کشفی از رستگاری خیر و شر

  • Thread starter Thread starter kkkz
  • تاریخ آغاز تاریخ آغاز

kkkz

کاربر سایت
هی بوکر.......آیا از خداوند میترسی؟ .......نه من از تو میترسم.

تا به حال دقت کرده اید که وقتی به چیزی فکر میکنید و وقتی فراموشش میکنید سعی میکنید تمام فسفر ها را به کار ببندید تا بفهمید چه بوده است؟ تا بحال فکر کرده اید زمین اگر جاذبه مگنا تروبایتی را یدک میکشید شما چگونه بوده و رفتار میکردید؟ تا بحال فکر کرده اید اگر دروازه بلگراد امواج نوری اش را از فاصله 200 هزار کیلومتری از گرینویچ نمیگرفت چه اتفاقی می افتد؟ فکر کردید اگر یک فرد پست از گذشته بخواهد پیامبر آینده شود چه بر سر اکوسیستم اجتماع می آید؟ و آیا و چراهایی که جوابشان را در عنوان بیکران اثری از کن لوین خواهید گرفت.
eoonvwh2vqsoty3006wd.jpg


سکانس اول فضایی مبهم و بسیار بی رنگ و لعاب را به تصویر میکشاند که ساخته دست بشر به بی رحمی تمام به نابودی توسط مخلوقش انجامیده است. طوفانی از دل دریای آتلانتیس به بیرون میزند. اصلا حکایت اینکه داستان اینگونه آغاز شود چه بوده است؟ سوار بر قایق شوید و در حالی که یک پینکرتون میباشید خود را با دو غریبه در یک قایق سوار بر امواج در حال سپری کردن مسیری که مقصدی نا معلوم دارد.
بوکر دویت یک افسانه است که گذشته - حال و آینده اش حالا تبدیل به دروازه ای مرموز شده و راهی برای پیدایشش وجود ندارد.
نکته: دروازه های عبور دقیقا چه بودند؟
از واژه عبری بخواهیم بگوییم دروازه ها کلید های مختلفی هستند برای ورود به دنیایی دیگر. و این دروازه ها وجود دارند و تفکر نورزید که غلط و باعث گمراهی هستند. در سکانس های اول دیدیم که بوکر توانست با ماشین زمان به بالای هفت آسمان برود و خود را معلق در آسمان کلمبیا ببیند.
توماس بالگروف لهستانی در قرن 20 و در سال 1238 دستگاهی را اختراع کرد که میتواند بر فراز آسمان ها شهری را نظاره کرد. هیچکس باور نمیکرد اما واقعیت محض بود و در سال 1243 این طرح تست شد و این شهر خیالی در بالای آسمان بلگراد دیده شد. در حالی که ساکنین بلگراد نیز نور هایی را مشاهده میکردند که حاکی از این امر بوده است. پس از مدتی توماس به بالای آسمان میرود و رستگاری اش را نظاره گر میشود. اما برای بار دوم که خواست به آنجا برود دیگری شهری را ندید. اما دست نوشته های عبری در زمان مایکل اسمیت و الیزابت بارتوری گفته اند که عده ای رستگار و خدا دوست توسط این دستگاه این شهر خیالی را مشاهده نموده اند.
حالا بوکر را تصور کنید در میان آتلانتیس آسمان در بیکران به دروازه ای از این شهر آسمانی رسیده و در حال رستگاری زندگی خویش میشود.
آیا تا به حال اصطلاح زندگی در ابعاد مختلف دنیا را به گوشتان شنیده اید؟ برای مثال شخصیتی از شما در روزگاری قدیم با همین قیافه و طرز فکری که هستید زندگی میکرده. حالا اگر شما بمیرید باز هم در آینده شخصی با همین تیپ و علایق و طرز رفتار به وجود می آید اما اسمی دیگر دارد. این چرخه تا پایان روز رستاخیز ادامه خواهد داشت. حالا باید بگوییم اولین پیدایش را فرد ویلیامز فیلسوف و پژوهشگر و اختر شناس قرن 20 و دهه 70 فهمید. البته این ایده را هنوز عده ای قبول ندارند اما عده ای عبری آن را پذیرفته اند.
در مورد این بحث و چینش آن در این بازی در ادامه توضیح خواهم داد.
[TABLE="class: ncode_imageresizer_warning"]
[TR]
[TD="class: td2, align: center"][/TD]
[/TR]
[/TABLE]
605052_20130321_640screen004.jpg


