یکی از پدیده های نسل حاظر در صنعت گیم بازی زیبا و بزرگ Warcraft می باشد.گسترش دنیای وارکرفت به قدری سریع و رو به رشد هست که شاید خوش بین ترین فرد از سازندگان بازی در سال 1992 نیز قادر به پیش بینی آن نبودند.
Blizzard با بازی Warcraft یک دنیای عظیم و اورجینال (بله اورجینال!بعد از خوندن این مقاله شما هم با من هم عقیده میشید) خلق کرده است که دارای تاریخچه ای عمیق و بزرگ می باشد.
تمام افرادی که با دنیای وارکرفت ارتباط داشتند متوجه شباهت های زیاد بین این دنیا با سرزمین میانه جی.آر.آر تالکین شده اند.همین امر باعث شده که متاسفانه خیلی از گیمر ها و حتی فن های این بازی!! فکر کنند که این دنیا کپی برداری شده و تقلیدی از ارباب حلقه هاست!! و یک دنیا اورجینال نیست.
البته این شباهت ها غیر قابل انکار هستند که البته بی دلیل هم نیست! چون خالق اصلی دنیای وارکزفت کسی نیست جز خود تالکین!
این داستان بر اساس نوشته های خود تالکین است که قصد داشت دنیای خیالی دیگری مانند سرزمین میانه را به تصویر بکشد ولی متاسفانه کوتاهی عمر به او فرصت نداد تا داستان خود را به جایی برساند و تنها به صورت مقدمه ای باقی ماند.
البته دنیای وارکرفت تنها اثر تالکین نبود که مرگ ان را به سرنوشت نیمه کاره بودن محکوم کرد.
یکی دیگر از اثار تالکین کتاب سیلماریلیون بود که در واقع تاریخچه دنیای میانه از آغاز تا پایان یا به عبارتی حدیث نومنور بود که البته به سرنوشت وارکرفت دچار شد...
بعد از مرگ تالکین هواداران تالکین از پسرش یعنی کریستوفر تالکین تقاضا کردند که آثار نیمه کاره پدرش را به اتمام برساند.کریستوفر هم نسبت به کامل کردن کتاب سیلماریلیون علاقه نشان داد و به این ترتیب وظیفه کامل کردن کتاب وارکرفت با توجه به علاقه ای که تالکین پدر به شاگردش ریچارد آی.ناک داشت و با استناد به نامه هایی که تالکین برای او فرستاده بود به عهدی وی گزاشته شد.
تعصب شدیدی که طرفداران نسبت به نوشته های تالکین داشتند مانع از انتشار کتاب نوشته شدی ریچارد ناک شد تا اینکه در سال 1992 شرکت بلیزارد حقوق دیجیتالی این اثر را در اختیار قرار گرفت و با ارائه دادن اثری چنان قوی باعث شد که طرفداران بازی خواهان انتشار کتاب اصلی شوند و به این ترتیب در سال 1999 ناک موفق شد تا کتاب خود را به چاپ برساند.
بعد از خبر ساخته شدن Warcraft 2 ناک از نوشتن سناریو تحمیلی از سوی بلیزارد برای این بازی سر باز زد و نتیجه این شد که کریس متزن و جف گروب این کار را به عهده بگیرند و حتی با حمایت بلیزارد 2 کتاب هم از این دو نفر به چاپ رسید ولی با توجه به کیفیت پایین نوشته های این دو نفر نسبت به کتاب اصلی ناک و خواهش طرفداران خصومت های بین بلیزار و ناک از بین رفت در نتیجه به انتشار سگانه های وارکرفت منجر شد.
بعد از Warcraft 2 سال هاست که نسخه های جدید تری از این بازی روانه بازار میشوند و بلیزارد با عرضه کتاب ها و کمیک های مختلف و از همه مهم تر خلق یک دنیای مجازی Online برای این بازی داستان وارکرفت را چنان گسترده و عمیق کرده است که شاید روزی تالکین نیز قادر به تصور ان نبود.
بی شک مقاله نوشته شده توسط کامل کامل نیست و حتی کامل هم نخواهد شد!! چون گستردگی این دنیا به قدری زیاد و رو به رشد است که ذکر آن در چندین و چند صفحه امکان پذیر نیست ولی من سعی خواهم کرد یک منبع کامل و قوی از داستان برای شما ارائه بدهم.
من در این تاپیک فقط قصد معرفی دنیای وارکرفت رو دارم و اگر شما به دنبال سناریو کامل بازی هستید متاسفانه ناامید خواهید شد.ولی اگر به دنبال داستان اصلی و تاریخچه کهن دنیای وارکرفت هستید این مقاله شما را راضی خواهد کرد.
شروع داستان هم در پست بعدی!!
فقط خواهشم از دوستان این هست که در این تاپیک هیچ پستی نزنید و فقط پست های من در این تاپیک قرار بگیره و اگر کسی سوالی داشت یا بهم PM بدید یا در تاپیک مربوط به وارکرفت بپرسید که من جواب خواهم داد.
