم 1 ميليون نفر واسطه تا يه طرح اجرا بشه.
اين خود ما هستيم که اين بالا رو سر مملکتي که با خون حفظش کردند(!) آورديم.
براي اينکه گاهي فقط سکس هست که اوج احساسات متناسب با روابط کرکترها رو ميتونه نمايش بده. پس لازمه. در ثاني چيزي که از ديد شما بده ممکنه از ديد من بد نباشه، چيزي که از ديد شما خوبه ممکنه از ديد من نباشه. پس معيار محاسبات شما معيار غلطيه، بايد هرچيزي در شرايط خودش سنجيده بشه.
از کي تا حالا سکس که نياز يک انسانه، احساساتش اونم در اوجش رو نشون ميده.شما يه معتاد رو در نظر بگير وقتي جنس گيرش نياد دست بهرکاري ميزنه.انساني هم که به سکس نياز داره عشق و عاشقسي سرش نمي شه.فقط به خيلي از فيلم ها نگاه کنيد.آقا يه دو ماهي از زنش جدا ميشه مي ره يه جاي ديگه به سه سوت عاشق يکي ديگه ميشه و فيلم نشون ميده که عشق اصلي اون آقا خانوم دومي بوده نه اولي.اين موضوع توي خيلي فيلم ها اتفاق افتاده.به نظر شما اين نظريه که آقا عشقش رو توي يه جاي ديگه با شخص ديگه پيدا مي کنه در حالي که توي نيمه اول فيلم با تمام و جود و احساساتش با خانم قبلي سکس داشت ، با عقل جور در مياد!من هر موقع اين صحنه ها رو مي بينم واقعا خندم ميگيره.کارگردان اينقدر جرات نداره که بگه اين نفس وامونده هست که اين بلا رو سر آقا آورده نه عشق!
حالا يه پسر که با 2 تا عشوه عاشق شده و 2 بار توي چشم دختره زول زده وبعد دهن به دهن شده و الا آخر، تونسته نهايت احساساتش رو نشون بده؟!نه دوست من بلکه مثل يک حيوان غريزش رو ارضا کرده.
من يه آدمي رو ميشناسم که از زنش متنفره .و زنش هم احساس متقابلي مثل خودش نسبت به اون داره.
بعد از يه سري صحبت ها با وجو اينکه بازم از هم بشدت متنفر بودن مي رن با هم مي خوابن و بعد دو تا بچه هم ميارن.الان فقط منتظر يه فرصت طلاق هستن.
اين امر کاملا مشخص شده که هيچ موقع انجام سکس نشانه عشق و محبت نيست بلکه فقط هدف ارضاء يکديگر هست.
درست اين کار بايد با يک سري قواعد صورت بگيره که هر دو از اين کار لذت ببرند ولي تاريخ اين رو نشون داده که انجام سکس هيچ موقع عشق انسان ها به يکديگر رو مثل انجام فداکاري ،شجاعت و خصايص نيک عالم بيشتر نکرده و اين رو آمار طلاق بما ثابت مي کنه والا همه متقاضيان طلاق رو به کلاس هاي آموزش سکس توصيه مي کردند.
من نمي گم سکس يه چيز خنثي محسوب ميشه واصلا محبت نمياره ولي اثر سکس با اثر يک حرکت ناشي از عشق قلبي قابل مقايسه نيست.
ضمن اينکه بايد بدوني اونجا خيلي شرايط متفاوته، وقتي دو نفر چه اسمي، چه رسمي، چه محضري چه شرعي چه غير شرعي باهم هستن، با هم هستن. کسي که اين مساله رو زير پا ميگذاره و ميره با يکي ديگه يعني خيانت ميکنه، قابل بخشش نيست و حتي حاضر نيستن بهش ديگه نگاه کنن. اعتماد وجود داره، اينو ميگم چون مطمئنم نميدوني و براي همين که خيلي مسايل رو نميدوني خيلي چيزارو بد ميدوني و ميبيني.
بهتر بگي اينجوري بود که خيانت گناه بزرگي حساب مي شد ولي الان با وجود اين همه دليل احمقانه اي که به نام عشق براش ميتراشن راحت آدمي که خيانت کرده بخشيده ميشه.من خيلي چيزها رو ميدونم که شما نمي دوني.من هم اولش اينقدر توي زرق و برق زندگي غربي غرق شده بودم که براي هر کار اشتباه و غلطي که از اونها مي ديدم و ميشنيدم يه دليل درست ميکردم ولي بعد از مدتي همه چيز تغيير کرد فقط نياز به کمي فکر داشت که خوشبختانه تونستم از اون مرحله عبور کنم.
