هر بازی یک خاطره

parsa php

کاربر سایت
سلام
با عرض خسته نباشید این تاپیکو زدم چون فکر کردم ممکنه هر بازی
برای آدم یاد آور خاطره ی خاصی باشه اگه خاطره دارید ( مثلا تو زمان خاص اون بازیو انجام میدادین ) خوب بگین
تنبلی هم نکنین نوشتن چند خط که کاری نداره
(خجالت هم نکشید ! )
دقت کنین منظور از بازی همه چیز بازی هم به صورت تکی میتونه باشه ( موسیقی یا دمو یا ...... )
موفق باشین

;););););););););););)
 
من کلاس سوم ابتدایی بودم داشتم مکس پین 1 بازی می کردم . اون موقع کیبورد کامپیوتر از این کیبورد سفیدا بود که وقتی زیاد بازی می کردم بر اثر عرق کردن دستم اثر انگشتم رو دکمه ها می موند. :d از قضا هنگام مکس پین بازی کردن تشنم شده بود رفتم یه لیوان نوشابه کوکا از یخچال واسه خودم ریختم آوردم گذاشتم کنار دستم. فکر کنم اون مرحله ای بودم که زیر زمین مترو اتفاق میفتاد و همه جا تاریک بود. بعد یهو ناغافل از پشت یه سری جعبه یه یارویی با شات گان در اومد و بووووم! منم از بس هل خوردم دستم پرید و خورد به نوشابه و نوشابه ریخت روی کیبورد سفید نازنین. یادمه تا زمانی که اون کیبورد رو داشتیم اثر نوشابه روش مونده بود!
اگه خاطره مسخره بود به بزرگواری خودتون ببخشین اگه یه یهترشو یادم اومد مینویسم :d
 
اول از همه Silent Hillهمه جای ان یک خاطره است.....بعدش هم بگیر از مکس2 که کلا من باهاش زندگی کردم.....بعد از ان هم من عاشق شخصیت های منفی فاینال فانتزی 7 هستم.

یک خاطره بد هم از بازی فیتل فریم 3 بگم ....وقتی کلاس چهارم بودم این بازی رو کردم....برای اولین بار که اون روح بچه ظاهر شد....من دقیقا یک راست تلوزیون رو خاموش کردم..تا 2 روز هم بازی نکردم:d
 
یک سه چهار سال پیش بود تو خونه نشسته بودم کانتر میزدم
1 نفر مونده بود پیداش نمیکردم
وقتی پیداش کردم گفتم د...وس تا حالا کجا بودی
دقیقا همون موقع هم زمان بابام که بیرون بود اومد خونه
دیگه سو تفاهم رو متوجه بشین دیگه
 
آقا یه خاطره یادم اومد در حد بنز!:d
داشتم روی یکی از معماهای Silent Hill 3 فک میکردم! کلی وقت داشتم یه کتاب رو میخوندم تا اینکه حوصلم سر رفت! Play All Music رو زدم و دوباره وارد بازی شدم! من عادت دارم یکی از انگشت هام رو اماده میذارم روی Next و انقد دکمه ی Next رو روی کیبورد میزنم تا موزیکی که مورد پسندم باشه رو پیدا کنم. همینطور که داشتم دکمه ی Next رو میزدم، کتاب رو دوباره آوردم که بخونم داخل بازی؛ با کلیک چپ میرفت صفحه ی بعد! خلاصه که من قاطی کرده بودم، میخواستم برم صفحه ی بعد کتاب اشتباهی Next میزدم و وقتی میخواستم موزیک رو عوض کنم کلیک چپ میزدم:d خودم تا 5 دقیقه داشتم میخندیدم که دیگه دل درد گرفتم:d و در نهایت دیدم کارم نمیشه موزیک رو پاز کردم:d
 
