با اکران قسمت جدید فیلم مردعنکبوتی شگفتانگیز، طبق رسم همیشگی، یک نسخه از بازیای با همین نام هم ساخته و منتشر شد که البته خوشبختانه یا متاسفانه، ربط چندانی به فیلم ندارد.
در نگاه اول، اصلاً تاثیر خوبی از بازی نمیگیریم. نه بخاطر گرافیک نه چندان پرزرق و برق بازی – که بنظرم سطحیترین نوع نگاه به بازیها، نگاه از زاویهی گرافیک است! – بلکه بخاطر شروع به شدت بد، کسالتبار و احمقانهی بازی است.
از یک بقالی دزدی میشه و صاحب مغازه از پیتر پارکر کمک میخواهد و او با کمال خونسردی میگوید که «این مشکل من نیست»! دو قدم جلوتر یکهو وصل میشویم به داستانِ حالا دیگر حالبههمزنِ کشته شدنِ عمو بنِ لعنتی. پیرِ خرفتی که معلوم نیست تا چند میلیون سال دیگر قرار است مدام بمیرد و کارآگاه عنکبوتی را به دنبال قاتلش روانه کند. قاتلی که هر بار رنگ عوض میکند. یکبار تبدیل به مرد شنی میشود و یکبار یک دزد معمولی بیشتر نیست که درست مثل مقتولِ مورد نظر، خیلی یکهویی کشته میشود!
این شروع احمقانه، در ادامه تبدیل به کاروانسرایی میشود که همینطور شخصیتهای مختلف میآیند و توسط مرد عنکبوتی کتک میخورند و میروند! و درآخر؟ تیتراژ!
البته برای من همیشه داستان، کم اهمیتترین بخش بازی است. پس به شخصه بجز دیدنِ صد هزار بارهی کشته شدنِ عمو بن لعنتی، مشکل دیگری با رفت و آمد فلهایِ شخصیتهای مختلف ندارم. تنها چیزی که در یک بازی ویدیویی اهمیت دارد، گیمپلی است. بهترین داستانِ تاریخ و خیرهکنندهترین گرافیک عالَم، بدون گیمپلی، فقط تبدیل به یک انیمیشن خوشساخت میشود. بدون گیمپلی، چیزی به نام بازی وجود نخواهد داشت.
ولی آیا مردعنکبوتی شگفاانگیز 2، گیمپلی درست و درمانی دارد؟ پاسخ منفی است! متاسفانه گیمپلی بازی هم چنگی به دل نمیزند. اصلیترین ویژگی مردعنکبوتی چیست؟ درست حدس زدید. تار. تابخوردنهای مداوم و حرکت از این سرِ شهر به آن سرِ شهر با تنیدن تار به ساختمانها یکی از لذتبخشترین کارهایی که هیچگاه در این بازی تجربه نخواهید کرد! اما چرا؟ به چند دلیل. 1- این بازی در راستای هرچه واقعگرایانهتر شدن ساخته شده است (که البته مختص به این نسخه نیست و در عنوانهای پیشین هم همینطور بوده). یعنی تارها فقط به جاهایی که قابلیت اتصال داشته باشد، وصل میشود. مثل ساختمانها، تیرهای چراغ برق و... (یادش بخیر PS one. روی هوا هم میشد تار زد!). خب این به خودیِ خود چیزِ بدی نیست و دقیقاً در مسیرِ همان راستای مذکور حرکت میکند. امّا مشکل اصلی، در نکتهی بعدی نهفته است. 2- طراحی مفتضحانهی شهر، برای چنین بازیای. البته اگر کمی انصاف را رعایت کنیم، طراحی شهر، به خودی خود خیلی هم بد نیست. امّا باز هم اگر انصاف را رعایت کنیم، میبینیم که مشکل اصلی، دقیقاً همین «به خودی خود» بودنِ طراحی شهر است. شهر، فقط طراحی شده است. فقط ساختمانها چیده شدهاند تا حس یک شهر واقعی القا شود. امّا کوچکترین توجه به ویژگی واقعگرایانه بودنِ چسبیدنِ تارها نشده و همین باعث میشود که تقریباً هیچگاه رغبت تابخورد با تارهایتان را نکنید. جدا از کنترل بسیار بدی که رو مردعنکبوتی داریم، به سرعت به ناحیهای میرسیم که دیگر هیچ جایی برای تار زدن وجود ندارد و ناگهان از یک ابر قهرمان، به یک آدم عادی (که نه. دیوانه!) که با لباسهایی مسخره در خیابان راه میرود تبدیل میشوید!
از این بخش که بگذریم، میرسیم به قسمت اصلی گیمپلی که همان درگیریها و زد و خوردهایی است که دم به دقیقه پیش میآید و به تکراریترین شکل ممکن انجام میشود. متاسفانه طراحی مراحل هم خیلی جالب نیست و فقط محیطهای متفاوتی را در بر میگیرند(خوشبختانه!). ولی اصلِ هر مرحله شبیه به هم است. گلهای دشمنِ چماغ به دست را بکش، 4 کلمهای با رئیس مرحله گپ بزن، رئیس را کتک بزن و در مرحلهی بعدی، همین کار را تکرار کن! کافی است در یک ست 14تایی همین کار را انجام دهید تا بازی تمام شود!
مبارزه با رئیسهاخیلی چالش بر انگیز نیست. فقط در حد آنتراکی است بین مبارزات تکراری با دشمنان عادی!
در بازی، قابلیت ارتقای مهارتها هم وجود دارد که عملاً با وجود نداشتنشان تفاوت زیادی نمیکند. فقط 2 قابلیتِ دیدِ عنکبوتی و شلیک تار میتواند مفید واقع شود. وگرنه بقیهی موارد بود و نبودشان تاثیری در پیشبرد بازی نمیکند. ارتقای شلیک تار از این جهت مهم است که از جایی به بعد، در جهت تنوع در دشمنان(!) سربازانی با زرهها زرد رنگ به میدان میآیند که فقط درصورتی که به آنها تار شلیک کنید، میتوانید آنها را از بین ببرید. زیرا تارهایتان باعث از بین رفتن زرهِ آنها میشود.
من این قابلیت را ارتقا نداده بودم و همین باعث شد که جنگیدن با Kingpin، کچل اعظم، کمی چالشبرانگیز شود.
ماموریتهای جانبی هم برای بازی طراحی که چه عرض کنم، وصله شده، که انجام ندادنشان ارزشمندتر است! از جمع کردنیها هم میتوان به کمیکبوکها اشاره کرد که در جای جای شهر چشمک میزنند. ولی فکر نمیکنم کسی حالِ جمع کردنِ هر 300تای آنها را داشته باشد!
در پایان باید بگویم مرد عنکبوتی شگفتانگیز 2، به طرز شگفتانگیزی سطحی است و فقط درصورتی که از زور بیبازیای سر به دیوار میکوبید، به شما توصیه میشود. در غیر اینصورت، بهتر است دور این بازی را خط بکشید.