Blizzard با بازی Warcraft یک دنیای عظیم و اورجینال (بله اورجینال!بعد از خوندن این مقاله شما هم با من هم عقیده میشید) خلق کرده است که دارای تاریخچه ای عمیق و بزرگ می باشد.
تمام افرادی که با دنیای وارکرفت ارتباط داشتند متوجه شباهت های زیاد بین این دنیا با سرزمین میانه جی.آر.آر تالکین شده اند.همین امر باعث شده که متاسفانه خیلی از گیمر ها و حتی فن های این بازی!! فکر کنند که این دنیا کپی برداری شده و تقلیدی از ارباب حلقه هاست!! و یک دنیا اورجینال نیست.
البته این شباهت ها غیر قابل انکار هستند که البته بی دلیل هم نیست! چون خالق اصلی دنیای وارکزفت کسی نیست جز خود تالکین!
این داستان بر اساس نوشته های خود تالکین است که قصد داشت دنیای خیالی دیگری مانند سرزمین میانه را به تصویر بکشد ولی متاسفانه کوتاهی عمر به او فرصت نداد تا داستان خود را به جایی برساند و تنها به صورت مقدمه ای باقی ماند.
البته دنیای وارکرفت تنها اثر تالکین نبود که مرگ ان را به سرنوشت نیمه کاره بودن محکوم کرد.
یکی دیگر از اثار تالکین کتاب سیلماریلیون بود که در واقع تاریخچه دنیای میانه از آغاز تا پایان یا به عبارتی حدیث نومنور بود که البته به سرنوشت وارکرفت دچار شد...
بعد از مرگ تالکین هواداران تالکین از پسرش یعنی کریستوفر تالکین تقاضا کردند که آثار نیمه کاره پدرش را به اتمام برساند.کریستوفر هم نسبت به کامل کردن کتاب سیلماریلیون علاقه نشان داد و به این ترتیب وظیفه کامل کردن کتاب وارکرفت با توجه به علاقه ای که تالکین پدر به شاگردش ریچارد آی.ناک داشت و با استناد به نامه هایی که تالکین برای او فرستاده بود به عهدی وی گزاشته شد.
تعصب شدیدی که طرفداران نسبت به نوشته های تالکین داشتند مانع از انتشار کتاب نوشته شدی ریچارد ناک شد تا اینکه در سال 1992 شرکت بلیزارد حقوق دیجیتالی این اثر را در اختیار قرار گرفت و با ارائه دادن اثری چنان قوی باعث شد که طرفداران بازی خواهان انتشار کتاب اصلی شوند و به این ترتیب در سال 1999 ناک موفق شد تا کتاب خود را به چاپ برساند.
بعد از خبر ساخته شدن Warcraft 2 ناک از نوشتن سناریو تحمیلی از سوی بلیزارد برای این بازی سر باز زد و نتیجه این شد که کریس متزن و جف گروب این کار را به عهده بگیرند و حتی با حمایت بلیزارد 2 کتاب هم از این دو نفر به چاپ رسید ولی با توجه به کیفیت پایین نوشته های این دو نفر نسبت به کتاب اصلی ناک و خواهش طرفداران خصومت های بین بلیزار و ناک از بین رفت در نتیجه به انتشار سگانه های وارکرفت منجر شد.
بعد از Warcraft 2 سال هاست که نسخه های جدید تری از این بازی روانه بازار میشوند و بلیزارد با عرضه کتاب ها و کمیک های مختلف و از همه مهم تر خلق یک دنیای مجازی Online برای این بازی داستان وارکرفت را چنان گسترده و عمیق کرده است که شاید روزی تالکین نیز قادر به تصور ان نبود.
بی شک مقاله نوشته شده توسط کامل کامل نیست و حتی کامل هم نخواهد شد!! چون گستردگی این دنیا به قدری زیاد و رو به رشد است که ذکر آن در چندین و چند صفحه امکان پذیر نیست ولی من سعی خواهم کرد یک منبع کامل و قوی از داستان برای شما ارائه بدهم.
من در این تاپیک فقط قصد معرفی دنیای وارکرفت رو دارم و اگر شما به دنبال سناریو کامل بازی هستید متاسفانه ناامید خواهید شد.ولی اگر به دنبال داستان اصلی و تاریخچه کهن دنیای وارکرفت هستید این مقاله شما را راضی خواهد کرد.
شروع داستان هم در پست بعدی!!
فقط خواهشم از دوستان این هست که در این تاپیک هیچ پستی نزنید و فقط پست های من در این تاپیک قرار بگیره و اگر کسی سوالی داشت یا بهم PM بدید یا در تاپیک مربوط به وارکرفت بپرسید که من جواب خواهم داد.
آخرین ویرایش:

. اما کیل جیدن اماده ورود به این دنیاست . آرتاس به بلیزر میگه که اشبرینگر کلید از بین بردن کتاب و بستن پرتال هست . بلیزر هم با فداکاری و از خود گذشتن پرتال رو میبنده . در آخر هم لیچ کینگ دوباره میاد و به آرتاس میگه ما با هم پیمان بستیم و آرتاس دوباره میره سمت فراستمورن و با لیچ یکی میشه 