چه چیزی دختر را متفاوت میسازد؟ ......نمیدانم شاید اندام هایش؟ ......نه او را معراج ها و ایده هایش میسازند.
اما دومین دروازه به جهانی دیگر ایده لوشس الباته است. کسی که میگوید آب و غسل آن درگاهی را به دنیایی دیگر باز میکند. او میگوید یک فرد میتواند با فرو بردن بدنش به طوری که اعضای تخته برینه اش در آب باشد به گذشته و یا آینده دوری برود که در آن فردی جدید میشود. ایده ای که نظیر آن را در فیلم سینمایی کنستانتین ساخته فرانسیس لاورنس دیدیم و در آنجا غسل دوازه ای به جهنم را باز میکرد که یک فرد میتوانست توسط یک ناجی کاربلد(جان کنستانتین) به سوی آن تا مدتی کوتاه برود و عزیزانش را در آن جا در یابد.
حالا نظیر این بخش را در بیکران دیدیم. جایی که بوکر توسط کشیش وتینگ به زیر آب میرود و خود را در بعدی دیگر از زمان خودش در درواز ای دیگر در شهر میبیند. و این بعد زمانی هنگامی مشخص میشود که به آخر بازی میرسید. جایی که همان کشیش پیر و کور قصه ما برای دومین غسل شما جوان به نظر میرسد. ابعاد زمانی ای که هنوز هیچکس نمیداند چگونه گذشته است.

n7djg5iex6iss3mzmtf.jpg



نکته: الیزابت که بود؟
او تصوری از دوگانگی بین کامستاک و بوکر بودن خود یکی از این دو نفر است. شاید پیچیده به نظر میرسد اما وقتی دختری در آینده از پدرش گرفته میشود انتظاری از بعد دیگر بوکر وی نیست که این حقایق ( دزدیده شدن الیزابت در خیال بوکر) را بداند. در حالی که در اواخر افشاگری این بازی بوکر این را میفهمد. اما نظریه آن چیست؟ میگویند انسان در بعدی کوچک از مغزش از خودش خانواده ای را خلق می نماید.

نکته: چرا لوتس دو نفر بود؟ یکی مرد و یکی زن؟

باز هم این قائده برمیگردد به نظریه ویلیامز که میگوید انسان در این دنیا دقیقا در بعدی که زندگی میکند دو قلو یا همزادی از خود دارند. عبری ها آن را وجدان میگویند اما خود ویلیامز میگویند دقیقا د قلویی از ما در این دنیا وجود دارد که با خانواده ای دیگر زندگی میکند. پس یا دختر بودن هم مهم نیت. ممکن است دو قلوی شما جنس مخالف بوده و یا ممکن است هم جنس باشد.

شاید فلسفه لوتس ها که در واقع در آخر مشخص میشوند یک نفر بوده اند همین باشد. فلسفه ای که کن لوین سعی داشته آن را به بازی تزریق کند.

Bioshock-Infinite-Lutece.jpg

شیر یا خط؟......مهمه اگه بگم؟....آره ممکنه توی آینده ات مهم باشه...بگو....باشه شیر.....میدونستم همینو میگه.
آیا لوتس مرد بود یا زن؟ بهتره بگم هیچکدام . لوتس در واژه یهودی یعنی واسطه. و این معنی در بازی کاملا مشخص بود. واسطه ای بین رسیدن و چالش هایی بین دو شخصیتی که یک نفر بوده اند یعنی بوکر زمان حال و کامستاک زمان گذشته و آینده. لوتس واسطه هایی بودند که میخواستند الیزابت دختری که بوکر برای خودش در ذهن داشت را از ذهنش پاک کنند و موفق هم شدند و در آخر هم دیدیم الیزابت ها همگی ناپدید شدند. این ایده را نیز در فیلم looper دیده بودیم. یعنی چیزی که در گذشته نابود و پاک شود در همه عرصه ها و ابعاد پاک میشوند.

