دیوید کیج: من به هنر در بازی های خود اهمیتی نمی دهم

MαMαSαN

کاربر سایت
cage.jpg


دیروز و در طی یک مصاحبه ی خبری؛ شخصی از دیوید کیج پرسید که آیا او خود را یک نویسنده می داند یا خیر ؟! دیوید کیج در پاسخ از خبرنگار کمی وقت درخواست کرد تا نسبت به سوال تفکر کند. اما در پاسخ گفت: "بعضی اوقات با خود فکر می کنم و می گویم که آیا من یک خالق و صاحب هنر هستم ؟! در جواب خود فقط به یک جمله می رسم و آن هم این است که به طور کلی خیر! من به این موضوع فکر نمی کنم که در حال ساخت یک عنوان هنری هستم بلکه سعی می کنم کار خود را به بهترین نحو ممکن و با علاقه و اشتیاق انجام دهم و همیشه به کارهای خود ایمان و آنها را باور دارم."

همچنین دیوید کیج در ادامه ی مصاحبه گفت که در طول مدت زمان ساخت یک بازی، خود را همانند همکارانش می داند و تنها مسئله ای که برای تیمش حائز اهمیت است این است که عنوانی را خلق کند که حتی بعد از گذشت 50 سال از ساخت آن، به عنوان یک خاطره ی بسیار خوب در ذهن طرفدارانش ثبت شود. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، ما می توانیم ادعا کنیم که ساخته ی ما یک اثر هنری بوده است اما به طور کلی من توجهی به این موضوع ندارم و سعی می کنم در کار خود موفق باشم.

البته در پایان مصاحبه، دیوید کیج خود را یک نویسنده می داند و در مورد کار خود میگوید: "من حدود یک سال وقت صرف می کنم تا بتوانم یک مطلب و داستان عالی را پیاده سازی کنم. زمانی که شروع به نویسندگی می کنم، دیگر شب و روز برایم اهمیتی ندارد و سعی میکنم بیشتر اوقات مشغول کار بر روی پروژه ی خود باشم. من بیشتر سعی می کنم احساسات شخصی خود را بر روی کاغذ پیاده سازی کنم و عنوان هایی همانند Heavy Rain خلق کنم. احساسات من در عنوان Heavy Rain همانند یک پدر واقعی بود و تمام مسئولیتی که یک پدر در قبال همه چیز دارد را هنگام بازی در خود احساس می کردم. اگر بخواهید از این دید به شخصیت من نگاه کنید، می توانید مرا یک نویسنده بدانید و باید بگویم بله. از دید شما من یک نویسنده هستم."

 
تواضعی مثال زدنی داره.
به نظر من هوی رین عمیق ترین پیوند میان سینما و صنعت گیم بود.پس میشه گفت ایشون از هنری ترین(آرتیست) سازندگان بازی در دنیا هستند.
 
اگر بحث نویسندگی باشه که، خب مطمئنن هیچکس و هیچ چیز Sam Lake با اون فضاسازی و اون دیالوگ های موندگارش نمیشه، اگر بخوایم به کسی بگیم استاد.

اما در کل من فارنهایت رو خیلی دوست داشتم، یه تجربه نو بود، فضاسازی قشنگی داشت و داستان جالب، در عین حال گیم پلی بازی هم متفاوت و سرگرم کننده بود.
ولی Heavy Rain واقعن هیچی نداشت، داستان تکراری، گیم پلی کسل کننده، فضاسازی سرد و خسته کننده و شخصیت های قابل پیشبین همون دو ساعت اگر از بازی انجام میدادی زبانت هم خوب بود کمی هم فیلم های پلیسی دیده بودی میتونستی حدس بزنی قاتل کیه در کنار این مسئله همه چیز خیلی مسخره دنبال میشد.
کلن HR یکی عنوان متوسط بود.
 
