به مناسبت 10 سالگی Bloodborne

voldmort

AʙʏsSw̶ᴀʟᴋεЯ
کاربر فعال
به افتخار 10 سال جنون، خون و هانترهای گمشده در کابوس!


IMG_20250324_112107.jpg


ده سال از زمانی که برای اولین بار پای هانترها به خیابان‌های مه‌گرفته و نفرین‌شده‌ی یارنام باز شد می‌گذره!
جایی که بین بوی خون و وحشت، حقیقتی پیچیده از جنون و اراده دفن شده بود. از اولین قدم‌های لرزانمون در کلینیک Iosefka تا زمانی که به عمق کابوس‌های منسیس فرو رفتیم، بلادبورن فقط یک بازی نبود، یک تجربه بود؛ تجربه‌ای که مرزهای ترس و اشتیاق رو در هم کوبید.
از نخستین برخوردمون با Cleric Beast که غرشش دل هر تازه‌واردی رو خالی می‌کرد، تا زمانی که زیر نور ماه پالیده و چشم‌های خالی از احساس روم شروع به زمزمه کردیم، هر لحظه‌اش پر از مبارزه با خودمون بود. وقتی گسکوئین دیوانه در میان قبرها فریاد زد و چهره‌اش به کابوس وحشیان پیوست، فهمیدیم که اینجا چیزی بیشتر از یک شکار ساده در جریان است.
اینجا سرزمین نفرین‌هاست!
سرزمینی که در اون، هر کس که دنبال "پالایش" می‌گرده، باید اول به اعماق جنونش فرو بره.

بلادبورن قصه‌ی شکسته شدن اراده‌ی انسانه؛ قصه‌ی تلاش بی‌وقفه برای پیدا کردن جوابی که هرگز داده نمی‌شه. از حیاط‌های ساکت Upper Cathedral Ward تا دخمه‌های خفقان‌آور Chalice Dungeon، همه جا پر از نشانه‌هایی بود که فقط اونایی که از مرز جنون عبور کردن، می‌فهمیدن.
باس‌هایی که به‌جای قهرمان، کابوس‌های دفن‌شده بودن!
از ابهت بی‌رحمانه‌ی Gehrman، که شاید پدر هانترها بود، تا Orphan of Kos، که گریه‌های دردناک و انتقامش از جنس حقیقت بود.


هانتر بودن در بلادبورن یعنی مردن، یعنی شکستن، یعنی زانو زدن مقابل ناشناخته‌ها و باز هم برخاستن، چون امیدی به رهایی نیست.
تو این دنیا، خشم و ضعف، ایمان و شک، همه یکجا جمع شدن.
ما نه فقط برای خون، بلکه برای فهمیدن جنونی که یارنام رو بلعیده بود، قدم زدیم؛ برای دیدن حقیقت پشت نقاب‌های "Great Ones"، برای فهمیدن اینکه شاید "Pale Blood" چیزی جز یک توهم نباشه!

ده سال گذشت، ولی هنوز وقتی صدای گریه‌ی بچه‌ی نامیرا توی Mergo's Loft می‌پیچه، قلبمون می‌لرزه. هنوز وقتی که Moon Presence پایین میاد و چشماش توی سیاهی می‌درخشه، حس می‌کنیم که بخشی از کابوس‌های یارنام همیشه تو وجودمونه. بلادبورن هیچ‌وقت کهنه نمی‌شه، چون هر بار که برمی‌گردیم، یه تکه دیگه از جنون خودمون رو توش پیدا می‌کنیم.


به افتخار بلادبورن؛ به افتخار هانترهایی که مرگ رو شکست دادن و به دیوانگی سلام کردن
به افتخار همه‌ی کسانی که کابوس رو دیدن و تسلیم نشدن.
به افتخار ده سال خون، کابوس و حقیقت‌های از یاد رفته!

