مانوئل پالالوگوس (Manuel Palaeologos) : مانوئل پالالوگوس یکی از افرادیست که به دنبال تاج و تخت میباشد و برای بدست آوردن آن دست به کارهای مختلفی میزند . بعد مرگ امپراتور روم شرقی ، مانوئل باید بر تخت پادشاهی مینشست اما با حمله ی حکومت عثمانی به روم و سرنگونی امپراتوری روم شرقی ، مانوئل برکنار شد . همین موضوع دلیلی شد تا مانوئل نسبت به عثمانی ها نفرت پیدا کنید . مانوئل علاوه بر اینکه به دنبال حکومت بخش های باقی مانده روم میباشد ، با تمپلار ها نیز در ارتباط میباشد که این موضوع بخش اعظمی از داستان را رقم میزند . اتزیو در بازی باید به دنبال این رابطه و دلیل آن باشد .
سوفیا سورتو (Sofia Sorto) : سوفیا سورتو در این قسمت از بازی بعنوان معضوقه ی اتزیو ایفای نقش میکند . سوفیا فردیست که از دانش فراوانی بهره میبرد و همین موضوع دلیل بر این میشود دانش غرب توسط این فرد به شرق برده شود . سوفیا کتاب فروشی ای دارد و اولین ملاقات اتزیو و سوفیا نیز در همان کتاب فروشی اتفاق میافتد . با توجه به اینکه اتزیو نمیتواند تمام اسرارش را به سوفیا بگوید و با او در ارتباط باید ، سعی بر فاصله گفتن از سوفیا میکند . طرح چهره ی سوفیا از روی نقاشی " آلبرشت دورر " (Albrecht Durer) به نام زن ونیزی الگوبردای شده است . این نقاشی در سال 1505 کشیده شده است و یکی از نقاشی های بسیار زیبای آلبرشت بحساب میآید .
شاهزاده سلیمان (Prince Suleiman) : شاهزاده سلیمان یکی از دوستان صمیمی اتزیو در بازی بشمار میرود . سلیمان 4 دهه بر تخت پادشاهی عثمانی حکومت کرده است و یکی از بزرگترین و بهترین فرمانروایان عثمانی بوده . وی در این چهار دهه توانسته بخش هایی از هند ، وین و ایران را فتح کند . سلیمان در بازی فقط 17 سال دارد و یک دهه با فرمانروایی این شاهزاده مانده بود که در این مدت اتزیو دانش هایش را به سلیمان میآموزد و تجربیاتش را به او منتقل میکند . شاهزاده سلیمان در اواخر بازی به تخت پادشاهی مینشیند . البته هنوز نقش اصلی شاهزاده سلیمان در بازی مشخص نشده است .
یوسوف تعظیم (Yusuf Tazim) : یوسف نیز همانند اتزیو به درجه ی قاتل حرفه ای رسیده است و چون اتزیو به تازگی و برای اولین بار به قسطنطنیه سفر کرده است و راهای شهر را نمیداند ، یوسف در بازی بعنوان یک راهنما او را همراهی میکند . با توجه به اینکه مبنای این برخورد نقش ها ایجاد یک حس رقابت بوده ، باید داستان بازی را محیج بخوانیم . یکی از مهمترین کارهایی که یوسف برای اتزیو انجام میدهد معرفی سلاح " تیغه ی هوک " (Hook Blade) میباشد که این امکان را برای اتزیو فراهم میکند تا بتواند از طریق طناب ها به این طرف و آن طرف برود . یوسف نقش پر رنگی در بازی دارد و شاید بخشی از بازی را باید با این شخصی بگذرانیم !
Şehzade Ahmet(شاهزاده احمد) : احمد با برادرانش بر سر تخت فرمانراویی مشکلاتی دارد و اینجاست که اتزیو در یکی از جنگ های بین احمد و برادرانش با احمد آشنا میشود . از سویی احمد بزرگترین عموی سلیمان بحساب میآید و تنها فرد خانواده ی سلیمان میباشد که سلیمان میتواند به او اعتماد کند . طبق گفته ها زمانی که پدر احمد به خارج از شهر میرفت ، احمد میناب حکومت را در دست میگرفت که این موضوع برای برادانش سخت بود . شاهزاده احمد از سال 1512 تا زمان مرگش برای رسیدن به حکومت با برادرانش مبارزه نمود . در اینجاست که میتوانیم بخشی از داستان بازی را ، انتقام اتزیو از افرادی که احمد را به قتل رساندن تصور کنیم .
