يك روز باراني در كنار David Cage

  • Thread starter Thread starter MANIX
  • تاریخ آغاز تاریخ آغاز

MANIX

کاربر سایت
درود.

شايد عجيب باشد كه تعداد مصاحبه هايي كه در مورد Heavy Rain شده خيلي زياد است. اما بايد گفت كه واقعا براي شناخت درست و درك صحيح اين بازي بايد مصاحبه هاي بيشتري را خواند و مشاهده كرد كه Cage چه چيزي در سر دارد. عنوان Heavy Rain يك بازي معمولي نيست و اگر فيلم هم بود يك فيلم معمولي نبود. اين بازي فراتر از مكانيزم پيچيده ي ساختار كلي خود ، بيشتر در زمينه سمبوليك و معنا شناسي پيچيده است. اين بازي بخش مهمي از خود را به تعريف يك داستان فلسفي و كاملا سنگين مي پردازد.

سايت Nowgamer مصاحبه اي بسيار جالب با David Cage داشته كه واقعا با خواندن اين جور مصاحبه ها به ذهن خلاق و ايدوئولوژي هاي Cage پي ميبريم.

390_9708_ETHAN_MARS_CHARACTER_HEAD.jpg


اين روزها Heavy Rain خيلي سر و صدا كرده. آيا فكر نمي كنيد بازار كوچكي براي عنواني لطيف همانند Heavy Rain وجود دارد ؟

سوال سختيه .بازار داراي افرادي با سن هاي مختلف است كه ما بايد براي تمامي اين سنين بازي بسازيم. بازيهاي زيادي براي نوجوانان است. آنها فقط تفريح و تيراندازي مي خواهند. ولي در اين جا بازاري هم براي افراد بزرگ سال است كه بيشتر به داستان ، احساسات و ديگر چيزها اهميت مي دهند. ناشران زيادي هستند كه به دنبال بازيهاي FPS اند و بازار اين جور بازيها را مي خواهد. آيا واقعا بازار بايد اين جور بازي ها را بخواهد يا فقط به خاطر اين است كه بازي ديگري نيست ؟. حالا كه بازيها فقط شوتر شده اند و مردم آنها را ميخرند ، ما مي توانيم يك بازي متفاوت و كاملا جديد به آنها بدهيم؟ آيا آنها اين بازي را مي خرند ؟. آيا ما چيزي را به مردم مي دهيم كه انتظار دارند يا چيزي را مي دهيم كه انتظارش را ندارند ؟ و اين طور است كه در اينجا يك قمار برد باخت ايجاد مي شود.

بگذاريد مثالي بزنيم. Modern Warfar... مردم مي دانند چه چيزي را از اين بازي انتظار دارند ولي بازي مانند Heavy Rain نياز به توضيح بيشتري دارد. شما چطور موفق شديد اين بازي را توضيح دهيد كه مردم متوجه آن شوند ؟

توضيح دادن آن خيلي سخت است. من دوسال با Fahrenheit كار كردم. دو سال به مردم بازي را توضيح ميدادم ولي در آخر هم آنها نفهميدند ؛ ولي وقتي بازي عرضه شد همه گفتند: " اوه پس اين چيزي بود كه منظورت بود؟" و من شانه بالا مي اندازم و مي گويم: " آره... مگه توضيح نداده بودم؟". به عنوان يك بازي ساز شما دو راه پيش رو داريد: سراغ يك سبك معمولي مثل FPS برويد. هيچ سورپرايزي در آن نيست ، مردم آن را مي شناسند و شما فقط بايد طوري عمل كنيد كه در رقابت باشيد و سعي كنيد بازي بهتر از بقيه در اين سبك بسيازيد.

اما راه ديگر اين است كه شما مي گويد:" ميدوني من مي خوام سعي كنم سبك خاص خودم رو بسازم." . هنوز هم بازار براي اين بازي است و من هيچ رقيبي ندارم چون دارم يك بازي به سبك خودم ميسازم. اين تصميمي بود كه ما گرفتيم و اين تصميم را اصلا با فكر بازار و پول نگرفتيم . ما مي خواستيم ديدگاه منحصر به فرد خود را داشته باشيم. من بايد يك بازي فوق العاده ميساختم تا در ساخت آن اين حس را داشته باشم.

