بله هیچگاه یه پدیده بزرگ، مثل تعطیلی سریالی استدیوها تنها یه عامل نداره، و میشه دلایل بسیار زیادی رو لیست کرد، اما اصولا میشه علتی رو پیدا کرد که به شکل سیستماتیک باقی مشکلات از اون نشات میگیرن، و به نظرم در خصوص این اتفاقات اون پدیده تغییر پارادایم بازیسازهاست.
وقتی از تعطیلی یه استدیو صحبت میکنیم، مهم ترین عامل اقتصاده. هیچ ناشر یا مالک بزرگی استدیوهای زیر مجموعه اش رو بخاطر مسائل شخصی و اخلاقی نمیبنده، استدیوها تعطیل میشن چون از نظر اقتصادی کارآمد نبوده و ظرفیت درآمد سازیشون رو از دست میدن. حالا چرا ظرفیت درآمد زایی از بین میره؟ چون فروش بازی ها دیگه به هزینه ها نمیخوره. هزینه های تولید رفته بالا و در مقابل فروش یا امده پایین یا به هر صورت برای جبران اون هزینه کافی نیست.
پس اینجا باید به دوتا سوال جواب بدیم، چرا هزینه های تولید رفتن بالا و بعد اینکه چرا مخاطب استقابل نمیکنه و بازی ها نمیفروشن؟ پاسخ هر دو سوالم در این تغییر پاردایم نهفته است به نظرم.
ما الان با استدیوهایی طرفیم که قالبا رسالت اصلی بازیسازی یادشون رفته و افتادن تو سیاه چاله جریان های رسانه ای. همه سعی دارن عوض ساختن یه چیز سرگرم کننده ترندهای روز رو بچپونن تو بازی هاشون، همینم باعث شده نیروهای تولید تا حد زیادی از اونچه بودن فاصله بگیرن و فرهنگ کاری تغییر کنه. یه زمان شما میرفتی یه سری نرد عاشق بازیسازی رو جمع میکردی دور خودت، با هم یه گیم خوب میساختید، حتا برای ساختش فداکاری میکردید، مثلا Silent Hill، سازنده CG هاش که اسمش یادم نیست مجبور میشه یه مدت کلا تو شرکت زندگی کنه، یعنی تشک آورده بوده با خودش، تا شب کار میکرده، بعد پهن میکرده کف زمین میخوابیده تا صبح و بعد... من اینو تایید نمیکنما، اصلنم موافق از بین رفتن زندگی شخصی آدم ها نیستم، ولی میخوام بگم اونچه پایه ویدئو گیم رو گذاشت این چیزها بوده، آدم های به واقع عاشق بازیسازی با رویاهای بی پایان که هدفشون خلق فانتزی بود نه سیاست.
اما الان چی؟ استدیوها دنبال نفرات مستعد نیستن، نمیخوان کسیو بیارن که ایده ای داره، بیشتر به عقاید سیاسیش نگاه میکنن، در این باب رجوع شود به سه چهارتا پست بالاتر و صحبت های کریس اولان، کسی که خودشو کنسل کردن یه مدت، حالا آدم ها با توانایی و پرفورمنس کمتر استخدام میشن، با ساعات کاری پایین، درخواست های بی پایان برای ریموت کار کردن و کلی ادا دیگه، که خروجی همه این ها میشه زمان بیشتر برای تولید و زمان بیشترم یعنی افزایش عجیب غریب هزینه ها. اما محصول نهایی چیه؟ آیا به اندازه قبل خلاقانه است؟ مسلما نه! به چند دلیل، اول اینکه این آدم های جدید اصلا استعداد نفرات قبلی رو ندارن. تو وقتی به عنوان مدیر استدیو ملاکت برای استخدام آدم ها این باشه که کیو لایک کردن یا گرایش جنسیشون چیه، طبیعی آدم درست رو نمیتونی پیدا کنی! برعکس افرادی میان تو تیمت که هدفشونه اصلا یه چیز دیگه است، دنبال اینن که عقاید خودشون رو به واسطه بازی ها به ملت بفروشن. ممکنه برخی رسانه ها برای این خزعبلات دست بزنن اما بازار واکنش خوبی نشون نمیده، چون گیمر اصلا این چیزا به یه ورشم نیست، در نتیجه بازیت نمیفروشه و تو یه محصولی داری که هزینه بسیار زیادی برای ساختش شده اما باب میل مخاطب نیست. این میشه تغییر پارادایمی که میگم و به نظر من عامل اصلی نابودی استدیوهاست.
خیلی هم باید جدی بگیریش، مثال خوب کانکورده، هرکی بازی کرده میگه گیم پلیش اگه نگیم خوبه حداقل بد نیست، یه بازی آبرومند بوده اما اونچه باعث اون شکست مفتضحانه شد همین نگاه اشتباه سازنده ها بوده، اینکه ندونن بازی اصلا باید چی باشه، مخاطب چی میخواد و کلا چی باید بسازن!