سلیم یکم (Selim I) : سلیم بعد از کودتایی که برای پدرش انجام میدهد و قتل ولیعهد و برادر دیگرش بر تخت پادشاهی مینشیند . سلیم در سال 1512 فرمانروایی اش را آغاز میکند اما طولی نمیکشد و بعد از هشت سال حکومت مرگش فرا میرسد و زندگی اش پایان میآبد . طبق گفته ها سلیم با مشکلاتی که با برادرانش و بیماری های روحی که داشته نتوانست عمر زیادی کند .بعد از مرگم سلیم ، تنها فرزند اش یکی سلیمان بر تحت پادشاهی مینشیند . سلیمان ابتدا هیچ تجربه ای از فرمانروایی نداشته اما طولی نمیکشد که یکی از بهترین فرمانروایان تاریخ عثمانی میشود . سلیمان در سال 1520 بر تخت حکومت مینشیند .
پیشتاز (The Vanguard) : او برای دفاع از کشور خود به ارتش ملحق شد اما تمپلار ها این فرد را با وعده های دروغین ثروت و مقام او را به سمت خود کشاندند و درحال حاضر بعنوان یک جاسوس برای تمپلارها انجام وظیفه میکند . پیشتاز قبل از انکه تمپلار ها او را فریب دهند ، یکی از افراد اصلی ارتش کشور اش بحساب میامد و در بسیاری از جنگ های کشور اش با عثمانی ها عملیات های قابل توجه ای انجام داده بود . او لباسی به رنگ سبز بر تن دارد و سلاح اصلی اش طبر میباشد .
سوفیا سورتو (Sofia Sorto) : سوفیا سورتو در این قسمت از بازی بعنوان معضوقه ی اتزیو ایفای نقش میکند . سوفیا فردیست که از دانش فراوانی بهره میبرد و همین موضوع دلیل بر این میشود دانش غرب توسط این فرد به شرق برده شود . سوفیا کتاب فروشی ای دارد و اولین ملاقات اتزیو و سوفیا نیز در همان کتاب فروشی اتفاق میافتد . با توجه به اینکه اتزیو نمیتواند تمام اسرارش را به سوفیا بگوید و با او در ارتباط باید ، سعی بر فاصله گفتن از سوفیا میکند . طرح چهره ی سوفیا از روی نقاشی " آلبرشت دورر " (Albrecht Durer) به نام زن ونیزی الگوبردای شده است . این نقاشی در سال 1505 کشیده شده است و یکی از نقاشی های بسیار زیبای آلبرشت بحساب میآید .
شاهزاده سلیمان (Prince Suleiman) : شاهزاده سلیمان یکی از دوستان صمیمی اتزیو در بازی بشمار میرود . سلیمان 4 دهه بر تخت پادشاهی عثمانی حکومت کرده است و یکی از بزرگترین و بهترین فرمانروایان عثمانی بوده . وی در این چهار دهه توانسته بخش هایی از هند ، وین و ایران را فتح کند . سلیمان در بازی فقط 17 سال دارد و یک دهه با فرمانروایی این شاهزاده مانده بود که در این مدت اتزیو دانش هایش را به سلیمان میآموزد و تجربیاتش را به او منتقل میکند . شاهزاده سلیمان در اواخر بازی به تخت پادشاهی مینشیند . البته هنوز نقش اصلی شاهزاده سلیمان در بازی مشخص نشده است .
یوسوف تعظیم (Yusuf Tazim) : یوسف نیز همانند اتزیو به درجه ی قاتل حرفه ای رسیده است و چون اتزیو به تازگی و برای اولین بار به قسطنطنیه سفر کرده است و راهای شهر را نمیداند ، یوسف در بازی بعنوان یک راهنما او را همراهی میکند . با توجه به اینکه مبنای این برخورد نقش ها ایجاد یک حس رقابت بوده ، باید داستان بازی را محیج بخوانیم . یکی از مهمترین کارهایی که یوسف برای اتزیو انجام میدهد معرفی سلاح " تیغه ی هوک " (Hook Blade) میباشد که این امکان را برای اتزیو فراهم میکند تا بتواند از طریق طناب ها به این طرف و آن طرف برود . یوسف نقش پر رنگی در بازی دارد و شاید بخشی از بازی را باید با این شخصی بگذرانیم !
