shayan7
کاربر سایت
وقت نکردم بخونم متن رو فعلاً اما بخوایم سختی فیزیکی بگیم خب Big Boss:
تو MGS3 باس همون اول زد دستشو شکوند پرتش کرد توو رودخونه.اون صحنه شکنجه اشو که نگو و نپرس;از اون مشت های هولناک ولگین با برق 10 میلیون ولتی بگیر تا کور شدن چشمش و تیر زدن باس به پاش!
تو MGS5 که کلاً بر سره یه اتفاق وحشتناکی بدن و صورتش درب و داغون میشه دستش قطع میشه و در ادامه میمیره اما با شوک الکتریکی بر میگرده ولی 9 سال میره توو کما,بلافاصله بعد از کما بیرون اومدنشم که یه دنیا قصد داره بکشتش!
تو MG1 هم که توسط سالید به ظاهر کشته میشه!
تو MG2 هم باز هم توسط سالید در شراره های آتش میسوزه و باز هم به ظاهر میمیره!:d
تو MGS4 هم که توسط ویروسی که از سالید بهش منتقل شده واسه باره سوم توسط سالید دیگه واقعاً فوت میکنه!
یعنی که این بشر بطور کلی در واقع 4 بار مرده ببینید چه جان سختی بوده!:dو به نظرم به فشار احساسی ای دچار نشد چون بعضاً اشتباهاتی بود که خودش انجام داد و تاوانش هم پس داد;از ماست که بر ماست!:d
البته میشه گفت کارهای سالید تو MGS4 همش سختی بوده بخاطر کهولت و ضعف بدنیش ولب خب لباسش این مشکل رو تا حدودی حل کرد استفاده بیش از حد از اون سرنگ ها و سیگار هم که کارو بدتر میکرد!و خب کتک خوردناش از لیکوئید تو Volta و سوختن صورتش و در آخر هم گذشتن از اون امواج مایکروویو و مبارزه آخرش با لیکوئید نمیشه گفت اتفاقات سختی نبوده!
ولی تو سختی احساسی و روانی کاملاً کفه ترازو برا سالید سنگینتره;علاوه بر اینکه هیچ روزهای خوشی در کودکیش نداشته یا بهتره بگیم اصلاً کودکی ای نداشته اکثر خانوادش و دوستانش توسط خودش کشته شدن و تو MGS4 هم با اینکه میدونست به زودی بخاطر پیری زودرس میمیره(که این پیر شدنشم اطرافیانش مدام به روش میوردن)اما هدفش رو با جدیت دنبال کرد و انجامش هم داد و در آخر هم از شدت فشار روانی و ترس از اینکه تبدیل به یه سلاح بشه واسه نابودی بقیه میخواست خودش رو بکشه ولی نتونست.......
تو MGS3 باس همون اول زد دستشو شکوند پرتش کرد توو رودخونه.اون صحنه شکنجه اشو که نگو و نپرس;از اون مشت های هولناک ولگین با برق 10 میلیون ولتی بگیر تا کور شدن چشمش و تیر زدن باس به پاش!
تو MGS5 که کلاً بر سره یه اتفاق وحشتناکی بدن و صورتش درب و داغون میشه دستش قطع میشه و در ادامه میمیره اما با شوک الکتریکی بر میگرده ولی 9 سال میره توو کما,بلافاصله بعد از کما بیرون اومدنشم که یه دنیا قصد داره بکشتش!
تو MG1 هم که توسط سالید به ظاهر کشته میشه!
تو MG2 هم باز هم توسط سالید در شراره های آتش میسوزه و باز هم به ظاهر میمیره!:d
تو MGS4 هم که توسط ویروسی که از سالید بهش منتقل شده واسه باره سوم توسط سالید دیگه واقعاً فوت میکنه!
یعنی که این بشر بطور کلی در واقع 4 بار مرده ببینید چه جان سختی بوده!:dو به نظرم به فشار احساسی ای دچار نشد چون بعضاً اشتباهاتی بود که خودش انجام داد و تاوانش هم پس داد;از ماست که بر ماست!:d
البته میشه گفت کارهای سالید تو MGS4 همش سختی بوده بخاطر کهولت و ضعف بدنیش ولب خب لباسش این مشکل رو تا حدودی حل کرد استفاده بیش از حد از اون سرنگ ها و سیگار هم که کارو بدتر میکرد!و خب کتک خوردناش از لیکوئید تو Volta و سوختن صورتش و در آخر هم گذشتن از اون امواج مایکروویو و مبارزه آخرش با لیکوئید نمیشه گفت اتفاقات سختی نبوده!
ولی تو سختی احساسی و روانی کاملاً کفه ترازو برا سالید سنگینتره;علاوه بر اینکه هیچ روزهای خوشی در کودکیش نداشته یا بهتره بگیم اصلاً کودکی ای نداشته اکثر خانوادش و دوستانش توسط خودش کشته شدن و تو MGS4 هم با اینکه میدونست به زودی بخاطر پیری زودرس میمیره(که این پیر شدنشم اطرافیانش مدام به روش میوردن)اما هدفش رو با جدیت دنبال کرد و انجامش هم داد و در آخر هم از شدت فشار روانی و ترس از اینکه تبدیل به یه سلاح بشه واسه نابودی بقیه میخواست خودش رو بکشه ولی نتونست.......

با اینکه پدرش باید براش تجربه میشد که سمت مهین پرست ها نره ، اما بازم رفت سمتشون ! و تازه بیشتر از 3 بارفریب دشمنای پدرش و خورده !!!! ادم از این احمق تر !؟!؟؟! 