فرقی نمیکند در سایهها قایم شده باشید یا زیر جعبهها، این بازیهای سبکِ مخفیکاری (Stealth) باعث میشوند فرار کردن و قایمشدن از دشمنان ظاهر و احساسی فوقالعاده داشته باشد.بسیاری از بازیهای ویدئویی حولوحوش کشتن تعداد هرچه بیشتری از دشمنان جریان دارند، که این کشتار اغلب به شیوههای خلاقانه یا تویِ چشم انجام میشوند و نیازمند این هستند که بازیباز در هر صورت با دشمنانش درگیر شود. با این حال، نقطه مقابل این مفهوم نیز اگر بیشتر از این سبک جذاب نباشد، میتواند به همان اندازه هیجانآور باشد. سبک مخفیکاری در بازیهای اکشن تعداد زیادی از عناوینی را شامل میشود که از ایده اجتناب از برخورد با دشمنان پیروی میکنند.
با اینکه بسیاری از بازیهای اکشن امروزی، مخفیکاری را به عنوان یک مکانیزم اختیاری در اختیار بازیبازها قرار میدهند، بقیه بازیها مخفیکاری را عنصر اصلی بازی قرار میدهند و به بازیبازها برای تکمیل ماموریتها بدون مشاهده شدن یا به جا گذاشتن ردی از حضور خود جایزه میدهند. از آنجا که فرانچایزهایی که قرار است به آنها اشاره کنیم، این سبک را اصلاح و معروف کردند، چند مجموعه بازی دیگر نیز بهوجود آمدند که به هنر نادیده ماندن و مخفیکاری ارج نهادند.
با اینکه در بازی Deus Ex ممکن است تیراندازیهای زیادی صورت بگیرد، اما این بازی از نظر رویکردش به گیمپلی مخفی کاری در تیراندازی اول-شخص تحولی رقم زد. با این که بازیبازها میتوانند شخصیت اصلی بازی یعنی JC Denton را درگیر یک تیراندازی تمامعیار کنند، اما سبک بدساختِ تیراندازی بازی، بازیبازها را از برخورد مستقیم با دشمنان دلسرد میکند.
تعداد گزینههای موجود در سرتاسر مراحل بازی، بازیبازها را به مخفیکاری و پیدا کردن یک مسیر جایگزین تشویق میکنند که معمولاً این مسیرها مانع از برخورد با نیروهای گشتی دشمن میشود. بازیهای بعدی سعی کردند تا از این فرمول دنبالهروی کنند و آن را دوباره خلق کنند، اما در مقایسه با اندازههای نسخه اصلی بازی، گستره تعامل آن و جوِ بازی عملکرد ضعیفی داشتند.
مجموعه Hitman که پربحثترین بازی در این لیست است، داستان یک قاتل معروف به Agent 47 (مامور ۴۷) را دنبال میکند که سعی میکند راهی برای ورود به مکانهای مختلف پیدا کند تا هدفهایش را از پا در بیاورد. Hitman به طور خاص به استفاده از تغییر قیافه برای همرنگ جماعت شدن تاکید دارد. این بازی همچنین شامل روشهای خلاقانه بسیاری برای کشتن هدفهای ۴۷ است، از راههای شدیداً ظالمانه گرفته تا روشهای بهشدت مضحک.
زمانی که Hitman: Absolution این مکانیزمها را به پایینترین حد ممکن تقلیل داد تا تیراندازیهای بازی اثربخشی بیشتری پیدا کنند، طرفداران به شدت نا امید شدند و منجر به این شد که توسعهدهنده بازی یعنی IO Interactive این مجموعه را برای برگشتن به ریشههای سنتیاش ریبوت کند.
بازی Thief که فانتزیترین مورد در این فهرست است، در یک محیط تخیلی قرون وسطی جریان دارد و یکی از اولین بازیهای سهبعدی در ژانر مخفیکاری است که ساخته شده. این بازی تقریباً یک ماه بعد از اولین Metal Gear Solid منتشر شد و نشان داد که تقریباً به همان اندازه موثر و تاثیرگذار است.در این بازی، ما داستان شخصیت اصلیِ نه خوب و نه بدِ Garrett را دنبال میکنیم که سعی میکند گنجهای با ارزشی را از مکانهای بهشدت خطرناک بدزدد. فرانچایز Thief مفاهیمی مثل نورسنج و صداسنج را برای اولین بار به بازیبازها معرفی کرد.
این بازی همچنین بازیبازها را به کاوش و جستوجو به عنوان راهی برای پیدا کردن سرنخهای بیشتر و رسیدن به هدفها تشویق میکند. اگرچه نسخههای قبلی این بازی بر اساس معیارهای امروزی بدساخت و ساده بودند، اما این حقیقت که یک بازی سبک مخفیکاری در سال ۱۹۹۸ از مفاهیمی استفاده کرد که بازیهایی مثل Splinter Cell و Hitman آن را بهبود میدهند، هوش از سر آدم میبرد.
بازیهای Tom Clancy's Splinter Cell که شاید واقعگرایانهترین بازیهای ژانر مخفیکاری باشد که تا به حال ساخته شده، در مقایسه با دیگر بازیهای این فهرست به مخفیکاری اهمیت بیشتری میدهند. شاید این مجموعه در نوآوری و خلاقیت ضعیف باشد، اما این ضعف را از طریق بهبود و اصلاح مکانیزمهای بازی جبران میکند که در آن نورسنجها و صداسنجها که اساسیترین معیارهای بازی هستند، در کنار بقیه گجتهای متنوعی قرار میگیرند که بازیبازها میتوانند از آنها برای تمام کردن ماموریتهایشان استفاده کنند.
بهیادماندنیترین نکته درباره Splinter Cell، شخصیت اصلی آن Sam Fisher است که دوربینهای دید در شبِ معروف او و صداگذاری محشر او که توسط بازیگر کهنهکار Michael Ironside انجام شده است، به این کاراکتر خویشتندار و بیاحساس شخصیت زیادی میبخشد.
این بازی پدربزرگ تمام بازیهای مخفیکاری شناخته میشود. وقتی هیدئو کوجیمایِ جویای نام در جلسه ارائه ایده یک بازی اکشن که در آن هدف بازیباز جلوگیری از برخورد مستقیم با دشمنان بود، ایده این بازی را مطرح کرد با خندههای مدیران اجرایی Konami مواجه شد - اما فرانچایز Metal Gear بعدها با ارائه سومین بازی آن یعنی Metal Gear Solid به یک نام شناختهشده در سراسر جهان تبدیل شد.
از آن زمان، این مجموعه به بهبود سبک مخفیکاری و فرمولی که خودش خلق کرده است، ادامه داده و هر عضو جدید این مجموعه گزینههای بیشتری را برای دستیابی به هدفهای Snake در اختیار او میگذارد. اگرچه بقیه عنوانهای سبکِ مخفیکاری ممکن است مکانیزمهای مخفیکاری بهتری داشته باشند، اما بدون موفقیتMetal Gear بعید بود این بازیها برای خودشان اسمورسمی به پا کنند.



یا مثلا بالون ببندی به دشمن و بفرستیش فضا. اینا ابداعاتی هست که واقعا تحسین برانگیزه