اما در کل من فارنهایت رو خیلی دوست داشتم، یه تجربه نو بود، فضاسازی قشنگی داشت و داستان جالب، در عین حال گیم پلی بازی هم متفاوت و سرگرم کننده بود.
ولی Heavy Rain واقعن هیچی نداشت، داستان تکراری، گیم پلی کسل کننده، فضاسازی سرد و خسته کننده و شخصیت های قابل پیشبین همون دو ساعت اگر از بازی انجام میدادی زبانت هم خوب بود کمی هم فیلم های پلیسی دیده بودی میتونستی حدس بزنی قاتل کیه در کنار این مسئله همه چیز خیلی مسخره دنبال میشد.
کلن HR یکی عنوان متوسط بود.

خب یه نفر مثل شما نظرش اینه و یه نفر دیگه هم میاد میگه با تجربه ی Heavy Rain زندگیش دگرگون شده ! دیدم که میگما ! :d حالا صداشو در نیار :d
 
اگر بحث نویسندگی باشه که، خب مطمئنن هیچکس و هیچ چیز Sam Lake با اون فضاسازی و اون دیالوگ های موندگارش نمیشه، اگر بخوایم به کسی بگیم استاد.
با این حرفت تا حدودی موافقم... Sam هم کارش حرف نداره. اما به نظر من هنوز جا داره تا به Dave Cage برسه. نو آوری ها و عمق و پیچیدگی های داستان های Dave خارق العادست...
وانگهی، من Sam رو هم خیلی قبول دارم...

ولی Heavy Rain واقعن هیچی نداشت، داستان تکراری، گیم پلی کسل کننده، فضاسازی سرد و خسته کننده و شخصیت های قابل پیشبین همون دو ساعت اگر از بازی انجام میدادی زبانت هم خوب بود کمی هم فیلم های پلیسی دیده بودی میتونستی حدس بزنی قاتل کیه در کنار این مسئله همه چیز خیلی مسخره دنبال میشد.
کلن HR یکی عنوان متوسط بود.
WHAAAAAAAAAAAAAAT
چی میگی رفیق؟ HR یه عنوان تکراری بود؟ کسل کننده؟ بیخیال بابا...
معرکه بود... من وقتی فهمیدم قاتل کیه چسبیدم به طاق، اونوقت تو میگی میشد حدس زد کیه...؟
همون دو ساعت اگر از بازی انجام میدادی زبانت هم خوب بود کمی هم فیلم های پلیسی دیده بودی میتونستی حدس بزنی قاتل کیه
من هر دوی این شرایط رو دارم اما نتونستم...
:p
 
با این حرفت تا حدودی موافقم... Sam هم کارش حرف نداره. اما به نظر من هنوز جا داره تا به Dave Cage برسه. نو آوری ها و عمق و پیچیدگی های داستان های Dave خارق العادست...
وانگهی، من Sam رو هم خیلی قبول دارم...
اتفاقا داستان های Cage پر از Plot Hole های زیاده! تنها کاری که کیج خوب بلده آوردن احساسات توی بازی هاشه. در ضمن داستان های کیج اصلا و ابدا پیچیدگی نداره.کاملا سرراسته. تا حدودی هم ایشون در گیر کلیشه شده در حالی که سم لیک پر از مفاهیم فلسفیه. مثلا Max Payne 2 یا Alan Wake رو که بازی کنید متوجه منظور من می شید

من هر دوی این شرایط رو دارم اما نتونستم.
:dمنم مثل این دوستمون حدس زده بودم!
 