Şehzade Ahmet(شاهزاده احمد) : احمد با برادرانش بر سر تخت فرمانراویی مشکلاتی دارد و اینجاست که اتزیو در یکی از جنگ های بین احمد و برادرانش با احمد آشنا میشود . از سویی احمد بزرگترین عموی سلیمان بحساب میآید و تنها فرد خانواده ی سلیمان میباشد که سلیمان میتواند به او اعتماد کند . طبق گفته ها زمانی که پدر احمد به خارج از شهر میرفت ، احمد میناب حکومت را در دست میگرفت که این موضوع برای برادانش سخت بود . شاهزاده احمد از سال 1512 تا زمان مرگش برای رسیدن به حکومت با برادرانش مبارزه نمود . در اینجاست که میتوانیم بخشی از داستان بازی را ، انتقام اتزیو از افرادی که احمد را به قتل رساندن تصور کنیم .
سلیم یکم (Selim I) : سلیم بعد از کودتایی که برای پدرش انجام میدهد و قتل ولیعهد و برادر دیگرش بر تخت پادشاهی مینشیند . سلیم در سال 1512 فرمانروایی اش را آغاز میکند اما طولی نمیکشد و بعد از هشت سال حکومت مرگش فرا میرسد و زندگی اش پایان میآبد . طبق گفته ها سلیم با مشکلاتی که با برادرانش و بیماری های روحی که داشته نتوانست عمر زیادی کند .بعد از مرگم سلیم ، تنها فرزند اش یکی سلیمان بر تحت پادشاهی مینشیند . سلیمان ابتدا هیچ تجربه ای از فرمانروایی نداشته اما طولی نمیکشد که یکی از بهترین فرمانروایان تاریخ عثمانی میشود . سلیمان در سال 1520 بر تخت حکومت مینشیند .
پیشتاز (The Vanguard) : او برای دفاع از کشور خود به ارتش ملحق شد اما تمپلار ها این فرد را با وعده های دروغین ثروت و مقام او را به سمت خود کشاندند و درحال حاضر بعنوان یک جاسوس برای تمپلارها انجام وظیفه میکند . پیشتاز قبل از انکه تمپلار ها او را فریب دهند ، یکی از افراد اصلی ارتش کشور اش بحساب میامد و در بسیاری از جنگ های کشور اش با عثمانی ها عملیات های قابل توجه ای انجام داده بود . او لباسی به رنگ سبز بر تن دارد و سلاح اصلی اش طبر میباشد .
محافظ (The Guardian) : محافظ یکی از اقوام سلطان سنار (Sennar) ، بخشی از ترکیه ی فعلی میباشد . او بر اساس مشکلاتی که با خانواده اش داشته به اسکندریه پناه می آورد و از انجاست که شیفته ی سنت و فلسفه ی تمپلار ها میشود . این علاقه باعث میشود تا وی وارد این گروه شود و یکی از افراد بسیار تعصبی قلمداد شود . او خود را نگهبان حقیقت نامیده است و به الگوی صلح و نظم تمپلار ها تبدیل شده است . سلاح اصلی او یک خنجر و یک نیزه میباشد .
نگهبان (The Sentinel) : نگهبان در دوران جوانی عضو گروه اساسین های والاچیایی بوده است . والیاچیا منطقه ای است در کشور رومانی . اگه نگاهی به لباس و سلاح این فرد بیندازیم شاهد شباهت های بسیاری به اساسین ها خواهیم بود . نگهبان بعد از صلح اساسین ها با عثمانی ها وارد گروه تمپلار ها میشود . زیرا عقیده دارد این صلح یک خیانت بحساب میآید .
بمباردیه (The Bombardier) : او در گروه قزلباش ها عضویت داشته. قزلباش ها بعنوان جاسوس گروهک مخالف فرمانروایی عثمانی در قرن شانزدهم بحساب میآمدند . هم اکنون بمباریده در توپخانه ی عثمانی فعالیت میکند و به بسیاری از اسرار جنگ انها را میداند . از سویی وی مخالفت بسیار شدیدی با پادشاه عثمانی دارد و تمپلار ها براساس چنین ارتباطی بین بمباریده و پادشاه عثمانی ، او را با وعده ی ثروت و مقام وارد گروه خودشان کردند تا بتوانند از اطلاعات مخفی عثمانی ها در زمینه ی جنگ با خبر شوند .

