تاریخچه بازی Hitman قسمت اول
تاریخچه بازی Hitman قسمت پایانی
Hitman: Codename 47 اولين بازي براي شروع سري به ياد ماندني هيتمن مي باشد كه توسط شركت بازي سازي دانماركي IO Interactive ساخته شده و شركت Eidos Interactive اين بازي را در سال 2000 براي پلتفرم Microsoft Windows منتشر كرده و تنها در انحصار پلتفرم كهنه كار PC مي باشد ؛ و با اين حال اين بازي بيش از ششصد هزار نسخه فروش رفته!
داستان بازي بر روي مأمور كاركشته اين سري Agent 47 تمركز دارد فردي كه لقب قاتل خاموش را به خود اختصاص داده ، مامور 47 پس از جرياناتي به استخدام سازمان International Contract Agencyكه يك سازمان اروپايي مي باشددر مي آيد, كه اين سازمان ، یک سازمان نا مشروع و پنهان است که سرویس های قتل و مزدوری را میسرو تامین می سازد.
مأموريت هايي كه وي انجام مي دهد در مكانهاي متفاوتي مي باشد و به گونه اي اين مأمور در حال سفر بين كشورها و شهر هاي كلمبيا ، مجارستان ، هنگ كنگ ، و هلند مي باشد و البته اين را هم ناگفته نماند كه طعمه هاي اين مأمور از بين افراد سابقه دار و مجرمان خطرناك دنيا مي باشد و او اين وظيفه را به عهده گرفته تا نقش يك ناجي ! را بازي كند (ناجي اي كه خود نياز به نجات دارد!!)
داستان بازي در يك بيمارستان شروع مي شود جايي كه مأمور 47 در آن قرار دارد او پس از بيدار شدن توسط صدايي كه از يك بلندگو شنيده مي شود به توانايي ها و قابليت هاي خود پي مي برد و از طرفي هم اين صدا شما را در چگونگي پيشبرد مراحل ياري مي كند و دستوراتي منجله عبور از موانع ، تعويض لباس و مواردي ديگر به شما مي دهد تا شما بتوانيد به راحتي با بازي ارتباط برقرار كنيد و اين مرحله را كه حكم مرحله آموزشي را دارد را بگذرانيد و با قابليت هاي اين مأمور آشنايي كامل پيدا كنيد تا در مرحل بعد كه ديگر از راهنمايي هاي اين چنيني خبري نخواهد بود بتوانيد كنار بياييد و به راحتي زمام امور را در دست بگيريد.
او در بيمارستان هيچ چيزي از گذشته خود به ياد ندارد و حتي اسم خود را هم از باركدي كه پشت سرش هك شده انتخاب مي كند و پس از كشتن دو نگهبان كه در بيمارستان هستند از آنجا فرار كرده و به دنبال گذشته خود مي رود پس از فرار 47 از بيمارستان فردي را كه در بلندگو صداي او شنيده مي شود را مي بينيد كه خنده اي با معني مي زند به گونه اي كه انگار اين فرد همين قصد را داشته كه 47 از بيمارستان فرار كند و فرار او نقشه اي از قبل تعيين شده باشد.
پس از فرار 47 از بيمارستان وي به دنبال گذشته خود مي ورد تا بلكه اطلاعاتي از گذشته اش بدست بياورد كه سرگرداني وي يك سال به طول مي انجامد او در طي يك سال به تنها شغلي كه بلد است مي پردازد و در كنار اين شغل شريف!در صدد يافتن اطلاعاتي از گذشته خود هم هست تا اينكه يك سال بعد سازمان ICA وي را به عنوان قاتلي قراردادي استخدام مي كند.
او در اين سازمان مأموريت هاي خود را از منشي شركت Diana Burnwood كه تنها رابط او در بازي مي باشد مي گيرد او اين وظيفه را بر عهده دارد كه در نقاطي از كره زمين چهار تن از خطرناكترين مجرمان را ترور كند كه اين مجرمان كه هدف هاي اصلي در اين بازي هستند به اين شرح مي باشند:Lee Hong فرمانده گروهاژدهاي قرمز در هنگکنگ، Pablo Belisario Ochoaقاچاقچی ومواد فروش معروف کلمبیایی ،Franz Fuchs تروریست اتریشی ،ArkadijJegorov اسلحهفروش و قاچاقچی مهمات و اسلحه.