ولي هميشه احتمال شكست وجود دارد. درسته ؟ ممكن است HR واقعا در احساسات مخاطبان قرار بگيرد يا شكست بخورد. چه چيز باعث مي شود كه شما فكر كنيد اين بازي موفق خواهد شد ؟

ما ديدگاه متفاوتي داريم و فكر مي كنيم اولين نفري باشيم كه اين طور به داستان نزديك شده. مردم داستانها را دوست دارند و هر لحظه منتظر آن هستند ، در سينما، تلوزيون،كتابها.مردم داستانها را در هر كشور و در هر زمان دوست دارند. پس چه چيزي در مقابل اين عمل قرار ميگيرد. تكنولوژي روز به روز پيشرفت مي كند و شما مكي توانيد با آن كارهاي فوق العاده انجام دهيد ولي باز هم بازي ها هماني هستند كه بودند. چه مقدار هيولا مي توانيد بكشيد ؟ به چه تعداد زامبي مي توانيد شليك كنيد ؟

390_9702_heavy_rain_e3_10.jpg


هفته پيش شمارشون از دستمون در رفته.

(خنده). خب پس اينجا يك نكته اي است كه مي گويد كه من اين بازي را قبلا انجام داده ام. من 40 سالم است و با بازيهاي ويديويي بزرگ شدم و تمام آنها يك چيز بودند و بعضي وقتها حس مي كنيد كه داريد وقت خود را تلف مي كنيد. اين استفاده درست از زمان آزاد نيست. مي توان به جاي آن به ديدن فيلم رفت ، به اينترنت رفت و يا به موسيقي گوش كرد ، ولي در مورد بازيها ، من دارم علاقه خود را نسبت به آنها از دست مي دهم و صادقانه بگويم اين به خاطر اين است كه خلاقيت و نو آوري بسيار كم شده. ولي من مي گويم مردم داستانها را دوست دارند. پس بگذار براي آنها داستان بگويم و در اينجا است كه بزرگ سالان از آن خوششان مي آيد و اين چيزي نيست كه همش تيراندازي و رانندگي باشد. آنها چيزي را حس مي كنند و احساسات را باور مي كنند.

خيلي سخت است. شما Online بازي مي كنيد و به طرف سر يك نفر شليك مي كنيد و بعد به خود مي گوييد . اين چه فرقي با اون سال پيش داشت كه من يك تير تويه سر يه نفر ديگه زدم ؟

بله. دقيقا. ببيينيد گرافيك و بازي كردن بازيها بسيار سرگرم كننده است. مي گويد خب محيط خيلي خوب ساخته شده. شايد ساعت اول خيلي جالب باشد ولي بعد از 1 يا 2 ساعت مي پرسيد ، من اين كار را دو ساعت پيش هم انجام داده بودم. من به مرحله بعدي ميرم تا بيشتر تيراندازي كنم و آدم بشكم، و در آخر هم پايان بازي را ببينم؟

آيا فكر مي كنيد بازيها داستان زيادي را نميگويند ؟ و اين انگيزه را به ما نمي دهند تا قسمت بعدي ، مرحله بعد و پايان بازي را ببينيم؟

فكر مي كنم بعضي بازيها فقط براي بالا بردن آدرنالين ساخته مي شوند. اين خيلي شبيه وضعيت پسر من است. او نه سال سن دارد و واقعا از اين جور بازيها خوشش ميايد. ولي او فقط نه سالش است و به داستان و كركترها اهميتي نمي دهد. اين براي سن نه سال خوب است ولي وقتي شما بزرگتر مي شويد چيزي بيشتر از سرگرمي خود مي خواهيد. اين ممكن است روي شما اثر بگذارد و چيزي را به شما ياد دهد و وقتي كنسول را خاموش مي كنيد هنوز هم حسي از بازي در شما است. من وقتي Slumdog Millionaire يا Gran Torino را در سينما ديدم ، تا چند ساعت بعد هنوز در فيلم بودم و راجع به چيزي كه ديده بودم مدام فكر مي كردم. ولي در بازيها شما كنسول را خاموش مي كنيد و سراغ يك كار ديگر مي رويد و هيچ اثري از بازي در خود نميبينيد.