تو خوب بودن بازیهاش کیج شکی نیست . مخصوصا فارنهایتش . از نظر داستانی فارنهایت خیلی خوب و زیبا روایت میشد . بیش از حد پرکشش بود . ولی هوی رین همون اوایل بازی پایان داستانش رو میشه راحت پیش بینی کرد .
البته وی رین بنظرم خیلی خوب بود . نه عالی بود نه متوسط یک بازیه خوب بود . کلا با سبک گیم پلی بازیهای کیج خیلی حال میکنم :دی ولی هنر نویسندگیش رو با هوی رین یکم زیر سوال برد !
اگر بحث نویسندگی باشه که، خب مطمئنن هیچکس و هیچ چیز Sam Lake با اون فضاسازی و اون دیالوگ های موندگارش نمیشه، اگر بخوایم به کسی بگیم استاد.
میثم سم لیک کارش فوق العادست ولی من نظر رو اسم کاربریم هستش . از سم لیک بهتر هم اریم :دی
 
با این حرفت تا حدودی موافقم... Sam هم کارش حرف نداره. اما به نظر من هنوز جا داره تا به Dave Cage برسه. نو آوری ها و عمق و پیچیدگی های داستان های Dave خارق العادست...
وانگهی، من Sam رو هم خیلی قبول دارم...


WHAAAAAAAAAAAAAAT
چی میگی رفیق؟ HR یه عنوان تکراری بود؟ کسل کننده؟ بیخیال بابا...
معرکه بود... من وقتی فهمیدم قاتل کیه چسبیدم به طاق، اونوقت تو میگی میشد حدس زد کیه...؟

من هر دوی این شرایط رو دارم اما نتونستم...
:p
به قول دوستمون، دیوید کیج واقعن فقط احساسات رو میتونه به خوبی وارد بازی کنه، وگرنه بازی هاش دارای عمق و پیچیدگی زیادی نیست. اگر سری مکس پین رو یه نگاه بندازی یا همین الن ویک رو میبینی داستان اینقدر پیچیده و عمیق هست، دیالوگ ها اینقدر جذاب و خوندنی هستند که هر لحظه اش رو آدم از دست بده یه دنیا انگار عقب مونده، هر دیالوگ برای آدم یک معنی خاصی دارند. توصیف هایی که شخصیت اصلی میکنه، متلک هایی که میندازن، بیان حالات و... در کنار این مسئله فضاسازی ای که این نویسنده میکنه. بزار در کنار دیوید کیج، الان یه دیالوگ جالب از HR یادم نیست که بیام بگم ولی مکس پین 2 یا 1 رو که وقتی تموم کردم که از انگلیسی Hi رو بلد بودم صد مدل دیالوگ تو ذهنم دارم.
خب یه نفر مثل شما نظرش اینه و یه نفر دیگه هم میاد میگه با تجربه ی Heavy Rain زندگیش دگرگون شده ! دیدم که میگما ! :d حالا صداشو در نیار :d
خب اون دیگه خیلی وضعش خرابه :دی.
تو خوب بودن بازیهاش کیج شکی نیست . مخصوصا فارنهایتش . از نظر داستانی فارنهایت خیلی خوب و زیبا روایت میشد . بیش از حد پرکشش بود . ولی هوی رین همون اوایل بازی پایان داستانش رو میشه راحت پیش بینی کرد .
البته وی رین بنظرم خیلی خوب بود . نه عالی بود نه متوسط یک بازیه خوب بود . کلا با سبک گیم پلی بازیهای کیج خیلی حال میکنم :دی ولی هنر نویسندگیش رو با هوی رین یکم زیر سوال برد !

میثم سم لیک کارش فوق العادست ولی من نظر رو اسم کاربریم هستش . از سم لیک بهتر هم اریم :دی
شایان اتفاقن کوجیما یادم بود، ولی نخواستم بحث قدیمی استادا بیاد وسط :دی.
بعد من کوجیما رو بیشتر به عنوان یک کارگردان کارآمد قبولش دارم، لعنتی اینقدر قشنگ کارگردانی میکنه همه چیز رو کنار هم میچینه که لذت میبری، خیلی از صحنه های MGS رو اگر از دید مثلن دیوید کیج میدیدی مطمئنم ممکن بود اصلن بازی نکنی :دی.
 