گرچه اين چهار تبَه كار در اقسا نقاط جهان هستند اما با يكديگر ارتباط هايي دارند هنگامي متوجه اين ارتباط مي شويد كه وارد عمل شده و به دنبال اين مجرمان برويد و در طي مأموريت هايتان از طرف ساير خلافكاران نامه هايي دريافت مي كنيد كه اين نامه هاي به مرور اطلاعات زيادي از هدف هاي اصلي به شما مي دهد و اين اطلاعات است كه باعث مي شود به ارتباط اين چهار هدف به هم پي ببريد و بدانيد كه اين چهار نفر زماني از لژيونرهاي خارجي فرانسوي بودند علاوه بر اين اطلاعاتي ديگري بدست مي آوريد كه مهمترين آنها دوستي اين چهار تن با پرفسور اورت ماير(Ort-Meyer)مي باشد در اينجاست كه مسئله كمي پيچيده تر مي شود و 47 به دنبال چگونگي ارتباط اين چهارتن با دكتر اورت ماير مي رود و در حين مأموريت هايش سرنخ هايي بدست مي آورد و سرانجام ديانا به او مي فهماند كه كسي كه سفارش قتل چهارتن را داده همان اورت ماير است و حالا از او پس از كشتن آن چهار تن به دنبال پنجمين و آخرين مأموريت اصلي مي رود به عنوان آخرين مأموريت مي خواهد كه فرد ديگري را كه در يك آسايشگاه واقع در روماني را به قتل برساند كه اين فرد بخت برگشته دكتر Odon Kovacs نام دارد .
پس از دريافت هشدار از سوي ديانا او درصدد ملاقات با دكتر اورت ماير بر مي آيد و به سراغ وي مي رود در هنگام مواجه شدن با دكتر اورت ماير متوجه مي شود كه وي همان صاحب صداست كه در ابتداي بازي و در بيمارستان به او كمك كرد كه از بيمارستان فرار كند و اورت ماير براي نجات جان خود سريعاً پليس را خبر كرده و مأموران ويژه سريعاً وارد عمل شده و مانع از به قتل رساندن اورت ماير بدست 47 مي شوند و 47 كه چاره اي جز مخفي شدن ندارد به شيوه ي خودش از آنجا مي گريزد و به دنبال آخرين هدف راهي مي شود تا بلكه اطلاعاتي بدست آورد .
پس از كشتن دكتر Odon لباس وي را به تن كرده و با کمک مامور Smithکسی که درآسایشگاه نگهداری می شد,مامور 47 توانست یک آزمایشگاه غیر طبیعی تحت نفوذبیمارستان کشف کند او پس از اينكه وارد وارد آزمايشگاه سِرّي واقع در بيمارستان مي شود و به ماهيت واقعي خود پي مي برد او متوجه مي شود كه يك انسان همنوع سازي شده مي باشد كه عوامل وراثتي وي متعلق به همان چهارتني(Lee Hong, Pablo Ochoa, Franz Fuchs, Arkadij Jegorov) مي باشد كه آنها را به قتل رسانده و همچنين از DNA دكتر اورت ماير نيز براي كلون سازي وي هم استفاده شده و در واقع مي فهمد كه محصول آزمايش هاي DNA اورت ماير است و او را با تركيب پنج DNA از بزرگترين قاتلان دنيا كلون كرده است و مي فهمد كه دكتر Odon نيز از سران اين پروژه ي شبيه سازي بوده و اورت ماير در صدد بود كه تمامي سران اين پروژه را به قتل برساند كه تا حدودي موفق شد.(حالا چرا تا حدودي ادامه را دنبال كنيد)
47 پس از فهميدن ماهيت اصلي خود در صدد كشتن اورت ماير برمي آيد تا به اين كابوس خاتمه دهد و اورت ماير كه متوجه اين موضوع شده بود گروه ديگري از افراد كلن شده با نام 48 را براي دفاع از خود احضار مي كند اما تمامي اين دسته كلون شده از لحاظ فكري معيوب بوده و به گونه اي كه بايد عمل نمي كنند و در نتيجه تمامي آنها بدست 47 كشته مي شوند و 47 وارد اتاق دكتر اورت ماير مي شود.
