هیدئو کوجیما(小島秀夫) متولد سال1963، امروز بیست و چهارم آگوست، وارد 45ـمین سال زندگی خود شد. به نظر مقام وی به حد کافی بالا باشد که یک تاپیک در مورد تولد وی زده شود چون وی از اولین کسانی بود که دید جدیدی از اکشن ارائه داد، و یا به عبارتی اکشن را از ساید اسکرالینگ و تاپ داون بیرون آورد. وی بعدتر، اولین بازی تمام استیلث را ساخت و مهمتر از آن، یکی از بزرگترین ائتلافهای داستان قوی سینمایی و بازیهای کامپیوتریف بازی Metal Gear Solid اوست. هرچقدر که داستان یک بازی قوی باشد، اما بازهم استایل داستانش با یک فیلم کاملا متفاوت است. برای مثال سری GTA که یکی از قویترین داستانهای بازی کامپیوتری را داراست، بازهم نمیتوانید داستانی سینمایی داشته باشد. و باز بالعکس این فکت، وقتی بازی ای داستان سینمایی داشته باشد جالب در نمی آید. فرقهای زیادی بین داستان بازی کامپیوتری و سینماست. زیراکه داستان آخرین الزام ساخت یک بازیست. اما این قاعده برای MGS بالعکس است، داستان اولین الزام و گیم پلی دومین الزام است. اما این باعث نمیشود که بازی را با جلوه های تصویری کم عرضه بدارد، پس میتوان گفت وی عمر خود را وقف ساخت کاملترین بازی کامپیوتری نهاده است که از همه فاکتورها پیروز به بیرون می آید.
بالاتر ازینها، وی یکی از معدودترین تهیه کننده های ژاپنیست که به به زادگاهش، سرزمین خورشید مطلوع نیپهون پشت کرده و به ملل دیگر روی آورده است. در حالی که اکثر بازیهای ژاپنی اکشن ادونچر خالص هستند و از لحاظ داستانی پر از محیطهای فانتزی، وی بازی خود را در محیطی ساخته است که بسیار به دنیای امروز شبیه است. وی سراغ یکی از کم طرفدارترین سبکهای ادبی برای داستان بازی خود به سمت کلون انسانی رفت. در ابتدا در سال 1987 در متال گیر ازین خبرها نبود، بلکه وی در سال 1998 این عنصر را به بازی خود اضافه کرد و باعث شد موجی از داستانها به این عنصر روی آورند.
در عین حال، وی از ژاپن نیز رویگردان نیست و برای بدست آوردن دل مردم خود، عناصری ژاپنی مانند چهره های عنیمه مانند، اسامی ژاپنی و در دوره ی کوتاهی در بازی MGS2، شمشیر سامورایی هم نیز به بازی خود اضافه میکند که میتوان ترس وی از دلگیری بازار ژاپن خواند.
وی در شهر توکیو در سال مذکور به دنیا آمد و به شرق ژاپن در سه سالگی نقل مکان کرد. به گفته ی وی در بچگی با مرگ سر و کار داشته است.
وقتی که کوچک بود خانواده ی کوجیما به شهر کوچکی به نام شیراساکی نقل مکان کردند و باز به سرعت به منطقه ی کانسای رفتند. وی میگوید که وقتی از مدرسه باز میگشته پدر و مادرش در خانه نبوده اند و معمولا پای تماشای تلوزیون وقت خود را به تنهایی میگذرانده است. وی در این مورد میگوید:"(هروقت) که مسافرت میکنم و پا به هتل میگذارم به سرعت تلوزیون را روشن میکنم تا با تنهایی کنار بیایم."
وی در ابتدا میخواست که هنرمند و یا رسام شود اما با هنجارهای اجتماعی ژاپن که عدم شغل پول آور و امن در آن برای این حرفه غیر مطمئن بود، دلسرد شد و همچنین عمو/دایی وی هم هنرمندی بود که مشکلات مالی داشت و با این وجود کلا از این حرفه ناامید شد.
و در مسقط الراس شروع به نوشتن داستانهای کوتاه و فرستادن آنها به مجلات ژاپنی کرد اما منتشر نشدند پس تغییر جهت داده و با دوستش که یک دوربین هشت میلیمتری داشت به ساخت فیلم پرداخت.