390_9703_heavy-rain_may22_11.jpg


آيا فكر مي كنيد اين قضيه به علت نبود استعداد در سازندگان آنها است و يا فكر مي كنيد كه اين مشكلي است تا بتوان داستان و گيم پلي را با هم جفت و جور كرد؟

اين كمي از هر كدام است. بازيها سالهاي پيش براي نوجوانان ساخته ميشدند ولي حالا كه سالها گذشته به نظر تكراري مي رسند. من 40 سال سن دارم و فكر مي كنم Fumito Ueda (سازنده Ico, Shadow Of The Collossus, The Last Guardian) تقريبا 45 سال سن داشته باشد ، ما هم پيرتر شده ايم و من نمي خواهم Shooter بسازم يا بازي كنم ، من نميفهمم واقعا متوجه نميشوم چرا هنوز اين بازي ها لذت بخش هستند ؟ . من نمي توانم همچين بازيهايي بسازم ، من مي خوام بازي بسازم كه مردم آن را حس كنند و معني داشته باشد.

آيا بازيها بزرگ سالانه تر نشده اند ؟ ما اخيرا Dragon Age را بازي كرديم و واقعا حس كرديم مارا در يك مسير بزرگ سالانه قرار داده است و خيلي لذت بخش بود. با گذاشتن خواصيت مردن شخصيت ها آيا فكر نمي كنيد ممكن است خيلي ها تمام داستان شما را نبينند ؟

نه اصلا. ببينيد شما با ديگران صحبت مي كنيد و ميبينيد كه آنها اين بازي را طور ديگري تعريف مي كنند. ممكن است آنها دزد مغازه را كشته باشند يا گذاشته باشند كه مغازه دار بميرد. و شما مي گويد : " واوو من همچين چيزي را نديدم ولي عوضش براي من طور ديگري اتفاق افتاد.".

ما Mass Effect را بازي كرديم و مي توانستيم شخصيت اصلي را بد يا خوب كنيم. آيا در HR اين امكان است كه ما بين اين دو باشيم؟ يعني خاكستري؟ ويا فقط بايد كارهاي بد را براي بد شدن و كارهاي خوب را براي يك شخصيت خوب شدن انجام داد.

هرگز.هرگز. اين كار فوق العاده اي است كه Mass Effect و بقيه بازيها انجام داده اند ولي در HR اين طور نيست. در اين بازي نه كسي سياه است و نه كسي سفيد. مردم خاكستري هستن و در موقيعت هايي قرار مي گيريند كه هيچ توضيحي براي آن ندارند. و هرگز نمي گويند: " او اگر من اين كار را انجام دهم ، چنين اتفاقي براي من مي افتد." اين يك جور حقه است... نميدونم بايد راجع بهش فكر كنم و الان جواب درستي در مورد آن به ذهنم نمي رسد. ولي اين سوال بين مردم است كه مي خواهند خوب باشند يا بد ولي هيچ يك از آنها جواب درستي براي آن ندارند.

390_9700_HR_TRIALFLY_HD.jpg


اين ايده خوبي براي فيلمها و كتابها است ولي در مورد بازيها مردم جواب آشكار را مي دانند. آيا فكر مي كنيد همين موضوع است كه تفاوت بين بازي ها و سينما را نشان مي دهد؟ آيا Heavy Rain چيزي است كه از اين موضوع پرهيز مي كند ؟

مخالفم. چون در اين صنعت ما بازيها را براي بچه ها و نوجوانان مي سازيم و اين موضوع بايد خيلي آشكار و روشن براي آنها باشد. آدم بدها بايد خيلي بد باشند و قهرمانان بايد زيبا و قوي باشند و زنها بايد سينه هاي بزرگ داشته باشند و خيلي س...ك...س...ي باشند ، چون اين بازي براي نوجوانان است. ولي ما مي گوييم: " ببين تو ميتوني خيلي آدم بدي باشي ولي اين چيزي نيست كه تو چهرت معلوم باشه."

قسمت دوم
 
آخرین ویرایش:
خواندن مصاحبه های کیج یه حس خاصی به آدم میده چه برسه خود بازی !!!
HR یک بازی کم نظیره .
همونجور که خودش گفته از معدود بازی هایی هستش که می خواد داستان رو در قالب گیم-پلی روایت کنه .
البته تو این بازی هم خون و تیر اندازی هستش ( تو تاپیکی که حمیدرضا تو بخش PS3 زده بود خوندم )
داستان عالی + روایت داستان عالی + گرافیک عالی + موسیقی عالی + گیم پلی عالی + شخصیت پردازی عالی = Heavy Rain :دی
ممنون حمیدرضا
 