در اينجا شما دو انتخاب داريد اينكه دكتر را بكشيد يا نه و اين انتخاب شما پايان بازي را تعيين خواهد كرد.
پس از ورود به اتاق دكتر اورت ماير او شما را با يكي از مأموران 48 اشتباه مي گيرد و شما در اين لحظه فرصت داريد كه او را بكشيد وگرنه او شما را شناخته و با يك شات گان شما را به ديار باقي مي فرستد!
اما اگر سريع وارد عمل شده و او را بكشيد او بر روي زمين افتاده و به عنوان آخرين جمله اي مي گويد كه "من حتي فرزند خود را هم نشناختم"و 47 گردن او را به طرزي جالب مي شكند و به زندگي وي خاتمه مي دهد.(به اين دليل تا حدودي!!)
در سال 2002 نسخه دوم اين بازي يعني دو سال پس از انتشار نسخه اول منتشر شد اين نسخه نيز مانند نسخه ي قبلي در نوع خود شاهكار بود و توانست انتظارات را برآورده كند همچنين اين نسخه دچار اندكي تغييرات شده بود كه از مهمترين تغييرات جالب افزايش تعداد زيادي اسلحه و قابليت ذخيره بازي البته به صورت محدود كه باز هم با اين وجود موجب شده بود تا روند بازي بسيار بهبود يابد و يكي ديگر از نكات جديد ميزان شك محافظين به شما بود و هوش مصنوعي آنان به ميزان زيادي افزايش يافته بود و با كوچكترين حركت غير عادي از طرف شما واكنش نشان مي دادند.
اين بازي با نام Hitman 2: Silent Assassin و توسط كمپاني IO Interactive ساخته و براي پلتفرم هاي Microsoft Windows, PlayStation 2, Xbox و GameCubeمنتشر شده و تا اول آوريل 2009 حدود 3.7 ميليون نسخه فروش داشته!
نسخه دوم نيز پس از جريانات نسخه اول(Hitman: Codename 47) آغاز مي شود و در ابتدا شاهد حضور 47 در يك كليسا واقع در سيسيل ايتاليا مي باشيد.
مأمور 47 تروريست مشهور ديگر آن قاتل خاموش نيست و به انزوا روي آورده و در كليسا مشغول باغباني مي باشد او در اينجا مي خواهد كه به هويت واقعي و انساني خود پي ببرد و طالب صلح مي باشد و ديگر آن قاتل خونسردي كه بدون هيچ گونه حس ترحمي انسان ها را مي كشت خبري نيست او در كليسا با كمك پدر روحاني صومعه ويتوريو مشغول گذران زندگي مي باشد و بدون دريافت هيچ گونه مزدي در آنجا مشغول به كار مي شود تا اينكه افرادي پدر ويتوريو را مي ربايند و آدم ربايان براي آزادي وي 500 هزار دلار در طي دو روز از و مطالبه مي كنند و 47 هم كه آه در بساط ندارد و از طرفي هم پدر ويتوريو كسي كه به اون به عنوان يك پدر و مربي و يك دوست واقعي نگاه مي كرد در خطر مرگ قرار داشت و او اولين كسي بود كه به او اعتماد كامل داشت بنابراين چاره اي جز روي آوردن به كارهاي گذشته ندارد و پس به اجبار بار ديگر 47 تبديل به همان فرد سابق اما با كمي ترحم باز مي گردد .