وی بعدها در تحصیل دانشگاهی خود در رشته ی اقتصاد خود را غرقه در بازیهای کامپیوتری، معمولا بازیهای فمیکام(NES یا میکرو در ایران) در وقت آزاد خود یافت. تمام همشاگردیهای وی با شنیدن اینکه میخواهد به صنعت بازیهای کامپیوتری بپیوندد شگفت زده شدند. او با کمی دو دلی، به کونامی پیوست و در دیویژن MSX به عنوان دیزاینر و برنامه ریز مشغول کار شد اما آنجا نظریات وی مورد چشم پوشی قرار میگرفت و به سرش می افتاد که استدیویی برای خویش تاسی کند. اولین بازی ای که وی در آن نقش ساخت داشت سکوئلی به نام Penguin Adventure بود. اما به طور دقیق بازی Lost Warld در سبک پلتفورم اولین بازی وی بود که توسط مافوقهایش در کونامی رد شد.
اما سال بعد، 1987 بود که بازی خود را به نام Metal Gear عرضه داشت و پذیرفته و پرداخته و منتشر گردید. این بازی ابتدا بر NES و بعد پلتفورمهای دیگر و کامپیوتر MSX بود. این بازی بالای دو میلیون فروش روی ان ای اس داشت.
در اوایل دهه ی نود، وی یک اسپین آف به اسم SD Snatcher و سکوئل متالگیر به اسم سالید اسنیک را ساخت. بازی اولی بازی ایست به سبک آر پی جی. البته متال گیر دو را کارمندان دیگر کونامی به اسم Snake's Revenge ساخته بودند، اما وی میخواست که خود یک "متال گیر حقیقی" بسازد. وی در اواخر دهه، Metal Gear Solid را عرضه کرد.
در دهه ی حاظر وی عناوین زیادی برای کنسول های هندهلد و پرتابل ساخته است. میتوان به Metal Gear Ac!d برای پی اس پی و The Sun Is in Your Hand برای جی بی ای اشاره نمود که با فاصله ی زیادی از هم منتشر گردیده اند. وی در این دهه دو سکوئل موفق از از Metal Gear Solid با نامهای "Sons of Liberty" و "Snake Eater" عرضه نمود که دنیای متال گیر را تا حد اعلی گسترش دادند. در حدود دو ماه پیش، وی با آخرین سکوئل Metal Gear Solid تا بحال به نام Guns of Patriots خاتمه ی این دنیای فانتزی واقع گرا را اعلام کرد و شخصیت محبوب سالید اسنیک را هرچند زنده اما نزدیک مرگ رها کرده در حالی که به همه ی شبهات بازی پاسخ داده شده بود.
وی در حال حاظر جانشین رییس کل کونامی و دارنده ی استدیوی کوجیما پروداکشنز بوده و در چند فیلم نیز ایفای نقش کرده است. از دیگر بازیهایی که وی در آن نقش دارد میتوان به Zone of the Enders و Tokimeki Memorial (هر دو سریال) اشاره کرد.
بالاتر ازینها، وی یکی از معدودترین تهیه کننده های ژاپنیست که به به زادگاهش، سرزمین خورشید مطلوع نیپهون پشت کرده و به ملل دیگر روی آورده است. در حالی که اکثر بازیهای ژاپنی اکشن ادونچر خالص هستند و از لحاظ داستانی پر از محیطهای فانتزی، وی بازی خود را در محیطی ساخته است که بسیار به دنیای امروز شبیه است. وی سراغ یکی از کم طرفدارترین سبکهای ادبی برای داستان بازی خود به سمت کلون انسانی رفت. در ابتدا در سال 1987 در متال گیر ازین خبرها نبود، بلکه وی در سال 1998 این عنصر را به بازی خود اضافه کرد و باعث شد موجی از داستانها به این عنصر روی آورند.
در عین حال، وی از ژاپن نیز رویگردان نیست و برای بدست آوردن دل مردم خود، عناصری ژاپنی مانند چهره های عنیمه مانند، اسامی ژاپنی و در دوره ی کوتاهی در بازی MGS2، شمشیر سامورایی هم نیز به بازی خود اضافه میکند که میتوان ترس وی از دلگیری بازار ژاپن خواند.
وی در شهر توکیو در سال مذکور به دنیا آمد و به شرق ژاپن در سه سالگی نقل مکان کرد. به گفته ی وی در بچگی با مرگ سر و کار داشته است.
