شیرین ترین اخه همشون یه انداره شیرین ان ولی چنتاشو می گم
وقتی یکی از boss هایه Final Fantasy 9 رو کشتم (همون درخته اخره cd 2?)
تلخ ترین او زمان این بود که من این بازی رو رو یک سیو بازی می کردم که اخره cd 3 همون save اخریم خراب شد
load نمی کرد مجبور شدم بازی رو واسه همشه بزارم کنار و با همسایمون رفتم
مافیا هم دروسته صحنه اخرش شدیدا ناراحت کننده بود(متنه نو امضام ترجمه او دیالوگه) ولی من از کشته شدن سام . پالی بیشتر ناراحت شدم
شیرین ترین هم وقتی که مافیا قسمت مسابقه ماشین رو بعد از 4 روز پیاپی رد کردم
دیگه بعد از اون دوران دیگه بازی ها واسم تلخی و شیرین نداشتن تا به امروز
اوله کرایسیس!! کف گرافیک بودم که برق رفت!!!!!!!!!!!!
مرگ Zack هم خیلی غم انگیز بود. آخر مافیا-آخر Dmc3 جنگ دانته با داداشش-تغییر شخصیت DMC4-آخر MGS 3 و گریه ی اسنیک-پایان متال گیر و وداع با یک اسطوره - ناراحتی کراتوس از کشتن خانوادش - سر گذشت پرنس و........ اینا همه صحنه های غم انگیز گیمری بودن
صحنه های قشنگ هم زیاده مثلا تموم کردن Quake IVرو درجه سختی very hard!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یا همون احساس پیروزی تو یه تیم دث مچ - سوراخ سوراخ کردن نعش تارگت تو هیتمن!!:laughing: کله پروندن تو نینجا گایدن!و...
کلا تو هر بازییی لحظات خوب بدی هست که همشون باید جالب باشن وگرنه کل بازی رو خراب می کنن!!!!!!!!!!:biggrin1:
سابولی بیک
تلخ هام زیادن
1.تو پرنس 2 اون آخراش که میاد تو اون زمین گرده با اون نقابش کامپیوتر ما مشکل داشت و ریست میشد
2.جاست کاوز که همش باگ داشت
3.مکس پین 1 اون موقعی که زنش کشتن داد میزنه..............
4.................................
دیگه گریم در اومد میریم سر خوب ها
رزیدنت اویل 3 با اون مگنومش که سر میپروند
GTA با رمز اسلحه بی نهایت
پرنس 1 با اون شمشیر آخرش
دعواهای Getting Up هم خیلی باحال بود