او براي اينكه بتواند سريعتر پول درخواستي را بدست آورد باري ديگر با سازمان ICA تماس مي گيرد كه موجب تعجب سران اين سازمان مي شود چرا كه آنها فكر مي كردند كه 47 در آخرين مأموريت توسط ساير كلون ها كشته شده ، در هر حال اين سازمان به فرد كار كشته اي مانند 47 نياز دارند و باري ديگر شما شاهد حضور ديانا مي شويد وي همانند سابق اطلاعاتي از هدف هاي 47 را كه از بين افراد مجرم هستند را به او مي دهد و 47 سريعاً دست به كار مي شود تا با انجام رساندن مأموريت ها سازمان ICA تجهيزات و نيروهاي لازم را در اختيار او بگذارد تا او بتواند پدر ويتوريو را كه اسير يك باند مافيايي شده را آزاد نمايد كه سركرده اين باند Giuseppe Guilliano نام دارد پس از دانستن اين موضوع به دنبال اطلاعات بيشتر از مكان پدر ويتوريو مي فهمد كه او در يك زندان واقع در ويلاي Borghese زنداني است ، بنابراين وارد عمل شده و با شيوه ي مخصوص به خود به اين ويلا نفوذ مي كند و طي كشمكش هايي سركده باند Giuseppe را مي كشد اما در يافتن ويتوريو عاجز مي ماند چرا كه او در زنداني كه در قصر بود نمي باشد و او را به جايي ديگر منتقل كرده اند از طرفي همانطور كه در قرار داد بين 47 و سازمان ICA درج شده بود سازمان ICA به مفاد قرار داد عمل كرده بود و بنابراين ديگر 47 نمي توانست كه از سازمان كمك بگيرد بنابراين در صدد بستن قرار دادي ديگر با سازمان بر مي آيد و سازمان كه از كار كردن با 47 رضايت كامل دارد با كمال ميل قرار دادي ديگر را با 47 تنظيم مي كند و در ازاي انجام مأموريت هاي مورد نظر توسط 47 سازمان در يافتن پدر ويتوريو وي را كمك خواهند كرد اما اينبار مأموريت هاي وي سخت تر شده و اين مأموريت ها در كشورهاي مختلف انجام مي گيرد و 47 كه چاره اي جز قبول كردن ندارد مي پذيرد و باري ديگر ديانا وارد ماجرا مي شود تا اطلاعات تكميلي در مورد اهداف وي را به او بدهد.
مأموريت هاي او در كشورهاي مختلفي از جمله روسیه,ژاپن,افغنستان,مالزی و هند انجام مي پذيرد.
او در اين مأموريت ها پي به ارتباط تك تك افراد با هم مي شود افرادي كه او آنها را مي كشند به گونه اي به يكديگر ربط دارند و او به دنبال اين ارتباط متوجه مي شود كه فردي روسي پشت اين قضيه پنهان شده كه آن فرد سرگي زاورتكوف(Sergei Zavorotko)نام دارد ؛ سرگي رهبر قاچاقچيان روسي مي باشد و اوست كه پدر ويتوريو را مي دزدد و از طرفي اين فرد با سازمان روابطي دارد و يكي از مشتريان اصلي اين سازمان است و اهدافي را كه او تعيين مي كند را 47 نابود مي نمايد و اين افرادي كساني هستند كه از يك كلاهك اتمي كه به تازگي خريداري شده با خبر بودند و بنابراين سرگي براي بدست آوردن اين كلاهك هسته اي بايد رقيبان را از ميان بردارد و به راحتي اين كلاهك هسته اي را بدزدد و براي اينكه بتواند بدون سر و صدا كار خود را انجام بدهد به يكي از بهترين ها نياز دارد و بنابراين 47 را ارجح تر از همه تشخيص داده و با ربودن تنها دوست وي او را وارد بازي خود مي كند تا با دزديدن اين كلاهك هسته اي آنرا به قيمتي گزاف به تروريست ها بفروشد.
در پايان بازي معلوم مي شود كه سرگي برادر بوريس زاوروتكوف يا همان Arkadij Jegorov مي باشد (اگر يادتان باشد او يكي از همان افرادي مي باشد كه از DNA وي براي كلون 47 استفاده شده)
پس از اين او به دنبال اختفاي وي كه واقع در يكي از كليساهاي سيسل مي باشد مي رود و در آنجا با كشتن سرگي پدر ويتوريو را نجات مي دهد و پس از خروج از محل به سمت صومعه ي پدر ويتوريو رهسپار مي شوند و در آنجا پدر ويتوريو صليب چوبي قديمي را به وي اهدا مي كند و به او مي گويد كه راه درست را انتخاب كن و صلح و آرامش را بياب.
او پس از نگاهي عميق به پدر ويتوريو كليسا را براي هميشه ترك مي كند او در كنار در چوبي شكسته شده مي ايستد و به فكر فرو مي رود و متوجه اين موضوع مي شود كه او هيچ گاه آرامش واقعي را پيدا نكرده و هيچ گاه نمي تواند به اين آرامش برسد بنابراين او به زندگي سابق خود و در نقش يك هيتمن باز مي گردد...
اميدوارم كه لذت برده باشيد و اين داستان ادامه دارد...