اگر بحث نویسندگی باشه که، خب مطمئنن هیچکس و هیچ چیز Sam Lake با اون فضاسازی و اون دیالوگ های موندگارش نمیشه، اگر بخوایم به کسی بگیم استاد.
با این حرفت تا حدودی موافقم... Sam هم کارش حرف نداره. اما به نظر من هنوز جا داره تا به Dave Cage برسه. نو آوری ها و عمق و پیچیدگی های داستان های Dave خارق العادست...
وانگهی، من Sam رو هم خیلی قبول دارم...
خب اگر به بحث استاد بودن در نویسندگیه هیچکس به پای استاد بزرگ جناب آقای Hiroyuki Owaku نویسنده Silent Hill 2 نمیرسه!
ندیدم بازی که همیچین داستان و فضایی داشته باشه که تا مدت ها ذهن آدم رو به خودش مشغول کنه...
استاد Hiroyuki Owaku همون لباس آبیه هستش!

attachment.php
 

Attachments

  • Sh3group.jpg
    Sh3group.jpg
    55.9 KB · مشاهده: 345
اتفاقا داستان های Cage پر از Plot Hole های زیاده! تنها کاری که کیج خوب بلده آوردن احساسات توی بازی هاشه. در ضمن داستان های کیج اصلا و ابدا پیچیدگی نداره.کاملا سرراسته. تا حدودی هم ایشون در گیر کلیشه شده در حالی که سم لیک پر از مفاهیم فلسفیه. مثلا Max Payne 2 یا Alan Wake رو که بازی کنید متوجه منظور من می شید
اما نحوه روایت داستان های Dave Cage خارق العادست که از یه داستان ساده، به ماجرای خارق العاده به وجود میاره.
در مورد Max 2 که اصلاً موافق نیستم. MAX 2 نسبت به MAX1 خیلی افت کرده بود و داستانش بیشتر Emotional بود تا فلسفی...
اما AW... اون هم بیشتر یه Thriller جنایی بود تا یه داستان فلسفی

کلا با سبک گیم پلی بازیهای کیج خیلی حال میکنم :دی ولی هنر نویسندگیش رو با هوی رین یکم زیر سوال برد !
شایان جان، به چه دلیل این حرف رو میزنی؟ داستان هسته و موضوع جالبی نداشت که داشت. یه روایت خارق العاده هم داشت که میتونی بهش شخصیت پردازی فوق العاده رو هم اضافه کنی... به هیچ وجه هم کلیشه نبود....
:dمنم مثل این دوستمون حدس زده بودم!

ولی هوی رین همون اوایل بازی پایان داستانش رو میشه راحت پیش بینی کرد .
میتونستی حدس بزنی قاتل کیه
:(
فکر کنم با این اوصاف من خیلی خنگم... چون من نتونستم حدس بزنم قاتل کیه...
:p
 
تو Indigo Prophecy داستان اینقدری پیچیده و سردرگم بود که اصلا نمیشه فهمید کی به کیه، برعکس اون Heavy Rain یه داستان ساده و سر راست داشت که خیلی راحت میشد آخرش رو حدس زد :دی ولی از لحاظ گیم پلی هر دو تا بازی عالی بودن و به شخصه از این سبک خیلی خوشم میاد. امیدوارم بازی بعدیش همین گیم پلی رو ادامه بده به اضافه یه داستان که نه خیلی سردرگم باشه نه خیلی ساده.
 
خب اگر به بحث استاد بودن در نویسندگیه هیچکس به پای استاد بزرگ جناب آقای Hiroyuki Owaku نویسنده Silent Hill 2 نمیرسه!
ندیدم بازی که همیچین داستان و فضایی داشته باشه که تا مدت ها ذهن آدم رو به خودش مشغول کنه...
استاد Hiroyuki Owaku همون لباس آبیه هستش!
LIKE به شدت...
البته امیر، این سبک داستان مخاطب خاص خودش رو میطلبه و اگر کسی بتونه این سبک رو بفهمه بی شک Hiroyuki Owaku رو تحسین میکنه...
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or