اما بحث آخر این قسمت هم بحث یکی بودن کامستاک و بوکر است.
خوب توجه کنید. بوکر در عصر و زمان خود بوکر بوده . اما فردی با همین مشخصات در آینده ظهور میکند که زاکاری کامستاک نام میگیرد. زاکاری در عصر خود پیامبر میشود و بوکر در عصر خود یکی از اعضای دستگاه پینکرتون ها میباشد. همانطور که گفته بودیم ایده ای هست که انسان ها در گذشته و حال و آینده ابعادی از جسم و روح و طرز فکر را با خود به همراه می آورند. از طرز لباس پوشیدن گرفته تا شغل های آینده خود. اما اساسا باید گفت چرخه قائده در بایوشاک بیکران پیچیده تر بود. چون بوکر رستگاری اش را در گذشته و آینده اش میخواست و زمان حال وی یک بوکر دویت بوده . به همین دلیل است کامستاک در گذشته و آینده اش به وجود می آید.
اما یکی دیگر از مرموز های بیکران این بود که الیزابت هایی در ابعاد و لباس ها و آیین ها و طرز فکر های مختلف بوکر اصلی که به دنبال رستگاری اش میگشت را نابود کرده اند. شاید دلیلش این بوده که در آینده چندین بوکر و کامستاک با طرز فکر های مختلفی بوجود می آیند که الیزابت هایی را به دنیا می آورند. شاید یکی از دلایل کشته نشدن کامل مادر الیزابت توسط بوکر هم همین باشد.
ea2d34e538.jpg

3.jpg

image_299660_orig.jpg


ساکت...چیزی میخواهد بگوید مرا از این پستی کثیف و این تحمل سنگین در بیاورید......میخواهی درش بیاوری؟ آری میخواهم بدانم او از چه چیزی رنج میبرد.

جملاتی را بار ها و بار ها در وجود عمیقش خواهید شنید که انگار قبلا جایی آن ها را مکاشفه کرده و شنیده اید. جملاتی که عقیده هایی سنگین را با خود دنبال میکند. جملاتی که فقط عقاید آیین های رسومی خاص قوانینی عجیب مثل آن ها را دارند. آیین های خاصی مثل آیین دراس براتالیس. اولمیناس های یونانی- ارتدکس های ایتالیایی و موش پرستان.

انجیل آیه IV 23 دفتر خودباوری: انسان متولد میشود تا بمیرد و دوباره متولد شود و این چرخه تمام نمیشود.

کتاب اوستا و یا قرآن خودمان هم میگویند: انسان در مقابل نیاز هایش سعی میکند تا حدی هم خودش را نابود کند. پس این چه بر آورده کردن نیازی است؟

تامل کنید و با من همراه شوید به دنیای شوک هایی عظیم از یک عنوان عجیب-زیبا - پر رمز و راز که با خود دست به عقایدی میزند که شاید در نگاه اول خیال هایی را دنبال کند اما در حالی است که فقط واقعیت هایی را با خود به همراه می آورد و باید با درایت و تمرکز روی آن ها فکر کنید. پس با دقت بخوانید آن چه را که هک میکنیم و برایتان علائمشان را مکاشفه میکنیم.