يا علي.
تاریخچه بازی Hitman قسمت پایانی
Hitman: Codename 47 اولين بازي براي شروع سري به ياد ماندني هيتمن مي باشد كه توسط شركت بازي سازي دانماركي IO Interactive ساخته شده و شركت Eidos Interactive اين بازي را در سال 2000 براي پلتفرم Microsoft Windows منتشر كرده و تنها در انحصار پلتفرم كهنه كار PC مي باشد ؛ و با اين حال اين بازي بيش از ششصد هزار نسخه فروش رفته!
داستان بازي بر روي مأمور كاركشته اين سري Agent 47 تمركز دارد فردي كه لقب قاتل خاموش را به خود اختصاص داده ، مامور 47 پس از جرياناتي به استخدام سازمان International Contract Agencyكه يك سازمان اروپايي مي باشددر مي آيد, كه اين سازمان ، یک سازمان نا مشروع و پنهان است که سرویس های قتل و مزدوری را میسرو تامین می سازد.
مأموريت هايي كه وي انجام مي دهد در مكانهاي متفاوتي مي باشد و به گونه اي اين مأمور در حال سفر بين كشورها و شهر هاي كلمبيا ، مجارستان ، هنگ كنگ ، و هلند مي باشد و البته اين را هم ناگفته نماند كه طعمه هاي اين مأمور از بين افراد سابقه دار و مجرمان خطرناك دنيا مي باشد و او اين وظيفه را به عهده گرفته تا نقش يك ناجي ! را بازي كند (ناجي اي كه خود نياز به نجات دارد!!)
داستان بازي در يك بيمارستان شروع مي شود جايي كه مأمور 47 در آن قرار دارد او پس از بيدار شدن توسط صدايي كه از يك بلندگو شنيده مي شود به توانايي ها و قابليت هاي خود پي مي برد و از طرفي هم اين صدا شما را در چگونگي پيشبرد مراحل ياري مي كند و دستوراتي منجله عبور از موانع ، تعويض لباس و مواردي ديگر به شما مي دهد تا شما بتوانيد به راحتي با بازي ارتباط برقرار كنيد و اين مرحله را كه حكم مرحله آموزشي را دارد را بگذرانيد و با قابليت هاي اين مأمور آشنايي كامل پيدا كنيد تا در مرحل بعد كه ديگر از راهنمايي هاي اين چنيني خبري نخواهد بود بتوانيد كنار بياييد و به راحتي زمام امور را در دست بگيريد.
او در بيمارستان هيچ چيزي از گذشته خود به ياد ندارد و حتي اسم خود را هم از باركدي كه پشت سرش هك شده انتخاب مي كند و پس از كشتن دو نگهبان كه در بيمارستان هستند از آنجا فرار كرده و به دنبال گذشته خود مي رود پس از فرار 47 از بيمارستان فردي را كه در بلندگو صداي او شنيده مي شود را مي بينيد كه خنده اي با معني مي زند به گونه اي كه انگار اين فرد همين قصد را داشته كه 47 از بيمارستان فرار كند و فرار او نقشه اي از قبل تعيين شده باشد.
پس از فرار 47 از بيمارستان وي به دنبال گذشته خود مي ورد تا بلكه اطلاعاتي از گذشته اش بدست بياورد كه سرگرداني وي يك سال به طول مي انجامد او در طي يك سال به تنها شغلي كه بلد است مي پردازد و در كنار اين شغل شريف!در صدد يافتن اطلاعاتي از گذشته خود هم هست تا اينكه يك سال بعد سازمان ICA وي را به عنوان قاتلي قراردادي استخدام مي كند.
او در اين سازمان مأموريت هاي خود را از منشي شركت Diana Burnwood كه تنها رابط او در بازي مي باشد مي گيرد او اين وظيفه را بر عهده دارد كه در نقاطي از كره زمين چهار تن از خطرناكترين مجرمان را ترور كند كه اين مجرمان كه هدف هاي اصلي در اين بازي هستند به اين شرح مي باشند:Lee Hong فرمانده گروهاژدهاي قرمز در هنگکنگ، Pablo Belisario Ochoaقاچاقچی ومواد فروش معروف کلمبیایی ،Franz Fuchs تروریست اتریشی ،ArkadijJegorov اسلحهفروش و قاچاقچی مهمات و اسلحه.