به نظر من بسیاری از بازیساز ها مثل کیج چنین ایده هایی توی ذهنشون دارن!حتی من که شاید 8-7 سال نباشه که دارم بازی می کنم همیشه دنبال چنین بازیی با داستان عمیق و پرمعنی بودم که بحث های مهمی رو در بازی به زیبایی تمام به تصویر می کشه.مطمئنا هم یه سازنده خوب بازی که چندین سال به غیر از بازیسازی خودش گیمر بوده ایده هایی مثل کیج رو در ذهن داره ولی مشکل اینجاست که در این دوره از زمان چنین بازی هایی مخاطبشون خیلی کمتر از بازی های به قول خودش شوتر هست و ساخت بازیی مثل HR یه ریسک حساب میشه!
چرا باید با وجود اینکه بازی های شوتر و کلا ژانر های پر طرفدار فروش خوبی دارن و مخاطبین زیادی رو جلب می کنن سراغ بازیی بریم که فوق العاده از لحاظ داستان پیچیده و عمیق کار شده و فقط تعداد معدودی اون رو درک می کنن!
مشکل اینجاست که این دوره اکثر شرکت ها فروش بازی از همه چیز براشون با اهمیت تر هست و محتوا در مرتبه های بعدی قرار می گیره!
بازی های شوتر پر طرفدار هست چون مخاطب بیشتری می تونن باهاش ارتباط بر قرار کنن!مطمئنا گیمر های حرفه ای هم از دیدن این اوضاع بازی ها راضی نیستن ولیکن الان کمتر به هارد کور گیمر ها بها داده می شه!
 
نوشته شده توسط David Cage:
اما راه ديگر اين است كه شما مي گويد:" ميدوني من مي خوام سعي كنم سبك خاص خودم رو بسازم." . هنوز هم بازار براي اين بازي است و من هيچ رقيبي ندارم چون دارم يك بازي به سبك خودم ميسازم. اين تصميمي بود كه ما گرفتيم و اين تصميم را اصلا با فكر بازار و پول نگرفتيم . ما مي خواستيم ديدگاه منحصر به فرد خود را داشته باشيم. من بايد يك بازي فوق العاده ميساختم تا در ساخت آن اين حس را داشته باشم.
دو حالت وجود داره. یا cage تا حالا شاهکار یو سوزوکی (shenmue) رو بازی نکرده؛ که این یه گناه غیرقابل بخششه!
یا اینکه داره دروغ میگه. که این خوب .... اشکالی نداره. در مقابل اولی البته!
 
آخرین ویرایش:
دو حالت وجود داره. یا cage تا حالا شاهکار یو سوزوکی (shenmue) رو بازی نکردهY؛ که این یه گناه غیرقابل بخششه!
یا اینکه داره دروغ میگه. که این خوب .... اشکالی نداره. در مقابل اولی البته!

عزیز تمام صحبت هاش با بازی های نسل جدید هستش بازی های که داره رو به جلو میره و هیچی جز کشتن و بردن نداره .;) آخرش تو PS2,Ps1 این جور بازی ها وجود داشته فقط تو این نسل دیگه هیچکی دنبال این جور بازی ها که داستان بازی رو بسازه دیگه نرفته . بلکه کشتن که داستان رو به وجود آورده.
 
عزیز تمام صحبت هاش با بازی های نسل جدید هستش بازی های که داره رو به جلو میره و هیچی جز کشتن و بردن نداره .;) آخرش تو PS2,Ps1 این جور بازی ها وجود داشته فقط تو این نسل دیگه هیچکی دنبال این جور بازی ها که داستان بازی رو بسازه دیگه نرفته . بلکه کشتن که داستان رو به وجود آورده.
من منظورم این بخش از صحبتشه:
‘You know what, I’m going to try to create my own genre’
و البته خود cage هم با ساخت omikron‌که تقریبا همزمان با shenmue‌ بود قدم خوبی برداشت. اما نکته اینه که همین الان HR رو توی خیلی سایت ها دارن با shenmue‌ مقایسه میکنن. کاری که سگا و سوزوکی انجام دادن چیزی بود که بهش میگن ساخت یک ژانر جدید. ژانری که HR‌ هم داخلش قرار میگیره. یادمه اون سالها ژانر shenmue رو مینوشتن modern action adventure.
حالا اینکه بیای بگی من ژانر خاص خودم رو ساختم حرف بزرگیه که ثابت کردنش سخته!
البته همه این حرفها بعد از عرضه بازی اثبات یا رد میشه.
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or