Fear the old blood
 
ولی جدی من داشتم فکر می کردم خارج از بلادبورن بازی ای داریم که وحشت سبک لاوکرفت رو تو این سطح کیفی یا نزدیکش پیاده کرده باشه؟
این که رسما حس کنی تو یه محیط آشنا با یه موجودیت کاملا بیگانه و خارج از درکت طرفی

به نظرم این با اختلاف خفن ترین دستاورد بازی بعد این همه ساله و برای همینه که با این که از حیث گیم پلی و گرافیک، بقیه بازی های فرام نسبت بهش پیشرفت کردن، هنوز این قدر اثر خاص و دوست داشتنی و مخوفیه
 
ولی جدی من داشتم فکر می کردم خارج از بلادبورن بازی ای داریم که وحشت سبک لاوکرفت رو تو این سطح کیفی یا نزدیکش پیاده کرده باشه؟
این که رسما حس کنی تو یه محیط آشنا با یه موجودیت کاملا بیگانه و خارج از درکت طرفی

به نظرم این با اختلاف خفن ترین دستاورد بازی بعد این همه ساله و برای همینه که با این که از حیث گیم پلی و گرافیک، بقیه بازی های فرام نسبت بهش پیشرفت کردن، هنوز این قدر اثر خاص و دوست داشتنی و مخوفیه
قطعا بهترین و بزرگترین عنوان AAAیی که از ویژگیهای لاوکرفت برای اتمسفرش استفاده کرده بلادبورنه ، بدون شک.
یه لول پایینتر از بلادبورن هم به نظرم Dishonoredها هستن.

ولی بهترین بازیهایی که هم به لور لاوکرفت میپردازن و هم خیلی وفادارن هستن و من بازی کردم به نظرم یکیش Sinking City هست و اون یکی هم Dredge.
اون کثولو قدیمیه رو هم بازی کردم و واقعا اوایلش فوق العادست ولی از یه جایی به بعد عملا رزیدنت ایول میشه و نهایتا به نظرم بین طرفدارهای لاوکرفت اورریتده.
بازیهای ایندی رو که در نظر بگیریم خیلی عناوین باکیفیت بیشتری هم داریم.

ولی کلا باهات موافقم بلادبورن به دلیل بزرگی و اینکه پلیرهای زیادی که اون رو بازی کردن اگه نگیم مهمترین ولی حتما بین دو یا سه تا عنوان برتره که از عناصر لاوکرفت درش به درستی استفاده شده.
لاوکرفت خیلی هم با سبک سولزبورن/سولزلایک هماهنگه و بقولی عقدشون رو تو آسمونها بستن.
نمیدونم چرا مابقی استودیوها توی بازیهاشون کمتر روی این تم سرمایه گذاری میکنن.
 
قطعا بهترین و بزرگترین عنوان AAAیی که از ویژگیهای لاوکرفت برای اتمسفرش استفاده کرده بلادبورنه ، بدون شک.
یه لول پایینتر از بلادبورن هم به نظرم Dishonoredها هستن.

ولی بهترین بازیهایی که هم به لور لاوکرفت میپردازن و هم خیلی وفادارن هستن و من بازی کردم به نظرم یکیش Sinking City هست و اون یکی هم Dredge.
اون کثولو قدیمیه رو هم بازی کردم و واقعا اوایلش فوق العادست ولی از یه جایی به بعد عملا رزیدنت ایول میشه و نهایتا به نظرم بین طرفدارهای لاوکرفت اورریتده.
بازیهای ایندی رو که در نظر بگیریم خیلی عناوین باکیفیت بیشتری هم داریم.

ولی کلا باهات موافقم بلادبورن به دلیل بزرگی و اینکه پلیرهای زیادی که اون رو بازی کردن اگه نگیم مهمترین ولی حتما بین دو یا سه تا عنوان برتره که از عناصر لاوکرفت درش به درستی استفاده شده.
لاوکرفت خیلی هم با سبک سولزبورن/سولزلایک هماهنگه و بقولی عقدشون رو تو آسمونها بستن.
نمیدونم چرا مابقی استودیوها توی بازیهاشون کمتر روی این تم سرمایه گذاری میکنن.

بالدورز گيت و كلا سرى D&D هم يه نيمچه وحشت كيهانى دارن.
 