گرچه اين چهار تبَه كار در اقسا نقاط جهان هستند اما با يكديگر ارتباط هايي دارند هنگامي متوجه اين ارتباط مي شويد كه وارد عمل شده و به دنبال اين مجرمان برويد و در طي مأموريت هايتان از طرف ساير خلافكاران نامه هايي دريافت مي كنيد كه اين نامه هاي به مرور اطلاعات زيادي از هدف هاي اصلي به شما مي دهد و اين اطلاعات است كه باعث مي شود به ارتباط اين چهار هدف به هم پي ببريد و بدانيد كه اين چهار نفر زماني از لژيونرهاي خارجي فرانسوي بودند علاوه بر اين اطلاعاتي ديگري بدست مي آوريد كه مهمترين آنها دوستي اين چهار تن با پرفسور اورت ماير(Ort-Meyer)مي باشد در اينجاست كه مسئله كمي پيچيده تر مي شود و 47 به دنبال چگونگي ارتباط اين چهارتن با دكتر اورت ماير مي رود و در حين مأموريت هايش سرنخ هايي بدست مي آورد و سرانجام ديانا به او مي فهماند كه كسي كه سفارش قتل چهارتن را داده همان اورت ماير است و حالا از او پس از كشتن آن چهار تن به دنبال پنجمين و آخرين مأموريت اصلي مي رود به عنوان آخرين مأموريت مي خواهد كه فرد ديگري را كه در يك آسايشگاه واقع در روماني را به قتل برساند كه اين فرد بخت برگشته دكتر Odon Kovacs نام دارد .
پس از دريافت هشدار از سوي ديانا او درصدد ملاقات با دكتر اورت ماير بر مي آيد و به سراغ وي مي رود در هنگام مواجه شدن با دكتر اورت ماير متوجه مي شود كه وي همان صاحب صداست كه در ابتداي بازي و در بيمارستان به او كمك كرد كه از بيمارستان فرار كند و اورت ماير براي نجات جان خود سريعاً پليس را خبر كرده و مأموران ويژه سريعاً وارد عمل شده و مانع از به قتل رساندن اورت ماير بدست 47 مي شوند و 47 كه چاره اي جز مخفي شدن ندارد به شيوه ي خودش از آنجا مي گريزد و به دنبال آخرين هدف راهي مي شود تا بلكه اطلاعاتي بدست آورد .
پس از كشتن دكتر Odon لباس وي را به تن كرده و با کمک مامور Smithکسی که درآسایشگاه نگهداری می شد,مامور 47 توانست یک آزمایشگاه غیر طبیعی تحت نفوذبیمارستان کشف کند او پس از اينكه وارد وارد آزمايشگاه سِرّي واقع در بيمارستان مي شود و به ماهيت واقعي خود پي مي برد او متوجه مي شود كه يك انسان همنوع سازي شده مي باشد كه عوامل وراثتي وي متعلق به همان چهارتني(Lee Hong, Pablo Ochoa, Franz Fuchs, Arkadij Jegorov) مي باشد كه آنها را به قتل رسانده و همچنين از DNA دكتر اورت ماير نيز براي كلون سازي وي هم استفاده شده و در واقع مي فهمد كه محصول آزمايش هاي DNA اورت ماير است و او را با تركيب پنج DNA از بزرگترين قاتلان دنيا كلون كرده است و مي فهمد كه دكتر Odon نيز از سران اين پروژه ي شبيه سازي بوده و اورت ماير در صدد بود كه تمامي سران اين پروژه را به قتل برساند كه تا حدودي موفق شد.(حالا چرا تا حدودي ادامه را دنبال كنيد)
47 پس از فهميدن ماهيت اصلي خود در صدد كشتن اورت ماير برمي آيد تا به اين كابوس خاتمه دهد و اورت ماير كه متوجه اين موضوع شده بود گروه ديگري از افراد كلن شده با نام 48 را براي دفاع از خود احضار مي كند اما تمامي اين دسته كلون شده از لحاظ فكري معيوب بوده و به گونه اي كه بايد عمل نمي كنند و در نتيجه تمامي آنها بدست 47 كشته مي شوند و 47 وارد اتاق دكتر اورت ماير مي شود.