bioshock1983.jpg



بهتر است بدانید که قطع شدن انگشت انا در هنگام انتقال از دروازه به دنیای دیگر موجب وجود دو وجود فیزیکی از انا یا همان الیزابت در دو دنیای مختلف شد و همین باعث این میشد که انا بتواند روزنه ها(tears)به جهانهای دیگر باز کند.درحقیقت وجود دو جسم فیزیکی از انا باعث میشود که او بتوانددر تمام جهانهایی که در بین این لحظه ی انتقال که شاید یک ثانیه هم نباشد میلیاردها میلیارد جهان دیگر که کاملا شبیه هم و در عین حال کاملا متفاوت از هم هستند ورود پیدا کند و کپیها و حتی خیالاتی که جای خاطره را در ذهن می گیرند و خاطره هایی که برای او تبدیل به خیالات شده اند را بگیرد(اگر یادتان باشد در بعضی از دیالوگها الیزابت یا همان انا جمله ای به این مضمون که ایا من این جهان را خلق کردم یا فقط روزنه ای به جهان دیگر باز می کنم.در حقیقت شبیه اعتقادات سوفیسم(مکتب شک گرایی) که همه چیز را تابع ذهن میداند و وجود هیچ چیزی را مطابق با واقع نمیداند و تمام خوبی و بدی را همان خیال ما از موضوع ودر حقیقت اینکه انچه می خواهیم باید ان باشد و هیچ چیز وجود ندارد و تابه ماست.تفکری ضد اسلامی)


و تنها چیزی که جلوی قدرت او برای ورود او به بینهایت جهان دیگر را بگیرد وجود سایفون(siphon) که توسط کامستاک برای جلوگیری از باز شدن روزنه ها ساخته شده است. نظریه دیگر از بازی این است که سانگبرد همان بوکر است.سانگبرد که او نیز از جهانی دیگر توسط کامستاک به این دنیا انتقال داده شده است.در حقیقت کامستاک از قدرت انا که توسط سایفون گرفته میشود برای ورود به جهانهای دیگر برای فهمیدن حوادث اینده استفاده میکند وبدینوسیله در اینده هیچ مشکلی پیش رو نخواهد داشت.اگر بدست بوکر دقت کرده باشید علامتAD را مشاهده میکنید(ANNA DEWWIT) و در تابلویی هم این علامت را که چوپان دروغگو (FALSE SHEAPERD) را با این علامت روی دستش بشناسید دیده اید. فکر میکنید پیامبر کامستاک چگونه میدانسته که بر روی دست او این علامت می باشد در حالی که قبلا او را ندیده است؟درست حدس زدید او که همان بوکر است با روزنه هایی کا از قدرت انا می تواند تشکیل دهد فهمیده است که اگر بعد از حادثه WOUNDED KNEE غسل تعمید انجام ندهد تبدیل به ان بوکر میشود و اگر یادتان باشد که بوکر در هنگامی که کامستاک سعی در انتقال انا دارد و او نیز بچه را محکم می گیرد و در پایان انگشت انا در بین دو جهان قطع میشود . پس از ان حادثه او این علامت را بر روی دست خود حک میکند و خود را ملزم میکند تا انا را پیداکند. از دلایلی که بوکر به الیزابت گفت من از تو بیشتر از خداوند میترسم هم همین بوده.


نظریه ای که برمیگردد بر صحبتی که هم زادش در بازی اتفاق افتاد و در تصویر زیر متن آنرا خواهید دید.




43597191331578193542.jpg




گر دقت کرده باشید باید در طول بازی علائم و دست نوشته هایی را میدیدید. دست نوشته هایی که در آن گلچینی از عقاید و نظریه های مسیح گرایی و جدا کردن و اختلاف انداختنشان میان ارتدکس ها و کاتولیک ها دیده میشد. برای مثال مثلث DRINSCRIFT. بعد از دیدنش در بازی و تحقیقات آن متوجه شدیم که حاصل آن زن و مردی واقعا خدا پرست تشبیه میشود. مثلث اگر رو به بالا رود یعنی مرد و اگر سمت پایین شود زن به حساب می آید. چیزی که بیشترین تفکر را درون محتوای این راز جلب توجه کرد این بود که این عقاید بر میگردد به راز گشایی کد های داوینچی بین سال های آغازین انقلاب مسیح تا پایان آن. نظریه ای که میگفت علامتی در آینده رو نمایی میشود که آیینی بزرگ را در سال های دور از میان اسلام-مسیحی -مصری-فراماسونری- جودا و حتی کافر گرایی به عنوان بزرگترین آیین حساب میکند. اما عده ای میگویند این یک علامت عبری است که معنای آن وجود آیین ANTICHRIST است که میشود گفت: انسان به دنیا می آید و از دنیا میرود اما در همین دنیا بارها و بارها به دنیا می آید. چیزی که تصویر آن را در بازی دو بار مشاهده کردید.