خوشحالم که بحث ترس کیهانی شکل گرفت!
کاملا درسته، وحشت کیهانی یا ترس لاوکرفتی یکی از المان‌های اصلی بلادبورنه و کاملا توی طراحی دنیا، داستان و دشمن‌های بازی دیده می‌شه
این سبک که از H.P. Lovecraft الهام گرفته شده، بر پایه‌ی ترس از ناشناخته‌ها، موجودات عظیم و غیرقابل درک، و ضعف انسان در برابر کیهان بی‌انتها شکل گرفته.

حالا میریم سراغ ویژگی‌های وحشت کیهانی در Bloodborne


1. دانش ممنوعه و جنون:
در بازی، هرچی بیشتر درباره‌ی حقیقت دنیا و Great Ones (موجودات کیهانی) بدونی، بیشتر به جنون کشیده می‌شی. درست مثل داستان‌های لاوکرفت، جایی که درک حقیقت باعث دیوانگی می‌شه.

2. موجودات غیرقابل درک:
از Amygdala گرفته تا Kos و Moon Presence، همه‌ی این موجودات فراتر از درک بشرن
طراحی این هیولاها هم خیلی شبیه توصیف‌های لاوکرفت از خدایان ناشناخته و بیگانه س


3. ترس از ناشناخته ها:

بر خلاف وحشت سنتی که روی جامپ‌اسکرها و هیولاهای کلاسیک تمرکز داره، وحشت کیهانی روی حس اضطراب و بی‌پناهی تمرکز داره.
فضای تاریک، معماری عجیب یارنام و حس اینکه همیشه موجوداتی فراتر از درک ما در حال تماشا کردن هستن، کاملاً این حس رو القا می‌کنه!


4. بینش (Insight) و ارتباط با واقعیت دیگر:
مکانیزم Insight در بازی، همون درک تدریجی حقیقتیه که توی آثار لاوکرفت باعث جنون می‌شه!!
وقتی Insight بالاتر می‌ره، موجودات پنهان دیده می‌شن، صداهایی که قبلاً وجود نداشتن شنیده می‌شن، و دنیا تغییر می‌کنه.


5. سرنوشت اجتناب‌ناپذیر:
توی وحشت لاوکرفتی، معمولاً سرنوشت شخصیت‌ها از قبل مهر شده.
هر چقدر که تلاش کنی، باز هم در مقابل قدرت‌های کیهانی هیچ شانسی نداری. در بلادبورن هم پایان‌ها نشون میده که هر انتخابی که بکنی، باز هم تحت تأثیر قدرت‌هایی هستی که هیچ کنترلی روشون نداری.

پ.ن: خلاصه اینکه کاملا درسته، بلادبورن یکی از بهترین بازی‌ها در سبک وحشت کیهانیه (از دید من بهترین) و کاملاً حس و حال داستان‌های لاوکرفت رو زنده می‌کنه
 
خوشحالم که بحث ترس کیهانی شکل گرفت!
کاملا درسته، وحشت کیهانی یا ترس لاوکرفتی یکی از المان‌های اصلی بلادبورنه و کاملا توی طراحی دنیا، داستان و دشمن‌های بازی دیده می‌شه
این سبک که از H.P. Lovecraft الهام گرفته شده، بر پایه‌ی ترس از ناشناخته‌ها، موجودات عظیم و غیرقابل درک، و ضعف انسان در برابر کیهان بی‌انتها شکل گرفته.

حالا میریم سراغ ویژگی‌های وحشت کیهانی در Bloodborne


1. دانش ممنوعه و جنون:
در بازی، هرچی بیشتر درباره‌ی حقیقت دنیا و Great Ones (موجودات کیهانی) بدونی، بیشتر به جنون کشیده می‌شی. درست مثل داستان‌های لاوکرفت، جایی که درک حقیقت باعث دیوانگی می‌شه.