در اينجا شما دو انتخاب داريد اينكه دكتر را بكشيد يا نه و اين انتخاب شما پايان بازي را تعيين خواهد كرد.
پس از ورود به اتاق دكتر اورت ماير او شما را با يكي از مأموران 48 اشتباه مي گيرد و شما در اين لحظه فرصت داريد كه او را بكشيد وگرنه او شما را شناخته و با يك شات گان شما را به ديار باقي مي فرستد!
اما اگر سريع وارد عمل شده و او را بكشيد او بر روي زمين افتاده و به عنوان آخرين جمله اي مي گويد كه "من حتي فرزند خود را هم نشناختم"و 47 گردن او را به طرزي جالب مي شكند و به زندگي وي خاتمه مي دهد.(به اين دليل تا حدودي!!)
در سال 2002 نسخه دوم اين بازي يعني دو سال پس از انتشار نسخه اول منتشر شد اين نسخه نيز مانند نسخه ي قبلي در نوع خود شاهكار بود و توانست انتظارات را برآورده كند همچنين اين نسخه دچار اندكي تغييرات شده بود كه از مهمترين تغييرات جالب افزايش تعداد زيادي اسلحه و قابليت ذخيره بازي البته به صورت محدود كه باز هم با اين وجود موجب شده بود تا روند بازي بسيار بهبود يابد و يكي ديگر از نكات جديد ميزان شك محافظين به شما بود و هوش مصنوعي آنان به ميزان زيادي افزايش يافته بود و با كوچكترين حركت غير عادي از طرف شما واكنش نشان مي دادند.
اين بازي با نام Hitman 2: Silent Assassin و توسط كمپاني IO Interactive ساخته و براي پلتفرم هاي Microsoft Windows, PlayStation 2, Xbox و GameCubeمنتشر شده و تا اول آوريل 2009 حدود 3.7 ميليون نسخه فروش داشته!
نسخه دوم نيز پس از جريانات نسخه اول(Hitman: Codename 47) آغاز مي شود و در ابتدا شاهد حضور 47 در يك كليسا واقع در سيسيل ايتاليا مي باشيد.
مأمور 47 تروريست مشهور ديگر آن قاتل خاموش نيست و به انزوا روي آورده و در كليسا مشغول باغباني مي باشد او در اينجا مي خواهد كه به هويت واقعي و انساني خود پي ببرد و طالب صلح مي باشد و ديگر آن قاتل خونسردي كه بدون هيچ گونه حس ترحمي انسان ها را مي كشت خبري نيست او در كليسا با كمك پدر روحاني صومعه ويتوريو مشغول گذران زندگي مي باشد و بدون دريافت هيچ گونه مزدي در آنجا مشغول به كار مي شود تا اينكه افرادي پدر ويتوريو را مي ربايند و آدم ربايان براي آزادي وي 500 هزار دلار در طي دو روز از و مطالبه مي كنند و 47 هم كه آه در بساط ندارد و از طرفي هم پدر ويتوريو كسي كه به اون به عنوان يك پدر و مربي و يك دوست واقعي نگاه مي كرد در خطر مرگ قرار داشت و او اولين كسي بود كه به او اعتماد كامل داشت بنابراين چاره اي جز روي آوردن به كارهاي گذشته ندارد و پس به اجبار بار ديگر 47 تبديل به همان فرد سابق اما با كمي ترحم باز مي گردد .