اما بايد در نظر بگيري سکس يک نيازه، با اين حال اين رابطه بين عاشق و معشوق چيزي فراتر از نيازه
همين جمله شما حرف من رو ثابت مي کنه که سکس فقط نيازه پس نيايم اسمش رو عشق بالامرتبه قرار بديم.
با يکي ازدواج کني که عاشق و معشوق نباشيد ولي سکس هست. اما بين عاشق و معشوق باهم بدون يک نيازه
جمله اول بازم تصديق حرف هاي من هست به اين شکل که بوسيله سکس بهم وابسته مي شن.درسته سکس يه پيش زمينه ايجاد مي کنه ولي اگه عشق قلبي وارد نشه مطئنا طلاق آخر کار قرار مي گيره.اين نوع رابطه عشقي يک نوع رابطه هست که در زمانه ما خيلي ازش استفاده ميشه و افرادي که با هم هيچ ارتباطي از لحاظ شخصيتي و فکري و احساسي با هم ندارند ازدواج مي کنند بعضي هاشون نقطه مشترک و عشقشون رو پيدا مي کنند بعضي هاشون مي بينن که هيچ علقه اي با فرد روبرويي شون ندارند پس از هم جدا مي شن.
هر دو گروه سکس رو دارن ولي فقط گروهي در اين گونه ازدواج موفق مي شن که رابطه و عشقي در بين خودشون پيدا کنند پس اينجا سکس به قول شما فقط يک نياز هست و بس.
خير من با شما مخالفم، آمريکا يعني انتخاب، يعني آزادي، يعني خودرستگاري. امريکا يعني تا جايي که به کسي لطمه نزني آزادي. حالا تعريف آزادي: آزادي يعني هر چيزي که باعث ميشه تو محدود نباشي، يعني بنده نباشي، يعني حق انتخاب داشته باشي. يعني به عبارت ساده چيزي باشي که ميخواي باشي.
تعريف شما از آزادي همون تعريفي هست که من انتظارش رو از شما داشتم.اين نوع تعريف تعريف حيواني آزادي هست.با اين تعريف يک سگ ولگرد کثيف بلا نسبت شما از شما آزد تر و رستگارتره!
آزادي به معني صحيحش يعني انساني که قدرت تفکر داره و احساسات انساني داره ومسائل اجتماعي و ارتباطي رو مي فهمه بتونه براحتي در اجتماع قدم برداره و گفته هاي خودش رو اعلام کنه و نظرات اعتقادي و مذهبي و اجتماعي خودش رو مطرح کنه و به بحث بزاره .در سرنوشت خودش دخيل باشه و با هر حرکتي مثبتي بتونه نقشي رو در اعتلاي عدالت و ظلم ستيزي برداره.
آزادي انديشه و فکر، آزاديي هست که بايد حسرتش رو خورد نه آزادي خوردن مشروب، تماشاي ****، لاس زدن و خوابيدن با لختي هاي بار، صد ها کار عبث ديگه که فقط نفس رو ارضاء مي کنه و روح رو کثيف و سياهريا؛ که حتي زيبا ترين معاني براي انسان مفهومي نخواهد داشت.
ا
ين بي بند و باري از نظر شما اگر بوجود اومده بخاطر اين بوده که عده اي ميخواستن اينجوري باشه. يعني انتخاب کردن که بي بند و بار باشن. گفتم هر کس تا جايي که به ديگران آسيب نرسونه مختاره هرکاري ميخواد بکنه. حتي با اينکه من از هم جنس گرايي متنفرم، اما هرگز به خودم اجازه ندادم که چيزي رو که کسي ديگه اي ميخواد باشه رو زير سوال ببرم. اون اينو ميخواد ميخواد حالا بقل فيل بخوابه يا بقل يکي سبيلوتر از خودش. من نميخوام اين باشم، نميشم. اوني که ميخواد بشه بشه. به خودش مربوطه.
هيچ موقع اسلام و جمهوري اسلامي نگفته که بي بند و بار و همجنس باز نباشيد.حرف اسلام اينه که اگرم مي خوايد مسيحي، يهودي، همجنس باز ،زنا کار يا هر کس ديگه اي که مخالف شرع اسلام هست ،باشيد در خفا و دور از نگاه عموم باشيد مگه غير از اينه که فردي که زنا مي کنه و حتي خودش مياد توي مجلس محاکمه اعتراف مي کنه ،قاضي تا 4 بار از او ميخواد تا اعتراف کنه.اين بدين معناست که اسلام از او مي خواد که حتي حالا هم برو و ما راز تو رو کشف و آشکار نمي کنيم وبرو با هر خدايي که داري خودت حساب و کتاب کن.