2. موجودات غیرقابل درک:
از Amygdala گرفته تا Kos و Moon Presence، همه‌ی این موجودات فراتر از درک بشرن
طراحی این هیولاها هم خیلی شبیه توصیف‌های لاوکرفت از خدایان ناشناخته و بیگانه س


3. ترس از ناشناخته ها:

بر خلاف وحشت سنتی که روی جامپ‌اسکرها و هیولاهای کلاسیک تمرکز داره، وحشت کیهانی روی حس اضطراب و بی‌پناهی تمرکز داره.
فضای تاریک، معماری عجیب یارنام و حس اینکه همیشه موجوداتی فراتر از درک ما در حال تماشا کردن هستن، کاملاً این حس رو القا می‌کنه!


4. بینش (Insight) و ارتباط با واقعیت دیگر:
مکانیزم Insight در بازی، همون درک تدریجی حقیقتیه که توی آثار لاوکرفت باعث جنون می‌شه!!
وقتی Insight بالاتر می‌ره، موجودات پنهان دیده می‌شن، صداهایی که قبلاً وجود نداشتن شنیده می‌شن، و دنیا تغییر می‌کنه.


5. سرنوشت اجتناب‌ناپذیر:
توی وحشت لاوکرفتی، معمولاً سرنوشت شخصیت‌ها از قبل مهر شده.
هر چقدر که تلاش کنی، باز هم در مقابل قدرت‌های کیهانی هیچ شانسی نداری. در بلادبورن هم پایان‌ها نشون میده که هر انتخابی که بکنی، باز هم تحت تأثیر قدرت‌هایی هستی که هیچ کنترلی روشون نداری.

پ.ن: خلاصه اینکه کاملا درسته، بلادبورن یکی از بهترین بازی‌ها در سبک وحشت کیهانیه (از دید من بهترین) و کاملاً حس و حال داستان‌های لاوکرفت رو زنده می‌کنه
کدوم کتابش رو پیشنهاد میدی برای خوندن؟ ترجمه فارسی
 
الان هنوز تو سروراش کسی هست بخوام شروع کنم؟
پ.ن: من اومدم قبلا با دارک سولز ریمسترد بازیهای میازاکی شروع کنم که صاف شدم...البته تجربه شیرینی بود. ولی خب حتما میدونید چی میگم آدم صاف میشه و هیچ وقت تمومش نکردم تا جایی که یه آهنگر رو میبینیم رفتم.
الانم بین این و دمون سولز ریمیک موندم.
دنیای دارک سولز و دمون سولز که قرون وسطی ای هست بیشتر از دنیای تریپ رنسانس-ویکتوریایی بلاد بورن میپسندم
پ.ن۲: این بار البته اریج میزنم که دیگه به زورم شده تمومش کنم... فقط اگه تو آنلاین اینها کسی باشه کمک کنه خوبه تو دارک سولز واقعا نمیشد تنهایی.
 
  • Like
Reactions: Destro
الان هنوز تو سروراش کسی هست بخوام شروع کنم؟
پ.ن: من اومدم قبلا با دارک سولز ریمسترد بازیهای میازاکی شروع کنم که صاف شدم...البته تجربه شیرینی بود. ولی خب حتما میدونید چی میگم آدم صاف میشه و هیچ وقت تمومش نکردم تا جایی که یه آهنگر رو میبینیم رفتم.
الانم بین این و دمون سولز ریمیک موندم.
دنیای دارک سولز و دمون سولز که قرون وسطی ای هست بیشتر از دنیای تریپ رنسانس-ویکتوریایی بلاد بورن میپسندم
پ.ن۲: این بار البته اریج میزنم که دیگه به زورم شده تمومش کنم... فقط اگه تو آنلاین اینها کسی باشه کمک کنه خوبه تو دارک سولز واقعا نمیشد تنهایی.
بلادبورن رو خیلی بیشتر از دیمون و دارک سول می‌پسندم . من کاملا تک‌نفره تجربش کردم .
فضا سازی شهر در بلادبورن و گرافیک هنری و فضای دارک در این بازی رو نمیشه در هیچ عنوان دیگه ای تجربه کرد .
دیمون سولز کوتاه تر از اونهای دیگه هست و فاصله بونفایرهاش زیاده
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or