او براي اينكه بتواند سريعتر پول درخواستي را بدست آورد باري ديگر با سازمان ICA تماس مي گيرد كه موجب تعجب سران اين سازمان مي شود چرا كه آنها فكر مي كردند كه 47 در آخرين مأموريت توسط ساير كلون ها كشته شده ، در هر حال اين سازمان به فرد كار كشته اي مانند 47 نياز دارند و باري ديگر شما شاهد حضور ديانا مي شويد وي همانند سابق اطلاعاتي از هدف هاي 47 را كه از بين افراد مجرم هستند را به او مي دهد و 47 سريعاً دست به كار مي شود تا با انجام رساندن مأموريت ها سازمان ICA تجهيزات و نيروهاي لازم را در اختيار او بگذارد تا او بتواند پدر ويتوريو را كه اسير يك باند مافيايي شده را آزاد نمايد كه سركرده اين باند Giuseppe Guilliano نام دارد پس از دانستن اين موضوع به دنبال اطلاعات بيشتر از مكان پدر ويتوريو مي فهمد كه او در يك زندان واقع در ويلاي Borghese زنداني است ، بنابراين وارد عمل شده و با شيوه ي مخصوص به خود به اين ويلا نفوذ مي كند و طي كشمكش هايي سركده باند Giuseppe را مي كشد اما در يافتن ويتوريو عاجز مي ماند چرا كه او در زنداني كه در قصر بود نمي باشد و او را به جايي ديگر منتقل كرده اند از طرفي همانطور كه در قرار داد بين 47 و سازمان ICA درج شده بود سازمان ICA به مفاد قرار داد عمل كرده بود و بنابراين ديگر 47 نمي توانست كه از سازمان كمك بگيرد بنابراين در صدد بستن قرار دادي ديگر با سازمان بر مي آيد و سازمان كه از كار كردن با 47 رضايت كامل دارد با كمال ميل قرار دادي ديگر را با 47 تنظيم مي كند و در ازاي انجام مأموريت هاي مورد نظر توسط 47 سازمان در يافتن پدر ويتوريو وي را كمك خواهند كرد اما اينبار مأموريت هاي وي سخت تر شده و اين مأموريت ها در كشورهاي مختلف انجام مي گيرد و 47 كه چاره اي جز قبول كردن ندارد مي پذيرد و باري ديگر ديانا وارد ماجرا مي شود تا اطلاعات تكميلي در مورد اهداف وي را به او بدهد.
مأموريت هاي او در كشورهاي مختلفي از جمله روسیه,ژاپن,افغنستان,مالزی و هند انجام مي پذيرد.
او در اين مأموريت ها پي به ارتباط تك تك افراد با هم مي شود افرادي كه او آنها را مي كشند به گونه اي به يكديگر ربط دارند و او به دنبال اين ارتباط متوجه مي شود كه فردي روسي پشت اين قضيه پنهان شده كه آن فرد سرگي زاورتكوف(Sergei Zavorotko)نام دارد ؛ سرگي رهبر قاچاقچيان روسي مي باشد و اوست كه پدر ويتوريو را مي دزدد و از طرفي اين فرد با سازمان روابطي دارد و يكي از مشتريان اصلي اين سازمان است و اهدافي را كه او تعيين مي كند را 47 نابود مي نمايد و اين افرادي كساني هستند كه از يك كلاهك اتمي كه به تازگي خريداري شده با خبر بودند و بنابراين سرگي براي بدست آوردن اين كلاهك هسته اي بايد رقيبان را از ميان بردارد و به راحتي اين كلاهك هسته اي را بدزدد و براي اينكه بتواند بدون سر و صدا كار خود را انجام بدهد به يكي از بهترين ها نياز دارد و بنابراين 47 را ارجح تر از همه تشخيص داده و با ربودن تنها دوست وي او را وارد بازي خود مي كند تا با دزديدن اين كلاهك هسته اي آنرا به قيمتي گزاف به تروريست ها بفروشد.
در پايان بازي معلوم مي شود كه سرگي برادر بوريس زاوروتكوف يا همان Arkadij Jegorov مي باشد (اگر يادتان باشد او يكي از همان افرادي مي باشد كه از DNA وي براي كلون 47 استفاده شده)
پس از اين او به دنبال اختفاي وي كه واقع در يكي از كليساهاي سيسل مي باشد مي رود و در آنجا با كشتن سرگي پدر ويتوريو را نجات مي دهد و پس از خروج از محل به سمت صومعه ي پدر ويتوريو رهسپار مي شوند و در آنجا پدر ويتوريو صليب چوبي قديمي را به وي اهدا مي كند و به او مي گويد كه راه درست را انتخاب كن و صلح و آرامش را بياب.
او پس از نگاهي عميق به پدر ويتوريو كليسا را براي هميشه ترك مي كند او در كنار در چوبي شكسته شده مي ايستد و به فكر فرو مي رود و متوجه اين موضوع مي شود كه او هيچ گاه آرامش واقعي را پيدا نكرده و هيچ گاه نمي تواند به اين آرامش برسد بنابراين او به زندگي سابق خود و در نقش يك هيتمن باز مي گردد...
اميدوارم كه لذت برده باشيد و اين داستان ادامه دارد...
يا علي.