96409bf89421.jpg

227fa9a19dce.jpg

عده ای دیگر از آن ها میگویند انسان اگر بمیرد دیگر تیره و تار میشود و تا مدتی بعد دوباره متولد میشود و میگویند رستاخیزی وجود ندارد. عین همین نظریه را در آخر بازی مشاهده کرده ایم. مسیح گرایان ارتدکس در مکتب استرایپ واتیکان میگویند در دنیا انگشتی گم میشود که با پیدا کردن آن دنیا کاملا تغییر میکند و به آن انگشت مسیح میگویند. انگشتی که در این دنیا گشوده شده و نظر دارند که مسیح هم در این دنیاست و هم در دنیایی دیگر. بعد ها متوجه شده اند در مراسم جنگیری به سبک واتیکان به زبان آوردن کلمه انگشت مسیح به زبان اسکاندیناوی باعث شد جن از بدن تسخیر شده دخترکی بیرون بیاید و نام خود را بلند فریاد بزند. چیزی که در فیلم هایی مثل THE RITE و فیلم UNBORN که نمونه ای از یک فیلم جنگیری به سبک آخرالزمانی اند دیده شد. اما نظریه انگشت نظریه ای خطرناک است که کن لوین آن را به بازی و داستان مایستری آن آورده. الیزابت را نشان داده که در دو بعد از دنیا مردم را از شر کامستاک نجات میدهد و با قربانی کردن بوکر دویت وی را از نو به دنیا می آورد.



BioShock-Infinite-preview-1095899.jpg


اگر به GOOGLE بروید و واژه BIOSHOCK MYSTERIES را در آن بزنید وارد سایت هایی میشوید که کاملا این ها را به صورت تحلیل بیان کرده اند.

اما چیزی که از این میان ذهن ما را درگیر کرده وجود خمره زمان است که داوینچی آن را ساخته بود و در یکی از واکسیفون های بایوشاک( در نسخه دوم بایوشاک هنگامی که کنترل بیگ ددی را بر عهده داشتید) راجع به نابود کردن حماسه زیر آب توضیح داده بود و واژه دست نوشته و علامتی اش این را میگفت: تو سکوتت را در برابر این خمره میشکنی. این خمره کاری میکند که خاطرات گذشته ات را به یاد آوری. حالا بیشتر توضیح میدهم.
بیا به سوی ما....آن جا که صدای ماست......!
داوینچی در قرن اقتصادی 20 دستگاهی را ساخت که انسان اگر میخواست رازی را در آن مخفی کند که تا سالین دراز نگهش دارد میتوانست انجامش دهد. این دستگاه شامل دو اهرم high l1 و low r1 بود و به جهت چپ و راست میچرخید و اگر نمیتوانستی آن را بسازی رازت برای همیشه از بین میرفت. توضیحات کاملی را که در فیلم davinci code راجع به آن توضیح داده شده اند. پس پیشنهاد میشود یا فیلمش را از دست ندهید یا کتابش را. بعد ها همین ایده در ذهن سازنده پیش آمد که چرا در نسخه بیکران از نمونه آن استفاده نکنیم.؟
باز هم در میان آیین ها شک هایی وجود دارد راجع به اینکه وجود دو جسم در دو دنیا واقعیت دارد. چیزی که در بیکران شاهدش بودیم. آیین عبری-مسیحی و اسلام آن ها را تایید میکنند. اما آیین های یهود(که البته گفته میشود دست نوشته های کتاب آسمانی حضرت موسی را کاملا کافران مجاهد حزب تالاهم ویراستاری کرده اند و این نظریه را بعد ها مردمش قبول نداشته اند)-ماسون ها- استوم کفر ها این نظریه را یک کفر مینامند.
گویا شوم که سیاستمدارانی مثل لویی شانزدهم هم حتی این نظریه را قبول کرده.




photo-104274.jpg
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or