یک سه چهار سال پیش بود تو خونه نشسته بودم کانتر میزدم
1 نفر مونده بود پیداش نمیکردم
وقتی پیداش کردم گفتم د...وس تا حالا کجا بودی
دقیقا همون موقع هم زمان بابام که بیرون بود اومد خونه
دیگه سو تفاهم رو متوجه بشین دیگه

.................=))
 
سر باس دوم Shadow of the Colossus بود ، همونی که شکل گاوه ! کسایی که بازی کردن حتما یادشونه، همون اول کار این بابا میزنه یه دروازه رو میترکونه و میاد وسط میدون ... دقیقا سر همین سکانس بودش که یه زلزله نسبتا شدیدی تو بندرعباس اتفاق افتاد!!!!:-o:d منم اینقدر که رفته بودم تو جو بازی و همزمان دسته هم داشت بهم شوک میداد اصلا متوجه نشده بودم!.. با خودم میگفتم "ببین بازی چقدر طبیعیه! همزمان محیط رو هم برات ویبره میکنه!!:))" ، همه خانواده رفته بودن بیرون و من تک و تنها پای PS2 بودم!:d خلاصه بعد چند ثانیه که بالاخره دوزاریم افتاد دسته رو پرت کردم و فـــــرار.... ..
 
من خودم بچه که بودم ( 6- 7 سال ) هرکول بازی میکردم
یه بار از بس بازی کردم بابام بازی رو قطع کرد . فرداییش به من گفت پس دادم به فروشنده
بعد یه مدت آورد پایین گفت برات پسش گرفتم
منو میبینی : (:|:-w:-<
بعد یه مدت از بس بازی کردم اعصابم خورد شد هرچی ف-ح-ش بلد بودم دادم به اون غول بازی داداشم که پشتم بود
یکی از ف-ح-ش هارو هی تکرار میکرد ( پدر -س-گ ) (اون موقع 3 سالش بود ) بعد چون فکر کرد حرف باحالیه
رفت تو خونه داد زد مامانم از تو اتاق اومد و ....:punish::punish::punish::punish:
من : :hurted1::hurted1::hurted1::hurted1:
از اون موقع به مدت دو هفته کامپیوتر نداشتم !
 
مکس پین خیلی برای من خاطره انگیز بود.موسیقی زیباش صدای گرم مکس فضاهای کثیف و درب داغون , معتادای اشغالی که برا چند دلا هر کاری میکردن و داستان تاریک و غم انگیزش منو تحت تاثیر قرار میداد.یادم میاد اون زمانی که بازی میکردم وختی با خلافکارا میجنگیدم هوای سرد و برفی از دور صدای اژیر ماشین پلیس میومد.جالبه که من هنوزم وختی صدای اژیر ار دور میشنفم یاد مکس پین میفتم!
 
من با سوپر ماریو خیلی خاطره دارم. یک روز یادمه تو اون مرحله اخر که تو غاره هی اون اتیش قلمبه ها میخورد بهم اعصابم خورد شد دسته رو محکم زدم به میکرو هم دسته شکست هم یک کتکی از مادرم خوردم =))
 
مطمنا هر کی god of war 1 رو تموم کرده باشه مرحله کشتن اریز ( اریس ) رو یادش میاد
من دو ساعت یک سره داشتم باز میکردم مرحله آخر جایی که کریتوس میخواد شمشیر رو برداره دستگاه تو آفتاب بود و تابستان هم بود
یهو داغ کرد و فیلم گیر کرد منم یه پاکت بازی ( چیز دیگه ای دم دستم نبود )
برداشتم دستگاه رو باد زدم
اون روز اونقدر باد زدم و صلوات فرستادم و به خدا التماس کردم که درست شد و همون روز بازی رو تموم کردم !
 
من با قارچ خور خیلی خاطره داشتم!!!!!!!!
سرش با فامیلم دعوا میکردیم!!!!!!!!!!!
یادمه یه بار دعوا به جایی رسید که هم دیگه رو زدیم،بعد داداش بزرگم اومد دسته رو از ما گرفت،ما رو پرت کرد تو اتاق خودش موند بازی کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or