يعني اسلام ميگه توي خونه هاتون با هر کسي هر غلطي بکنيد و هر بلايي سر روح و جسم و جود خودتون بياريد همه در اين کار آزادن و اسلام به هيچ وجه از اين کار جلوگيري نمي کنه.
درسته خانه فساد ها رو جمع ميکنن بخاطر اينکه اون اسمش شخصي و بدور از جمع نيست بلکه خلاف شرع، داره بصورت علني در بين افراد انجام ميشه و نشر و پخش ميشه.
در ظاهر يک مملکت اسلامي بايد اسلامي باشه تا مسلمون ها درش راحت باشن مسلمون ها مثل کفار و يا سفيد پوست ها فشاري بر اداي قوانين شخصي در مکان هاي خصوصي افراد ندارند به اين معني که ما مثل يک شهروند محترم با يک مسيحي رفتار ميکنيم و ليکن اگر اون مسيحي مي خواد در حيطه ما زندگي کنه بايد به عقايد ما احترام بگزاره نه اينکه وسط 4 راه هر غلطي بخواد بکنه.
هر کسي آزاد هست هر گونه لباسي بپوشه ولي زماني که توسط اون لباس چندين تن از مسلمون ها از راه حقيقيشون منحرف کنه و اون لباس هيچ شباهتي با دين و فرهنگ ما نداشته باشه بايد تغيير داده بشه حتي با زور.
چرا وقتي معلم با زور دانش آموزاش رو مجبور مي کنه درس بخونيد کسي شکايت نمي کنه به اين دليل که او معلم سعي بر اين داره تا دانش آموزاش همه عالم و متفکر بشن نه علاف گوشه خيابون ها.
ولي زماني که به بدترين تيپ هاي توي خيابون تذکر داده ميشه و گاها کمي سخت با اونها رفتار ميشه همه دادشون در مي آيد که آقا ما نمي تونيم لباس دلخواهمون رو هم بپوشيم! به اين دليل که اصلا درک نمي کنه که اين کار مثل همون کار معلم حتي مهم تر و حساس تر.چرا که علم يک عمل مستحب هست ولي روح رو پاک نگه داشتن يعني هدف خلقت.خداوند انسان رو آفريد تا به کمال برسه نه اينکه خودش رو از يک حيوان پايين تر بياره و تمام خصايص حسنه رو به فراموشي بسپاره و شيطنت رو به حد اعلا برسونه.
ما هيچ حق و يا ديني نسبت به زندگي يگران نداريم. نه ما به اونا نه اونا به ما، پس به ما مربوط نيست هرکس در زندگي چه انتخاب هايي داره و چي ميخواد باشه، تا جايي که امنيت جسمي و جاني ما رو تهديد نکنه.
درسته نداريم ولي اگر يک جامعه اسلامي بخواد مثل يک جامعه غربي در بحث پيرامون ظاهر جامعه رفتار کنه مثل همون جامعه غربي بلکن بدتر خواهد شد.ومثل اونها جسد يک انسان مرده مثل يک سگ تلقي مي شه و همه از کنارش عبور خواهند کرد و زماني که 2 نفر به قصد سرقت به يک فرد حمله مي کنه هيچ کس اعتنايي نخواهد کرد و حتي زماني که کشورش ميليون ها نفر رو با سلاح هسته اي نابود مي کنه عين خيالش نخواهد بود.
دوستان جامعه غرب بيمارتر از اون ظاهري هست که توي رسانه ها هر روز مي بينيم.بايد هر روز خدا رو شکر کرد که ما مثل اونها اينقدر بي روح و سياه نشديم اينقدر بي دل و جرات نشديم هنوز که هنوزه وقتي جان کسي رو در خطر مي بينيم بسرعت بياري اون فرد مي ريم.
اينها همه به برکت و تاثير همين جامعه اسلامي هست که اينقدر بهش خورده مي گيريم.
شرمنده نتونستم صحبت بقيه دوستان رو پاسخ بدم چون اينقدر تايپم ضعيفه که همين چند خط ،چندين ساعت از وقتم رو گرفت انشاء ا... بتونم به بحث برسم و با دوستان بحث رو به نتيجه برسونيم.
کسي نرم افزاري سراغ نداره که فارسي رو بوسيله صدا خوب و دقيق تايپ کنه؟