وقتی که کوچک بود خانواده ی کوجیما به شهر کوچکی به نام شیراساکی نقل مکان کردند و باز به سرعت به منطقه ی کانسای رفتند. وی میگوید که وقتی از مدرسه باز میگشته پدر و مادرش در خانه نبوده اند و معمولا پای تماشای تلوزیون وقت خود را به تنهایی میگذرانده است. وی در این مورد میگوید:"(هروقت) که مسافرت میکنم و پا به هتل میگذارم به سرعت تلوزیون را روشن میکنم تا با تنهایی کنار بیایم."
وی در ابتدا میخواست که هنرمند و یا رسام شود اما با هنجارهای اجتماعی ژاپن که عدم شغل پول آور و امن در آن برای این حرفه غیر مطمئن بود، دلسرد شد و همچنین عمو/دایی وی هم هنرمندی بود که مشکلات مالی داشت و با این وجود کلا از این حرفه ناامید شد.
و در مسقط الراس شروع به نوشتن داستانهای کوتاه و فرستادن آنها به مجلات ژاپنی کرد اما منتشر نشدند پس تغییر جهت داده و با دوستش که یک دوربین هشت میلیمتری داشت به ساخت فیلم پرداخت.
وی بعدها در تحصیل دانشگاهی خود در رشته ی اقتصاد خود را غرقه در بازیهای کامپیوتری، معمولا بازیهای فمیکام(NES یا میکرو در ایران) در وقت آزاد خود یافت. تمام همشاگردیهای وی با شنیدن اینکه میخواهد به صنعت بازیهای کامپیوتری بپیوندد شگفت زده شدند. او با کمی دو دلی، به کونامی پیوست و در دیویژن MSX به عنوان دیزاینر و برنامه ریز مشغول کار شد اما آنجا نظریات وی مورد چشم پوشی قرار میگرفت و به سرش می افتاد که استدیویی برای خویش تاسی کند. اولین بازی ای که وی در آن نقش ساخت داشت سکوئلی به نام Penguin Adventure بود. اما به طور دقیق بازی Lost Warld در سبک پلتفورم اولین بازی وی بود که توسط مافوقهایش در کونامی رد شد.
اما سال بعد، 1987 بود که بازی خود را به نام Metal Gear عرضه داشت و پذیرفته و پرداخته و منتشر گردید. این بازی ابتدا بر NES و بعد پلتفورمهای دیگر و کامپیوتر MSX بود. این بازی بالای دو میلیون فروش روی ان ای اس داشت.
در اوایل دهه ی نود، وی یک اسپین آف به اسم SD Snatcher و سکوئل متالگیر به اسم سالید اسنیک را ساخت. بازی اولی بازی ایست به سبک آر پی جی. البته متال گیر دو را کارمندان دیگر کونامی به اسم Snake's Revenge ساخته بودند، اما وی میخواست که خود یک "متال گیر حقیقی" بسازد. وی در اواخر دهه، Metal Gear Solid را عرضه کرد.
در دهه ی حاظر وی عناوین زیادی برای کنسول های هندهلد و پرتابل ساخته است. میتوان به Metal Gear Ac!d برای پی اس پی و The Sun Is in Your Hand برای جی بی ای اشاره نمود که با فاصله ی زیادی از هم منتشر گردیده اند. وی در این دهه دو سکوئل موفق از از Metal Gear Solid با نامهای "Sons of Liberty" و "Snake Eater" عرضه نمود که دنیای متال گیر را تا حد اعلی گسترش دادند. در حدود دو ماه پیش، وی با آخرین سکوئل Metal Gear Solid تا بحال به نام Guns of Patriots خاتمه ی این دنیای فانتزی واقع گرا را اعلام کرد و شخصیت محبوب سالید اسنیک را هرچند زنده اما نزدیک مرگ رها کرده در حالی که به همه ی شبهات بازی پاسخ داده شده بود.
وی در حال حاظر جانشین رییس کل کونامی و دارنده ی استدیوی کوجیما پروداکشنز بوده و در چند فیلم نیز ایفای نقش کرده است. از دیگر بازیهایی که وی در آن نقش دارد میتوان به Zone of the Enders و Tokimeki Memorial (هر دو سریال) اشاره کرد.
