کمپانی Epic بازی Gears 3 را به نمایشگاه یوروگیمر آورده بود تا به نمایش بخش Beast Mode بپردازد. در این میان یکی از افراد dealspwn بصورت کاملا اتفاقی شانس این را پیدا کرد تا وارد بخش pre-alpha campaign شده و تجربهای از بخش داستانی بازی داشته باشد. در زیر توضیحات او را خواهیم خواند.
ماموریت با حالتی تماشایی شروع شد و صدای فرمانده مارکوس در میدان نبرد به گوش میرسید مارکوس فینیکس، دام و آنیا در نبردی نابرابر در مقابل لشکر لوکاستها در حال مبارزه بودند. لوکاستهای Grinder و نارنجکانداز با سپرهای زرهی سنگین نیز به قوای پشتیبان لوکاستها اضافه شدند. یک لوکاست موفق شد یکی از سربازان Gears را بدام انداخته و با بازوان قدرتمند خود او را به طرز ناگواری بکشد و در اینجا بازی شروع شد. سنگرهای طبیعی و دستساز فراوانی در جنگل درست شده بود و سیستم کاورگیری معروف بازی، حتی از Gears 2 نیز پا را فراتر گذاشته و بهتر و دقیقتر عمل میکرد. مارکوس در حالی که به سرعت در حال دویدن بود( در حال نگه داشتن کلید A)، خیلی نرم و روان، بدون هیچ گیر یا تاخیری وارد کاور میشد.
در ابتدای مبارزه، مارکوس یکی از سلاحهای لوکاستها( Locust assault rifle) را بدست داشت. گرچه این سلاح کارایی Lancer را نداشت ولی در نوک آن یک نیزه تعبیه شده بود که استفاده از ان ساده و موثر بود اگر دشمنی در فاصله نزدیک گیر میافتاد، دیگر زمانی برای پشیمان شدن نداشت. این سلاح بخصوص در درگیریهای نزدیک غوغا میکرد... چندی بعد، با رسیدن به جنازه یکی از افراد خودی، وقت برداشتن Lancer معروف Gears از کنار او بود. همانند گذشته، سرعت آتش این Lancer بطرز هیولاواری زیاد بود اما لگد اسلحه نسبت به گذشته بیشتر شده بود. حتی وقتی شما کلید L را در حال نشانهگیری نگه داشتهاید، باز هم نشانه تا حدی جابجا میشد. با توجه به کارایی بالای این سلاح در بخش مولتیپلیر، حالا وقتی شما میخواهید بهترین بازده را از این سلاح دریافت کنید باید در حالت ثابت و یا کاورگیری باشید.
لوکاستهای Grinder و Grenadier( آنهایی که گرز اهنین دارند و نارنجکاندازها) به شدت در مقابل گلوله و حتی هدشات کردن مقاوم شدهاند. اما با یکی دو نارنجک که در جای مناسب چسبیده شود و یک جشن اره برقی میتوانید از عهده آنها بر بیایید. در میان بحبوحه نبرد، ناگهان همه چیز تغییر کرد. Lambentها از راه رسیده بودند...
آنها پیشتر از لوکاستها بودند که حالا سیاه و کبود شده و برخی از آنها با حالتی نامتعادل و برخی با سرعتی بسیار زیاد وارد نبرد شدند . هنگامی که از پای در میامدند، انفجار عظیمی در کنار خود شکل داده و ابر تیرهای بوجود میآوردند. امولسیون موجود در بدن آنها باعث متورم شن رگها و نواحی پشت کمرشان شده بود. از آنها وحشتانگیزتر، دشمنان جدید و باهوشی بود که تعدادی بازوهای بلند بر روی بدن خود داشتند و قادر بودند که گلولههای اتشین شبیه به خمپاره به سمت دشمن پرتاب کنند. کاورگیری در مقابل آنها ثمری نداشت. مشخص بود که انها باید خیلی سریع و قبل از اینکه اوضاع را وخیمتر کنند، از بین برده شوند. بازوان آنها در معرض آتش سنگین قطع میشد( چیزی شبیه به Dead Space) و این باعث میشد که کارایی خود را در مسافت دور از دست بدهند. آنها همچنین میتوانستند یک سری عنکبوتهای انفجاری را از خود رها کنند که به میان میدان جنگ ریخته و برای خلاصی از شر آنها به جاخالیهای پیدر پی و ضربههای زمانبندی شده نیاز بود.
یک ماشین زرهی در دوردست دیده میشد اما یورش لوکاستها تمامی نداشت. دو Boss عظیمالجثه وارد صحنه شدند. با بیش از 12 فوت قد و زرهی سیاه رنگ و ضخیم که گلولهها با برخورد به آن کمانه کرده و منحرف میشد. حملات آنها شدیدا یادآورد حملات Berzerker در Geras 1 بود. آنها با سرعت فوق العادهای به سمت مارکوس یورش میبردند و جاخالی دادن از انها کار چالش برانگیزی بود. وقتی که سربازان Geras متوجه شدند که گلوله بر روی این دشنمان اثر نخواهد کرد، صدایی آشنا در میان میدان جنگ به گوش رسید. Hammer of Dawn....
وقتی کار به استفاده از Hammer of Dawn بکشد، قضاوت ساده خواهد بود. هیولای زرهی در کثری از ثانیه بر زمین نقش بست. Boss دیگر در نزدیکی ماشین زرهی ایستاده بود و غرش میکرد... در این هنگام صدای دستزدن یکی از نمایندگان Epic را در پشتسر خود شنیدم.
از حالا تا پاییز 2011 قطعا بازی دچار تغییرات و بهینهسازی خواهد شد. تا آنجایی که من میتوانم بگویم، اکشن بازی از آن چیزی که دوست داریم و میشناسیم، باز هم بهتر خواهد شد. Gears 3 عنوانی سینماییتر و خشنتر از گذشته خواهد بود.
Geras 3 در پاییز 2011 منتشر میشود.


